~8 min read • Updated Feb 8, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Part 11



1) advertise


معنی فارسی: تبلیغ کردن


The company decided to advertise on social media to reach younger customers.

ترجمه: شرکت تصمیم گرفت برای رسیدن به مشتریان جوان‌تر در شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کند.


They advertised the new product during a popular TV show.

ترجمه: آن‌ها محصول جدید را در طول یک برنامه تلویزیونی محبوب تبلیغ کردند.


Many brands advertise heavily before the holiday season.

ترجمه: بسیاری از برندها قبل از فصل تعطیلات به‌شدت تبلیغ می‌کنند.




2) aware


معنی فارسی: آگاه، مطلع


She wasn’t aware of the changes in the schedule.

ترجمه: او از تغییرات برنامه آگاه نبود.


Be aware that this process may take several hours.

ترجمه: آگاه باش که این فرایند ممکن است چندین ساعت طول بکشد.


He suddenly became aware of someone following him.

ترجمه: او ناگهان متوجه شد کسی او را دنبال می‌کند.




3) battery


معنی فارسی: باتری


The battery died in the middle of the meeting.

ترجمه: باتری وسط جلسه تمام شد.


You should replace the battery before it leaks.

ترجمه: باید قبل از اینکه نشت کند باتری را عوض کنی.


The phone’s battery lasts longer after the update.

ترجمه: باتری گوشی بعد از به‌روزرسانی بیشتر دوام می‌آورد.




4) black


معنی فارسی: سیاه


He bought a black jacket for the winter trip.

ترجمه: او برای سفر زمستانی یک کت سیاه خرید.


The room became completely black when the lights went out.

ترجمه: وقتی چراغ‌ها خاموش شد اتاق کاملاً سیاه شد.


Black clothes absorb more heat in the sun.

ترجمه: لباس‌های سیاه در آفتاب گرمای بیشتری جذب می‌کنند.




5) city


معنی فارسی: شهر


The city is known for its modern architecture.

ترجمه: این شهر به معماری مدرنش معروف است.


Living in a big city can be both exciting and stressful.

ترجمه: زندگی در یک شهر بزرگ می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم پراسترس باشد.


The city council approved the new transportation plan.

ترجمه: شورای شهر طرح جدید حمل‌ونقل را تصویب کرد.




6) clean


معنی فارسی: تمیز، تمیز کردن


She spent the whole afternoon cleaning the kitchen.

ترجمه: او تمام بعدازظهر را صرف تمیز کردن آشپزخانه کرد.


The air feels much cleaner after the rain.

ترجمه: هوا بعد از باران بسیار تمیزتر به نظر می‌رسد.


Please clean your shoes before entering the house.

ترجمه: لطفاً قبل از ورود به خانه کفش‌هایت را تمیز کن.




7) country


معنی فارسی: کشور


The country is facing major economic challenges.

ترجمه: کشور با چالش‌های اقتصادی بزرگی روبه‌رو است.


Each country has its own cultural traditions.

ترجمه: هر کشور سنت‌های فرهنگی مخصوص به خود را دارد.


They traveled across the country by train.

ترجمه: آن‌ها با قطار سراسر کشور را سفر کردند.




8) develop


معنی فارسی: توسعه دادن، پیشرفت کردن


The company is developing a new security system.

ترجمه: شرکت در حال توسعه یک سیستم امنیتی جدید است.


Children develop language skills at different speeds.

ترجمه: کودکان مهارت‌های زبانی را با سرعت‌های متفاوتی توسعه می‌دهند.


He developed a strong interest in astronomy.

ترجمه: او علاقهٔ شدیدی به نجوم پیدا کرد.




9) electric


معنی فارسی: برقی، الکتریکی


Electric vehicles are becoming more affordable.

ترجمه: خودروهای برقی در حال مقرون‌به‌صرفه‌تر شدن هستند.


The electric heater stopped working last night.

ترجمه: بخاری برقی دیشب از کار افتاد.


They installed an electric fence around the property.

ترجمه: آن‌ها یک حصار برقی دور ملک نصب کردند.




10) eventually


معنی فارسی: در نهایت، سرانجام


After months of hard work, she eventually completed her project.

ترجمه: پس از ماه‌ها تلاش، او سرانجام پروژه‌اش را کامل کرد.


They eventually agreed to the terms of the contract.

ترجمه: آن‌ها در نهایت با شرایط قرارداد موافقت کردند.


The storm eventually passed, leaving the streets flooded.

ترجمه: طوفان سرانجام گذشت و خیابان‌ها را آب‌گرفته باقی گذاشت.




11) fact


معنی فارسی: حقیقت، واقعیت


It’s a fact that regular exercise improves mental health.

ترجمه: این یک حقیقت است که ورزش منظم سلامت روان را بهبود می‌دهد.


The fact remains that we need more time.

ترجمه: حقیقت این است که ما به زمان بیشتری نیاز داریم.


He refused to accept the fact that he was wrong.

ترجمه: او از پذیرفتن این حقیقت که اشتباه کرده بود خودداری کرد.




12) glass


معنی فارسی: شیشه، لیوان


The glass shattered when it hit the floor.

ترجمه: شیشه وقتی به زمین خورد خرد شد.


She poured the juice into a tall glass.

ترجمه: او آبمیوه را در یک لیوان بلند ریخت.


The museum displays ancient glass artifacts.

ترجمه: موزه آثار شیشه‌ای باستانی را به نمایش می‌گذارد.




13) history


معنی فارسی: تاریخ


History teaches us valuable lessons about human behavior.

ترجمه: تاریخ درس‌های ارزشمندی دربارهٔ رفتار انسان به ما می‌آموزد.


She is studying the history of ancient civilizations.

ترجمه: او تاریخ تمدن‌های باستانی را مطالعه می‌کند.


The event became a significant moment in history.

ترجمه: آن رویداد به لحظه‌ای مهم در تاریخ تبدیل شد.




14) nature


معنی فارسی: طبیعت


Spending time in nature helps reduce stress.

ترجمه: وقت گذراندن در طبیعت به کاهش استرس کمک می‌کند.


The beauty of nature inspired many artists.

ترجمه: زیبایی طبیعت الهام‌بخش بسیاری از هنرمندان بود.


Nature plays a crucial role in maintaining ecological balance.

ترجمه: طبیعت نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی دارد.




15) never


معنی فارسی: هرگز


He never imagined that he would win the competition.

ترجمه: او هرگز تصور نمی‌کرد مسابقه را ببرد.


I will never agree to those conditions.

ترجمه: من هرگز با آن شرایط موافقت نخواهم کرد.


She never forgets important dates.

ترجمه: او هرگز تاریخ‌های مهم را فراموش نمی‌کند.




16) people


معنی فارسی: مردم


People often underestimate the power of small habits.

ترجمه: مردم اغلب قدرت عادت‌های کوچک را دست‌کم می‌گیرند.


Many people attended the conference despite the weather.

ترجمه: با وجود هوا، افراد زیادی در کنفرانس شرکت کردند.


People are becoming more aware of environmental issues.

ترجمه: مردم نسبت به مسائل محیط‌زیستی آگاه‌تر می‌شوند.




17) plastic


معنی فارسی: پلاستیک


Plastic waste is a major environmental concern.

ترجمه: زبالهٔ پلاستیکی یک نگرانی بزرگ محیط‌زیستی است.


The container is made of durable plastic.

ترجمه: ظرف از پلاستیک بادوام ساخته شده است.


They are trying to reduce the use of single-use plastic.

ترجمه: آن‌ها در تلاش‌اند استفاده از پلاستیک یک‌بارمصرف را کاهش دهند.




18) problem


معنی فارسی: مشکل


The main problem is that we don’t have enough data.

ترجمه: مشکل اصلی این است که دادهٔ کافی نداریم.


They worked together to solve the complex problem.

ترجمه: آن‌ها برای حل مشکل پیچیده با هم کار کردند.


The problem became worse after the system update.

ترجمه: مشکل بعد از به‌روزرسانی سیستم بدتر شد.




19) street


معنی فارسی: خیابان


The street was blocked due to construction work.

ترجمه: خیابان به دلیل عملیات ساخت‌وساز مسدود شده بود.


They walked down the street looking for a taxi.

ترجمه: آن‌ها در خیابان قدم زدند و دنبال تاکسی می‌گشتند.


The street lights turned on as the sun set.

ترجمه: با غروب خورشید چراغ‌های خیابان روشن شدند.




20) think


معنی فارسی: فکر کردن


I think the project will take longer than we originally planned.

ترجمه: فکر می‌کنم پروژه بیشتر از آنچه ابتدا برنامه‌ریزی کرده بودیم طول بکشد.


She thinks carefully before responding to difficult questions.

ترجمه: او قبل از پاسخ دادن به سؤال‌های دشوار با دقت فکر می‌کند.


Many people think that technology will reshape the future of education.

ترجمه: بسیاری از مردم فکر می‌کنند فناوری آیندهٔ آموزش را دگرگون خواهد کرد.



Written & researched by Dr. Shahin Siami