Coding 4000 Essential English Words – Part 11
1) advertise
معنی فارسی: تبلیغ کردن
The company decided to advertise on social media to reach younger customers.
ترجمه: شرکت تصمیم گرفت برای رسیدن به مشتریان جوانتر در شبکههای اجتماعی تبلیغ کند.
They advertised the new product during a popular TV show.
ترجمه: آنها محصول جدید را در طول یک برنامه تلویزیونی محبوب تبلیغ کردند.
Many brands advertise heavily before the holiday season.
ترجمه: بسیاری از برندها قبل از فصل تعطیلات بهشدت تبلیغ میکنند.
2) aware
معنی فارسی: آگاه، مطلع
She wasn’t aware of the changes in the schedule.
ترجمه: او از تغییرات برنامه آگاه نبود.
Be aware that this process may take several hours.
ترجمه: آگاه باش که این فرایند ممکن است چندین ساعت طول بکشد.
He suddenly became aware of someone following him.
ترجمه: او ناگهان متوجه شد کسی او را دنبال میکند.
3) battery
معنی فارسی: باتری
The battery died in the middle of the meeting.
ترجمه: باتری وسط جلسه تمام شد.
You should replace the battery before it leaks.
ترجمه: باید قبل از اینکه نشت کند باتری را عوض کنی.
The phone’s battery lasts longer after the update.
ترجمه: باتری گوشی بعد از بهروزرسانی بیشتر دوام میآورد.
4) black
معنی فارسی: سیاه
He bought a black jacket for the winter trip.
ترجمه: او برای سفر زمستانی یک کت سیاه خرید.
The room became completely black when the lights went out.
ترجمه: وقتی چراغها خاموش شد اتاق کاملاً سیاه شد.
Black clothes absorb more heat in the sun.
ترجمه: لباسهای سیاه در آفتاب گرمای بیشتری جذب میکنند.
5) city
معنی فارسی: شهر
The city is known for its modern architecture.
ترجمه: این شهر به معماری مدرنش معروف است.
Living in a big city can be both exciting and stressful.
ترجمه: زندگی در یک شهر بزرگ میتواند هم هیجانانگیز و هم پراسترس باشد.
The city council approved the new transportation plan.
ترجمه: شورای شهر طرح جدید حملونقل را تصویب کرد.
6) clean
معنی فارسی: تمیز، تمیز کردن
She spent the whole afternoon cleaning the kitchen.
ترجمه: او تمام بعدازظهر را صرف تمیز کردن آشپزخانه کرد.
The air feels much cleaner after the rain.
ترجمه: هوا بعد از باران بسیار تمیزتر به نظر میرسد.
Please clean your shoes before entering the house.
ترجمه: لطفاً قبل از ورود به خانه کفشهایت را تمیز کن.
7) country
معنی فارسی: کشور
The country is facing major economic challenges.
ترجمه: کشور با چالشهای اقتصادی بزرگی روبهرو است.
Each country has its own cultural traditions.
ترجمه: هر کشور سنتهای فرهنگی مخصوص به خود را دارد.
They traveled across the country by train.
ترجمه: آنها با قطار سراسر کشور را سفر کردند.
8) develop
معنی فارسی: توسعه دادن، پیشرفت کردن
The company is developing a new security system.
ترجمه: شرکت در حال توسعه یک سیستم امنیتی جدید است.
Children develop language skills at different speeds.
ترجمه: کودکان مهارتهای زبانی را با سرعتهای متفاوتی توسعه میدهند.
He developed a strong interest in astronomy.
ترجمه: او علاقهٔ شدیدی به نجوم پیدا کرد.
9) electric
معنی فارسی: برقی، الکتریکی
Electric vehicles are becoming more affordable.
ترجمه: خودروهای برقی در حال مقرونبهصرفهتر شدن هستند.
The electric heater stopped working last night.
ترجمه: بخاری برقی دیشب از کار افتاد.
They installed an electric fence around the property.
ترجمه: آنها یک حصار برقی دور ملک نصب کردند.
10) eventually
معنی فارسی: در نهایت، سرانجام
After months of hard work, she eventually completed her project.
ترجمه: پس از ماهها تلاش، او سرانجام پروژهاش را کامل کرد.
They eventually agreed to the terms of the contract.
ترجمه: آنها در نهایت با شرایط قرارداد موافقت کردند.
The storm eventually passed, leaving the streets flooded.
ترجمه: طوفان سرانجام گذشت و خیابانها را آبگرفته باقی گذاشت.
11) fact
معنی فارسی: حقیقت، واقعیت
It’s a fact that regular exercise improves mental health.
ترجمه: این یک حقیقت است که ورزش منظم سلامت روان را بهبود میدهد.
The fact remains that we need more time.
ترجمه: حقیقت این است که ما به زمان بیشتری نیاز داریم.
He refused to accept the fact that he was wrong.
ترجمه: او از پذیرفتن این حقیقت که اشتباه کرده بود خودداری کرد.
12) glass
معنی فارسی: شیشه، لیوان
The glass shattered when it hit the floor.
ترجمه: شیشه وقتی به زمین خورد خرد شد.
She poured the juice into a tall glass.
ترجمه: او آبمیوه را در یک لیوان بلند ریخت.
The museum displays ancient glass artifacts.
ترجمه: موزه آثار شیشهای باستانی را به نمایش میگذارد.
13) history
معنی فارسی: تاریخ
History teaches us valuable lessons about human behavior.
ترجمه: تاریخ درسهای ارزشمندی دربارهٔ رفتار انسان به ما میآموزد.
She is studying the history of ancient civilizations.
ترجمه: او تاریخ تمدنهای باستانی را مطالعه میکند.
The event became a significant moment in history.
ترجمه: آن رویداد به لحظهای مهم در تاریخ تبدیل شد.
14) nature
معنی فارسی: طبیعت
Spending time in nature helps reduce stress.
ترجمه: وقت گذراندن در طبیعت به کاهش استرس کمک میکند.
The beauty of nature inspired many artists.
ترجمه: زیبایی طبیعت الهامبخش بسیاری از هنرمندان بود.
Nature plays a crucial role in maintaining ecological balance.
ترجمه: طبیعت نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی دارد.
15) never
معنی فارسی: هرگز
He never imagined that he would win the competition.
ترجمه: او هرگز تصور نمیکرد مسابقه را ببرد.
I will never agree to those conditions.
ترجمه: من هرگز با آن شرایط موافقت نخواهم کرد.
She never forgets important dates.
ترجمه: او هرگز تاریخهای مهم را فراموش نمیکند.
16) people
معنی فارسی: مردم
People often underestimate the power of small habits.
ترجمه: مردم اغلب قدرت عادتهای کوچک را دستکم میگیرند.
Many people attended the conference despite the weather.
ترجمه: با وجود هوا، افراد زیادی در کنفرانس شرکت کردند.
People are becoming more aware of environmental issues.
ترجمه: مردم نسبت به مسائل محیطزیستی آگاهتر میشوند.
17) plastic
معنی فارسی: پلاستیک
Plastic waste is a major environmental concern.
ترجمه: زبالهٔ پلاستیکی یک نگرانی بزرگ محیطزیستی است.
The container is made of durable plastic.
ترجمه: ظرف از پلاستیک بادوام ساخته شده است.
They are trying to reduce the use of single-use plastic.
ترجمه: آنها در تلاشاند استفاده از پلاستیک یکبارمصرف را کاهش دهند.
18) problem
معنی فارسی: مشکل
The main problem is that we don’t have enough data.
ترجمه: مشکل اصلی این است که دادهٔ کافی نداریم.
They worked together to solve the complex problem.
ترجمه: آنها برای حل مشکل پیچیده با هم کار کردند.
The problem became worse after the system update.
ترجمه: مشکل بعد از بهروزرسانی سیستم بدتر شد.
19) street
معنی فارسی: خیابان
The street was blocked due to construction work.
ترجمه: خیابان به دلیل عملیات ساختوساز مسدود شده بود.
They walked down the street looking for a taxi.
ترجمه: آنها در خیابان قدم زدند و دنبال تاکسی میگشتند.
The street lights turned on as the sun set.
ترجمه: با غروب خورشید چراغهای خیابان روشن شدند.
20) think
معنی فارسی: فکر کردن
I think the project will take longer than we originally planned.
ترجمه: فکر میکنم پروژه بیشتر از آنچه ابتدا برنامهریزی کرده بودیم طول بکشد.
She thinks carefully before responding to difficult questions.
ترجمه: او قبل از پاسخ دادن به سؤالهای دشوار با دقت فکر میکند.
Many people think that technology will reshape the future of education.
ترجمه: بسیاری از مردم فکر میکنند فناوری آیندهٔ آموزش را دگرگون خواهد کرد.