~13 min read · Updated Sep 14, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 11 (Advanced)

201) admission

معنی فارسی: اعتراف

Officials finally made an admission that internal documents had contradicted for years.

ترجمه: مقامات سرانجام اعترافی کردند که اسناد داخلی سال‌ها با آن در تضاد بود.

Analysts warned that markets rarely forgive a delayed admission of risks previously denied.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت اعتراف تأخیری به ریسک‌هایی را که پیش‌تر انکار شده بود، می‌بخشند.

Historians note the treaty's quiet admission of past wrongs proved more consequential than its formal, public provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اعتراف آرام پیمان به اشتباهات گذشته پرپیامدتر از بندهای رسمی و عمومی‌اش اثبات شد.


202) astronomy

معنی فارسی: نجوم

Analysts joked that predicting the crisis required something closer to astronomy than conventional economic modeling.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند پیش‌بینی این بحران به چیزی نزدیک‌تر به نجوم نیاز داشت تا مدل‌سازی اقتصادی متعارف.

Officials invested heavily in astronomy-scale infrastructure projects whose returns proved considerably more modest than promised.

ترجمه: مقامات به‌شدت در پروژه‌های زیرساختی در مقیاس نجومی سرمایه‌گذاری کردند که بازدهشان بسیار متواضع‌تر از وعده اثبات شد.

Historians note the treaty's negotiators occasionally referenced astronomy to illustrate how distant genuine reconciliation once seemed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیمان گاهی به نجوم اشاره می‌کردند تا نشان دهند آشتی واقعی زمانی چقدر دور به نظر می‌رسید.


203) blame

معنی فارسی: مقصر دانستن

Officials blamed external factors for a crisis that internal assessments attributed largely to domestic policy failures.

ترجمه: مقامات عوامل خارجی را برای بحرانی مقصر دانستند که ارزیابی‌های داخلی عمدتاً به شکست‌های سیاست داخلی نسبت می‌دادند.

Analysts warned against blaming any single actor for a collapse that reflected systemic, widespread institutional failure.

ترجمه: تحلیلگران در برابر مقصر دانستن هر بازیگر واحدی برای فروپاشی‌ای که شکست نهادی سیستمی و گسترده را منعکس می‌کرد، هشدار دادند.

Historians note both nations blamed each other for a conflict whose actual origins proved considerably more complicated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هر دو ملت یکدیگر را برای درگیری‌ای مقصر دانستند که خاستگاه واقعی‌اش به‌مراتب پیچیده‌تر اثبات شد.


204) chemistry

معنی فارسی: شیمی

Analysts described the negotiating team's chemistry as decisive in reaching an agreement few thought achievable.

ترجمه: تحلیلگران شیمی تیم مذاکره‌کننده را تعیین‌کننده در رسیدن به توافقی که کمتر کسی فکر می‌کرد قابل‌دستیابی است، توصیف کردند.

Officials warned that reform required more than technical chemistry; it demanded genuine political will.

ترجمه: مقامات هشدار دادند اصلاحات به بیش از شیمی فنی نیاز دارد؛ به اراده سیاسی واقعی نیاز است.

Historians note the diplomats' personal chemistry occasionally mattered more than either government's formal position.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شیمی شخصی دیپلمات‌ها گاهی بیش از موضع رسمی هر دولت اهمیت داشت.


205) despite

معنی فارسی: با وجود

Officials proceeded with reform despite warnings from analysts who considered the timing genuinely reckless.

ترجمه: مقامات با اصلاحات پیش رفتند با وجود هشدارهایی از تحلیلگرانی که زمان‌بندی را واقعاً بی‌پروا می‌دانستند.

Analysts warned that markets remained fragile despite reassuring statements officials repeated in public.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها با وجود بیانیه‌های اطمینان‌بخشی که مقامات علناً تکرار می‌کردند، شکننده باقی ماندند.

Historians note the treaty endured despite predictions that it would collapse within its first difficult year.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان با وجود پیش‌بینی‌هایی که فروپاشی در سخت‌ترین سال اولش را نشان می‌داد، دوام آورد.


206) dinosaur

معنی فارسی: دایناسور

Analysts described the outdated regulatory framework as a dinosaur unable to address genuinely modern risks.

ترجمه: تحلیلگران چارچوب نظارتی منسوخ را دایناسوری ناتوان از پرداختن به ریسک‌های واقعاً مدرن توصیف کردند.

Critics dismissed the reform as a dinosaur, built on assumptions long since disproven by newer evidence.

ترجمه: منتقدان این اصلاحات را دایناسوری رد کردند که بر فرضیاتی بنا شده بود که مدت‌ها با شواهد جدیدتر رد شده بود.

Historians note the institution operated like a dinosaur, resistant to change even as its environment shifted dramatically.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این نهاد مانند دایناسوری عمل می‌کرد، مقاوم در برابر تغییر حتی زمانی که محیطش به‌طور چشمگیری تغییر کرد.


207) exhibit

معنی فارسی: نشان دادن

Officials exhibited confidence publicly while internal assessments described considerably greater private uncertainty.

ترجمه: مقامات علناً اعتماد به نفس نشان دادند در حالی که ارزیابی‌های داخلی عدم قطعیت خصوصی به‌مراتب بیشتری را توصیف می‌کرد.

Analysts warned that markets exhibiting extreme volatility often signal risks few models had adequately anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که نوسان شدید نشان می‌دهند اغلب نشانهٔ ریسک‌هایی است که کمتر مدلی به‌درستی پیش‌بینی کرده بود.

Historians note negotiators exhibited remarkable patience through talks that repeatedly seemed on the verge of collapse.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان صبر قابل‌توجهی را در طول گفتگوهایی که بارها به‌نظر می‌رسید در آستانهٔ فروپاشی است، نشان دادند.


208) fame

معنی فارسی: شهرت

Officials sought fame for a reform whose actual, lasting benefits proved considerably more modest than advertised.

ترجمه: مقامات به‌دنبال شهرت برای اصلاحاتی بودند که منافع واقعی و پایدارش بسیار متواضع‌تر از تبلیغات اثبات شد.

Analysts warned against confusing temporary fame with genuine, durable institutional credibility.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن شهرت موقت با اعتبار نهادی واقعی و پایدار هشدار دادند.

Historians note the negotiator achieved lasting fame for an agreement few had believed achievable at the outset.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده به شهرت پایداری برای توافقی دست یافت که کمتر کسی در ابتدا آن را قابل‌دستیابی می‌دانست.


209) forecast

معنی فارسی: پیش‌بینی

Analysts warned that the reform's optimistic forecast rested on assumptions considerably more fragile than officials acknowledged.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پیش‌بینی خوش‌بینانهٔ این اصلاحات بر فرضیاتی به‌مراتب شکننده‌تر از آنچه مقامات اذعان کردند، استوار بود.

Officials revised forecasts downward only after mounting evidence made continued optimism genuinely untenable.

ترجمه: مقامات پیش‌بینی‌ها را تنها پس از آنکه شواهد روبه‌رشد خوش‌بینی مداوم را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد، رو به پایین بازبینی کردند.

Historians note contemporary forecasts about the treaty's prospects proved considerably more pessimistic than its actual outcome.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیش‌بینی‌های معاصر دربارهٔ چشم‌انداز پیمان به‌مراتب بدبینانه‌تر از نتیجهٔ واقعی‌اش اثبات شد.


210) genius

معنی فارسی: نبوغ

Analysts credited the negotiator's genius for bridging positions that more confrontational predecessors had found genuinely irreconcilable.

ترجمه: تحلیلگران نبوغ مذاکره‌کننده را مسئول پر کردن مواضعی می‌دانند که اسلاف مقابله‌جوی‌تر واقعاً آشتی‌ناپذیر می‌یافتند.

Critics argued the reform required not genius but simply the political will previous administrations had lacked.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این اصلاحات به نبوغ نیاز نداشت بلکه صرفاً به ارادهٔ سیاسی‌ای که دولت‌های قبلی فاقدش بودند، نیاز داشت.

Historians note the treaty's design reflected genuine diplomatic genius, though its implementation proved considerably harder than its drafting.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند طراحی پیمان نبوغ دیپلماتیک واقعی را منعکس می‌کرد، هرچند اجرایش بسیار دشوارتر از نگارشش اثبات شد.


211) gentle

معنی فارسی: ملایم

Diplomats favored a gentle approach over the confrontational tactics that had repeatedly failed to produce results.

ترجمه: دیپلمات‌ها رویکردی ملایم را بر تاکتیک‌های مقابله‌جویانه‌ای که بارها نتوانسته بودند نتیجه‌ای تولید کنند، ترجیح دادند.

Analysts warned that even gentle policy adjustments could have disproportionate effects on an already fragile economy.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حتی تعدیلات سیاستی ملایم می‌تواند اثرات نامتناسبی بر اقتصادی که پیش‌تر شکننده بود، داشته باشد.

Historians note the negotiator's gentle persistence proved more effective than the aggressive posturing of earlier attempts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پشتکار ملایم مذاکره‌کننده مؤثرتر از موضع‌گیری تهاجمی تلاش‌های پیشین اثبات شد.


212) geography

معنی فارسی: جغرافیا

Analysts warned that the region's difficult geography complicated enforcement of provisions negotiators had carefully designed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند جغرافیای دشوار منطقه اجرای بندهایی را که مذاکره‌کنندگان با دقت طراحی کرده بودند، پیچیده کرد.

Officials cited geography as a genuine constraint, though critics argued political will mattered considerably more.

ترجمه: مقامات به جغرافیا به‌عنوان محدودیتی واقعی استناد کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند اراده سیاسی به‌مراتب بیشتر اهمیت داشت.

Historians note the treaty's boundaries followed geography that later proved far more contested than negotiators anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مرزهای پیمان از جغرافیایی پیروی کرد که بعدها بسیار بیشتر از پیش‌بینی مذاکره‌کنندگان مورد مناقشه قرار گرفت.


213) interfere

معنی فارسی: دخالت کردن

Officials were accused of interfering in matters that independent oversight bodies were meant to handle without political influence.

ترجمه: مقامات متهم شدند در امور نهادهای نظارتی مستقلی که قرار بود بدون نفوذ سیاسی رسیدگی کنند، دخالت کرده‌اند.

Analysts warned that excessive intervention could interfere with market mechanisms already struggling to self-correct.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مداخلهٔ بیش از حد می‌تواند در سازوکارهای بازار که پیش‌تر برای خوداصلاحی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، دخالت کند.

Historians note foreign powers interfered in negotiations in ways contemporaries only partially understood at the time.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند قدرت‌های خارجی به شیوه‌هایی که هم‌عصران در آن زمان تنها تا حدی درک کردند، در مذاکرات دخالت کردند.


214) lightly

معنی فارسی: سبک‌سرانه

Analysts warned against treating structural risks lightly, given how quickly they had escalated in similar past crises.

ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار سبک‌سرانه با ریسک‌های ساختاری، با توجه به اینکه چقدر سریع در بحران‌های مشابه گذشته تشدید یافته بودند، هشدار دادند.

Officials dismissed early warnings lightly, a decision that later proved considerably more costly than anticipated.

ترجمه: مقامات هشدارهای اولیه را سبک‌سرانه رد کردند، تصمیمی که بعدها بسیار پرهزینه‌تر از پیش‌بینی اثبات شد.

Historians note the treaty's harshest critics were, at the time, dismissed too lightly by negotiators confident in their approach.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سرسخت‌ترین منتقدان پیمان در آن زمان بیش از حد سبک‌سرانه توسط مذاکره‌کنندگانی که به رویکردشان مطمئن بودند، رد شدند.


215) principal

معنی فارسی: اصلی

Analysts identified the principal cause of the crisis as regulatory failure rather than any single individual's misconduct.

ترجمه: تحلیلگران علت اصلی بحران را شکست نظارتی به‌جای سوءرفتار هر فرد واحدی شناسایی کردند.

Officials debated who bore principal responsibility for decisions whose consequences extended far beyond their original scope.

ترجمه: مقامات بر سر اینکه چه کسی مسئولیت اصلی تصمیماتی را که پیامدهایش بسیار فراتر از دامنهٔ اصلی‌شان گسترش یافت، بر عهده دارد، بحث کردند.

Historians note the treaty's principal architect received credit that obscured the contributions of many quieter negotiators.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند معمار اصلی پیمان اعتباری دریافت کرد که سهم بسیاری از مذاکره‌کنندگان آرام‌تر را پنهان کرد.


216) row

معنی فارسی: جنجال، دعوا

Analysts described the political row over the reform as more consequential than the policy's actual substance.

ترجمه: تحلیلگران جنجال سیاسی بر سر این اصلاحات را پرپیامدتر از جوهر واقعی سیاست توصیف کردند.

Officials found themselves in a public row that internal documents suggested had been simmering privately for months.

ترجمه: مقامات خود را در جنجالی عمومی یافتند که اسناد داخلی نشان می‌داد ماه‌ها خصوصی در حال جوشیدن بود.

Historians note the diplomatic row nearly derailed talks that had, until then, proceeded with unusual smoothness.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جنجال دیپلماتیک تقریباً گفتگوهایی را که تا آن زمان با روانی غیرمعمولی پیش رفته بود، از مسیر خارج کرد.


217) shelf

معنی فارسی: طاقچه، قفسه

Analysts warned that reforms left on the shelf too long risked losing whatever political momentum they once had.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که بیش از حد روی طاقچه رها شوند خطر از دست دادن هرگونه شتاب سیاسی‌ای که زمانی داشتند را دارند.

Officials shelved findings that internal reviews considered too politically inconvenient to publicly acknowledge.

ترجمه: مقامات یافته‌هایی را که بازبینی‌های داخلی از نظر سیاسی بیش از حد ناخوشایند برای اذعان علنی می‌دانستند، کنار گذاشتند.

Historians note the treaty's more ambitious provisions were quietly shelved once implementation proved genuinely difficult.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جاه‌طلبانه‌ترین بندهای پیمان به محض دشوار اثبات شدن اجرا، آرام کنار گذاشته شد.


218) spite

معنی فارسی: کینه

Analysts warned that decisions made out of spite rather than sound policy rarely produce durable results.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تصمیماتی که از روی کینه به‌جای سیاست درست گرفته می‌شود به‌ندرت نتایج پایدار تولید می‌کند.

Officials denied acting out of spite, though critics argued political retaliation clearly motivated the decision.

ترجمه: مقامات عمل از روی کینه را انکار کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند انتقام سیاسی به‌وضوح این تصمیم را برانگیخته است.

Historians note the treaty's harshest provisions reflected spite as much as any genuine strategic calculation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سخت‌ترین بندهای پیمان کینه را به همان اندازهٔ هر محاسبهٔ استراتژیک واقعی منعکس می‌کرد.


219) super

معنی فارسی: فوق‌العاده

Analysts warned against treating any single super reform as a comprehensive solution to genuinely complex structural problems.

ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با هر اصلاحات فوق‌العادهٔ واحدی همچون راه‌حلی جامع برای مشکلات ساختاری واقعاً پیچیده، هشدار دادند.

Officials described the policy using super, confident language that later evidence considerably undermined.

ترجمه: مقامات این سیاست را با زبانی فوق‌العاده و مطمئن توصیف کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note contemporaries who considered the treaty a super achievement rarely anticipated its far more complicated legacy.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصرانی که پیمان را دستاوردی فوق‌العاده می‌دانستند به‌ندرت میراث پیچیده‌ترش را پیش‌بینی می‌کردند.


220) wet

معنی فارسی: مرطوب، خیس

Analysts described the market as still wet behind the ears, unprepared for volatility this genuinely severe.

ترجمه: تحلیلگران بازار را همچنان خام و ناآماده برای نوسانی چنین واقعاً شدید توصیف کردند.

Officials found themselves in politically wet terrain, unable to secure firm footing on any side of the debate.

ترجمه: مقامات خود را در زمینی سیاسی مرطوب و لغزنده یافتند، ناتوان از یافتن جای پای محکم در هر طرف بحث.

Historians note negotiations occurred during a wet, difficult season that further complicated already strained logistics.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات در فصلی مرطوب و دشوار رخ داد که لجستیک از پیش تحت فشار را بیشتر پیچیده کرد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles