~12 min read · Updated Sep 14, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 13 (Advanced)

241) adequate

معنی فارسی: کافی

Regulators questioned whether existing safeguards were genuinely adequate to prevent risks of this scale.

ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا تدابیر حفاظتی موجود واقعاً برای جلوگیری از ریسک‌هایی در این مقیاس کافی است.

Analysts warned that adequate oversight requires more than occasional audits or superficial compliance checks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نظارت کافی به بیش از حسابرسی‌های گاه‌به‌گاه یا بررسی‌های سطحی انطباق نیاز دارد.

Historians note the treaty's enforcement mechanisms proved inadequate almost immediately after its signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سازوکارهای اجرایی پیمان تقریباً بلافاصله پس از امضایش ناکافی اثبات شد.


242) anxiety

معنی فارسی: اضطراب

Analysts warned that mounting anxiety in markets often precedes corrections few had adequately anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اضطراب روبه‌رشد در بازارها اغلب مقدم بر اصلاحاتی است که کمتر کسی به‌درستی پیش‌بینی کرده بود.

Officials downplayed public anxiety even as internal assessments described considerably greater cause for concern.

ترجمه: مقامات اضطراب عمومی را کم‌اهمیت جلوه دادند حتی در حالی که ارزیابی‌های داخلی دلیل نگرانی به‌مراتب بیشتری را توصیف می‌کرد.

Historians note negotiators worked through genuine anxiety that talks could collapse at any moment.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با اضطراب واقعی از اینکه گفتگوها می‌تواند هر لحظه فروپاشد، کار کردند.


243) army

معنی فارسی: ارتش

Officials deployed the army reluctantly, aware that such action could escalate tensions far beyond intended scope.

ترجمه: مقامات نیروی نظامی را به‌ناچار مستقر کردند، آگاه از اینکه چنین اقدامی می‌تواند تنش‌ها را بسیار فراتر از دامنهٔ مورد نظر تشدید کند.

Analysts warned that reforms lacking an army of committed implementers rarely produce lasting change.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که فاقد ارتشی از مجریان متعهد است، به‌ندرت تغییر پایدار تولید می‌کند.

Historians note the treaty required both armies to withdraw from positions neither had previously been willing to abandon.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان از هر دو ارتش خواست از موقعیت‌هایی که هیچ‌کدام پیش‌تر مایل به رها کردنشان نبودند، عقب‌نشینی کنند.


244) billion

معنی فارسی: میلیارد

Analysts warned that the scandal could ultimately cost investors several billion, a figure officials initially understated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این رسوایی سرانجام می‌تواند چند میلیارد به سرمایه‌گذاران هزینه داشته باشد، رقمی که مقامات در ابتدا کم‌اهمیت جلوه دادند.

Officials allocated billions to reconstruction efforts whose actual distribution later proved deeply contentious.

ترجمه: مقامات میلیاردها را به تلاش‌های بازسازی اختصاص دادند که توزیع واقعی‌شان بعدها به‌شدت جنجالی اثبات شد.

Historians note the treaty's reparations, worth billions, fueled resentment that later conflicts would exploit.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند غرامت‌های پیمان، به ارزش میلیاردها، کینه‌ای را دامن زد که درگیری‌های بعدی از آن بهره‌برداری کردند.


245) carve

معنی فارسی: حکاکی کردن

Analysts warned that the reform would carve deep, lasting divisions within a coalition that had once seemed unified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات شکاف‌های عمیق و پایداری را درون ائتلافی که زمانی متحد به نظر می‌رسید، حکاکی خواهد کرد.

Officials carved out exceptions that critics argued undermined the policy's original, stated purpose.

ترجمه: مقامات استثنائاتی را حکاکی کردند که منتقدان استدلال کردند هدف اصلی و اعلام‌شدهٔ سیاست را تضعیف می‌کند.

Historians note the treaty carved borders that later proved considerably more contested than negotiators anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان مرزهایی را حکاکی کرد که بعدها بسیار بیشتر از پیش‌بینی مذاکره‌کنندگان مورد مناقشه قرار گرفت.


246) consult

معنی فارسی: مشورت کردن

Officials failed to consult experts whose warnings might have prevented the crisis's most damaging consequences.

ترجمه: مقامات در مشورت با کارشناسانی که هشدارهایشان می‌توانست از پرپیامدترین پیامدهای بحران جلوگیری کند، شکست خوردند.

Analysts urged regulators to consult independent auditors before certifying institutions as genuinely sound.

ترجمه: تحلیلگران از نهادهای نظارتی خواستند پیش از تأیید نهادها به‌عنوان واقعاً سالم، با حسابرسان مستقل مشورت کنند.

Historians note negotiators consulted precedents from earlier treaties, adapting lessons only partially applicable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با پیش‌نمونه‌هایی از پیمان‌های پیشین مشورت کردند و درس‌هایی را که تنها تا حدی قابل‌اجرا بود، تطبیق دادند.


247) emergency

معنی فارسی: اضطراری

Officials declared a state of emergency only after conventional measures proved genuinely insufficient.

ترجمه: مقامات وضعیت اضطراری را تنها پس از آنکه اقدامات معمول واقعاً ناکافی اثبات شد، اعلام کردند.

Analysts warned that treating a structural crisis as a temporary emergency risked missing its genuinely lasting causes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار با بحرانی ساختاری همچون اضطراری موقت خطر از دست دادن علل واقعاً پایدارش را دارد.

Historians note the treaty established emergency provisions that were, in practice, rarely genuinely invoked.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان بندهای اضطراری‌ای ایجاد کرد که در عمل به‌ندرت واقعاً به کار گرفته می‌شد.


248) fortune

معنی فارسی: شانس، ثروت

Analysts warned that relying on fortune rather than sound policy rarely produces durable economic stability.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تکیه بر شانس به‌جای سیاست درست به‌ندرت ثبات اقتصادی پایدار تولید می‌کند.

Officials attributed the recovery partly to fortune, a candor rarely offered in public statements.

ترجمه: مقامات بهبود را تا حدی به شانس نسبت دادند، صداقتی که به‌ندرت در بیانیه‌های عمومی ارائه می‌شود.

Historians note the treaty's survival owed as much to fortune as to any deliberate diplomatic strategy.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بقای پیمان به همان اندازهٔ هر استراتژی دیپلماتیک عمدی، مدیون شانس بود.


249) guarantee

معنی فارسی: تضمین کردن

Officials could not guarantee outcomes that depended on factors considerably beyond their direct control.

ترجمه: مقامات نمی‌توانستند نتایجی را که به عواملی بسیار فراتر از کنترل مستقیمشان بستگی داشت، تضمین کنند.

Analysts warned that no policy can fully guarantee protection against genuinely unprecedented systemic risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ سیاستی نمی‌تواند به‌طور کامل حفاظت در برابر ریسک سیستمی واقعاً بی‌سابقه را تضمین کند.

Historians note the treaty guaranteed rights that subsequent governments only partially honored in practice.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان حقوقی را تضمین کرد که دولت‌های بعدی تنها تا حدی در عمل محترم شمردند.


250) initial

معنی فارسی: اولیه

Analysts warned that initial optimism about the reform obscured structural weaknesses that later became undeniable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خوش‌بینی اولیه دربارهٔ این اصلاحات ضعف‌های ساختاری‌ای را که بعدها انکارناپذیر شد، پنهان کرد.

Officials revised initial estimates considerably once the crisis's true scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات برآوردهای اولیه را به‌طور قابل‌توجهی بازبینی کردند به محض اینکه دامنهٔ واقعی بحران دیگر قابل‌انکار نبود.

Historians note the treaty's initial reception proved far more favorable than its complicated, later legacy.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پذیرش اولیهٔ پیمان بسیار مطلوب‌تر از میراث پیچیده‌تر بعدی‌اش اثبات شد.


251) intense

معنی فارسی: شدید

Analysts described market volatility as intense, disproportionate to the announcement's actual, modest substance.

ترجمه: تحلیلگران نوسان بازار را شدید توصیف کردند، نامتناسب با جوهر واقعی و متواضع اعلامیه.

Officials faced intense pressure from factions whose demands proved fundamentally incompatible.

ترجمه: مقامات با فشار شدیدی از جناح‌هایی که خواسته‌هایشان اساساً ناسازگار اثبات شد، روبه‌رو شدند.

Historians note negotiations grew increasingly intense as deadlines approached without meaningful progress.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات به‌طور فزاینده‌ای شدیدتر شد به محض اینکه ضرب‌الاجل‌ها بدون پیشرفت معنادار نزدیک می‌شد.


252) lend

معنی فارسی: وام دادن

Analysts warned that banks lending recklessly during boom periods often trigger the very crises they later regret.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بانک‌هایی که در دوره‌های رونق بی‌پروا وام می‌دهند اغلب همان بحران‌هایی را که بعدها پشیمان می‌شوند، برمی‌انگیزند.

Officials lent credibility to a reform whose actual substance proved considerably thinner than its presentation suggested.

ترجمه: مقامات به اصلاحاتی اعتبار وام دادند که جوهر واقعی‌اش بسیار سطحی‌تر از ارائه‌اش بود.

Historians note the smaller nation lent strategic support that larger powers had initially underestimated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ملت کوچک‌تر حمایت استراتژیک‌ای وام داد که قدرت‌های بزرگ‌تر در ابتدا دست‌کم گرفته بودند.


253) peak

معنی فارسی: اوج

Analysts warned that the market had reached a peak unsustainable given underlying structural weaknesses.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازار به اوجی ناپایدار با توجه به ضعف‌های ساختاری زیربنایی رسیده بود.

Officials described the crisis as having passed its peak, though indicators suggested otherwise persistent instability.

ترجمه: مقامات این بحران را عبورکرده از اوجش توصیف کردند، هرچند شاخص‌ها بی‌ثباتی پایدار دیگری را نشان می‌داد.

Historians note tensions reached their peak just before negotiators finally achieved an unexpected breakthrough.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تنش‌ها درست پیش از آنکه مذاکره‌کنندگان سرانجام به پیشرفتی غیرمنتظره برسند، به اوج خود رسید.


254) potential

معنی فارسی: بالقوه

Analysts identified potential risks that internal assessments had, for years, largely dismissed.

ترجمه: تحلیلگران ریسک‌های بالقوه‌ای را شناسایی کردند که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها عمدتاً نادیده گرفته بودند.

Officials underestimated the potential consequences of a policy whose scope proved far broader than intended.

ترجمه: مقامات پیامدهای بالقوهٔ سیاستی را که دامنه‌اش بسیار گسترده‌تر از قصد اثبات شد، دست‌کم گرفتند.

Historians note the treaty's potential significance was not fully appreciated until decades after its signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اهمیت بالقوهٔ پیمان تا دهه‌ها پس از امضایش کاملاً درک نشد.


255) pride

معنی فارسی: افتخار

Officials took pride in a reform whose actual, lasting benefits proved considerably more modest than claimed.

ترجمه: مقامات به اصلاحاتی افتخار کردند که منافع واقعی و پایدارش بسیار متواضع‌تر از ادعا اثبات شد.

Analysts warned that national pride sometimes prevents leaders from acknowledging policies that genuinely require reconsideration.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند غرور ملی گاهی رهبران را از پذیرش سیاست‌هایی که واقعاً نیازمند بازنگری‌اند، بازمی‌دارد.

Historians note both delegations took pride in an agreement that satisfied neither side entirely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هر دو هیئت به توافقی افتخار کردند که هیچ‌یک از طرفین را کاملاً راضی نکرد.


256) proof

معنی فارسی: مدرک

Investigators demanded proof that directly contradicted the reassuring statements officials had repeatedly issued.

ترجمه: بازپرسان مدرکی خواستند که مستقیماً با بیانیه‌های اطمینان‌بخشی که مقامات بارها صادر کرده بودند، در تضاد بود.

Analysts warned against accepting reassuring rhetoric as proof of genuine underlying stability.

ترجمه: تحلیلگران در برابر پذیرفتن لفاظی اطمینان‌بخش به‌عنوان مدرکی برای ثبات واقعی زیربنایی، هشدار دادند.

Historians note the treaty offered proof that even seemingly intractable conflicts could, eventually, be resolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان مدرکی ارائه داد که حتی درگیری‌های به‌ظاهر لاینحل نیز سرانجام می‌تواند حل شود.


257) quit

معنی فارسی: ترک کردن

Officials quit negotiations twice before finally reaching an agreement few had believed achievable.

ترجمه: مقامات دو بار مذاکرات را ترک کردند پیش از آنکه سرانجام به توافقی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، برسند.

Analysts warned that investors quitting the market en masse often signals risks few had adequately anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خروج دسته‌جمعی سرمایه‌گذاران از بازار اغلب نشانهٔ ریسک‌هایی است که کمتر کسی به‌درستی پیش‌بینی کرده بود.

Historians note key negotiators nearly quit the process altogether before an unexpected breakthrough revived it.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان کلیدی تقریباً کل فرآیند را ترک کردند پیش از آنکه پیشرفتی غیرمنتظره دوباره احیایش کند.


258) spin

معنی فارسی: چرخاندن، جلوهٔ سیاسی دادن

Officials spun the reform's modest results into an achievement considerably grander than warranted.

ترجمه: مقامات نتایج متواضع این اصلاحات را به دستاوردی به‌مراتب باشکوه‌تر از توجیهش تبدیل کردند.

Analysts warned against spinning temporary indicators of calm into evidence of genuine, lasting stability.

ترجمه: تحلیلگران در برابر تبدیل شاخص‌های موقت آرامش به شواهدی از ثبات واقعی و پایدار، هشدار دادند.

Historians note contemporaries recognized the treaty's political spin, even as its underlying substance proved genuinely significant.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران چرخش سیاسی پیمان را تشخیص دادند، حتی در حالی که جوهر زیربنایی‌اش واقعاً قابل‌توجه اثبات شد.


259) tiny

معنی فارسی: بسیار کوچک

Analysts warned that a tiny miscalculation in interconnected systems could trigger consequences far larger than anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک محاسبهٔ اشتباه کوچک در سیستم‌های به‌هم‌پیوسته می‌تواند پیامدهایی بسیار بزرگ‌تر از پیش‌بینی برانگیزد.

Officials dismissed a tiny discrepancy that later investigation revealed as evidence of considerably larger fraud.

ترجمه: مقامات اختلاف کوچکی را رد کردند که تحقیق بعدی آن را شواهدی از کلاهبرداری‌ای بسیار بزرگ‌تر آشکار کرد.

Historians note a tiny provision, easily overlooked, later proved decisive in shaping the treaty's implementation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندی کوچک و به‌راحتی نادیده‌گرفته‌شده بعدها در شکل‌دهی اجرای پیمان تعیین‌کننده اثبات شد.


260) tutor

معنی فارسی: معلم خصوصی

Analysts served as informal tutors to officials struggling to understand genuinely complex financial instruments.

ترجمه: تحلیلگران به‌عنوان معلم خصوصی غیررسمی برای مقاماتی که برای درک ابزارهای مالی واقعاً پیچیده دست‌وپنجه نرم می‌کردند، خدمت کردند.

Officials relied on outside tutors whose expertise internal staff had never adequately developed.

ترجمه: مقامات به معلمان خصوصی خارجی متکی بودند که تخصصشان کارکنان داخلی هرگز به‌درستی توسعه نداده بودند.

Historians note the negotiator once served as tutor to a rival delegate, a relationship that later eased tensions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده زمانی به‌عنوان معلم خصوصی برای نمایندهٔ رقیب خدمت کرده بود، رابطه‌ای که بعدها تنش‌ها را کاهش داد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles