Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 20 (Advanced)
381) accomplish
معنی فارسی: به دست آوردن، انجام دادن
Officials accomplished far less than the reform's confident rhetoric had originally promised.
ترجمه: مقامات بسیار کمتر از آنچه لفاظی مطمئن این اصلاحات در ابتدا وعده داده بود، به دست آوردند.
Analysts warned that markets rarely accomplish genuine stability without credible, consistently enforced oversight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها بهندرت بدون نظارت معتبر و پیوسته اجراشده به ثبات واقعی دست مییابند.
Historians note negotiators accomplished an agreement few had believed achievable at the outset.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان به توافقی دست یافتند که کمتر کسی در ابتدا آن را قابلدستیابی میدانست.
382) approve
معنی فارسی: تأیید کردن
Regulators approved practices that internal reviews would later determine had concealed considerable risk.
ترجمه: نهادهای نظارتی شیوههایی را تأیید کردند که بازبینیهای داخلی بعدها تشخیص دادند ریسک قابلتوجهی را پنهان کرده بود.
Analysts warned that markets approve of reassuring rhetoric more readily than they scrutinize underlying substance.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها لفاظی اطمینانبخش را راحتتر تأیید میکنند تا اینکه جوهر زیربنایی را بررسی کنند.
Historians note both legislatures approved the treaty only after considerable, often contentious domestic debate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند هر دو قوهٔ مقننه پیمان را تنها پس از بحث داخلی قابلتوجه و اغلب جنجالی تصویب کردند.
383) approximate
معنی فارسی: تقریبی
Analysts warned that approximate figures officials had presented understated the crisis's true scope considerably.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام تقریبیای که مقامات ارائه داده بودند دامنهٔ واقعی بحران را بهطور قابلتوجهی کماهمیت جلوه میداد.
Officials offered only approximate estimates of costs that later proved substantially higher.
ترجمه: مقامات تنها برآوردهای تقریبیای از هزینهها ارائه دادند که بعدها بهطور اساسی بالاتر اثبات شد.
Historians note the treaty's approximate boundaries later proved a genuine source of prolonged dispute.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مرزهای تقریبی پیمان بعدها منبع واقعی اختلاف طولانی اثبات شد.
384) barrier
معنی فارسی: مانع
Analysts warned that regulatory barriers meant to prevent risk had, in practice, proven considerably porous.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند موانع نظارتیای که برای جلوگیری از ریسک در نظر گرفته شده بود، در عمل بهطور قابلتوجهی سست اثبات شد.
Officials removed barriers to trade whose long-term consequences proved far more complex than anticipated.
ترجمه: مقامات موانع تجاریای را برداشتند که پیامدهای بلندمدتشان بسیار پیچیدهتر از پیشبینی اثبات شد.
Historians note the treaty dismantled a barrier that had, for generations, defined regional relations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان مانعی را برچید که برای نسلها روابط منطقهای را تعریف کرده بود.
385) detect
معنی فارسی: تشخیص دادن
Regulators failed to detect risks that internal auditors had flagged years earlier.
ترجمه: نهادهای نظارتی در تشخیص ریسکهایی که حسابرسان داخلی سالها پیش علامتگذاری کرده بودند، شکست خوردند.
Analysts warned that markets often detect underlying weakness long before officials publicly acknowledge it.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها اغلب ضعف زیربنایی را خیلی پیش از اذعان علنی مقامات تشخیص میدهند.
Historians note declassified documents helped scholars detect negotiating dynamics considerably different from the official record.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد رفع طبقهبندیشده به محققان کمک کرد پویایی مذاکراتی را که بهطور قابلتوجهی با سابقهٔ رسمی متفاوت بود، تشخیص دهند.
386) duty
معنی فارسی: وظیفه
Officials neglected their duty to disclose risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات وظیفهٔ خود در افشای ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، غفلت کردند.
Analysts warned that regulators' duty extends beyond routine compliance checks to genuine, substantive oversight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند وظیفهٔ نهادهای نظارتی فراتر از بررسیهای معمول انطباق به نظارت واقعی و اساسی گسترش مییابد.
Historians note negotiators felt a duty to future generations that shaped their willingness to compromise.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان وظیفهای نسبت به نسلهای آینده احساس کردند که تمایلشان به سازش را شکل داد.
387) elementary
معنی فارسی: ابتدایی
Analysts warned that officials had overlooked elementary risk indicators that any careful review would have caught.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات شاخصهای ریسک ابتداییای را نادیده گرفته بودند که هر بازبینی دقیقی میبایست کشفشان میکرد.
Regulators failed even elementary due diligence before certifying institutions as genuinely sound.
ترجمه: نهادهای نظارتی حتی بررسی دقیق ابتدایی را پیش از تأیید نهادها بهعنوان واقعاً سالم، انجام ندادند.
Historians note the treaty rested on elementary assumptions about mutual restraint that later proved considerably naive.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان بر فرضیات ابتداییای دربارهٔ خویشتنداری متقابل استوار بود که بعدها بهطور قابلتوجهی سادهلوحانه اثبات شد.
388) failure
معنی فارسی: شکست
Analysts attributed the crisis to systemic regulatory failure rather than any single individual's misconduct.
ترجمه: تحلیلگران بحران را به شکست نظارتی سیستمی نسبت دادند نه سوءرفتار هر فرد واحدی.
Officials acknowledged failure only after mounting evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات شکست را تنها پس از آنکه شواهد روبهرشد انکار مداوم را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، پذیرفتند.
Historians consider the treaty's failure to address underlying grievances a significant factor in later conflicts.
ترجمه: مورخان شکست پیمان در پرداختن به شکایات زیربنایی را عاملی قابلتوجه در درگیریهای بعدی میدانند.
389) gradual
معنی فارسی: تدریجی
Analysts warned that gradual erosion of oversight standards often precedes sudden, severe crises.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فرسایش تدریجی استانداردهای نظارتی اغلب مقدم بر بحرانهای ناگهانی و شدید است.
Officials favored a gradual approach, wary that abrupt reform could provoke unpredictable backlash.
ترجمه: مقامات رویکردی تدریجی را ترجیح دادند، محتاط از اینکه اصلاحات ناگهانی میتواند واکنشی غیرقابلپیشبینی برانگیزد.
Historians note the treaty enabled a gradual reconciliation that few had thought possible at its signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان آشتی تدریجیای را ممکن ساخت که کمتر کسی در زمان امضایش آن را ممکن میدانست.
390) immigrant
معنی فارسی: مهاجر
Analysts warned that reforms affecting immigrant communities received considerably less scrutiny than measures benefiting established interests.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که جوامع مهاجر را تحت تأثیر قرار میداد، بررسی بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به منافع جاافتاده سود میرساند، دریافت کرد.
Officials underestimated how severely the policy would affect immigrant workers already navigating precarious circumstances.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر کارگران مهاجری که پیشتر با شرایط ناپایدار دستوپنجه نرم میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note immigrant communities played a role in the negotiations rarely acknowledged in official accounts.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند جوامع مهاجر نقشی در مذاکرات ایفا کردند که بهندرت در روایتهای رسمی تصدیق میشود.
391) insert
معنی فارسی: وارد کردن
Analysts warned that officials had inserted loopholes that critics argued undermined the reform's stated purpose.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات حفرههایی را وارد کرده بودند که منتقدان استدلال کردند هدف اعلامشدهٔ اصلاحات را تضعیف میکند.
Regulators discovered that executives had inserted misleading figures into reports submitted to shareholders.
ترجمه: نهادهای نظارتی دریافتند مدیران اجرایی ارقام گمراهکنندهای را به گزارشهای ارائهشده به سهامداران وارد کرده بودند.
Historians note negotiators inserted deliberately ambiguous language to satisfy competing domestic constituencies.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان زبانی عمداً مبهم را وارد کردند تا حوزههای داخلی رقیب را راضی کنند.
392) instant
معنی فارسی: لحظه
Analysts warned that market confidence could evaporate in an instant once genuine risks became apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اعتماد بازار میتواند در یک لحظه به محض آشکار شدن ریسکهای واقعی تبخیر شود.
Officials realized in an instant that the crisis had grown far beyond their initial assessment.
ترجمه: مقامات در یک لحظه دریافتند بحران بسیار فراتر از ارزیابی اولیهشان رشد کرده بود.
Historians note the treaty's collapse, when it finally came, happened in an instant after years of gradual erosion.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند فروپاشی پیمان، وقتی سرانجام رخ داد، پس از سالها فرسایش تدریجی، در یک لحظه اتفاق افتاد.
393) poverty
معنی فارسی: فقر
Analysts warned that the reform would deepen poverty in communities already struggling economically.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات فقر را در جوامعی که پیشتر از نظر اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند، عمیقتر خواهد کرد.
Officials underestimated how severely the policy would push vulnerable populations toward genuine poverty.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید جمعیتهای آسیبپذیر را به سمت فقر واقعی سوق خواهد داد.
Historians note the treaty's reparations pushed the defeated nation toward poverty that fueled decades of resentment.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند غرامتهای پیمان ملت شکستخورده را به سمت فقری راند که کینه را برای دههها دامن زد.
394) pretend
معنی فارسی: وانمود کردن
Officials pretended confidence in a reform whose internal assessments described considerably greater uncertainty.
ترجمه: مقامات اعتمادی به اصلاحاتی وانمود کردند که ارزیابیهای داخلی عدم قطعیت بهمراتب بیشتری را توصیف میکرد.
Analysts warned against pretending markets are stable when underlying indicators suggest otherwise.
ترجمه: تحلیلگران در برابر وانمود کردن به اینکه بازارها پایدارند در حالی که شاخصهای زیربنایی خلاف آن را نشان میدهند، هشدار دادند.
Historians note negotiators pretended agreement on provisions both sides privately still disputed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان به توافقی بر بندهایی وانمود کردند که هر دو طرف خصوصی همچنان به آن اختلاف داشتند.
395) rank
معنی فارسی: رتبه
Analysts questioned whether officials of sufficient rank had genuinely reviewed the risks before approval.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا مقاماتی با رتبهٔ کافی واقعاً پیش از تصویب، ریسکها را بازبینی کردهاند.
Officials of considerable rank were implicated in decisions that proved far more damaging than anticipated.
ترجمه: مقاماتی با رتبهٔ قابلتوجه در تصمیماتی درگیر شدند که بسیار مخربتر از پیشبینی اثبات شد.
Historians note negotiators of every rank contributed to a treaty often credited to only its most prominent signatories.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگانی از هر رتبهای در پیمانی سهیم بودند که اغلب تنها به برجستهترین امضاکنندگانش نسبت داده میشود.
396) recognition
معنی فارسی: شناسایی، شناخت
Analysts warned that markets rarely give recognition to risks until a crisis makes ignoring them impossible.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها بهندرت به ریسکها شناسایی میدهند تا زمانی که بحران نادیده گرفتنشان را غیرممکن کند.
Officials sought recognition for a reform whose actual benefits proved considerably more modest than claimed.
ترجمه: مقامات بهدنبال شناسایی برای اصلاحاتی بودند که منافع واقعیاش بسیار متواضعتر از ادعا اثبات شد.
Historians note the negotiator received recognition only decades after his quiet, largely unheralded contributions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده تنها دههها پس از سهم آرام و عمدتاً ناشناختهاش، شناسایی دریافت کرد.
397) refrigerate
معنی فارسی: در یخچال نگه داشتن
Analysts joked that some reform proposals seemed refrigerated indefinitely, preserved but never actually implemented.
ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند برخی پیشنهادهای اصلاحی بهنظر میرسید نامحدود در یخچال نگه داشته شده، حفظشده اما هرگز واقعاً اجراشده.
Officials effectively refrigerated inconvenient findings rather than publicly acknowledging their troubling implications.
ترجمه: مقامات عملاً یافتههای ناخوشایند را در یخچال گذاشتند بهجای پذیرش علنی پیامدهای نگرانکنندهشان.
Historians note some of the treaty's more ambitious provisions were, in practice, refrigerated rather than pursued.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند برخی از جاهطلبانهترین بندهای پیمان در عمل در یخچال گذاشته شد نه دنبال شد.
398) rent
معنی فارسی: اجاره
Analysts warned that rising rent burdened communities already struggling with stagnant income growth.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اجارهٔ روبهرشد جوامعی را که پیشتر با رشد راکد درآمد دستوپنجه نرم میکردند، بار کرد.
Officials underestimated how severely the policy would affect rent-dependent households across every income bracket.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر خانوارهای وابسته به اجاره در هر سطح درآمدی اثر خواهد گذاشت.
Historians note economic hardship reflected in unpaid rent records revealed suffering official statistics failed to capture.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سختی اقتصادی منعکسشده در سوابق اجارهٔ پرداختنشده رنجی را آشکار کرد که آمار رسمی نتوانست ثبت کند.
399) retire
معنی فارسی: بازنشسته شدن
Analysts warned that officials due to retire soon had little incentive to address genuinely long-term structural risks.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقاماتی که قرار بود بهزودی بازنشسته شوند، انگیزهٔ کمی برای پرداختن به ریسکهای واقعاً بلندمدت داشتند.
Regulators who retired shortly after the scandal broke faced considerably less accountability than their successors.
ترجمه: نهادهای نظارتیای که اندکی پس از افشای رسوایی بازنشسته شدند با پاسخگویی بهمراتب کمتری نسبت به جانشینانشان روبهرو شدند.
Historians note the negotiator retired from public life shortly after securing an agreement few believed achievable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده اندکی پس از تضمین توافقی که کمتر کسی قابلدستیابی میدانست، از زندگی عمومی بازنشسته شد.
400) statistic
معنی فارسی: آمار
Analysts warned that reassuring statistics often masked considerably more troubling underlying conditions.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند آمار اطمینانبخش اغلب شرایط زیربنایی بهمراتب نگرانکنندهتری را پنهان میکرد.
Officials cited statistics that later evidence revealed had been selectively presented to support a favorable narrative.
ترجمه: مقامات به آماری استناد کردند که شواهد بعدی نشان داد بهطور گزینشی برای حمایت از روایتی مطلوب ارائه شده بود.
Historians note contemporary statistics failed to capture economic hardship that the treaty's aftermath ultimately revealed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند آمار معاصر نتوانست سختی اقتصادیای را که پیامدهای پیمان سرانجام آشکار کرد، ثبت کند.