~12 min read · Updated Sep 15, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 26 (Advanced)

501) accuse

معنی فارسی: متهم کردن

Analysts accused officials of downplaying risks that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: تحلیلگران مقامات را متهم کردند ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، کم‌اهمیت جلوه داده‌اند.

Regulators accused executives of knowingly concealing losses from shareholders and oversight bodies alike.

ترجمه: نهادهای نظارتی مدیران اجرایی را متهم کردند آگاهانه زیان‌ها را از سهامداران و نهادهای نظارتی پنهان کرده‌اند.

Historians note negotiators accused each other of bad faith at several points during otherwise cordial talks.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان در چندین نقطه طی گفتگوهای در غیر این صورت دوستانه، یکدیگر را به بدعهدی متهم کردند.


502) adjust

معنی فارسی: تنظیم کردن

Officials adjusted projections downward only after mounting evidence made continued optimism genuinely untenable.

ترجمه: مقامات پیش‌بینی‌ها را تنها پس از آنکه شواهد روبه‌رشد خوش‌بینی مداوم را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد، رو به پایین تنظیم کردند.

Analysts warned that markets adjust slowly to risks that officials have persistently downplayed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌کندی خود را با ریسک‌هایی که مقامات پیوسته کم‌اهمیت جلوه داده‌اند، تنظیم می‌کنند.

Historians note negotiators adjusted the treaty's language repeatedly to satisfy competing domestic constituencies.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان زبان پیمان را بارها تنظیم کردند تا حوزه‌های داخلی رقیب را راضی کنند.


503) amuse

معنی فارسی: سرگرم کردن

Analysts were not amused by officials' repeated assurances that later evidence substantially undermined.

ترجمه: تحلیلگران از اطمینان‌های مکرر مقاماتی که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفشان کرد، سرگرم نشدند.

Officials seemed amused by criticism that internal assessments suggested was, in fact, genuinely justified.

ترجمه: مقامات به‌نظر از انتقادی سرگرم می‌رسیدند که ارزیابی‌های داخلی نشان می‌داد در واقع واقعاً موجه بود.

Historians note contemporaries were amused by the treaty's ambitious language, skeptical it could ever be honored.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران از زبان جاه‌طلبانهٔ پیمان سرگرم شدند، شکاک به اینکه هرگز محترم شمرده خواهد شد.


504) coral

معنی فارسی: مرجان

Analysts warned that the institution's foundations, once considered solid as coral, proved considerably more brittle.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پایه‌های این نهاد، که زمانی محکم همچون مرجان تلقی می‌شد، به‌مراتب شکننده‌تر اثبات شد.

Officials likened the fragile economy to a coral reef vulnerable to even modest additional stress.

ترجمه: مقامات اقتصاد شکننده را به صخرهٔ مرجانی‌ای تشبیه کردند که در برابر حتی فشار اضافی متوسط آسیب‌پذیر است.

Historians note disputes over coral-rich waters unexpectedly became central to the treaty's territorial provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر آب‌های غنی از مرجان به‌طور غیرمنتظره‌ای به بندهای سرزمینی پیمان محوری تبدیل شد.


505) cotton

معنی فارسی: پنبه

Analysts warned that reforms affecting cotton farmers received considerably less attention than measures benefiting major industries.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که کشاورزان پنبه را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect cotton producers already struggling with falling prices.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر تولیدکنندگان پنبه‌ای که پیش‌تر با کاهش قیمت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note cotton exports became, unexpectedly, a point of leverage in negotiations neither side wanted to publicly acknowledge.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند صادرات پنبه به‌طور غیرمنتظره‌ای به نقطهٔ اهرم در مذاکراتی تبدیل شد که هیچ‌یک از طرفین مایل به تصدیق علنی‌اش نبود.


506) crash

معنی فارسی: سقوط کردن

Analysts warned that markets propped up by unsustainable assumptions eventually crash without genuine structural support.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که با فرضیات ناپایدار سرپا نگه داشته شده‌اند سرانجام بدون حمایت ساختاری واقعی سقوط می‌کنند.

Officials failed to anticipate how quickly confidence could crash once the scandal's scope became undeniable.

ترجمه: مقامات نتوانستند پیش‌بینی کنند اعتماد چقدر سریع می‌تواند به محض انکارناپذیر شدن دامنهٔ رسوایی سقوط کند.

Historians note negotiations nearly crashed twice before finally producing an agreement few believed achievable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات دو بار تقریباً سقوط کرد پیش از آنکه سرانجام توافقی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، تولید کند.


507) deck

معنی فارسی: عرشه

Analysts warned that officials had stacked the deck in favor of interests that had long benefited from the status quo.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات کارت‌ها را به نفع منافعی که مدت‌ها از وضع موجود بهره برده بودند، چیده بودند.

Officials met informally on a ship's deck, away from the formality of official negotiating chambers.

ترجمه: مقامات غیررسمی روی عرشهٔ کشتی‌ای، دور از رسمیت اتاق‌های مذاکراتی رسمی، ملاقات کردند.

Historians note the treaty's final terms were settled on the deck of a vessel, a detail rarely mentioned in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط نهایی پیمان روی عرشهٔ کشتی‌ای تعیین شد، جزئیاتی که به‌ندرت در روایت‌های رسمی ذکر می‌شود.


508) engage

معنی فارسی: درگیر شدن

Officials engaged reluctantly with critics whose warnings later proved considerably more accurate than dismissed.

ترجمه: مقامات بی‌میل با منتقدانی درگیر شدند که هشدارهایشان بعدها بسیار دقیق‌تر از آنچه رد شده بود، اثبات شد.

Analysts warned that markets rarely engage seriously with risk until a crisis makes doing so unavoidable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت جدی با ریسک درگیر می‌شوند تا زمانی که بحران این کار را اجتناب‌ناپذیر کند.

Historians note negotiators engaged in months of painstaking dialogue rarely visible in the treaty's polished final text.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان ماه‌ها در گفتگوی دقیقی درگیر شدند که به‌ندرت در متن نهایی و پرداخته‌شدهٔ پیمان قابل‌مشاهده بود.


509) firm

معنی فارسی: محکم، ثابت‌قدم

Officials remained firm on provisions that critics argued required considerably more flexibility to succeed.

ترجمه: مقامات بر بندهایی محکم باقی ماندند که منتقدان استدلال کردند برای موفقیت به انعطاف بسیار بیشتری نیاز داشت.

Analysts warned that markets demand firm, credible commitments rather than reassuring but ultimately hollow rhetoric.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها تعهدات محکم و معتبر می‌خواهند نه لفاظی اطمینان‌بخش اما سرانجام توخالی.

Historians note the negotiator's firm yet patient approach distinguished him from more confrontational predecessors.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند رویکرد محکم اما صبورانهٔ مذاکره‌کننده او را از اسلاف مقابله‌جوی‌تر متمایز کرد.


510) fuel

معنی فارسی: سوخت

Analysts warned that reckless speculation had become fuel for a crisis officials had persistently underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سفته‌بازی بی‌پروا به سوختی برای بحرانی تبدیل شده بود که مقامات پیوسته دست‌کم گرفته بودند.

Officials underestimated how the reparations would fuel resentment that later conflicts would exploit.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند غرامت‌ها چقدر کینه‌ای را که درگیری‌های بعدی از آن بهره‌برداری خواهند کرد، سوخت‌رسانی می‌کند.

Historians note the treaty's harsh terms provided fuel for grievances that resurfaced within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان سوختی برای شکایاتی فراهم کرد که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برآورد.


511) grand

معنی فارسی: بزرگ، باشکوه

Analysts warned against grand promises that internal assessments described in far more modest, realistic terms.

ترجمه: تحلیلگران در برابر وعده‌های بزرگی که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار متواضع‌تر و واقع‌بینانه‌تری توصیف می‌کرد، هشدار دادند.

Officials described the reform in grand terms that later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را با اصطلاحاتی بزرگ توصیف کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفشان کرد.

Historians note the treaty's grand rhetoric masked a considerably more modest, pragmatic compromise.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند لفاظی بزرگ پیمان سازشی به‌مراتب متواضع‌تر و عملی‌گرایانه‌تر را پنهان کرد.


512) hurricane

معنی فارسی: طوفان

Analysts described the crisis as a financial hurricane that officials had persistently underestimated in scale.

ترجمه: تحلیلگران این بحران را طوفانی مالی توصیف کردند که مقامات پیوسته مقیاسش را دست‌کم گرفته بودند.

Officials braced for a hurricane of criticism once the scandal's full scope became impossible to deny.

ترجمه: مقامات برای طوفانی از انتقاد به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی آماده شدند.

Historians note the treaty was negotiated in the calm following a diplomatic hurricane that had nearly toppled both governments.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان در آرامش پس از طوفانی دیپلماتیک که تقریباً هر دو دولت را سرنگون کرده بود، مذاکره شد.


513) loss

معنی فارسی: زیان

Analysts warned that the reform's actual costs could result in losses considerably larger than officials had acknowledged.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هزینه‌های واقعی این اصلاحات می‌تواند به زیان‌هایی به‌مراتب بزرگ‌تر از آنچه مقامات پذیرفته بودند، منجر شود.

Officials significantly understated losses that internal documents had, for years, extensively documented.

ترجمه: مقامات زیان‌هایی را که اسناد داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، به‌طور قابل‌توجهی کم‌اهمیت جلوه دادند.

Historians note the treaty imposed losses on the defeated nation that fueled resentment for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان زیان‌هایی بر ملت شکست‌خورده تحمیل کرد که کینه را برای نسل‌ها دامن زد.


514) plain

معنی فارسی: ساده

Analysts warned that officials avoided plain language, preferring euphemisms that obscured the crisis's genuine severity.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از زبان ساده اجتناب کردند و لفاظی‌هایی را ترجیح دادند که شدت واقعی بحران را پنهان می‌کرد.

Officials offered a plain admission of failure only after mounting evidence made continued denial untenable.

ترجمه: مقامات اعتراف ساده‌ای به شکست ارائه دادند تنها پس از آنکه شواهد روبه‌رشد انکار مداوم را غیرقابل‌دفاع کرد.

Historians note the treaty's plain provisions proved far harder to enforce than their straightforward language suggested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای سادهٔ پیمان اجرایشان بسیار دشوارتر از آنچه زبان ساده‌شان نشان می‌داد، اثبات شد.


515) reef

معنی فارسی: صخره، آبسنگ

Analysts warned that officials had steered the economy toward a reef few had adequately charted.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اقتصاد را به سمت صخره‌ای هدایت کرده بودند که کمتر کسی به‌درستی نقشه‌برداری کرده بود.

Officials underestimated regulatory reefs that had, for years, gone largely unaddressed within the financial system.

ترجمه: مقامات صخره‌های نظارتی‌ای را دست‌کم گرفتند که سال‌ها عمدتاً درون سیستم مالی پرداخته‌نشده باقی مانده بود.

Historians note negotiators navigated a reef of competing domestic interests before finally reaching agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان صخره‌ای از منافع رقیب داخلی را طی کردند پیش از آنکه سرانجام به توافق برسند.


516) shut

معنی فارسی: بستن

Officials shut down inquiries that internal documents suggested would have revealed considerably troubling findings.

ترجمه: مقامات تحقیقاتی را متوقف کردند که اسناد داخلی نشان می‌داد یافته‌های به‌طور قابل‌توجهی نگران‌کننده‌ای را آشکار می‌کرد.

Analysts warned that markets shut out reassuring rhetoric once genuine underlying risks became undeniable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها لفاظی اطمینان‌بخش را می‌بندند به محض انکارناپذیر شدن ریسک‌های واقعی زیربنایی.

Historians note the treaty shut one chapter of conflict while leaving deeper tensions entirely unresolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان یک فصل از درگیری را بست در حالی که تنش‌های عمیق‌تر را کاملاً حل‌نشده رها کرد.


517) strict

معنی فارسی: سختگیرانه

Regulators imposed strict standards only after the crisis made continued leniency genuinely untenable.

ترجمه: نهادهای نظارتی استانداردهای سختگیرانه را تنها پس از آنکه بحران ادامهٔ اغماض را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد، تحمیل کردند.

Analysts warned that strict oversight requires more than occasional audits or superficial compliance checks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نظارت سختگیرانه به بیش از حسابرسی‌های گاه‌به‌گاه یا بررسی‌های سطحی انطباق نیاز دارد.

Historians note the treaty's strict provisions proved far harder to enforce than their confident language suggested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای سختگیرانهٔ پیمان اجرایشان بسیار دشوارتر از آنچه زبان مطمئنش نشان می‌داد، اثبات شد.


518) surf

معنی فارسی: موج‌سواری کردن

Analysts warned that officials had merely surfed the crisis's surface rather than addressing its genuine depths.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات صرفاً روی سطح بحران موج‌سواری کردند به‌جای پرداختن به عمق‌های واقعی‌اش.

Officials seemed content to surf temporary calm rather than confront risks that remained largely unaddressed.

ترجمه: مقامات به‌نظر راضی به موج‌سواری روی آرامش موقت به‌جای رویارویی با ریسک‌هایی که عمدتاً پرداخته‌نشده باقی ماند، بودند.

Historians note negotiators surfed through numerous failed proposals before finally settling on the treaty's actual framework.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از میان پیشنهادهای ناموفق متعددی موج‌سواری کردند پیش از آنکه سرانجام بر چارچوب واقعی پیمان مستقر شوند.


519) task

معنی فارسی: وظیفه

Analysts warned that reform requires more than a symbolic task; it demands sustained institutional commitment.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات به بیش از یک وظیفهٔ نمادین نیاز دارد؛ به تعهد نهادی پایدار نیاز است.

Officials underestimated the task of implementing reforms whose complexity proved far greater than anticipated.

ترجمه: مقامات وظیفهٔ اجرای اصلاحاتی که پیچیدگی‌اش بسیار بیشتر از پیش‌بینی اثبات شد، دست‌کم گرفتند.

Historians note negotiators faced the considerable task of reconciling positions many considered fundamentally irreconcilable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با وظیفهٔ قابل‌توجه آشتی دادن مواضعی که بسیاری اساساً آشتی‌ناپذیر می‌دانستند، روبه‌رو شدند.


520) zone

معنی فارسی: منطقه

Analysts warned that regulatory zones meant to prevent risk had, in practice, proven considerably porous.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مناطق نظارتی‌ای که برای جلوگیری از ریسک در نظر گرفته شده بود، در عمل به‌طور قابل‌توجهی سست اثبات شد.

Officials established a buffer zone whose actual effectiveness proved considerably more limited than promised.

ترجمه: مقامات منطقهٔ حائلی ایجاد کردند که اثربخشی واقعی‌اش بسیار محدودتر از وعده اثبات شد.

Historians note the treaty created a demilitarized zone that later proved central to maintaining fragile regional stability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان منطقه‌ای غیرنظامی ایجاد کرد که بعدها برای حفظ ثبات منطقه‌ای شکننده محوری اثبات شد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles