Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 4 (Advanced)
61) chest
معنی فارسی: صندوق، سینه
Investigators discovered the documents hidden in a chest that had gone unexamined for decades.
ترجمه: بازپرسان اسناد را در صندوقی پنهان یافتند که دههها بررسینشده مانده بود.
Analysts warned that getting reforms off the government's chest of unresolved problems would take considerable political will.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیرون کشیدن اصلاحات از صندوق مشکلات حلنشدهٔ دولت، اراده سیاسی قابلتوجهی خواهد طلبید.
Historians note the treasury chest, once thought secure, proved surprisingly vulnerable to internal embezzlement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند صندوق خزانه، که زمانی امن تلقی میشد، در برابر اختلاس داخلی بهطرز شگفتآوری آسیبپذیر اثبات شد.
62) confidence
معنی فارسی: اعتماد
Public confidence collapsed once internal documents contradicted years of reassuring official statements.
ترجمه: اعتماد عمومی فروپاشید به محض اینکه اسناد داخلی با سالها بیانیهٔ رسمی اطمینانبخش در تضاد قرار گرفت.
Analysts warned that restoring confidence would require far more than rhetoric alone.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازسازی اعتماد بسیار بیشتر از صرف لفاظی نیاز خواهد داشت.
Historians note the treaty rebuilt a measure of confidence that decades of hostility had thoroughly eroded.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان میزانی از اعتماد را بازسازی کرد که دههها خصومت بهطور کامل از بین برده بود.
63) consequence
معنی فارسی: پیامد
Officials failed to anticipate consequences that, in hindsight, seemed almost entirely predictable.
ترجمه: مقامات نتوانستند پیامدهایی را که با نگاه گذشته تقریباً کاملاً قابلپیشبینی به نظر میرسید، پیشبینی کنند.
Analysts warned that delaying reform would only compound the eventual consequences of inaction.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تأخیر در اصلاحات تنها پیامدهای نهایی بیعملی را تشدید خواهد کرد.
Historians note the treaty's unintended consequences shaped regional politics far more than its original provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیامدهای ناخواستهٔ پیمان سیاست منطقهای را بسیار بیشتر از بندهای اصلیاش شکل داد.
64) disaster
معنی فارسی: فاجعه
Regulators warned that ignoring the warnings would risk a disaster considerably more severe than the crisis they had already contained.
ترجمه: نهادهای نظارتی هشدار دادند نادیده گرفتن هشدارها خطر فاجعهای بسیار شدیدتر از بحرانی که پیشتر مهار کرده بودند را دارد.
Analysts described the policy as a slow-motion disaster whose consequences unfolded over years rather than days.
ترجمه: تحلیلگران این سیاست را فاجعهای در حرکت آهسته توصیف کردند که پیامدهایش طی سالها نه روزها آشکار میشد.
Historians note the treaty averted what many at the time genuinely believed was an unavoidable disaster.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان از آنچه بسیاری در آن زمان واقعاً فاجعهای اجتنابناپذیر میدانستند، جلوگیری کرد.
65) disturb
معنی فارسی: مختل کردن
Analysts warned that abrupt policy shifts could disturb markets already navigating considerable uncertainty.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تغییرات ناگهانی سیاست میتواند بازارهایی را که پیشتر با عدم قطعیت قابلتوجهی دستوپنجه نرم میکردند، مختل کند.
Officials were reluctant to disturb an arrangement that, however flawed, had kept the peace for decades.
ترجمه: مقامات تمایلی نداشتند ترتیباتی را که، هرچند معیوب، صلح را برای دههها حفظ کرده بود، مختل کنند.
Historians note the discovery disturbed assumptions that scholars had, for generations, considered firmly settled.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند این کشف فرضیاتی را که محققان برای نسلها کاملاً جاافتاده میدانستند، مختل کرد.
66) estimate
معنی فارسی: برآورد کردن
Analysts estimated losses considerably lower than the figures later investigations ultimately revealed.
ترجمه: تحلیلگران زیانها را بسیار کمتر از ارقامی که تحقیقات بعدی سرانجام آشکار کرد، برآورد کردند.
Officials struggled to estimate the crisis's true scope given how rapidly conditions continued to evolve.
ترجمه: مقامات برای برآورد دامنهٔ واقعی بحران، با توجه به اینکه شرایط چقدر سریع تحول مییافت، دشواری داشتند.
Historians note contemporaries dramatically underestimated the treaty's long-term significance.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند همعصران اهمیت بلندمدت پیمان را بهطرز چشمگیری دستکم برآورد کردند.
67) honor
معنی فارسی: محترم شمردن
Officials pledged to honor commitments that later proved politically far more difficult to sustain than anticipated.
ترجمه: مقامات متعهد شدند تعهداتی را که بعدها از نظر سیاسی حفظشان بسیار دشوارتر از پیشبینی اثبات شد، محترم بشمارند.
Analysts warned that failing to honor prior agreements would seriously undermine the country's international credibility.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ناتوانی در احترام به توافقهای پیشین اعتبار بینالمللی کشور را بهشدت تضعیف خواهد کرد.
Historians note both nations largely honored the treaty's core provisions despite considerable domestic political pressure.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند هر دو ملت عمدتاً بندهای اصلی پیمان را با وجود فشار سیاسی داخلی قابلتوجه، محترم شمردند.
68) impress
معنی فارسی: تحت تأثیر قرار دادن
Officials sought to impress markets with reforms whose substance proved considerably thinner than their presentation suggested.
ترجمه: مقامات تلاش کردند بازارها را با اصلاحاتی تحت تأثیر قرار دهند که جوهرشان بسیار سطحیتر از ارائهشان بود.
Analysts warned against being impressed by short-term results that masked deeper, unaddressed structural weaknesses.
ترجمه: تحلیلگران در برابر تحت تأثیر قرار گرفتن با نتایج کوتاهمدتی که ضعفهای ساختاری عمیقتر و پرداختهنشده را پنهان میکرد، هشدار دادند.
Historians note the negotiator's quiet competence impressed counterparts far more than any dramatic public gesture.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شایستگی آرام مذاکرهکننده همتایانش را بسیار بیشتر از هر حرکت دراماتیک عمومی تحت تأثیر قرار داد.
69) narrow
معنی فارسی: محدود، باریک
Analysts warned that the reform addressed only a narrow slice of the underlying structural problem.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات تنها بخش محدودی از مشکل ساختاری زیربنایی را مورد توجه قرار داد.
Officials pursued a narrow political victory at the expense of broader, more durable consensus.
ترجمه: مقامات پیروزی سیاسی محدودی را به قیمت اجماعی گستردهتر و پایدارتر دنبال کردند.
Historians note the treaty passed by a narrow margin that left its long-term legitimacy in constant question.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان با حاشیهٔ محدودی تصویب شد که مشروعیت بلندمدتش را همواره زیر سؤال گذاشت.
70) pale
معنی فارسی: کمرنگ، رنگپریده
Analysts described the reform's actual benefits as pale compared to the confident rhetoric that accompanied its launch.
ترجمه: تحلیلگران منافع واقعی این اصلاحات را در مقایسه با لفاظی مطمئنی که همراه راهاندازیاش بود، کمرنگ توصیف کردند.
Officials grew visibly pale once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات بهوضوح رنگپریده شدند به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابلانکار نبود.
Historians note the treaty's celebrated achievements appear considerably pale against its later, more troubling consequences.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دستاوردهای ستودهشدهٔ پیمان در برابر پیامدهای نگرانکنندهتر بعدیاش بهطور قابلتوجهی کمرنگ به نظر میرسد.
71) rough
معنی فارسی: ناهموار، دشوار
Officials warned the economy faced a rough transition regardless of which policy path was ultimately chosen.
ترجمه: مقامات هشدار دادند اقتصاد صرفنظر از اینکه کدام مسیر سیاستی سرانجام انتخاب شود، با گذاری ناهموار روبهرو خواهد شد.
Analysts described negotiations as rough, marked by repeated walkouts and last-minute concessions.
ترجمه: تحلیلگران مذاکرات را ناهموار توصیف کردند و به ترکهای مکرر و امتیازات لحظهٔ آخری اشاره کردند.
Historians note the treaty's implementation proved far rougher than its carefully worded provisions had suggested.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اجرای پیمان بسیار ناهموارتر از آنچه بندهای با دقت واژهپردازیشدهاش نشان میداد، اثبات شد.
72) satisfy
معنی فارسی: راضی کردن
Officials struggled to satisfy competing factions whose demands proved fundamentally, perhaps irreconcilably, incompatible.
ترجمه: مقامات برای راضی کردن جناحهای رقیبی که خواستههایشان اساساً، شاید آشتیناپذیر، ناسازگار بود، دشواری داشتند.
Analysts warned that superficial reforms would satisfy critics only temporarily before deeper problems resurfaced.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات سطحی تنها موقتاً منتقدان را راضی میکند پیش از آنکه مشکلات عمیقتر دوباره سر برآورند.
Historians note the treaty satisfied neither side entirely, a compromise that somehow endured for decades regardless.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان هیچیک از طرفین را کاملاً راضی نکرد، سازشی که بههرحال بهنحوی دههها دوام آورد.
73) scream
معنی فارسی: فریاد زدن
Analysts described market indicators as effectively screaming warnings that officials chose to ignore for too long.
ترجمه: تحلیلگران شاخصهای بازار را عملاً فریادکشندهٔ هشدارهایی توصیف کردند که مقامات برای مدت طولانی نادیده گرفتند.
Headlines screamed crisis long before officials were willing to publicly acknowledge its actual severity.
ترجمه: تیترها مدتها پیش از آنکه مقامات مایل به اذعان علنی شدت واقعیاش باشند، فریاد بحران میزدند.
Historians note contemporary accounts describe crowds who screamed in protest, a reaction officials badly underestimated.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند روایتهای معاصر جمعیتهایی را توصیف میکنند که با فریاد اعتراض کردند، واکنشی که مقامات بهشدت دستکم گرفتند.
74) sensitive
معنی فارسی: حساس
Officials treated the negotiations as extraordinarily sensitive, restricting access even within their own governments.
ترجمه: مقامات با مذاکرات همچون فوقالعاده حساس رفتار کردند و دسترسی را حتی درون دولتهای خودشان محدود کردند.
Analysts warned that markets remained sensitive to news that, in calmer times, would have gone largely unnoticed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها نسبت به خبری حساس باقی ماندند که در زمانهای آرامتر عمدتاً نادیده گرفته میشد.
Historians note the treaty addressed politically sensitive territorial disputes that decades of prior diplomacy had avoided.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به اختلافات سرزمینی سیاسی حساسی پرداخت که دههها دیپلماسی پیشین از آن اجتناب کرده بود.
75) shade
معنی فارسی: سایه
Analysts warned that positive headline figures cast a shade over structural weaknesses still left unaddressed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام سرتیتر مثبت، سایهای بر ضعفهای ساختاری همچنان پرداختهنشده افکند.
Critics argued the reform operated in the shade of secrecy that undermined genuine public accountability.
ترجمه: منتقدان استدلال کردند این اصلاحات در سایهٔ پنهانکاریای عمل کرد که پاسخگویی واقعی عمومی را تضعیف کرد.
Historians note the treaty's ambiguous language left considerable shade for each side to interpret differently.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان مبهم پیمان سایهٔ قابلتوجهی برای تفسیر متفاوت هر طرف باقی گذاشت.
76) strength
معنی فارسی: قدرت
Analysts questioned whether the institution possessed the strength necessary to withstand a crisis of this scale.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا این نهاد قدرت لازم برای تحمل بحرانی در این مقیاس را دارد.
Officials overestimated the economy's underlying strength, a miscalculation that proved considerably costly.
ترجمه: مقامات قدرت زیربنایی اقتصاد را بیش از حد برآورد کردند، محاسبهٔ اشتباهی که بهطور قابلتوجهی پرهزینه اثبات شد.
Historians credit the negotiator's quiet strength of conviction with holding fragile talks together.
ترجمه: مورخان قدرت آرام اعتقاد مذاکرهکننده را مسئول کنار هم نگهداشتن گفتگوهای شکننده میدانند.
77) supplement
معنی فارسی: تکمیل کردن
Officials supplemented modest reforms with reassuring rhetoric that substituted for genuine structural change.
ترجمه: مقامات اصلاحات متواضع را با لفاظی اطمینانبخش تکمیل کردند که جایگزین تغییر ساختاری واقعی شد.
Analysts warned that supplementing weak oversight with occasional audits was no substitute for consistent enforcement.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تکمیل نظارت ضعیف با حسابرسیهای گاهبهگاه جایگزین اجرای پیوسته نیست.
Historians note the treaty was later supplemented by agreements addressing disputes its original text had left unresolved.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان بعدها با توافقهایی که به اختلافاتی که متن اصلیاش حلنشده رها کرده بود، تکمیل شد.
78) terror
معنی فارسی: وحشت
Analysts described the market's reaction as bordering on terror, disproportionate to the announcement's actual substance.
ترجمه: تحلیلگران واکنش بازار را در مرز وحشت توصیف کردند، نامتناسب با جوهر واقعی اعلامیه.
Officials underestimated the sheer terror the crisis provoked among communities directly affected by it.
ترجمه: مقامات وحشت واقعیای را که این بحران در جوامع مستقیماً آسیبدیده برانگیخت، دستکم گرفتند.
Historians note contemporary accounts convey genuine terror at prospects officials publicly dismissed as manageable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند روایتهای معاصر وحشت واقعیای را نسبت به چشماندازهایی منتقل میکند که مقامات علناً قابلمدیریت رد میکردند.
79) threat
معنی فارسی: تهدید
Regulators identified threats that internal auditors had flagged years earlier yet officials repeatedly dismissed.
ترجمه: نهادهای نظارتی تهدیداتی را شناسایی کردند که حسابرسان داخلی سالها پیش علامتگذاری کرده بودند اما مقامات بارها رد کردند.
Analysts warned that ignoring structural threats would only deepen the eventual, more painful reckoning.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نادیده گرفتن تهدیدات ساختاری تنها حسابرسی نهایی و دردناکتر را تعمیق خواهد کرد.
Historians note the treaty addressed an immediate threat while leaving deeper underlying tensions entirely unresolved.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به تهدیدی فوری پرداخت در حالی که تنشهای زیربنایی عمیقتر را کاملاً حلنشده رها کرد.
80) victim
معنی فارسی: قربانی
Regulators identified victims whose losses officials had, for years, significantly understated in public statements.
ترجمه: نهادهای نظارتی قربانیانی را شناسایی کردند که زیانهایشان مقامات سالها در بیانیههای عمومی بهطور قابلتوجهی کماهمیت جلوه داده بودند.
Analysts warned that ordinary investors often become victims of risks concealed by reassuring but misleading confidence.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سرمایهگذاران معمولی اغلب قربانی ریسکهایی میشوند که با اطمینان دلگرمکننده اما گمراهکننده پنهان شدهاند.
Historians note the treaty offered little genuine restitution to victims of the conflict it formally ended.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان جبران خسارت واقعی اندکی به قربانیان درگیریای که رسماً پایان داد، ارائه داد.