~13 min read · Updated Sep 14, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 6 (Advanced)

101) also

معنی فارسی: همچنین

Officials addressed the immediate crisis and also began quietly preparing contingencies for a considerably worse scenario.

ترجمه: مقامات به بحران فوری پرداختند و همچنین آرام شروع به آماده کردن برنامه‌های احتیاطی برای سناریویی به‌مراتب بدتر کردند.

Analysts warned the reform would also need complementary policies to achieve its intended effect.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات همچنین به سیاست‌های مکملی برای دستیابی به اثر مورد نظرش نیاز خواهد داشت.

Historians note the treaty resolved the immediate dispute and also established precedents cited in later negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان اختلاف فوری را حل کرد و همچنین پیش‌نمونه‌هایی ایجاد کرد که در مذاکرات بعدی به آن‌ها استناد شد.


102) automatically

معنی فارسی: به‌طور خودکار

Analysts warned that markets do not automatically correct themselves once underlying risks become genuinely apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌طور خودکار خودشان را اصلاح نمی‌کنند به محض اینکه ریسک‌های زیربنایی واقعاً آشکار شود.

Officials assumed compliance would follow automatically, an assumption later events proved considerably naive.

ترجمه: مقامات فرض کردند اطاعت به‌طور خودکار پیروی خواهد کرد، فرضی که رویدادهای بعدی به‌طور قابل‌توجهی ساده‌لوحانه اثبات کردند.

Historians note the treaty's provisions were not automatically enforced, a gap that ultimately undermined its authority.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای پیمان به‌طور خودکار اجرا نمی‌شد، شکافی که سرانجام اقتدارش را تضعیف کرد.


103) busy

معنی فارسی: پرمشغله

Regulators, busy with more visible priorities, failed to notice risks accumulating largely unchecked for years.

ترجمه: نهادهای نظارتی که با اولویت‌های قابل‌مشاهده‌تر مشغول بودند، نتوانستند ریسک‌های در حال انباشته شدن سال‌ها بدون کنترل را متوجه شوند.

Analysts warned that busy news cycles often bury structural warnings beneath more immediately dramatic headlines.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند چرخه‌های خبری پرمشغله اغلب هشدارهای ساختاری را زیر تیترهای فوری‌تر و دراماتیک‌تر دفن می‌کنند.

Historians note negotiators remained busy behind closed doors long after public attention had moved elsewhere.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان مدت‌ها پس از آنکه توجه عمومی به جای دیگری منتقل شد، پشت درهای بسته مشغول باقی ماندند.


104) can

معنی فارسی: می‌تواند

Analysts warned that even sound policies can produce unintended consequences officials rarely anticipate fully.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حتی سیاست‌های درست می‌توانند پیامدهای ناخواسته‌ای تولید کنند که مقامات به‌ندرت به‌طور کامل پیش‌بینی می‌کنند.

Officials argued reform can succeed only if paired with credible enforcement mechanisms.

ترجمه: مقامات استدلال کردند اصلاحات تنها زمانی می‌تواند موفق شود که با سازوکارهای اجرایی معتبر همراه باشد.

Historians note a single overlooked clause can determine whether a treaty endures or ultimately collapses.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند یک بند نادیده‌گرفته‌شدهٔ واحد می‌تواند تعیین کند آیا پیمانی دوام می‌آورد یا سرانجام فروپاشد.


105) clear

معنی فارسی: پاک‌سازی کردن

Officials worked to clear the backlog of unresolved cases that had accumulated over years of institutional neglect.

ترجمه: مقامات تلاش کردند انباشت پرونده‌های حل‌نشده‌ای را که طی سال‌ها بی‌توجهی نهادی انباشته شده بود، پاک‌سازی کنند.

Analysts warned that clearing regulatory hurdles too hastily risked overlooking risks genuine scrutiny would have caught.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پاک‌سازی شتاب‌زدهٔ موانع نظارتی خطر نادیده گرفتن ریسک‌هایی که بررسی واقعی کشفشان می‌کرد، دارد.

Historians note negotiators cleared obstacles many had considered permanent fixtures of the underlying dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان موانعی را که بسیاری اجزای دائمی اختلاف زیربنایی می‌دانستند، پاک‌سازی کردند.


106) close

معنی فارسی: بستن

Regulators moved to close loopholes that had allowed risks to accumulate largely unchecked for years.

ترجمه: نهادهای نظارتی اقدام به بستن حفره‌هایی کردند که اجازه داده بود ریسک‌ها سال‌ها عمدتاً بدون کنترل انباشته شوند.

Analysts warned that closing the subsidy abruptly would devastate an industry still heavily dependent on it.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بستن ناگهانی یارانه صنعتی را که هنوز به‌شدت به آن وابسته است، ویران خواهد کرد.

Historians note the treaty closed one chapter of conflict while leaving deeper tensions genuinely unresolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان یک فصل از درگیری را بست در حالی که تنش‌های عمیق‌تر را واقعاً حل‌نشده رها کرد.


107) discuss

معنی فارسی: بحث کردن

Diplomats discussed provisions so contentious that earlier negotiators had deliberately avoided raising them.

ترجمه: دیپلمات‌ها بندهایی را بحث کردند که چنان جنجالی بود که مذاکره‌کنندگان پیشین عمداً از مطرح کردنش اجتناب کرده بودند.

Analysts warned that markets rarely discuss risk openly until a crisis makes doing so unavoidable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت آشکارا دربارهٔ ریسک بحث می‌کنند تا زمانی که بحران این کار را اجتناب‌ناپذیر کند.

Historians note the treaty's most consequential terms were discussed privately, away from public and even legislative scrutiny.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پرپیامدترین شرایط پیمان خصوصی بحث شد، دور از بررسی عمومی و حتی قانون‌گذاری.


108) feel

معنی فارسی: احساس کردن

Officials feel increasing pressure to demonstrate resolve that critics argue the underlying policy genuinely lacks.

ترجمه: مقامات احساس فشار روبه‌رشدی برای نشان دادن عزمی می‌کنند که منتقدان معتقدند خود سیاست زیربنایی واقعاً فاقد آن است.

Analysts warned that markets feel reassured by rhetoric that, on closer inspection, masks considerable underlying risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها با لفاظی‌ای احساس اطمینان می‌کنند که با بررسی دقیق‌تر ریسک زیربنایی قابل‌توجهی را پنهان می‌کند.

Historians note negotiators felt the weight of decisions whose consequences would extend far beyond their own careers.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان سنگینی تصمیماتی را احساس کردند که پیامدهایش بسیار فراتر از حرفه‌های خودشان گسترش می‌یافت.


109) listen

معنی فارسی: گوش دادن

Officials were accused of failing to listen to warnings that internal auditors had raised years earlier.

ترجمه: مقامات متهم شدند نتوانسته‌اند به هشدارهایی که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش مطرح کرده بودند، گوش دهند.

Analysts urged regulators to listen more closely to indicators that reassuring headline figures often obscured.

ترجمه: تحلیلگران از نهادهای نظارتی خواستند دقیق‌تر به شاخص‌هایی که ارقام سرتیتر اطمینان‌بخش اغلب پنهان می‌کرد، گوش دهند.

Historians note the negotiator's willingness to listen patiently distinguished him from more confrontational predecessors.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تمایل مذاکره‌کننده به گوش دادن صبورانه او را از اسلاف مقابله‌جوی‌تر متمایز کرد.


110) meet

معنی فارسی: ملاقات کردن

Diplomats met secretly for months before any public announcement confirmed negotiations were even underway.

ترجمه: دیپلمات‌ها ماه‌ها مخفیانه ملاقات کردند پیش از آنکه هرگونه اعلامیهٔ عمومی حتی تأیید کند مذاکرات در جریان است.

Analysts warned that the reform would struggle to meet expectations set by its own ambitious rhetoric.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات برای برآورده کردن انتظاراتی که لفاظی جاه‌طلبانهٔ خودش تعیین کرده بود، دشواری خواهد داشت.

Historians note negotiators met repeatedly at a location whose symbolic significance itself shaped subsequent talks.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان بارها در مکانی ملاقات کردند که اهمیت نمادینش خود گفتگوهای بعدی را شکل داد.


111) music

معنی فارسی: موسیقی

Analysts described the coordinated policy response as finally moving in harmony, like an orchestra finding its music after years of discord.

ترجمه: تحلیلگران واکنش هماهنگ سیاستی را همچون ارکستری توصیف کردند که سرانجام پس از سال‌ها ناهماهنگی، موسیقی‌اش را یافته است.

Critics argued the reform's rhetoric was mere music, pleasant but ultimately substanceless.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند لفاظی این اصلاحات صرفاً موسیقی بود، خوشایند اما در نهایت بی‌جوهر.

Historians note negotiators occasionally used shared cultural touchstones, including music, to build rapport otherwise absent from formal talks.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان گاهی از نقاط مشترک فرهنگی، از جمله موسیقی، برای ساختن ارتباطی که در غیر این صورت در گفتگوهای رسمی غایب بود، استفاده کردند.


112) normal

معنی فارسی: عادی

Officials insisted a return to normal was imminent, despite indicators suggesting otherwise persistent instability.

ترجمه: مقامات اصرار داشتند بازگشت به وضعیت عادی قریب‌الوقوع است، با وجود شاخص‌هایی که بی‌ثباتی پایدار دیگری را نشان می‌داد.

Analysts warned that treating extraordinary risk as normal often precedes an institution's most damaging miscalculations.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار با ریسک فوق‌العاده همچون امری عادی اغلب مقدم بر مخرب‌ترین محاسبات اشتباه یک نهاد است.

Historians note the treaty aimed to restore a normal that, in truth, had never genuinely existed between the two nations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان هدفش بازگرداندن وضعیت عادی‌ای بود که، در واقع، هرگز واقعاً میان دو ملت وجود نداشته بود.


113) quiet

معنی فارسی: آرام

Diplomats favored quiet negotiation over the public ultimatums that had repeatedly failed to produce results.

ترجمه: دیپلمات‌ها مذاکرات آرام را بر اولتیماتوم‌های عمومی‌ای که بارها نتوانسته بودند نتیجه‌ای تولید کنند، ترجیح دادند.

Analysts warned that markets rarely remain quiet for long once genuine underlying risks become apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت برای مدت طولانی آرام می‌مانند به محض اینکه ریسک‌های واقعی زیربنایی آشکار شود.

Historians credit the negotiator's quiet persistence with securing an agreement more confrontational predecessors had failed to reach.

ترجمه: مورخان پشتکار آرام مذاکره‌کننده را مسئول تضمین توافقی می‌دانند که اسلاف مقابله‌جوی‌تر نتوانسته بودند به آن برسند.


114) relax

معنی فارسی: آرام کردن، شل کردن

Officials relaxed restrictions cautiously, wary that moving too quickly could reignite the crisis they had contained.

ترجمه: مقامات محدودیت‌ها را با احتیاط آرام کردند، محتاط از اینکه حرکت بیش‌ازحد سریع می‌تواند بحرانی را که مهار کرده بودند، دوباره برانگیزد.

Analysts warned against relaxing oversight prematurely, before underlying risks were genuinely and fully addressed.

ترجمه: تحلیلگران در برابر آرام کردن زودهنگام نظارت، پیش از پرداختن واقعی و کامل به ریسک‌های زیربنایی، هشدار دادند.

Historians note the treaty allowed tensions to relax gradually rather than through any single dramatic gesture.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان اجازه داد تنش‌ها به‌تدریج آرام شوند نه از طریق هیچ حرکت دراماتیک واحدی.


115) sleep

معنی فارسی: خوابیدن

Analysts warned that regulators had, in effect, been asleep while risks accumulated largely unchecked for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادهای نظارتی عملاً در خواب بودند در حالی که ریسک‌ها سال‌ها عمدتاً بدون کنترل انباشته می‌شد.

Officials could hardly sleep as the crisis's full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات به‌سختی می‌توانستند بخوابند در حالی که دامنهٔ کامل بحران دیگر قابل‌انکار نبود.

Historians note the dispute had lain dormant, effectively asleep, for decades before suddenly reigniting.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این اختلاف دهه‌ها خفته، عملاً در خواب، مانده بود پیش از آنکه ناگهان دوباره شعله‌ور شود.


116) stress

معنی فارسی: فشار، استرس

Analysts warned that financial stress accumulating within the system had gone largely unnoticed for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فشار مالی در حال انباشته شدن درون سیستم سال‌ها عمدتاً نامرئی مانده بود.

Officials underestimated the stress the policy would place on communities least equipped to absorb it.

ترجمه: مقامات فشاری را که این سیاست بر جوامعی که کمترین آمادگی برای تحملش را داشتند، وارد می‌کرد، دست‌کم گرفتند.

Historians note the negotiator's ability to manage stress under sustained pressure proved as decisive as any specific tactic.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند توانایی مذاکره‌کننده در مدیریت فشار تحت شرایط پایدار به همان اندازهٔ هر تاکتیک خاصی تعیین‌کننده اثبات شد.


117) study

معنی فارسی: مطالعه کردن

Analysts studied the crisis for years before finally identifying its genuinely underlying structural causes.

ترجمه: تحلیلگران سال‌ها بحران را مطالعه کردند پیش از آنکه سرانجام علل واقعاً ساختاری‌اش را شناسایی کنند.

Officials commissioned studies whose inconvenient findings were later quietly shelved rather than publicly acknowledged.

ترجمه: مقامات مطالعاتی سفارش دادند که یافته‌های ناخوشایندشان بعدها آرام کنار گذاشته شد نه علناً پذیرفته.

Historians studied newly declassified documents that fundamentally altered understanding of the negotiations.

ترجمه: مورخان اسناد تازه رفع طبقه‌بندی‌شده‌ای را مطالعه کردند که درک مذاکرات را اساساً تغییر داد.


118) talk

معنی فارسی: صحبت کردن

Diplomats talked past each other for months before finally beginning to genuinely address core disagreements.

ترجمه: دیپلمات‌ها ماه‌ها با هم صحبت کردند بدون اینکه واقعاً به اختلافات اصلی بپردازند پیش از آنکه سرانجام شروع کنند.

Analysts warned that officials talked reassuringly about risks that internal assessments described in far more alarming terms.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اطمینان‌بخش دربارهٔ ریسک‌هایی صحبت می‌کردند که ارزیابی‌های داخلی آن‌ها را با اصطلاحات بسیار هشداردهنده‌تری توصیف می‌کرد.

Historians note the negotiators talked informally over dinner, reaching understandings formal sessions had repeatedly failed to produce.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان غیررسمی بر سر شام صحبت کردند و به تفاهم‌هایی رسیدند که جلسات رسمی بارها نتوانسته بودند تولید کنند.


119) work

معنی فارسی: کار کردن

Analysts questioned whether the reform would work as intended without addressing deeper structural causes.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا این اصلاحات همان‌گونه که در نظر بود کار خواهد کرد بدون پرداختن به علل ساختاری عمیق‌تر.

Officials worked quietly for years on an agreement whose existence they publicly denied until its conclusion.

ترجمه: مقامات سال‌ها آرام روی توافقی کار کردند که وجودش را تا نتیجه‌گیری‌اش علناً انکار می‌کردند.

Historians note the treaty worked considerably better in practice than its skeptical early critics had predicted.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان در عمل به‌مراتب بهتر از پیش‌بینی منتقدان شکاک اولیه‌اش کار کرد.


120) write

معنی فارسی: نوشتن

Diplomats spent months writing language deliberately vague enough to satisfy each side's competing interpretations.

ترجمه: دیپلمات‌ها ماه‌ها صرف نوشتن زبانی کردند که عمداً به‌اندازهٔ کافی مبهم بود تا تفسیرهای رقیب هر طرف را راضی کند.

Analysts warned that policies written hastily under crisis pressure often require costly correction later.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیاست‌هایی که شتاب‌زده تحت فشار بحران نوشته می‌شوند اغلب نیازمند اصلاح پرهزینه‌ای بعداً هستند.

Historians note the treaty was written through painstaking negotiation rarely visible in its final, polished text.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان از طریق مذاکرهٔ دقیقی نوشته شد که به‌ندرت در متن نهایی و پرداخته‌شده‌اش قابل‌مشاهده بود.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles