~13 min read · Updated Sep 18, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 11 (Advanced)

201) architecture

معنی فارسی: معماری

Analysts warned that the reform's architecture left considerable room for exactly the risks it claimed to prevent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند معماری این اصلاحات فضای قابل‌توجهی برای دقیقاً همان ریسک‌هایی که ادعای جلوگیری از آن‌ها را داشت، باقی گذاشت.

Officials praised a regulatory architecture whose actual weaknesses internal reviews had extensively documented.

ترجمه: مقامات معماری نظارتی‌ای را ستودند که ضعف‌های واقعی‌اش بازبینی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Historians note the treaty's institutional architecture shaped regional diplomacy for the better part of a century.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند معماری نهادی پیمان دیپلماسی منطقه‌ای را برای بخش عمدهٔ یک قرن شکل داد.


202) basket

معنی فارسی: سبد

Analysts warned that officials had put too many financial eggs in a single basket lacking genuine diversification.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تخم‌مرغ‌های مالی بسیاری را در یک سبد فاقد تنوع واقعی گذاشته بودند.

Officials described the reform as a basket of measures whose actual coherence proved considerably weaker than advertised.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را سبدی از اقدامات توصیف کردند که انسجام واقعی‌اش بسیار ضعیف‌تر از تبلیغات اثبات شد.

Historians note the treaty bundled disparate provisions into a single basket that later generations found difficult to separate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان بندهای متفاوتی را در یک سبد واحد بست که نسل‌های بعدی جدا کردنش را دشوار یافتند.


203) bloom

معنی فارسی: شکوفا شدن

Analysts warned that reassuring rhetoric could not make genuine recovery bloom without addressing structural weaknesses.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش نمی‌تواند بهبود واقعی را بدون پرداختن به ضعف‌های ساختاری شکوفا کند.

Officials promised an economy that would bloom once reforms took hold, a confidence internal assessments did not support.

ترجمه: مقامات اقتصادی را وعده دادند که به محض جا افتادن اصلاحات شکوفا خواهد شد، اطمینانی که ارزیابی‌های داخلی حمایتش نمی‌کرد.

Historians note cooperation bloomed slowly between former rivals in the decades following the treaty's signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند همکاری در دهه‌های پس از امضای پیمان میان رقبای پیشین آرام شکوفا شد.


204) canoe

معنی فارسی: قایق

Analysts warned that officials navigated the crisis like a canoe without a paddle, drifting rather than steering.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحران همچون قایقی بدون پارو رفتار کردند، رهاشده به‌جای هدایت‌شده.

Officials found themselves in the same canoe as institutions whose failures they had publicly distanced themselves from.

ترجمه: مقامات خود را در همان قایقی یافتند که نهادهایی که علناً از شکست‌هایشان فاصله گرفته بودند، در آن بودند.

Historians note negotiators once traveled by canoe to a remote meeting site, an informal detail rarely mentioned in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان زمانی با قایق به محل ملاقاتی دورافتاده سفر کردند، جزئیاتی غیررسمی که به‌ندرت در روایت‌های رسمی ذکر می‌شود.


205) carpet

معنی فارسی: فرش

Analysts warned that officials had swept troubling findings under the carpet rather than publicly disclosing them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات یافته‌های نگران‌کننده را زیر فرش جارو کرده بودند به‌جای افشای علنی‌شان.

Officials rolled out the red carpet for a reform whose actual substance proved considerably thinner than its reception suggested.

ترجمه: مقامات فرش قرمزی برای اصلاحاتی پهن کردند که جوهر واقعی‌اش بسیار نازک‌تر از استقبال از آن اثبات شد.

Historians note inconvenient details of the treaty were quietly swept under the carpet for decades before scholars rediscovered them.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جزئیات ناخوشایند پیمان دهه‌ها آرام زیر فرش جارو شد پیش از آنکه محققان دوباره کشفش کنند.


206) cousin

معنی فارسی: پسرعمو، دخترعمو

Analysts described the new agency as a cousin to previous institutions, sharing many of the same underlying weaknesses.

ترجمه: تحلیلگران این آژانس جدید را پسرعمویی برای نهادهای پیشین توصیف کردند که بسیاری از همان ضعف‌های زیربنایی را به اشتراک می‌گذاشت.

Officials treated allied nations almost as cousins, extending trust that later proved only partially warranted.

ترجمه: مقامات با ملت‌های متحد تقریباً همچون پسرعمو رفتار کردند و اعتمادی گسترش دادند که بعدها تنها تا حدی موجه اثبات شد.

Historians note the treaty's provisions closely resembled those of a cousin agreement signed decades earlier.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای پیمان به‌شدت شبیه توافقی همتای دهه‌ها پیش امضاشده بود.


207) desk

معنی فارسی: میز

Analysts warned that critical decisions were made far from any regulator's desk, escaping genuine scrutiny.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تصمیمات حیاتی بسیار دور از میز هر نهاد نظارتی گرفته می‌شد و از بررسی واقعی می‌گریخت.

Officials kept troubling reports in a desk drawer rather than acting on their warnings.

ترجمه: مقامات گزارش‌های نگران‌کننده را در کشوی میز نگه داشتند به‌جای اقدام بر اساس هشدارهایشان.

Historians note key concessions were settled across a negotiator's desk, informally, rather than in the formal chamber.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امتیازات کلیدی روی میز یک مذاکره‌کننده، غیررسمی به‌جای اتاق رسمی، تعیین شد.


208) gallery

معنی فارسی: گالری

Analysts warned that officials played to the gallery with reassuring statements rather than genuinely addressing the crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات برای گالری تماشاچیان بازی کردند با بیانیه‌های اطمینان‌بخش به‌جای پرداختن واقعی به بحران.

Officials treated the press gallery as an audience to manage rather than a genuine source of accountability.

ترجمه: مقامات با گالری مطبوعاتی همچون مخاطبی برای مدیریت رفتار کردند نه منبعی واقعی از پاسخگویی.

Historians note the treaty's signing ceremony was staged for a public gallery eager for reassurance after years of conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مراسم امضای پیمان برای گالری عمومی‌ای که مشتاق اطمینان پس از سال‌ها درگیری بود، صحنه‌آرایی شد.


209) guest

معنی فارسی: میهمان

Analysts warned that officials treated regulatory scrutiny as an unwelcome guest rather than a genuinely necessary function.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بررسی نظارتی همچون میهمانی ناخوانده به‌جای عملکردی واقعاً ضروری رفتار کردند.

Officials welcomed foreign investors as honored guests while domestic critics received considerably less courteous treatment.

ترجمه: مقامات از سرمایه‌گذاران خارجی به‌عنوان میهمانان محترم استقبال کردند در حالی که منتقدان داخلی رفتاری به‌مراتب کمتر مؤدبانه دریافت کردند.

Historians note the treaty's signing ceremony included guests whose presence signaled the fragile hope of lasting reconciliation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مراسم امضای پیمان شامل میهمانانی بود که حضورشان نشان‌دهندهٔ امید شکنندهٔ آشتی پایدار بود.


210) host

معنی فارسی: میزبان

Analysts warned that the economy had become host to speculative excess that genuine oversight should have curbed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اقتصاد به میزبان زیاده‌روی سفته‌بازانه‌ای تبدیل شده بود که نظارت واقعی می‌بایست مهارش می‌کرد.

Officials served as reluctant hosts to international inspectors whose scrutiny they had long resisted.

ترجمه: مقامات به‌عنوان میزبانانی بی‌میل به بازرسان بین‌المللی‌ای خدمت کردند که در برابر بررسی‌شان مدت‌ها مقاومت کرده بودند.

Historians note the negotiating nation acted as host for talks that, at several points, nearly collapsed entirely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ملت مذاکره‌کننده میزبان گفتگوهایی بود که در چندین نقطه تقریباً کاملاً فروپاشید.


211) July

معنی فارسی: ژوئیه

Analysts warned that the reform announced last July had produced considerably less than its confident rhetoric promised.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که ژوئیهٔ گذشته اعلام شد، بسیار کمتر از لفاظی مطمئنش تولید کرده بود.

Officials postponed the reform's implementation from July to a date critics argued was designed to delay accountability.

ترجمه: مقامات اجرای این اصلاحات را از ژوئیه به تاریخی به تعویق انداختند که منتقدان استدلال کردند برای تأخیر پاسخگویی طراحی شده بود.

Historians note the treaty was finally signed in July, after months of negotiations that had repeatedly seemed doomed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سرانجام در ژوئیه امضا شد، پس از ماه‌ها مذاکراتی که بارها محکوم به فنا به نظر می‌رسید.


212) modern

معنی فارسی: مدرن

Analysts warned that even modern regulatory tools proved inadequate against risks officials had persistently underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حتی ابزارهای نظارتی مدرن در برابر ریسک‌هایی که مقامات پیوسته دست‌کم گرفته بودند، ناکافی اثبات شد.

Officials described the institution's practices as modern, though internal reviews suggested otherwise significant outdated deficiencies.

ترجمه: مقامات شیوه‌های این نهاد را مدرن توصیف کردند، هرچند بازبینی‌های داخلی کاستی‌های منسوخ قابل‌توجه دیگری را نشان می‌داد.

Historians note the treaty established what was, for its time, a genuinely modern framework for international cooperation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان چارچوبی را که برای زمان خودش واقعاً مدرن بود، برای همکاری بین‌المللی تأسیس کرد.


213) museum

معنی فارسی: موزه

Analysts joked that outdated regulations belonged in a museum rather than in active use governing genuinely modern risks.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مقررات منسوخ متعلق به موزه بودند نه استفادهٔ فعال برای اداره کردن ریسک‌های واقعاً مدرن.

Officials treated reform proposals as museum pieces, admired in principle but never actually implemented.

ترجمه: مقامات پیشنهادهای اصلاحی را همچون قطعات موزه‌ای رفتار کردند، در اصل تحسین‌شده اما هرگز واقعاً اجراشده.

Historians note documents from the negotiations are now preserved in a museum, offering scholars a rare glimpse into the process.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اسناد مذاکرات اکنون در موزه‌ای نگهداری می‌شود که نگاهی نادر به فرآیند برای محققان فراهم می‌کند.


214) pink

معنی فارسی: صورتی

Analysts warned that officials painted an unrealistically pink picture of an economy internal assessments described far more critically.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تصویری صورتی و غیرواقع‌بینانه از اقتصادی نقاشی کردند که ارزیابی‌های داخلی بسیار انتقادی‌تر توصیف می‌کرد.

Officials offered a pink narrative of reform that later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات روایتی صورتی از اصلاحات ارائه دادند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note contemporaries viewed the treaty through pink-tinted optimism that later scholarship considerably tempered.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران پیمان را از دریچهٔ خوش‌بینی صورتی‌رنگ می‌دیدند که پژوهش‌های بعدی به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


215) plane

معنی فارسی: هواپیما

Analysts warned that officials operated on an entirely different plane from the genuine concerns of ordinary citizens.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در سطحی کاملاً متفاوت از نگرانی‌های واقعی شهروندان عادی عمل می‌کردند.

Officials flew by private plane to negotiations whose austere public rhetoric contrasted sharply with such privilege.

ترجمه: مقامات با هواپیمای خصوصی به مذاکراتی پرواز کردند که لفاظی ریاضتی عمومی‌شان به‌شدت با چنین امتیازی در تضاد بود.

Historians note negotiators traveled by plane for the first time in the treaty's long diplomatic history, a symbolic modernization.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان برای نخستین بار در تاریخ دیپلماتیک طولانی پیمان با هواپیما سفر کردند، مدرن‌سازی‌ای نمادین.


216) refrigerator

معنی فارسی: یخچال

Analysts joked that some reform proposals seemed permanently stored in a regulatory refrigerator, preserved but never implemented.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند برخی پیشنهادهای اصلاحی به‌نظر می‌رسید همیشگی در یخچالی نظارتی نگه‌داری می‌شد، حفظ‌شده اما هرگز اجراشده.

Officials effectively refrigerated inconvenient findings rather than publicly acknowledging their troubling implications.

ترجمه: مقامات عملاً یافته‌های ناخوشایند را در یخچال گذاشتند به‌جای پذیرش علنی پیامدهای نگران‌کننده‌شان.

Historians note the treaty's more ambitious provisions were, in practice, kept in a diplomatic refrigerator rather than pursued.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند برخی از جاه‌طلبانه‌ترین بندهای پیمان در عمل در یخچالی دیپلماتیک نگه‌داری شد نه دنبال شد.


217) temperature

معنی فارسی: دما

Analysts warned that political temperature would rise sharply once the scandal's full scope became known.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند دمای سیاسی به محض آشکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی، به‌شدت افزایش خواهد یافت.

Officials misjudged the temperature of public opinion, underestimating how severely citizens would react.

ترجمه: مقامات دمای افکار عمومی را اشتباه سنجیدند و دست‌کم گرفتند شهروندان چقدر شدید واکنش نشان خواهند داد.

Historians note negotiators carefully monitored the diplomatic temperature, wary of provoking a collapse in talks.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان دمای دیپلماتیک را با دقت زیر نظر داشتند، محتاط از برانگیختن فروپاشی گفتگوها.


218) theater

معنی فارسی: تئاتر، نمایش

Analysts described the hearing as political theater rather than a genuine effort to establish accountability.

ترجمه: تحلیلگران این جلسهٔ استماع را نمایشی سیاسی به‌جای تلاشی واقعی برای ایجاد پاسخگویی توصیف کردند.

Officials staged a theater of reform while quietly preserving practices critics found genuinely objectionable.

ترجمه: مقامات نمایشی از اصلاحات به راه انداختند در حالی که آرام شیوه‌هایی را که منتقدان واقعاً اعتراض‌آمیز می‌یافتند، حفظ کردند.

Historians note the treaty's signing ceremony functioned as theater intended to project a unity negotiators privately doubted.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مراسم امضای پیمان همچون نمایشی عمل می‌کرد که هدفش القای وحدتی بود که مذاکره‌کنندگان خصوصی به آن تردید داشتند.


219) upper

معنی فارسی: بالایی

Analysts warned that reforms benefiting the upper echelons of institutions left ordinary employees genuinely unprotected.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که به لایه‌های بالایی نهادها سود می‌رساند، کارکنان عادی را واقعاً بی‌حفاظ رها کرد.

Officials in the upper ranks escaped scrutiny that junior staff regularly faced for comparable decisions.

ترجمه: مقامات در رتبه‌های بالا از بررسی‌ای که کارکنان جوان به‌طور منظم برای تصمیمات قابل‌مقایسه با آن روبه‌رو بودند، فرار کردند.

Historians note the treaty was negotiated almost entirely among the upper tiers of government, with little public input.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تقریباً کاملاً میان لایه‌های بالایی دولت مذاکره شد، با ورودی عمومی اندک.


220) welcome

معنی فارسی: استقبال کردن

Analysts warned that officials welcomed reassuring statistics without genuinely scrutinizing the evidence behind them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آمار اطمینان‌بخش را بدون بررسی واقعی شواهد پشت آن‌ها استقبال کردند.

Officials welcomed the reform publicly while privately harboring doubts internal documents would later confirm.

ترجمه: مقامات علناً از این اصلاحات استقبال کردند در حالی که خصوصی تردیدهایی داشتند که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد.

Historians note the treaty was welcomed with genuine relief that its complicated legacy would later considerably temper.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان با آسودگی واقعی‌ای استقبال شد که میراث پیچیده‌ترش بعدها به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles