~13 min read · Updated Sep 19, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 26 (Advanced)

501) alter

معنی فارسی: تغییر دادن

Analysts warned that officials had altered figures to present a more reassuring picture than the data genuinely supported.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ارقام را تغییر داده بودند تا تصویری اطمینان‌بخش‌تر از آنچه داده‌ها واقعاً حمایت می‌کرد، ارائه دهند.

Officials altered the reform's scope repeatedly, each revision watering down provisions critics considered genuinely essential.

ترجمه: مقامات دامنهٔ این اصلاحات را پیوسته تغییر دادند، هر بازنگری بندهایی را که منتقدان واقعاً ضروری می‌دانستند، رقیق‌تر کرد.

Historians note the treaty was altered at the last moment in ways that surprised even senior negotiators.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان در آخرین لحظه به شیوه‌هایی تغییر یافت که حتی مذاکره‌کنندگان ارشد را غافلگیر کرد.


502) aside

معنی فارسی: کنار

Analysts warned that officials had set genuine oversight aside in favor of reassuring public statements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نظارت واقعی را کنار گذاشته بودند به نفع بیانیه‌های عمومی اطمینان‌بخش.

Officials pushed aside warnings that internal assessments would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات هشدارهایی را که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد، کنار زدند.

Historians note negotiators stepped aside from formal proceedings to resolve a dispute privately.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از رویه‌های رسمی کنار کشیدند تا اختلافی را خصوصی حل کنند.


503) autumn

معنی فارسی: پاییز

Analysts warned that the reform's autumn deadline left officials little time to address risks genuinely requiring years to resolve.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ضرب‌الاجل پاییزی اصلاحات زمان اندکی به مقامات برای پرداختن به ریسک‌هایی که واقعاً سال‌ها حل‌وفصل می‌طلبید، داد.

Officials postponed action until autumn, a delay critics argued only worsened the underlying problem.

ترجمه: مقامات اقدام را تا پاییز به تعویق انداختند، تأخیری که منتقدان استدلال کردند تنها مشکل زیربنایی را بدتر کرد.

Historians note the treaty was finally signed in autumn, after a summer of negotiations that had seemed genuinely stalled.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سرانجام در پاییز، پس از تابستانی از مذاکراتی که واقعاً متوقف به نظر می‌رسید، امضا شد.


504) blend

معنی فارسی: مخلوط کردن

Analysts warned that officials had blended reassuring rhetoric with just enough technical language to sound credible.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات لفاظی اطمینان‌بخش را با اندکی زبان فنی برای معتبر به نظر رسیدن، مخلوط کرده بودند.

Officials blended contradictory policies into a reform that internal assessments described as genuinely incoherent.

ترجمه: مقامات سیاست‌های متناقض را در اصلاحاتی مخلوط کردند که ارزیابی‌های داخلی واقعاً ناهماهنگ توصیف کردند.

Historians note the treaty blended competing legal traditions in ways that later generations found difficult to interpret consistently.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سنت‌های حقوقی رقیب را به شیوه‌هایی مخلوط کرد که نسل‌های بعدی تفسیر پیوسته‌اش را دشوار یافتند.


505) collapse

معنی فارسی: فروپاشیدن

Analysts warned that the institution risked collapse under the weight of risks officials had persistently underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این نهاد در خطر فروپاشی زیر وزن ریسک‌هایی بود که مقامات پیوسته دست‌کم گرفته بودند.

Officials watched public trust collapse once the scandal's full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات شاهد فروپاشی اعتماد عمومی بودند به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی.

Historians note the negotiations nearly collapsed several times before finally producing an agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات چندین بار تقریباً فروپاشید پیش از آنکه سرانجام توافقی تولید کند.


506) crush

معنی فارسی: له کردن

Analysts warned that officials had crushed dissenting voices rather than genuinely engaging with valid criticism.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات صداهای مخالف را له کرده بودند به‌جای درگیر شدن واقعی با انتقاد معتبر.

Officials crushed opposition to the reform in ways critics argued undermined genuine democratic accountability.

ترجمه: مقامات مخالفت با این اصلاحات را به شیوه‌هایی له کردند که منتقدان استدلال کردند پاسخگویی دموکراتیک واقعی را تضعیف می‌کرد.

Historians note the treaty's harsh terms crushed institutions that had, for generations, defined the region's political order.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان نهادهایی را که برای نسل‌ها نظم سیاسی منطقه را تعریف کرده بودند، له کرد.


507) curve

معنی فارسی: منحنی، خم شدن

Analysts warned that the crisis curve had risen sharply while officials continued offering reassuring statements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند منحنی بحران به‌شدت بالا رفته بود در حالی که مقامات همچنان بیانیه‌های اطمینان‌بخش ارائه می‌دادند.

Officials watched the economic curve bend in ways internal assessments had predicted years earlier.

ترجمه: مقامات شاهد خم شدن منحنی اقتصادی به شیوه‌هایی بودند که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها پیش پیش‌بینی کرده بود.

Historians note negotiations followed a curve of progress and setback that made the eventual agreement genuinely remarkable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات منحنی‌ای از پیشرفت و شکست را دنبال کرد که توافق نهایی را واقعاً چشمگیر ساخت.


508) disgusting

معنی فارسی: چندش‌آور

Analysts described the cover-up as disgusting given evidence that directly contradicted official statements.

ترجمه: تحلیلگران با توجه به شواهدی که مستقیماً با بیانیه‌های رسمی در تضاد بود، پرده‌پوشی را واقعاً چندش‌آور توصیف کردند.

Officials faced disgusting revelations about practices internal documents had extensively documented for years.

ترجمه: مقامات با افشاگری‌های چندش‌آوری دربارهٔ شیوه‌هایی که اسناد داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، روبه‌رو شدند.

Historians consider the treaty's harshest terms toward the defeated nation genuinely disgusting by any reasonable standard.

ترجمه: مورخان سخت‌ترین شرایط پیمان نسبت به ملت شکست‌خورده را واقعاً چندش‌آور با هر استاندارد معقولی می‌دانند.


509) drain

معنی فارسی: مصرف‌کننده، زهکش

Analysts warned that reassuring rhetoric had become a drain on genuine efforts to address the crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش به مصرف‌کننده‌ای برای تلاش‌های واقعی جهت پرداختن به بحران تبدیل شده بود.

Officials described the program as a drain on public resources whose actual costs exceeded projections.

ترجمه: مقامات این برنامه را مصرف‌کننده‌ای از منابع عمومی توصیف کردند که هزینه‌های واقعی‌اش از پیش‌بینی فراتر رفت.

Historians note the prolonged conflict was a drain on resources the region could genuinely ill afford to lose.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند درگیری طولانی مصرف‌کنندهٔ منابعی بود که منطقه واقعاً نمی‌توانست این زیان را تحمل کند.


510) embrace

معنی فارسی: در آغوش گرفتن، پذیرفتن

Analysts warned that officials had embraced reassuring statistics rather than confronting genuinely troubling underlying data.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آمار اطمینان‌بخش را در آغوش گرفته بودند به‌جای رویارویی با داده‌های زیربنایی واقعاً نگران‌کننده.

Officials publicly embraced the reform while privately expressing doubts internal documents would later confirm.

ترجمه: مقامات علناً این اصلاحات را در آغوش گرفتند در حالی که خصوصی تردیدهایی داشتند که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد.

Historians note negotiators embraced a compromise that satisfied neither delegation completely but avoided complete collapse.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان سازشی را در آغوش گرفتند که هیچ‌یک از هیئت‌ها را کاملاً راضی نکرد اما از فروپاشی کامل جلوگیری کرد.


511) envy

معنی فارسی: رشک بردن

Analysts warned that officials envied institutions with fewer regulatory obligations rather than genuinely strengthening their own oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به نهادهایی با تعهدات نظارتی کمتر رشک بردند به‌جای تقویت واقعی نظارت خودشان.

Officials envied the reassuring headlines other departments received while their own scandal remained unresolved.

ترجمه: مقامات به سرتیترهای اطمینان‌بخشی که دپارتمان‌های دیگر دریافت می‌کردند در حالی که رسوایی خودشان حل‌نشده باقی مانده بود، رشک بردند.

Historians note smaller nations envied the influence larger delegations wielded throughout the treaty's negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ملت‌های کوچک‌تر به نفوذی که هیئت‌های بزرگ‌تر در سراسر مذاکرات پیمان اعمال می‌کردند، رشک بردند.


512) fireworks

معنی فارسی: آتش‌بازی

Analysts warned that officials treated reassuring statements like fireworks, spectacular but offering no lasting substance.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بیانیه‌های اطمینان‌بخش همچون آتش‌بازی رفتار کردند، خیره‌کننده اما بدون جوهر پایدار.

Officials celebrated the reform with fireworks and fanfare that internal assessments would later prove genuinely premature.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را با آتش‌بازی و تشریفات جشن گرفتند که ارزیابی‌های داخلی بعدها واقعاً زودهنگام اثبات کرد.

Historians note the treaty's signing was marked by fireworks and celebration that its complicated legacy would later considerably temper.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان با آتش‌بازی و جشنی همراه بود که میراث پیچیده‌ترش بعدها به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


513) flour

معنی فارسی: آرد

Analysts warned that reforms affecting flour producers received considerably less attention than measures benefiting larger industries.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که تولیدکنندگان آرد را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ‌تر سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect flour prices already strained by supply shortages.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر قیمت آردی که پیش‌تر با کمبود عرضه تحت فشار بود، اثر خواهد گذاشت.

Historians note flour shortages during wartime fueled unrest that ultimately pressured both sides toward negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کمبود آرد در زمان جنگ ناآرامی‌ای را دامن زد که سرانجام هر دو طرف را به سمت مذاکره فشار آورد.


514) fuse

معنی فارسی: فتیله

Analysts warned that a single scandal could serve as the fuse for a crisis officials had long underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک رسوایی واحد می‌تواند فتیلهٔ بحرانی باشد که مقامات مدت‌ها دست‌کم گرفته بودند.

Officials lit a political fuse by dismissing concerns that internal assessments would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات فتیله‌ای سیاسی را با رد کردن نگرانی‌هایی که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد، روشن کردند.

Historians note a minor border incident served as the fuse for negotiations that had, until then, seemed unnecessary.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند حادثه‌ای مرزی جزئی فتیلهٔ مذاکراتی شد که تا آن زمان واقعاً غیرضروری به نظر می‌رسید.


515) ginger

معنی فارسی: زنجبیل

Analysts joked that officials needed the fiery clarity of ginger rather than the blandness of reassuring statements.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مقامات به وضوح تند زنجبیل به‌جای بی‌مزگی بیانیه‌های اطمینان‌بخش نیاز داشتند.

Officials described the reform as adding ginger to a stagnant economy, though critics found the metaphor considerably overstated.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را افزودن زنجبیل به اقتصادی راکد توصیف کردند، هرچند منتقدان این استعاره را بسیار اغراق‌آمیز یافتند.

Historians note negotiators shared meals seasoned with ginger during informal sessions that eased tense discussions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان وعده‌های غذایی طعم‌دار با زنجبیل را در جلسات غیررسمی که گفتگوهای تنش‌آلود را تسکین می‌داد، به اشتراک گذاشتند.


516) jealous

معنی فارسی: حسود

Analysts warned that officials grew jealous of institutions receiving less scrutiny for comparable practices.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به نهادهایی که بررسی کمتری برای شیوه‌های قابل‌مقایسه دریافت می‌کردند، حسود شدند.

Officials appeared jealous of colleagues who avoided the criticism their own department faced.

ترجمه: مقامات به همکارانی که از انتقادی که دپارتمان خودشان با آن روبه‌رو بود، فرار کردند، حسود به نظر رسیدند.

Historians note jealous rivalries among negotiators occasionally complicated talks that required genuine cooperation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند رقابت‌های حسودانه میان مذاکره‌کنندگان گاهی گفتگوهایی را که همکاری واقعی می‌طلبید، پیچیده کرد.


517) paste

معنی فارسی: خمیر

Analysts warned that officials had pasted together a reform from mismatched proposals rather than a coherent strategy.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحاتی را از پیشنهادهای ناهماهنگ به‌جای استراتژی‌ای منسجم به هم چسبانده بودند.

Officials pasted reassuring statistics onto a report that internal assessments described in far more troubling terms.

ترجمه: مقامات آمار اطمینان‌بخش را به گزارشی چسباندند که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار نگران‌کننده‌تری توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty's text was, in places, pasted together from earlier agreements with only minor revisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند متن پیمان در برخی جاها از توافقات پیشین با تنها بازنگری‌های جزئی به هم چسبانده شده بود.


518) receipt

معنی فارسی: رسید

Analysts warned that officials had no receipt of genuine accountability for decisions internal documents would later question.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هیچ رسیدی از پاسخگویی واقعی برای تصمیماتی که اسناد داخلی بعدها زیر سؤال بردند، نداشتند.

Officials demanded receipts documenting expenditures that internal reviews had flagged as genuinely irregular.

ترجمه: مقامات رسیدهایی مستند از هزینه‌هایی خواستند که بازبینی‌های داخلی واقعاً نامنظم علامت‌گذاری کرده بودند.

Historians note a preserved receipt from the negotiations offered scholars unexpected insight into logistical arrangements.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند رسیدی حفظ‌شده از مذاکرات بینشی غیرمنتظره دربارهٔ ترتیبات لجستیکی برای محققان ارائه داد.


519) wipe

معنی فارسی: پاک کردن

Analysts warned that officials had attempted to wipe away evidence that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تلاش کرده بودند شواهدی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، پاک کنند.

Officials wiped clean a record that critics argued should have remained available for genuine public scrutiny.

ترجمه: مقامات سابقه‌ای را پاک کردند که منتقدان استدلال کردند باید برای بررسی عمومی واقعی در دسترس می‌ماند.

Historians note the treaty wiped away certain historical claims that later generations continued to dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان ادعاهای تاریخی معینی را پاک کرد که نسل‌های بعدی همچنان بر سرش مناقشه کردند.


520) wire

معنی فارسی: سیم

Analysts warned that officials had crossed wires between departments that were meant to coordinate on genuine oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سیم‌های میان دپارتمان‌هایی را که قرار بود بر نظارت واقعی هماهنگ شوند، قاطی کرده بودند.

Officials received warnings via wire that internal assessments would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات هشدارهایی را از طریق سیم دریافت کردند که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد.

Historians note negotiators communicated by wire long before formal talks were publicly announced.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان مدت‌ها پیش از اعلام عمومی گفتگوهای رسمی، از طریق سیم ارتباط برقرار کردند.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles