~12 min read · Updated Sep 16, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 7 (Advanced)

121) abandon

معنی فارسی: رها کردن

Analysts warned that officials had abandoned oversight standards precisely when scrutiny was most needed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات استانداردهای نظارتی را دقیقاً زمانی که بررسی بیشترین نیاز را داشت، رها کرده بودند.

Officials abandoned the reform once political resistance made its passage genuinely impossible.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را به محض اینکه مقاومت سیاسی تصویبش را واقعاً غیرممکن کرد، رها کردند.

Historians note negotiators nearly abandoned talks that had, until then, proceeded far more smoothly than expected.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان تقریباً گفتگوهایی را که تا آن زمان بسیار روان‌تر از انتظار پیش رفته بود، رها کردند.


122) ambitious

معنی فارسی: جاه‌طلبانه

Analysts warned that the reform's ambitious targets bore little relation to what institutions could realistically deliver.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اهداف جاه‌طلبانهٔ این اصلاحات ارتباط اندکی با آنچه نهادها واقع‌بینانه می‌توانستند تحویل دهند، داشت.

Officials described the plan in ambitious terms that internal assessments would later substantially undermine.

ترجمه: مقامات این طرح را با اصطلاحاتی جاه‌طلبانه توصیف کردند که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note the treaty's ambitious scope exceeded what negotiators had originally believed achievable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دامنهٔ جاه‌طلبانهٔ پیمان از آنچه مذاکره‌کنندگان در ابتدا قابل‌دستیابی می‌دانستند، فراتر رفت.


123) bark

معنی فارسی: پارس کردن

Analysts warned that officials barked reassurances rather than genuinely addressing the underlying crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اطمینان‌هایی را پارس کردند به‌جای پرداختن واقعی به بحران زیربنایی.

Officials barked orders at subordinates rather than seriously considering the warnings those subordinates had raised.

ترجمه: مقامات به‌جای بررسی جدی هشدارهایی که زیردستان مطرح کرده بودند، بر آن‌ها فریاد کشیدند.

Historians note the negotiator's blunt manner occasionally struck colleagues as barking rather than genuine diplomacy.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شیوهٔ صریح مذاکره‌کننده گاهی برای همکاران بیشتر شبیه فریاد به نظر می‌رسید تا دیپلماسی واقعی.


124) bay

معنی فارسی: خلیج

Analysts warned that reassuring statements kept the crisis at bay only temporarily, not genuinely resolved.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش بحران را تنها موقتاً در خلیجی دور نگه داشت، نه واقعاً حل‌شده.

Officials struggled to keep public anger at bay once the scandal's full scope became known.

ترجمه: مقامات برای دور نگه داشتن خشم عمومی در خلیجی، به محض آشکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی، دشواری داشتند.

Historians note the treaty was signed near a bay whose strategic importance had shaped the entire negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نزدیک خلیجی امضا شد که اهمیت استراتژیکش کل مذاکره را شکل داده بود.


125) brilliant

معنی فارسی: درخشان

Analysts warned against mistaking brilliant rhetoric for genuinely sound underlying policy.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن لفاظی درخشان با سیاست زیربنایی واقعاً سالم، هشدار دادند.

Officials praised a brilliant plan whose actual execution proved considerably more difficult than promised.

ترجمه: مقامات طرحی درخشان را ستودند که اجرای واقعی‌اش بسیار دشوارتر از وعده اثبات شد.

Historians credit the negotiator's brilliant grasp of both sides' concerns for the agreement's eventual success.

ترجمه: مورخان درک درخشان مذاکره‌کننده از نگرانی‌های هر دو طرف را مسئول موفقیت نهایی توافق می‌دانند.


126) chin

معنی فارسی: چانه

Analysts warned that officials kept their chin up publicly while privately acknowledging considerably graver concerns.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات علناً چانه بالا نگه داشتند در حالی که خصوصی نگرانی‌های به‌مراتب جدی‌تری را پذیرفتند.

Officials faced criticism with a firm chin, refusing to publicly concede errors internal documents had confirmed.

ترجمه: مقامات با انتقاد با چانه‌ای محکم روبه‌رو شدند و از پذیرش علنی خطاهایی که اسناد داخلی تأیید کرده بود، امتناع کردند.

Historians note the negotiator's steady chin under pressure distinguished him from more visibly anxious colleagues.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند چانهٔ ثابت مذاکره‌کننده تحت فشار او را از همکاران به‌طور آشکار مضطرب‌تر متمایز کرد.


127) complaint

معنی فارسی: شکایت

Analysts warned that officials dismissed early complaints that later proved entirely justified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات شکایات اولیه‌ای را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، رد کردند.

Regulators ignored a pattern of complaints that internal reviews had extensively documented for years.

ترجمه: نهادهای نظارتی الگویی از شکایات را که بازبینی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.

Historians note formal complaints filed during negotiations revealed disputes the treaty's final text never fully resolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شکایات رسمی ثبت‌شده در طول مذاکرات اختلافاتی را آشکار کرد که متن نهایی پیمان هرگز کاملاً حل نکرد.


128) deaf

معنی فارسی: ناشنوا

Analysts warned that officials had remained deaf to warnings that internal auditors had raised years earlier.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نسبت به هشدارهایی که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش مطرح کرده بودند، کر باقی مانده بودند.

Officials turned a deaf ear to critics whose analysis later proved considerably more accurate than dismissed.

ترجمه: مقامات گوش کری نسبت به منتقدانی که تحلیلشان بعدها بسیار دقیق‌تر از رد شدنش اثبات شد، نشان دادند.

Historians note negotiators were not entirely deaf to smaller nations' concerns, though genuine influence remained limited.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان کاملاً نسبت به نگرانی‌های ملت‌های کوچک‌تر کر نبودند، هرچند نفوذ واقعی محدود باقی ماند.


129) enthusiastic

معنی فارسی: مشتاق

Analysts warned against enthusiastic projections that internal assessments described in far more modest terms.

ترجمه: تحلیلگران در برابر پیش‌بینی‌های مشتاقانه‌ای که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار متواضع‌تری توصیف می‌کرد، هشدار دادند.

Officials expressed enthusiastic support for a reform whose actual benefits proved considerably more limited.

ترجمه: مقامات حمایت مشتاقانه‌ای از اصلاحاتی ابراز کردند که منافع واقعی‌اش بسیار محدودتر اثبات شد.

Historians note contemporaries were enthusiastic about the treaty, an optimism later events would substantially temper.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هم‌عصران دربارهٔ پیمان مشتاق بودند، خوش‌بینی‌ای که رویدادهای بعدی به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


130) expedition

معنی فارسی: سفر اکتشافی

Analysts described the reform process as an expedition into genuinely uncharted regulatory territory.

ترجمه: تحلیلگران فرآیند اصلاحات را سفری اکتشافی به قلمروی نظارتی واقعاً ناشناخته توصیف کردند.

Officials launched a fact-finding expedition only after mounting pressure made continued inaction untenable.

ترجمه: مقامات سفر اکتشافی حقیقت‌یابی را تنها پس از آنکه فشار روبه‌رشد بی‌عملی مداوم را غیرقابل‌دفاع کرد، آغاز کردند.

Historians note the negotiators' expedition toward compromise took considerably longer than either delegation had anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سفر اکتشافی مذاکره‌کنندگان به سمت سازش بسیار طولانی‌تر از آنچه هر دو هیئت پیش‌بینی کرده بودند، طول کشید.


131) horizon

معنی فارسی: افق

Analysts warned that risks on the horizon deserved more attention than officials had genuinely given them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسک‌های در افق سزاوار توجه بیشتری از آنچه مقامات واقعاً به آن‌ها داده بودند، بودند.

Officials insisted no crisis loomed on the horizon, a confidence internal documents did not support.

ترجمه: مقامات اصرار داشتند هیچ بحرانی در افق در کمین نیست، اطمینانی که اسناد داخلی حمایتش نمی‌کرد.

Historians note negotiators kept a wary eye on the political horizon that could unravel any agreement reached.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان چشمی محتاط بر افق سیاسی‌ای داشتند که می‌توانست هر توافق حاصل‌شده‌ای را از هم بپاشد.


132) loyal

معنی فارسی: وفادار

Analysts warned that loyal allies alone could not sustain a reform whose actual substance proved considerably thin.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند متحدان وفادار به‌تنهایی نمی‌توانستند اصلاحاتی را که جوهر واقعی‌اش بسیار نازک اثبات شد، پایدار نگه دارند.

Officials rewarded loyal supporters with positions whose qualifications critics argued were genuinely inadequate.

ترجمه: مقامات حامیان وفادار را با مناصبی پاداش دادند که منتقدان استدلال کردند صلاحیت‌هایشان واقعاً ناکافی بود.

Historians note the negotiator remained loyal to a compromise even as domestic pressure mounted to abandon it.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده وفادار به سازشی باقی ماند حتی در حالی که فشار داخلی برای رهایش افزایش می‌یافت.


133) mayor

معنی فارسی: شهردار

Analysts warned that the mayor's reassuring statements concealed a fiscal crisis internal documents had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش شهردار بحران مالی‌ای را که اسناد داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، پنهان کرد.

Officials pressured the mayor to downplay risks that internal assessments described in far more alarming terms.

ترجمه: مقامات به شهردار فشار آوردند ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار هشداردهنده‌تری توصیف می‌کرد، کم‌اهمیت جلوه دهد.

Historians note a local mayor's private correspondence offered insight into negotiations official records never fully captured.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مکاتبات خصوصی یک شهردار محلی بینشی دربارهٔ مذاکراتی ارائه داد که سوابق رسمی هرگز کاملاً دربرنگرفت.


134) mutual

معنی فارسی: متقابل

Analysts warned that reform required mutual trust that years of misleading statements had considerably eroded.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات به اعتماد متقابلی نیاز داشت که سال‌ها بیانیهٔ گمراه‌کننده به‌طور قابل‌توجهی از بین برده بود.

Officials described the agreement as mutual, though critics argued one side had conceded considerably more.

ترجمه: مقامات توافق را متقابل توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند یک طرف امتیاز بسیار بیشتری داده بود.

Historians note the treaty rested on mutual concessions neither delegation had initially considered acceptable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان بر امتیازات متقابلی استوار بود که هیچ‌یک از هیئت‌ها در ابتدا قابل‌قبول نمی‌دانست.


135) overweight

معنی فارسی: اضافه‌وزن

Analysts warned that the institution had grown overweight with bureaucracy that slowed genuinely necessary decisions.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این نهاد با بوروکراسی‌ای اضافه‌وزن رشد کرده بود که تصمیمات واقعاً ضروری را کند می‌کرد.

Officials described regulations as overweight and burdensome, though critics argued oversight remained genuinely inadequate.

ترجمه: مقامات مقررات را اضافه‌وزن و سنگین توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند نظارت همچنان واقعاً ناکافی بود.

Historians note the treaty's overweight bureaucratic apparatus proved harder to sustain than its original drafters intended.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دستگاه بوروکراتیک اضافه‌وزن پیمان حفظش دشوارتر از آنچه نویسندگان اصلی‌اش قصد داشتند، اثبات شد.


136) refuge

معنی فارسی: پناهگاه

Analysts warned that officials sought refuge in reassuring rhetoric rather than confronting genuine underlying risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در لفاظی اطمینان‌بخش پناه گرفتند به‌جای رویارویی با ریسک واقعی زیربنایی.

Officials took refuge in technicalities rather than addressing substantive criticism internal documents would later confirm.

ترجمه: مقامات در جزئیات فنی پناه گرفتند به‌جای پرداختن به انتقاد اساسی‌ای که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد.

Historians note the treaty provided refuge for populations displaced by conflict, though implementation proved considerably imperfect.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان پناهگاهی برای جمعیت‌های آواره‌شده از درگیری فراهم کرد، هرچند اجرایش واقعاً ناقص اثبات شد.


137) restore

معنی فارسی: بازگرداندن

Analysts warned that no single announcement could restore trust years of misleading statements had steadily eroded.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ اعلامیهٔ واحدی نمی‌تواند اعتمادی را که سال‌ها بیانیهٔ گمراه‌کننده پیوسته از بین برده بود، بازگرداند.

Officials promised to restore confidence in institutions whose independence critics argued had been genuinely compromised.

ترجمه: مقامات وعده دادند اعتماد به نهادهایی را که منتقدان استدلال کردند استقلالشان واقعاً به خطر افتاده بود، بازگردانند.

Historians note the treaty attempted to restore relations that generations of hostility had severely strained.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تلاش کرد روابطی را که نسل‌ها خصومت به‌شدت تحت فشار قرار داده بود، بازگرداند.


138) rub

معنی فارسی: مالیدن

Analysts warned that reassuring statements would only rub salt into wounds investors already felt betrayed by.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش تنها نمک بر زخم سرمایه‌گذارانی که پیش‌تر احساس خیانت می‌کردند، می‌مالید.

Officials rubbed shoulders with executives whose practices internal reviews would later question.

ترجمه: مقامات با مدیران اجرایی‌ای که شیوه‌هایشان بازبینی‌های داخلی بعدها زیر سؤال بردند، همنشین شدند.

Historians note a minor procedural dispute rubbed negotiators the wrong way at a genuinely critical moment.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافی رویه‌ای جزئی در لحظه‌ای واقعاً حیاتی، مذاکره‌کنندگان را آزرد.


139) senses

معنی فارسی: حواس

Analysts warned that officials had lost their senses if they believed the crisis had genuinely passed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات عقلشان را از دست داده بودند اگر باور داشتند بحران واقعاً گذشته است.

Officials appealed to public senses of fear rather than presenting substantive evidence for their proposed reforms.

ترجمه: مقامات به احساسات عمومی از ترس متوسل شدند به‌جای ارائهٔ شواهد اساسی برای اصلاحات پیشنهادی‌شان.

Historians note negotiators relied on political senses as much as formal analysis in judging when compromise was possible.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان به همان اندازهٔ تحلیل رسمی به حس سیاسی متکی بودند تا قضاوت کنند سازش چه زمانی ممکن است.


140) veterinarian

معنی فارسی: دامپزشک

Analysts joked that the economy needed a veterinarian, not a cosmetic surgeon, given how deep its wounds ran.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند اقتصاد به دامپزشکی نیاز داشت نه جراح زیبایی، با توجه به اینکه زخم‌هایش چقدر عمیق بود.

Officials likened the institution to a patient requiring a veterinarian's blunt diagnosis rather than reassuring bedside manner.

ترجمه: مقامات این نهاد را به بیماری تشبیه کردند که به تشخیص صریح دامپزشک نیاز دارد نه رفتار اطمینان‌بخش کنار تخت.

Historians note a former veterinarian turned diplomat brought an unusually practical, hands-on approach to negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دامپزشک سابقی که به دیپلماسی روی آورده بود، رویکردی عملی و دست‌به‌کار غیرمعمول به مذاکرات آورد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles