Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 14 (Advanced)
261) addict
معنی فارسی: معتاد
Analysts warned that officials treated public trust like an addict treats a habit, chasing reassurance rather than confronting reality.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با اعتماد عمومی همچون معتادی که بهدنبال اطمینانبخشی بهجای رویارویی با واقعیت است، رفتار کردند.
Officials described the institution as addicted to short-term fixes rather than genuine structural reform.
ترجمه: مقامات این نهاد را معتاد به راهحلهای کوتاهمدت بهجای اصلاحات ساختاری واقعی توصیف کردند.
Historians note the negotiator once described diplomacy itself as addictive, a habit hard to abandon once begun.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده زمانی خود دیپلماسی را اعتیادآور توصیف کرد، عادتی که پس از آغاز، ترکش دشوار بود.
262) archeological
معنی فارسی: باستانشناسی (صفت)
Analysts noted that archeological evidence directly contradicted the official narrative internal assessments had long avoided correcting.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند شواهد باستانشناسی مستقیماً با روایت رسمیای که ارزیابیهای داخلی مدتها از اصلاحش اجتناب کرده بودند، در تضاد بود.
Officials dismissed archeological findings that later research would substantially confirm.
ترجمه: مقامات یافتههای باستانشناسیای را که پژوهشهای بعدی بهطور قابلتوجهی تأیید خواهند کرد، رد کردند.
Historians relied on archeological surveys to reconstruct events written records had left genuinely incomplete.
ترجمه: مورخان به بررسیهای باستانشناسی متکی بودند تا رویدادهایی را که سوابق نوشتاری واقعاً ناقص رها کرده بودند، بازسازی کنند.
263) archeology
معنی فارسی: باستانشناسی
Analysts noted that archeology funding had been cut despite findings internal reviews considered genuinely significant.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند بودجهٔ باستانشناسی با وجود یافتههایی که بازبینیهای داخلی واقعاً مهم میدانستند، کاهش یافته بود.
Officials underfunded archeology programs whose discoveries later proved historically invaluable.
ترجمه: مقامات برنامههای باستانشناسیای را که کشفیاتشان بعدها از نظر تاریخی واقعاً ارزشمند اثبات شد، کمبودجه کردند.
Researchers in archeology uncovered evidence that overturned assumptions historians had held for generations.
ترجمه: پژوهشگران باستانشناسی شواهدی را کشف کردند که فرضیاتی را که مورخان برای نسلها حفظ کرده بودند، واژگون کرد.
264) brainstorm
معنی فارسی: طوفان فکری کردن
Analysts warned that officials brainstormed reassuring talking points rather than genuinely addressing documented risks.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دربارهٔ نکات گفتاری اطمینانبخش طوفان فکری کردند بهجای پرداختن واقعی به ریسکهای مستندشده.
Officials brainstormed solutions without consulting experts whose warnings internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات بدون مشورت با کارشناسانی که هشدارهایشان ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، طوفان فکری کردند تا راهحلهایی بیابند.
Researchers brainstormed alternative approaches after earlier methods failed to genuinely resolve the problem.
ترجمه: پژوهشگران رویکردهای جایگزینی را طوفان فکری کردند پس از آنکه روشهای پیشین در حل واقعی مشکل شکست خورده بودند.
265) budget
معنی فارسی: بودجه
Analysts warned that officials had cut the budget for oversight functions internal assessments described as genuinely essential.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بودجهٔ عملکردهای نظارتیای را که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری توصیف کرده بودند، کاهش داده بودند.
Officials defended the budget as adequate, though internal documents suggested otherwise significant shortfalls.
ترجمه: مقامات از بودجه بهعنوان کافی دفاع کردند، هرچند اسناد داخلی کسریهای قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note the treaty required a reconstruction budget that later proved genuinely insufficient for the region's needs.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به بودجهٔ بازسازیای نیاز داشت که بعدها واقعاً برای نیازهای منطقه ناکافی اثبات شد.
266) chaotic
معنی فارسی: آشفته
Analysts warned that officials had allowed chaotic conditions internal assessments had extensively documented to persist for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اجازه داده بودند شرایط آشفتهای که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، سالها ادامه یابد.
Officials described the situation as manageable, though internal reviews described it as genuinely chaotic.
ترجمه: مقامات وضعیت را مدیریتپذیر توصیف کردند، هرچند بازبینیهای داخلی آن را واقعاً آشفته توصیف کرد.
Historians note negotiations proceeded amid chaotic conditions that nearly derailed the entire process.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات در میان شرایطی آشفته پیش رفت که تقریباً کل فرآیند را از مسیر خارج کرد.
267) cite
معنی فارسی: استناد کردن
Analysts warned that officials cited statistics selectively to support conclusions the full evidence did not genuinely support.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بهطور انتخابی به آماری استناد کردند تا از نتیجهگیریهایی که کل شواهد واقعاً حمایتشان نمیکرد، حمایت کنند.
Officials cited a single favorable study while ignoring dozens that internal reviews found genuinely more rigorous.
ترجمه: مقامات به مطالعهای مطلوب واحد استناد کردند در حالی که دهها مطالعهای را که بازبینیهای داخلی واقعاً دقیقتر یافتند، نادیده گرفتند.
Researchers cited earlier work that had, for years, gone genuinely underappreciated.
ترجمه: پژوهشگران به کار پیشینی استناد کردند که سالها واقعاً کمارزش تلقی شده بود.
268) correspond
معنی فارسی: مطابقت داشتن
Analysts warned that public statements rarely corresponded to the reality internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای عمومی بهندرت با واقعیتی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، مطابقت داشت.
Officials claimed the reform corresponded to expert recommendations, though internal reviews suggested otherwise significant divergence.
ترجمه: مقامات ادعا کردند این اصلاحات با توصیههای کارشناسی مطابقت دارد، هرچند بازبینیهای داخلی واگرایی قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note the treaty's provisions did not always correspond to the private assurances negotiators had given their governments.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای پیمان همیشه با اطمینانهای خصوصیای که مذاکرهکنندگان به دولتهایشان داده بودند، مطابقت نداشت.
269) courtyard
معنی فارسی: حیاط
Analysts noted that key discussions occurred informally in a courtyard away from the pressures of formal chambers.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند گفتگوهای کلیدی بهطور غیررسمی در حیاطی دور از فشارهای اتاقهای رسمی رخ داد.
Officials met in a quiet courtyard to discuss concerns that formal channels rarely accommodated.
ترجمه: مقامات در حیاطی آرام ملاقات کردند تا نگرانیهایی را که کانالهای رسمی بهندرت پذیرا بودند، بحث کنند.
Historians note a palace courtyard served as an unlikely venue for negotiations that later shaped the treaty's core provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند حیاط کاخی مکانی غیرمنتظره برای مذاکراتی شد که بعدها بندهای هستهٔ پیمان را شکل داد.
270) estate
معنی فارسی: املاک
Analysts warned that officials protected the estate of well-connected interests rather than the public they were meant to serve.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از املاک منافع خوشرابطه بهجای عمومی که قرار بود به آنها خدمت کنند، محافظت کردند.
Officials failed to disclose an estate whose ownership internal reviews later found genuinely relevant to the investigation.
ترجمه: مقامات در افشای املاکی که مالکیتش را بازبینیهای داخلی بعدها واقعاً مرتبط با تحقیقات یافتند، شکست خوردند.
Historians note a private estate hosted secret negotiations that public accounts never fully acknowledged.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند املاکی خصوصی میزبان مذاکرات مخفیای بود که روایتهای عمومی هرگز کاملاً تصدیق نکردند.
271) fraud
معنی فارسی: تقلب
Analysts warned that officials had ignored fraud that internal assessments had extensively documented for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تقلبی را که ارزیابیهای داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.
Officials denied allegations of fraud despite evidence investigators found genuinely compelling.
ترجمه: مقامات اتهامات تقلب را با وجود شواهدی که بازرسان واقعاً قانعکننده یافتند، انکار کردند.
Historians note financial fraud during the period was, in hindsight, considerably more widespread than contemporaries acknowledged.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تقلب مالی در آن دوره، با نگاه گذشته، بسیار گستردهتر از آنچه همعصران پذیرفتند بود.
272) hydrogen
معنی فارسی: هیدروژن
Analysts noted that hydrogen research had been underfunded despite findings internal reviews considered genuinely promising.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند پژوهش هیدروژن با وجود یافتههایی که بازبینیهای داخلی واقعاً امیدوارکننده میدانستند، کمبودجه شده بود.
Officials touted hydrogen technology as a solution whose actual readiness internal assessments described far more modestly.
ترجمه: مقامات فناوری هیدروژن را راهحلی معرفی کردند که آمادگی واقعیاش را ارزیابیهای داخلی بسیار متواضعتر توصیف کرد.
Researchers found hydrogen storage presented safety challenges earlier studies had failed to genuinely address.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند ذخیرهسازی هیدروژن چالشهای ایمنیای را ارائه داد که مطالعات پیشین در پرداختن واقعیشان شکست خورده بودند.
273) integrity
معنی فارسی: یکپارچگی، درستکاری
Analysts warned that officials had compromised the integrity of data to present a more reassuring picture.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات یکپارچگی دادهها را برای ارائهٔ تصویری اطمینانبخشتر به خطر انداخته بودند.
Officials claimed the process had integrity, though internal documents suggested otherwise significant manipulation.
ترجمه: مقامات ادعا کردند فرآیند از یکپارچگی برخوردار است، هرچند اسناد داخلی دستکاری قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note the negotiator's integrity was recognized only decades after his methods were initially questioned by contemporaries.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند یکپارچگی مذاکرهکننده تنها دههها پس از آنکه روشهایش در ابتدا توسط همعصرانش زیر سؤال رفته بود، شناخته شد.
274) outlook
معنی فارسی: چشمانداز
Analysts warned that officials presented an outlook that internal assessments described in far more troubling terms.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات چشماندازی را ارائه دادند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار نگرانکنندهتری توصیف کرد.
Officials maintained an optimistic outlook publicly while internal documents described a considerably grimmer reality.
ترجمه: مقامات علناً چشماندازی خوشبینانه حفظ کردند در حالی که اسناد داخلی واقعیتی بهمراتب تاریکتر توصیف کرد.
Historians note the outlook among negotiators shifted dramatically once a compromise finally seemed genuinely possible.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند چشمانداز میان مذاکرهکنندگان بهطور چشمگیری تغییر کرد به محض اینکه سازش سرانجام واقعاً ممکن به نظر رسید.
275) parachute
معنی فارسی: چترنجات
Analysts warned that officials had approved a parachute deployment system despite safety concerns internal reviews had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سیستم استقرار چترنجاتی را با وجود نگرانیهای ایمنیای که بازبینیهای داخلی مستند کرده بود، تأیید کرده بودند.
Officials described the reform as a parachute for a failing institution, though critics found the metaphor genuinely misleading.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را چترنجاتی برای نهادی رو به شکست توصیف کردند، هرچند منتقدان این استعاره را واقعاً گمراهکننده یافتند.
Historians note supplies delivered by parachute reached communities that ground routes had made genuinely inaccessible.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تدارکات تحویلشده با چترنجات به جوامعی رسید که مسیرهای زمینی واقعاً غیرقابلدسترسشان کرده بود.
276) prehistoric
معنی فارسی: پیشتاریخی
Analysts sarcastically described official practices as prehistoric compared to methods internal reviews considered genuinely modern.
ترجمه: تحلیلگران با کنایه شیوههای رسمی را در مقایسه با روشهایی که بازبینیهای داخلی واقعاً مدرن میدانستند، پیشتاریخی توصیف کردند.
Officials relied on prehistoric regulatory frameworks that critics argued the crisis had rendered entirely obsolete.
ترجمه: مقامات به چارچوبهای نظارتی پیشتاریخیای متکی بودند که منتقدان استدلال کردند بحران کاملاً منسوخشان کرده بود.
Researchers uncovered prehistoric artifacts that offered scholars unexpected insight into early human behavior.
ترجمه: پژوهشگران آثار پیشتاریخیای را کشف کردند که بینشی غیرمنتظره دربارهٔ رفتار انسان اولیه برای محققان ارائه داد.
277) proponent
معنی فارسی: حامی، طرفدار
Analysts warned that officials dismissed proponents of reform whose concerns later proved entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات حامیان اصلاحاتی را که نگرانیهایشان بعدها کاملاً موجه اثبات شد، رد کردند.
Officials treated proponents of transparency as adversaries rather than genuine partners in accountability.
ترجمه: مقامات با حامیان شفافیت همچون دشمن بهجای شرکای واقعی در پاسخگویی رفتار کردند.
Historians note early proponents of the treaty were, at the time, considered genuinely naive by more cautious colleagues.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند حامیان اولیهٔ پیمان در آن زمان توسط همکاران محتاطتر واقعاً سادهلوح تلقی میشدند.
278) refine
معنی فارسی: اصلاح کردن، پالایش کردن
Analysts warned that officials refined talking points rather than genuinely addressing documented risks.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نکات گفتاری را اصلاح کردند بهجای پرداختن واقعی به ریسکهای مستندشده.
Officials refined the policy repeatedly without ever confronting the fundamental flaws internal assessments had identified.
ترجمه: مقامات این سیاست را پیوسته اصلاح کردند بدون آنکه هرگز با نقصهای بنیادینی که ارزیابیهای داخلی شناسایی کرده بود، روبهرو شوند.
Researchers refined their methodology after earlier approaches had failed to genuinely capture the phenomenon.
ترجمه: پژوهشگران روششناسیشان را پس از آنکه رویکردهای پیشین در گرفتن واقعی پدیده شکست خورده بودند، اصلاح کردند.
279) restrict
معنی فارسی: محدود کردن
Analysts warned that officials restricted access to information that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دسترسی به اطلاعاتی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، محدود کردند.
Officials restricted the investigation's scope in ways critics argued shielded senior figures from genuine accountability.
ترجمه: مقامات دامنهٔ تحقیقات را به شیوههایی محدود کردند که منتقدان استدلال کردند چهرههای ارشد را از پاسخگویی واقعی محافظت میکرد.
Historians note the treaty restricted movement across borders that had, for generations, remained genuinely open.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان جابهجایی در مرزهایی را محدود کرد که برای نسلها واقعاً باز باقی مانده بود.
280) team
معنی فارسی: تیم
Analysts warned that officials assembled a team whose actual expertise internal reviews described as considerably weaker than announced.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تیمی را تشکیل دادند که تخصص واقعیاش را بازبینیهای داخلی بسیار ضعیفتر از اعلامشده توصیف کرد.
Officials praised the response team while ignoring failures internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات تیم واکنش را ستودند در حالی که شکستهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.
Historians note a small negotiating team shaped provisions that would define the region for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تیمی کوچک از مذاکرهکنندگان بندهایی را شکل داد که برای نسلها منطقه را تعریف خواهد کرد.