Coding 4000 Essential English Words – Unit 12 (Advanced)
221) alone
معنی فارسی: تنها
The negotiator insisted on meeting alone, without aides who might later leak details of the discussion.
ترجمه: مذاکرهکننده اصرار داشت بهتنهایی ملاقات کند، بدون دستیارانی که ممکن بود بعداً جزئیات گفتگو را درز دهند.
Analysts warned that no single nation could confront the crisis alone, given how deeply interconnected global markets had become.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ ملتی نمیتواند بهتنهایی با این بحران روبهرو شود، با توجه به اینکه بازارهای جهانی چقدر عمیقاً بههمپیوسته شدهاند.
She preferred working alone on the most sensitive parts of the investigation, trusting no one else with the raw evidence.
ترجمه: او ترجیح میداد بهتنهایی روی حساسترین بخشهای تحقیق کار کند و به هیچکس دیگری شواهد خام را اعتماد نمیکرد.
222) apartment
معنی فارسی: آپارتمان
The modest apartment where the manifesto was drafted later became an unlikely site of historical pilgrimage.
ترجمه: آپارتمان متواضعی که بیانیه در آن نوشته شد، بعدها به مقصدی غیرمنتظره برای زیارت تاریخی تبدیل شد.
Investigators searched the suspect's apartment for hours before uncovering documents that ultimately cracked the case.
ترجمه: بازپرسان ساعتها آپارتمان مظنون را جستجو کردند پیش از آنکه اسنادی را کشف کنند که سرانجام پرونده را حل کرد.
Skyrocketing rents forced many longtime residents out of apartments they had occupied for decades.
ترجمه: افزایش سرسامآور اجارهبها بسیاری از ساکنان قدیمی را از آپارتمانهایی که دههها در آنها ساکن بودند، بیرون راند.
223) article
معنی فارسی: مقاله
The investigative article exposed practices that the company had spent considerable resources trying to keep hidden.
ترجمه: مقالهٔ تحقیقی شیوههایی را افشا کرد که شرکت منابع قابلتوجهی برای پنهان نگه داشتنشان صرف کرده بود.
Historians often revisit contemporary newspaper articles to understand how events were perceived before hindsight reshaped the narrative.
ترجمه: مورخان اغلب مقالات روزنامهای معاصر را بازبینی میکنند تا بفهمند رویدادها پیش از آنکه گذشت زمان روایت را بازآرایی کند، چگونه درک میشدند.
A single inflammatory article was enough to reignite tensions that diplomats had spent months trying to de-escalate.
ترجمه: یک مقالهٔ تحریکآمیز واحد برای برانگیختن دوبارهٔ تنشهایی که دیپلماتها ماهها تلاش کرده بودند فروبنشانند، کافی بود.
224) artist
معنی فارسی: هنرمند
The artist's controversial work forced audiences to confront uncomfortable truths that polite society preferred to ignore.
ترجمه: اثر جنجالی هنرمند مخاطبان را وادار کرد با حقایق ناراحتکنندهای روبهرو شوند که جامعهٔ مؤدب ترجیح میداد نادیده بگیرد.
Critics initially dismissed the artist's radical style, only to later recognize it as decades ahead of its time.
ترجمه: منتقدان در ابتدا سبک رادیکال هنرمند را رد کردند، تنها برای اینکه بعدها آن را دههها جلوتر از زمانش تشخیص دهند.
Art historians continue to debate whether the artist's later works reflected genuine innovation or simple commercial pragmatism.
ترجمه: مورخان هنر همچنان دربارهٔ اینکه آیا آثار متأخر هنرمند نوآوری واقعی را منعکس میکرد یا صرفاً عملگرایی تجاری ساده، بحث میکنند.
225) attitude
معنی فارسی: نگرش
Public attitude toward the reform shifted dramatically once its economic consequences became impossible to ignore.
ترجمه: نگرش عمومی نسبت به این اصلاحات بهطور چشمگیری تغییر کرد به محض اینکه پیامدهای اقتصادیاش غیرقابلنادیدهگرفتن شد.
Negotiators found the delegation's uncompromising attitude far more difficult to manage than any substantive disagreement.
ترجمه: مذاکرهکنندگان نگرش سازشناپذیر هیئت را بسیار دشوارتر از هر اختلاف اساسیای برای مدیریت یافتند.
Decades of institutional attitude toward dissent had quietly discouraged the very innovation the organization now desperately needed.
ترجمه: نگرش نهادی دههها نسبت به مخالفت، بهآرامی همان نوآوریای را که سازمان اکنون بهشدت به آن نیاز داشت، دلسرد کرده بود.
226) beauty
معنی فارسی: زیبایی
Critics argued the monument's beauty could not excuse the brutal history it was originally built to commemorate.
ترجمه: منتقدان استدلال کردند زیبایی این بنای یادبود نمیتواند تاریخ خشونتباری را که در ابتدا برای بزرگداشتش ساخته شد، توجیه کند.
The negotiator's skill lay precisely in finding beauty in compromise where others saw only capitulation.
ترجمه: مهارت مذاکرهکننده دقیقاً در یافتن زیبایی در سازش بود، جایی که دیگران تنها تسلیم میدیدند.
Preserving the region's natural beauty proved incompatible with the aggressive industrial development officials had long promised.
ترجمه: حفظ زیبایی طبیعی منطقه با توسعهٔ صنعتی تهاجمیای که مقامات مدتها وعده داده بودند، ناسازگار اثبات شد.
227) compare
معنی فارسی: مقایسه کردن
Analysts cautioned against comparing the current crisis too directly with historical precedents that unfolded under entirely different conditions.
ترجمه: تحلیلگران در برابر مقایسهٔ بیش از حد مستقیم بحران فعلی با سوابق تاریخیای که تحت شرایط کاملاً متفاوتی رخ داده بود، هشدار دادند.
Economists compared growth figures across decades, uncovering patterns that raw annual data alone would never have revealed.
ترجمه: اقتصاددانان ارقام رشد را در طول دههها مقایسه کردند و الگوهایی را کشف کردند که دادههای سالانهٔ خام بهتنهایی هرگز آشکار نمیکرد.
It would be a mistake to compare the two treaties without accounting for the vastly different balance of power underlying each.
ترجمه: اشتباه خواهد بود دو پیمان را بدون در نظر گرفتن توازن قدرت بسیار متفاوت زیربنایی هر یک، مقایسه کنیم.
228) judge
معنی فارسی: قضاوت کردن
Historians are often reluctant to judge decisions made under wartime pressure by the comfortable standards of hindsight.
ترجمه: مورخان اغلب تمایلی به قضاوت دربارهٔ تصمیماتی که تحت فشار جنگ گرفته شده با معیارهای راحت نگاه گذشته ندارند.
The committee was tasked with judging proposals not on ambition alone but on genuine, demonstrated feasibility.
ترجمه: کمیته وظیفه یافت پیشنهادها را نه صرفاً بر اساس جاهطلبی، بلکه بر اساس امکانپذیری واقعی و اثباتشده قضاوت کند.
Investigators were instructed to judge each case strictly on evidence, setting aside political pressure from either side.
ترجمه: به بازپرسان دستور داده شد هر پرونده را کاملاً بر اساس شواهد قضاوت کنند و فشار سیاسی از هر دو طرف را کنار بگذارند.
229) magazine
معنی فارسی: مجله
The magazine's exposé prompted a congressional inquiry that ultimately reshaped an entire regulatory framework.
ترجمه: افشاگری مجله تحقیقی کنگرهای را برانگیخت که سرانجام کل چارچوب نظارتی را بازآرایی کرد.
Circulation of the once-influential magazine collapsed as readers migrated to faster, less rigorously fact-checked digital sources.
ترجمه: تیراژ مجلهای که زمانی تأثیرگذار بود، فروپاشید زیرا خوانندگان به منابع دیجیتالی سریعتر و کمتر بررسیشده مهاجرت کردند.
A decades-old magazine archive proved invaluable to historians reconstructing public sentiment during the crisis.
ترجمه: آرشیو چندیندههای مجله برای مورخانی که احساسات عمومی در طول بحران را بازسازی میکردند، بسیار ارزشمند اثبات شد.
230) material
معنی فارسی: ماده
Engineers searched for a material capable of withstanding conditions far more extreme than anything previously tested.
ترجمه: مهندسان بهدنبال مادهای بودند که بتواند شرایطی بسیار شدیدتر از هر چیزی که پیشتر آزمایش شده بود، تحمل کند.
Prosecutors argued the leaked material constituted classified information, while defense attorneys insisted it was already public knowledge.
ترجمه: دادستانها استدلال کردند ماده درزکرده اطلاعات طبقهبندیشده بود، در حالی که وکلای مدافع اصرار داشتند از پیش عمومی بوده است.
Advances in material science eventually made possible structures that earlier generations of engineers had dismissed as purely theoretical.
ترجمه: پیشرفت در علم مواد سرانجام سازههایی را ممکن ساخت که نسلهای پیشین مهندسان آنها را صرفاً نظری رد کرده بودند.
231) meal
معنی فارسی: وعدهٔ غذایی
What began as a routine diplomatic meal turned into an impromptu negotiation that neither delegation had anticipated.
ترجمه: آنچه وعدهٔ غذایی دیپلماتیک معمولی آغاز شد، به مذاکرهای بداهه تبدیل شد که هیچیک از هیئتها پیشبینی نکرده بود.
Aid workers rationed meals carefully, aware that supplies would need to last far longer than initially planned.
ترجمه: امدادگران وعدههای غذایی را با دقت جیرهبندی کردند، آگاه از اینکه ذخایر باید بسیار بیشتر از برنامهٔ اولیه دوام بیاورد.
The shared meal, though largely symbolic, marked the first sign of genuine goodwill between the two estranged delegations.
ترجمه: وعدهٔ غذایی مشترک، هرچند عمدتاً نمادین، نخستین نشانهٔ حسن نیت واقعی میان دو هیئت بیگانه بود.
232) method
معنی فارسی: روش
Researchers eventually abandoned the original method once its results repeatedly failed to replicate under controlled conditions.
ترجمه: پژوهشگران سرانجام روش اصلی را رها کردند به محض اینکه نتایجش بارها در شرایط کنترلشده تکرار نشد.
Historians disagree over which method most accurately captures the lived experience of ordinary people during that era.
ترجمه: مورخان دربارهٔ اینکه کدام روش دقیقتر تجربهٔ زیستهٔ مردم عادی در آن دوره را به تصویر میکشد، اختلاف نظر دارند.
The company's controversial method for calculating earnings drew sharp criticism from independent auditors.
ترجمه: روش جنجالی شرکت برای محاسبهٔ سود، انتقاد شدید حسابرسان مستقل را برانگیخت.
233) neighbor
معنی فارسی: همسایه
Decades of border disputes left the two neighboring countries locked in a state of mutual, deeply entrenched suspicion.
ترجمه: دههها اختلاف مرزی دو کشور همسایه را در وضعیتی از سوءظن متقابل و عمیقاً ریشهدار گرفتار کرده بود.
Diplomats worked to reassure neighboring states that the military buildup was defensive rather than a prelude to aggression.
ترجمه: دیپلماتها تلاش کردند به کشورهای همسایه اطمینان دهند که تجمع نظامی دفاعی است نه مقدمهای برای تهاجم.
What began as a minor dispute between neighbors escalated, over years, into a prolonged and bitter legal battle.
ترجمه: آنچه اختلافی جزئی میان همسایگان آغاز شد، طی سالها به یک نبرد حقوقی طولانی و تلخ تشدید یافت.
234) professional
معنی فارسی: حرفهای
The scandal raised uncomfortable questions about professional standards that regulators had, for years, failed to adequately enforce.
ترجمه: رسوایی پرسشهای ناراحتکنندهای دربارهٔ استانداردهای حرفهای که نهادهای نظارتی سالها در اجرای کافیشان شکست خورده بودند، مطرح کرد.
She maintained a professional demeanor throughout proceedings that would have tested the composure of far more experienced colleagues.
ترجمه: او در طول دادرسیای که خونسردی همکاران بسیار باتجربهتر را نیز به چالش میکشید، رفتاری حرفهای حفظ کرد.
Analysts noted a growing gap between professional expertise and the political decisions that ultimately overrode it.
ترجمه: تحلیلگران شکاف روبهرشدی میان تخصص حرفهای و تصمیمات سیاسیای که سرانجام بر آن غالب میشد، مشاهده کردند.
235) profit
معنی فارسی: سود
Critics argued the company prioritized short-term profit over long-term investments essential to its own survival.
ترجمه: منتقدان استدلال کردند شرکت سود کوتاهمدت را بر سرمایهگذاریهای بلندمدتی که برای بقای خودش ضروری بود، اولویت داده است.
Economists debated whether the industry's soaring profits reflected genuine efficiency or simply reduced competition.
ترجمه: اقتصاددانان دربارهٔ اینکه آیا سودهای سرسامآور صنعت بازتابدهندهٔ کارایی واقعی بود یا صرفاً کاهش رقابت، بحث کردند.
Shareholders grew increasingly impatient with a strategy that sacrificed immediate profit for uncertain future growth.
ترجمه: سهامداران بهطور فزایندهای نسبت به استراتژیای که سود فوری را فدای رشد نامطمئن آینده میکرد، بیصبر شدند.
236) quality
معنی فارسی: کیفیت
Regulators discovered that manufacturers had quietly compromised quality standards to cut costs without informing consumers.
ترجمه: نهادهای نظارتی دریافتند تولیدکنندگان بهآرامی استانداردهای کیفیت را برای کاهش هزینه بدون اطلاع مصرفکنندگان، به خطر انداختهاند.
The negotiated agreement's quality mattered far less to critics than the process by which it had been reached.
ترجمه: کیفیت توافق مذاکرهشده برای منتقدان بسیار کمتر از فرآیندی که از طریق آن حاصل شده بود، اهمیت داشت.
Investors began questioning the quality of earnings reports that had, for years, gone largely unchallenged.
ترجمه: سرمایهگذاران شروع به زیر سؤال بردن کیفیت گزارشهای سود کردند که سالها عمدتاً بدون چالش باقی مانده بود.
237) space
معنی فارسی: فضا
Diplomats sought to create political space for compromise without appearing to concede ground publicly.
ترجمه: دیپلماتها بهدنبال ایجاد فضای سیاسی برای سازش بودند بدون آنکه علناً به نظر برسد امتیاز دادهاند.
Urban planners struggled to find space for affordable housing within a city already stretched to its physical limits.
ترجمه: برنامهریزان شهری برای یافتن فضا برای مسکن مقرونبهصرفه در شهری که پیشتر تا حد ظرفیت فیزیکیاش کشیده شده بود، دشواری داشتند.
The treaty carved out a narrow space for cooperation despite decades of otherwise unresolved hostility.
ترجمه: این پیمان فضایی محدود برای همکاری با وجود دههها خصومت حلنشدهٔ دیگر، ایجاد کرد.
238) stair
معنی فارسی: پله
Investigators noted the stair's structural failure had been flagged in inspection reports years before the collapse.
ترجمه: بازپرسان اشاره کردند شکست ساختاری پلهها سالها پیش از فروریختن در گزارشهای بازرسی علامتگذاری شده بود.
Engineers had to reinforce the building's aging stairs to meet safety codes introduced after the earlier disaster.
ترجمه: مهندسان مجبور شدند پلههای قدیمی ساختمان را برای مطابقت با آییننامههای ایمنی معرفیشده پس از فاجعهٔ پیشین، تقویت کنند.
The narrow, winding stair leading to the archive had remained largely unchanged since the building's original construction.
ترجمه: پلهٔ باریک و پیچدرپیچ منتهی به آرشیو تا حد زیادی از زمان ساخت اصلی ساختمان بدون تغییر باقی مانده بود.
239) symbol
معنی فارسی: نماد
The monument became a powerful symbol around which an otherwise fragmented movement could finally unite.
ترجمه: این بنای یادبود به نمادی قدرتمند تبدیل شد که جنبشی در غیر این صورت پراکنده، سرانجام میتوانست حول آن متحد شود.
Historians caution against reducing complex events to simple symbols that obscure far messier underlying realities.
ترجمه: مورخان نسبت به تقلیل رویدادهای پیچیده به نمادهای سادهای که واقعیتهای زیربنایی بسیار آشفتهتر را پنهان میکند، هشدار میدهند.
What was intended as a symbol of reconciliation was, by critics, read instead as a symbol of enforced forgetting.
ترجمه: آنچه بهعنوان نمادی از آشتی در نظر گرفته شده بود، توسط منتقدان بهجای آن بهعنوان نمادی از فراموشی اجباری تعبیر شد.
240) thin
معنی فارسی: نازک، اندک
The committee's justification rested on remarkably thin evidence, given the severity of the measures it proposed.
ترجمه: توجیه کمیته بر شواهدی بهطرز چشمگیری نازک استوار بود، با توجه به شدت اقداماتی که پیشنهاد میداد.
Negotiators walked a thin line between firmness and provocation, aware that either misstep could derail talks entirely.
ترجمه: مذاکرهکنندگان روی خطی نازک میان قاطعیت و تحریک قدم میزدند، آگاه از اینکه هر اشتباهی میتواند گفتگوها را کاملاً منحرف کند.
Analysts warned that the government's thin majority left little room for the ambitious reforms it had promised.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اکثریت نازک دولت فضای کمی برای اصلاحات جاهطلبانهای که وعده داده بود، باقی میگذارد.