Coding 4000 Essential English Words – Unit 14 (Advanced)
261) coach
معنی فارسی: مربی
The coach's unconventional strategy, initially mocked by critics, ultimately transformed a struggling team into contenders.
ترجمه: استراتژی غیرمتعارف مربی، که در ابتدا توسط منتقدان مسخره شد، سرانجام تیمی دشوارکار را به مدعی تبدیل کرد.
Executives increasingly hire leadership coaches to navigate crises that traditional management training never adequately addressed.
ترجمه: مدیران اجرایی بهطور فزایندهای مربیان رهبری استخدام میکنند تا بحرانهایی را که آموزش مدیریتی سنتی هرگز بهدرستی به آنها نپرداخته، هدایت کنند.
The coach's decision to bench the star player sparked controversy that overshadowed the team's actual performance.
ترجمه: تصمیم مربی برای نیمکتنشین کردن بازیکن ستاره جنجالی برانگیخت که عملکرد واقعی تیم را تحتالشعاع قرار داد.
262) control
معنی فارسی: کنترل کردن
Regulators struggled to control a market that had grown far more complex than existing oversight mechanisms allowed.
ترجمه: نهادهای نظارتی برای کنترل بازاری که بسیار پیچیدهتر از سازوکارهای نظارتی موجود شده بود، دشواری داشتند.
The government's attempt to control information during the crisis ultimately backfired, fueling speculation it was meant to prevent.
ترجمه: تلاش دولت برای کنترل اطلاعات در طول بحران سرانجام نتیجهٔ معکوس داد و همان گمانهزنیای را که قرار بود جلوگیری کند، دامن زد.
Engineers designed redundant systems specifically to control failures that a single point of weakness could otherwise trigger.
ترجمه: مهندسان سیستمهای افزونهای را بهطور خاص طراحی کردند تا شکستهایی را که یک نقطهضعف واحد میتوانست برانگیزد، کنترل کنند.
263) description
معنی فارسی: توصیف
The witness's description of events differed sharply from the official account released by authorities.
ترجمه: توصیف شاهد از رویدادها بهشدت با روایت رسمی منتشرشده توسط مقامات متفاوت بود.
Historians caution that a single contemporary description rarely captures the full complexity of a lived historical moment.
ترجمه: مورخان هشدار میدهند یک توصیف معاصر واحد بهندرت پیچیدگی کامل یک لحظهٔ تاریخی زیستهشده را به تصویر میکشد.
The vague description provided little for investigators to work with, delaying identification for weeks.
ترجمه: توصیف مبهم اطلاعات اندکی برای کار بازپرسان فراهم کرد که شناسایی را برای هفتهها به تأخیر انداخت.
264) direct
معنی فارسی: مستقیم
Diplomats avoided direct confrontation, preferring quiet channels that carried less risk of public embarrassment.
ترجمه: دیپلماتها از رویارویی مستقیم اجتناب کردند و کانالهای آرامتری را که ریسک کمتری از شرمساری عمومی داشت، ترجیح دادند.
The treaty established a direct line of communication intended to prevent minor incidents from escalating into crises.
ترجمه: این پیمان خط ارتباطی مستقیمی ایجاد کرد که هدفش جلوگیری از تشدید حوادث جزئی به بحران بود.
Analysts noted a direct correlation between the policy change and the subsequent, unexpected market downturn.
ترجمه: تحلیلگران همبستگی مستقیمی میان تغییر سیاست و رکود غیرمنتظرهٔ بعدی بازار مشاهده کردند.
265) exam
معنی فارسی: آزمون
Reformers argued the standardized exam measured test-taking skill more than genuine academic understanding.
ترجمه: اصلاحطلبان استدلال کردند آزمون استاندارد بیشتر مهارت آزموندهی را میسنجد تا درک واقعی دانشگاهی.
The scandal revealed that exam results had been manipulated to inflate the institution's reported success rate.
ترجمه: رسوایی آشکار کرد نتایج آزمون دستکاری شده بود تا نرخ موفقیت گزارششدهٔ نهاد را متورم کند.
Passing the rigorous licensing exam became, for many, the single greatest obstacle to entering the profession.
ترجمه: قبولی در آزمون سختگیرانهٔ صدور مجوز برای بسیاری بزرگترین مانع ورود به این حرفه بود.
266) example
معنی فارسی: نمونه
Historians frequently cite this treaty as an example of diplomacy succeeding despite seemingly insurmountable odds.
ترجمه: مورخان اغلب این پیمان را بهعنوان نمونهای از موفقیت دیپلماسی با وجود موانع بهظاهر غیرقابلغلبه ذکر میکنند.
The scandal became a cautionary example, cited for decades afterward whenever similar risks emerged.
ترجمه: این رسوایی به نمونهای هشداردهنده تبدیل شد که دههها بعد هر زمان ریسکهای مشابهی ظاهر میشد، به آن استناد میشد.
Economists point to the region as an example of how targeted investment can transform even the most stagnant economies.
ترجمه: اقتصاددانان به این منطقه بهعنوان نمونهای اشاره میکنند از اینکه چگونه سرمایهگذاری هدفمند میتواند حتی راکدترین اقتصادها را دگرگون کند.
267) limit
معنی فارسی: محدودیت
The treaty imposed strict limits on military deployment that both nations had, until then, resisted accepting.
ترجمه: این پیمان محدودیتهای سختگیرانهای بر استقرار نظامی تحمیل کرد که هر دو ملت تا آن زمان از پذیرشش مقاومت کرده بودند.
Analysts warned that the country was approaching the limit of what its economy could sustainably borrow.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این کشور به محدودهٔ آنچه اقتصادش میتواند بهطور پایدار استقراض کند، نزدیک میشود.
Regulators set new limits on emissions that industry groups immediately challenged as unrealistically stringent.
ترجمه: نهادهای نظارتی محدودیتهای جدیدی بر آلایندگی وضع کردند که گروههای صنعتی بلافاصله آن را بهطور غیرواقعبینانه سختگیرانه به چالش کشیدند.
268) local
معنی فارسی: محلی
National reforms often clash with local customs that decades of central policy had failed to fully account for.
ترجمه: اصلاحات ملی اغلب با آدابورسوم محلیای که دههها سیاست مرکزی نتوانسته بود کاملاً در نظر بگیرد، در تضاد است.
The crisis was initially dismissed as a local issue before evidence revealed its far broader regional implications.
ترجمه: این بحران در ابتدا مسئلهای محلی رد شد پیش از آنکه شواهد پیامدهای منطقهای بسیار گستردهترش را آشکار کند.
Local officials resisted federal intervention, arguing they understood the community's needs better than distant policymakers.
ترجمه: مقامات محلی در برابر مداخلهٔ فدرال مقاومت کردند و استدلال کردند نیازهای جامعه را بهتر از سیاستگذاران دوردست میشناسند.
269) magical
معنی فارسی: جادویی
Critics dismissed the proposal's promised benefits as almost magical, given how little evidence supported such optimistic projections.
ترجمه: منتقدان منافع وعدهدادهشدهٔ این پیشنهاد را تقریباً جادویی رد کردند، با توجه به اینکه شواهد اندکی از چنین پیشبینیهای خوشبینانهای حمایت میکرد.
There was nothing magical about the recovery; it resulted from years of unglamorous, disciplined policy execution.
ترجمه: هیچ چیز جادوییای در این بهبود نبود؛ نتیجهٔ سالها اجرای منظم و بدون جذابیت سیاست بود.
The negotiator's ability to bridge seemingly irreconcilable positions struck observers as nothing short of magical.
ترجمه: توانایی مذاکرهکننده در پر کردن مواضع بهظاهر آشتیناپذیر، ناظران را چیزی جز جادویی به نظر نرسید.
270) mail
معنی فارسی: نامه، پست
Investigators intercepted mail that ultimately provided the crucial evidence linking the suspects to the conspiracy.
ترجمه: بازپرسان نامهای را رهگیری کردند که سرانجام شواهد حیاتی مرتبطکنندهٔ مظنونان به توطئه را فراهم کرد.
The scandal erupted after internal mail revealing the cover-up was leaked to investigative journalists.
ترجمه: رسوایی زمانی آشکار شد که نامهٔ داخلیای که پنهانکاری را افشا میکرد، به روزنامهنگاران تحقیقی درز کرد.
Diplomatic mail, though ostensibly protected, occasionally became the target of increasingly sophisticated espionage efforts.
ترجمه: مکاتبات دیپلماتیک، هرچند ظاهراً محافظتشده، گاهی هدف تلاشهای جاسوسی بهطور فزاینده پیچیدهتر قرار میگرفت.
271) novel
معنی فارسی: رمان
The novel's unflinching portrayal of wartime atrocities drew both critical acclaim and considerable political backlash.
ترجمه: تصویر بیپردهٔ رمان از جنایات دوران جنگ هم تحسین منتقدان و هم واکنش سیاسی قابلتوجهی را برانگیخت.
Historians occasionally rely on contemporary novels to understand social attitudes that official records rarely captured.
ترجمه: مورخان گاهی برای درک نگرشهای اجتماعیای که سوابق رسمی بهندرت ثبت میکردند، به رمانهای معاصر متکی میشوند.
Critics initially dismissed the novel as inaccessible, only to later recognize it as a defining work of its era.
ترجمه: منتقدان در ابتدا رمان را غیرقابلفهم رد کردند، تنها برای اینکه بعدها آن را اثری تعیینکننده از دوران خود تشخیص دهند.
272) outline
معنی فارسی: طرح کلی
The treaty's outline left crucial details deliberately vague, allowing each side to interpret ambiguous provisions differently.
ترجمه: طرح کلی پیمان جزئیات حیاتی را عمداً مبهم گذاشت و به هر طرف اجازه داد بندهای مبهم را متفاوت تفسیر کند.
Analysts criticized the reform's outline for lacking any concrete mechanism to ensure genuine accountability.
ترجمه: تحلیلگران طرح کلی اصلاحات را به دلیل فقدان هرگونه سازوکار ملموس برای تضمین پاسخگویی واقعی، نقد کردند.
The committee approved only a rough outline, leaving the most contentious specifics to be negotiated later.
ترجمه: کمیته تنها طرح کلی خامی را تصویب کرد و بحثبرانگیزترین جزئیات را برای مذاکرهٔ بعدی باقی گذاشت.
273) poet
معنی فارسی: شاعر
The poet's subtle critique of the regime went largely unnoticed by censors who lacked the literary sensitivity to detect it.
ترجمه: انتقاد ظریف شاعر از رژیم عمدتاً از دید سانسورچیانی که حساسیت ادبی کافی برای تشخیصش را نداشتند، پنهان ماند.
Decades after her death, the poet's work finally received the critical recognition it had long deserved.
ترجمه: دههها پس از مرگش، آثار شاعر سرانجام شناخت انتقادیای را که مدتها سزاوارش بود، دریافت کرد.
Historians note that the poet's private letters reveal a far more conflicted figure than public legend suggests.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نامههای خصوصی شاعر شخصیتی بسیار متناقضتر از افسانهٔ عمومی نشان میدهد.
274) print
معنی فارسی: چاپ کردن
Newspapers refused to print the allegations without independent corroboration, despite intense pressure to publish immediately.
ترجمه: روزنامهها از چاپ اتهامات بدون تأیید مستقل خودداری کردند، با وجود فشار شدید برای انتشار فوری.
The document, printed decades ago, remained the only surviving record of an agreement otherwise lost to history.
ترجمه: سندی که دههها پیش چاپ شده بود، تنها سابقهٔ باقیمانده از توافقی بود که در غیر این صورت از تاریخ گم شده بود.
Regulators eventually forced the company to print corrected disclosures after the original filings proved misleading.
ترجمه: نهادهای نظارتی سرانجام شرکت را مجبور کردند افشاگریهای اصلاحشده را چاپ کند پس از آنکه اظهارنامههای اصلی گمراهکننده اثبات شد.
275) scene
معنی فارسی: صحنه
Investigators meticulously reconstructed the scene, piecing together fragments that initially seemed to tell contradictory stories.
ترجمه: بازپرسان با دقت صحنه را بازسازی کردند و قطعاتی را که در ابتدا به نظر میرسید داستانهای متناقضی روایت میکنند، کنار هم گذاشتند.
The diplomatic scene shifted dramatically once new leadership assumed power in the region's most influential state.
ترجمه: صحنهٔ دیپلماتیک بهطور چشمگیری تغییر کرد به محض اینکه رهبری جدیدی در تأثیرگذارترین دولت منطقه قدرت را به دست گرفت.
Witnesses described a scene of chaos that starkly contradicted the calm, orderly account officials later provided.
ترجمه: شاهدان صحنهای از آشوب توصیف کردند که آشکارا با روایت آرام و منظمی که مقامات بعداً ارائه دادند در تضاد بود.
276) sheet
معنی فارسی: برگه
A single leaked sheet of internal calculations exposed discrepancies the company had spent months trying to conceal.
ترجمه: یک برگهٔ درزکردهٔ واحد از محاسبات داخلی، ناهماهنگیهایی را افشا کرد که شرکت ماهها تلاش کرده بود پنهان کند.
Investigators found a handwritten sheet detailing transactions that formal records had deliberately omitted.
ترجمه: بازپرسان برگهای دستنویس یافتند که تراکنشهایی را شرح میداد که سوابق رسمی عمداً حذف کرده بودند.
The balance sheet, once scrutinized closely, revealed liabilities far exceeding what public statements had acknowledged.
ترجمه: ترازنامه، پس از بررسی دقیق، بدهیهایی بسیار فراتر از آنچه بیانیههای عمومی اعتراف کرده بودند، آشکار کرد.
277) silly
معنی فارسی: احمقانه
What seemed like a silly, inconsequential error ultimately triggered consequences far beyond anyone's initial expectations.
ترجمه: آنچه اشتباهی احمقانه و بیاهمیت به نظر میرسید، سرانجام پیامدهایی بسیار فراتر از انتظارات اولیهٔ هر کسی برانگیخت.
Critics dismissed the concern as silly at the time, only for events to later vindicate it entirely.
ترجمه: منتقدان این نگرانی را در آن زمان احمقانه رد کردند، تنها برای اینکه رویدادها بعداً کاملاً آن را تأیید کنند.
She refused to let silly criticism from skeptics deter her from a strategy she remained confident would succeed.
ترجمه: او اجازه نداد انتقاد احمقانهٔ شکاکان او را از استراتژیای که همچنان مطمئن بود موفق خواهد شد، منصرف کند.
278) store
معنی فارسی: فروشگاه
The closure of the last remaining store in the town symbolized decades of gradual economic decline.
ترجمه: تعطیلی آخرین فروشگاه باقیمانده در شهر، نمادی از دههها افول تدریجی اقتصادی بود.
Regulators investigated whether the store chain had deliberately misled customers about the origin of its products.
ترجمه: نهادهای نظارتی بررسی کردند که آیا زنجیرهٔ فروشگاهها عمداً مشتریان را دربارهٔ منشأ محصولاتش گمراه کرده است یا نه.
What began as a single modest store eventually grew into one of the region's largest employers.
ترجمه: آنچه بهعنوان یک فروشگاه متواضع واحد آغاز شد، سرانجام به یکی از بزرگترین کارفرمایان منطقه تبدیل شد.
279) suffer
معنی فارسی: رنج بردن
Communities that had suffered decades of neglect finally received the sustained investment officials had long promised.
ترجمه: جوامعی که دههها از بیتوجهی رنج برده بودند، سرانجام سرمایهگذاری پایداری را که مقامات مدتها وعده داده بودند، دریافت کردند.
Analysts warned that delaying reform would only cause the economy to suffer more severe consequences later.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تأخیر در اصلاحات تنها باعث خواهد شد اقتصاد بعداً پیامدهای شدیدتری را متحمل شود.
The region continued to suffer the lingering effects of a conflict officially declared over years earlier.
ترجمه: این منطقه همچنان از آثار باقیماندهٔ درگیریای که رسماً سالها پیش پایانیافته اعلام شده بود، رنج میبرد.
280) technology
معنی فارسی: فناوری
Rapid advances in technology repeatedly outpaced the regulatory frameworks meant to govern their responsible use.
ترجمه: پیشرفتهای سریع فناوری بارها از چارچوبهای نظارتیای که قرار بود استفادهٔ مسئولانه از آنها را اداره کنند، پیشی گرفت.
Analysts warned that overreliance on unproven technology created risks few institutions had adequately prepared for.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اتکای بیش از حد به فناوری اثباتنشده ریسکهایی ایجاد کرد که کمتر نهادی بهدرستی برایشان آماده شده بود.
Access to technology increasingly determined which communities could participate meaningfully in the modern economy.
ترجمه: دسترسی به فناوری بهطور فزایندهای تعیین میکرد کدام جوامع میتوانند بهطور معنادار در اقتصاد مدرن مشارکت کنند.