~12 min read · Updated Sep 13, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Unit 19 (Advanced)

361) alive

معنی فارسی: زنده

Despite predictions of its imminent collapse, the coalition remained politically alive far longer than most analysts expected.

ترجمه: با وجود پیش‌بینی فروپاشی قریب‌الوقوعش، ائتلاف از نظر سیاسی بسیار طولانی‌تر از آنچه بیشتر تحلیلگران انتظار داشتند، زنده ماند.

Survivors insisted on keeping the movement alive, even after its founding leadership had been systematically dismantled.

ترجمه: بازماندگان اصرار داشتند جنبش را زنده نگه دارند، حتی پس از آنکه رهبری بنیان‌گذارش به‌طور سیستماتیک از هم پاشیده شد.

Historians debate whether the treaty kept diplomatic hope alive or merely postponed an inevitable confrontation.

ترجمه: مورخان دربارهٔ اینکه آیا این پیمان امید دیپلماتیک را زنده نگه داشت یا صرفاً رویارویی اجتناب‌ناپذیری را به تعویق انداخت، بحث می‌کنند.


362) bone

معنی فارسی: استخوان

Forensic experts extracted DNA from bone fragments that had remained buried and undisturbed for decades.

ترجمه: کارشناسان پزشکی‌قانونی دی‌ان‌ای را از قطعات استخوانی استخراج کردند که دهه‌ها مدفون و دست‌نخورده باقی مانده بود.

The dispute's bone of contention proved to be a minor clause few had initially considered significant.

ترجمه: استخوان‌بندی این اختلاف بندی جزئی اثبات شد که کمتر کسی در ابتدا آن را قابل‌توجه می‌دانست.

Archaeologists reconstructed ancient trade routes partly through bone artifacts found scattered across distant excavation sites.

ترجمه: باستان‌شناسان مسیرهای تجاری باستانی را تا حدی از طریق مصنوعات استخوانی پراکنده در محل‌های حفاری دوردست بازسازی کردند.


363) bother

معنی فارسی: زحمت کشیدن

Few officials bothered to verify claims that later proved central to the entire scandal.

ترجمه: کمتر مقامی زحمت تأیید ادعاهایی را کشید که بعدها محوری برای کل رسوایی اثبات شد.

Analysts warned that no amount of reassurance would bother to address the market's genuinely structural concerns.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ میزان اطمینان‌بخشی زحمت پرداختن به نگرانی‌های واقعاً ساختاری بازار را نخواهد کشید.

Investigators were surprised that no one had bothered to cross-reference records that would have exposed the discrepancy immediately.

ترجمه: بازپرسان تعجب کردند که هیچ‌کس زحمت تطبیق سوابقی را که بلافاصله ناهماهنگی را آشکار می‌کرد، نکشیده بود.


364) captain

معنی فارسی: ناخدا، فرمانده

The ship's captain faced criminal charges after evidence suggested he had knowingly ignored repeated safety warnings.

ترجمه: ناخدای کشتی با اتهامات کیفری روبه‌رو شد پس از آنکه شواهد نشان داد او آگاهانه هشدارهای ایمنی مکرر را نادیده گرفته بود.

Historians credit the captain's unconventional decisions with averting a disaster that seemed, at the time, nearly certain.

ترجمه: مورخان تصمیمات غیرمتعارف ناخدا را مسئول جلوگیری از فاجعه‌ای می‌دانند که در آن زمان تقریباً قطعی به نظر می‌رسید.

The captain of industry wielded influence that, in practice, rivaled that of many elected officials.

ترجمه: ناخدای صنعت نفوذی داشت که در عمل با نفوذ بسیاری از مقامات منتخب رقابت می‌کرد.


365) conclusion

معنی فارسی: نتیجه‌گیری

Investigators reached a conclusion that directly contradicted the official narrative officials had maintained for years.

ترجمه: بازپرسان به نتیجه‌گیری‌ای رسیدند که مستقیماً با روایت رسمی‌ای که مقامات سال‌ها حفظ کرده بودند در تضاد بود.

Analysts cautioned against drawing sweeping conclusions from data that remained, at best, provisional and incomplete.

ترجمه: تحلیلگران در برابر استخراج نتیجه‌گیری‌های گسترده از داده‌هایی که در بهترین حالت موقتی و ناقص بود، هشدار دادند.

The tribunal's conclusion, though legally binding, did little to resolve the underlying political dispute.

ترجمه: نتیجه‌گیری دادگاه، هرچند از نظر حقوقی الزام‌آور، کمکی چندانی به حل اختلاف سیاسی زیربنایی نکرد.


366) doubt

معنی فارسی: تردید

Mounting doubt about the government's official account eventually forced an independent investigation few had initially wanted.

ترجمه: تردید روبه‌رشد دربارهٔ روایت رسمی دولت سرانجام تحقیقی مستقل را که بسیاری در ابتدا نمی‌خواستند، تحمیل کرد.

Analysts expressed doubt that the reform could succeed without addressing the deeper structural issues it largely ignored.

ترجمه: تحلیلگران تردید ابراز کردند که این اصلاحات بدون پرداختن به مسائل ساختاری عمیق‌تری که عمدتاً نادیده گرفته بود، بتواند موفق شود.

Historians harbor genuine doubt about whether the treaty's stated intentions matched the negotiators' actual strategic calculations.

ترجمه: مورخان تردید واقعی دارند که آیا نیت‌های اعلام‌شدهٔ پیمان با محاسبات استراتژیک واقعی مذاکره‌کنندگان مطابقت داشت.


367) explore

معنی فارسی: کاوش کردن

Diplomats began quietly exploring alternatives once the original proposal collapsed under domestic political pressure.

ترجمه: دیپلمات‌ها به محض اینکه پیشنهاد اصلی تحت فشار سیاسی داخلی فروپاشید، آرام شروع به کاوش گزینه‌های جایگزین کردند.

Researchers explored a hypothesis that most colleagues had, for years, dismissed as fundamentally implausible.

ترجمه: پژوهشگران فرضیه‌ای را کاوش کردند که بیشتر همکاران سال‌ها اساساً غیرمحتمل رد کرده بودند.

Analysts urged policymakers to explore structural solutions rather than continuing to rely on short-term fixes.

ترجمه: تحلیلگران از سیاست‌گذاران خواستند راه‌حل‌های ساختاری را کاوش کنند به‌جای ادامهٔ اتکا به راه‌حل‌های کوتاه‌مدت.


368) glad

معنی فارسی: خوشحال

Officials were visibly glad the crisis had been contained, even as underlying vulnerabilities remained unaddressed.

ترجمه: مقامات به‌وضوح خوشحال بودند بحران مهار شده، حتی در حالی که آسیب‌پذیری‌های زیربنایی پرداخته‌نشده باقی ماندند.

Negotiators were glad to reach any agreement at all, given how close talks had come to total collapse.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان از رسیدن به هرگونه توافقی خوشحال بودند، با توجه به اینکه گفتگوها چقدر به فروپاشی کامل نزدیک شده بود.

Analysts were less glad than relieved, aware the reprieve was likely temporary rather than genuinely resolved.

ترجمه: تحلیلگران کمتر خوشحال بودند تا آسوده‌خاطر، آگاه از اینکه این مهلت احتمالاً موقت بود نه واقعاً حل‌شده.


369) however

معنی فارسی: با این حال

The treaty promised lasting peace; implementation, however, proved far more contentious than either side had anticipated.

ترجمه: پیمان صلح پایدار را وعده داد؛ با این حال، اجرا بسیار جنجالی‌تر از آنچه هر دو طرف پیش‌بینی کرده بودند اثبات شد.

Analysts praised the reform's ambition; they warned, however, that execution would ultimately determine its actual success.

ترجمه: تحلیلگران جاه‌طلبی این اصلاحات را ستودند؛ با این حال، هشدار دادند اجرا سرانجام موفقیت واقعی‌اش را تعیین خواهد کرد.

The ceasefire held for months; sporadic violence, however, continued to flare in areas beyond effective enforcement.

ترجمه: آتش‌بس برای ماه‌ها دوام آورد؛ با این حال، خشونت پراکنده همچنان در مناطق فراتر از اجرای مؤثر شعله‌ور می‌شد.


370) injustice

معنی فارسی: بی‌عدالتی

Historians argue the treaty's harsh terms constituted a genuine injustice that fueled resentment for generations afterward.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند شرایط سخت پیمان بی‌عدالتی واقعی‌ای را تشکیل داد که کینه را برای نسل‌ها بعد دامن زد.

The tribunal was established specifically to address injustices that decades of impunity had allowed to persist unchecked.

ترجمه: این دادگاه به‌طور خاص برای پرداختن به بی‌عدالتی‌هایی تأسیس شد که دهه‌ها معافیت از مجازات اجازه داده بود بدون کنترل ادامه یابد.

Critics viewed the policy as institutionalizing an injustice rather than correcting the inequality it claimed to address.

ترجمه: منتقدان این سیاست را نهادینه کردن بی‌عدالتی می‌دیدند نه اصلاح نابرابری‌ای که ادعا می‌کرد به آن می‌پردازد.


371) international

معنی فارسی: بین‌المللی

The scandal drew international scrutiny that domestic officials had clearly hoped to avoid entirely.

ترجمه: این رسوایی نظارت بین‌المللی‌ای را جلب کرد که مقامات داخلی به‌وضوح امیدوار بودند کاملاً از آن اجتناب کنند.

Analysts warned that the crisis carried international implications far beyond what regional officials initially acknowledged.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این بحران پیامدهای بین‌المللی‌ای بسیار فراتر از آنچه مقامات منطقه‌ای در ابتدا اذعان کردند، به همراه دارد.

International pressure ultimately achieved what years of internal advocacy had failed to accomplish.

ترجمه: فشار بین‌المللی سرانجام کاری را انجام داد که سال‌ها دفاع داخلی نتوانسته بود انجام دهد.


372) lawyer

معنی فارسی: وکیل

The defendant's lawyer uncovered procedural errors that ultimately overturned a conviction considered airtight for years.

ترجمه: وکیل متهم خطاهای رویه‌ای‌ای کشف کرد که سرانجام محکومیتی را که سال‌ها غیرقابل‌نقض تلقی می‌شد، لغو کرد.

Corporate lawyers structured the deal specifically to exploit ambiguities regulators had never anticipated.

ترجمه: وکلای شرکتی معامله را به‌طور خاص طراحی کردند تا از ابهاماتی که نهادهای نظارتی هرگز پیش‌بینی نکرده بودند بهره‌برداری کنند.

Historians note the lawyer's obscure legal argument would later become the foundation of an entirely new field of jurisprudence.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند استدلال حقوقی مبهم وکیل بعدها بنیاد یک حوزهٔ کاملاً جدید از حقوق شد.


373) mention

معنی فارسی: ذکر کردن

The report conspicuously failed to mention findings that directly contradicted the administration's public statements.

ترجمه: گزارش به‌طور آشکاری از ذکر یافته‌هایی که مستقیماً با بیانیه‌های عمومی دولت در تضاد بود، خودداری کرد.

Officials mentioned the reform only in passing, wary of drawing attention to its considerable political risks.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را تنها گذرا ذکر کردند، محتاط از جلب توجه به ریسک‌های سیاسی قابل‌توجهش.

Historians note that contemporary accounts rarely mention details that later proved central to understanding the crisis.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند روایت‌های معاصر به‌ندرت جزئیاتی را ذکر می‌کنند که بعدها برای درک بحران محوری اثبات شد.


374) old

معنی فارسی: قدیمی

The reform revived an old policy debate that many had assumed was settled decades earlier.

ترجمه: این اصلاحات بحث سیاستی قدیمی‌ای را احیا کرد که بسیاری فکر می‌کردند دهه‌ها پیش حل شده است.

Analysts warned against applying old assumptions to a market that had fundamentally transformed since the last crisis.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اعمال فرضیات قدیمی بر بازاری که از بحران قبلی اساساً دگرگون شده، هشدار دادند.

Historians trace the conflict's roots to old grievances that had never been genuinely addressed or resolved.

ترجمه: مورخان ریشهٔ درگیری را به شکایات قدیمی‌ای برمی‌گردانند که هرگز واقعاً حل نشده بود.


375) policy

معنی فارسی: سیاست

The government's policy reversal blindsided allies who had structured their own strategies around the previous commitment.

ترجمه: تغییر ناگهانی سیاست دولت متحدانی را که استراتژی خودشان را حول تعهد قبلی سازمان‌دهی کرده بودند، غافلگیر کرد.

Economists warned the policy would produce consequences far more severe than officials had publicly acknowledged.

ترجمه: اقتصاددانان هشدار دادند این سیاست پیامدهایی بسیار شدیدتر از آنچه مقامات علناً اذعان کرده بودند تولید خواهد کرد.

Historians argue the policy's failure stemmed from flawed assumptions rather than poor execution alone.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند شکست سیاست از فرضیات معیوب ناشی شد نه صرفاً اجرای ضعیف.


376) social

معنی فارسی: اجتماعی

The reform addressed economic inequality but largely ignored the deeper social tensions underlying public discontent.

ترجمه: این اصلاحات نابرابری اقتصادی را مورد توجه قرار داد اما عمدتاً تنش‌های اجتماعی عمیق‌تر زیربنایی نارضایتی عمومی را نادیده گرفت.

Analysts warned that social unrest, once ignited, often proves far harder to contain than economic instability alone.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ناآرامی اجتماعی، به محض شعله‌ور شدن، اغلب بسیار سخت‌تر از بی‌ثباتی اقتصادی به‌تنهایی مهار می‌شود.

Historians note that social attitudes shifted more slowly than the formal legal reforms intended to reflect them.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نگرش‌های اجتماعی کندتر از اصلاحات حقوقی رسمی‌ای که قرار بود منعکسشان کند، تغییر کرد.


377) speech

معنی فارسی: سخنرانی

The leader's speech, though carefully rehearsed, failed to address the specific concerns dominating public discourse.

ترجمه: سخنرانی رهبر، هرچند با دقت تمرین‌شده، نتوانست به نگرانی‌های خاصی که بر گفتمان عمومی مسلط بود، بپردازد.

Analysts parsed every phrase of the speech for hints about the administration's actual policy direction.

ترجمه: تحلیلگران هر عبارت از سخنرانی را برای یافتن سرنخ‌هایی دربارهٔ جهت‌گیری واقعی سیاست دولت، تجزیه‌وتحلیل کردند.

Historians consider the speech a turning point, even though contemporaries largely dismissed it at the time.

ترجمه: مورخان این سخنرانی را نقطهٔ عطف می‌دانند، هرچند هم‌عصران در آن زمان عمدتاً آن را نادیده گرفتند.


378) staff

معنی فارسی: کارکنان

Senior staff resigned en masse after internal disagreements over the handling of the crisis became public.

ترجمه: کارکنان ارشد دسته‌جمعی استعفا دادند پس از آنکه اختلافات داخلی بر سر مدیریت بحران علنی شد.

The agency's understaffed workforce struggled to enforce regulations that existed largely on paper.

ترجمه: نیروی کار کم‌تعداد این نهاد برای اجرای مقرراتی که عمدتاً روی کاغذ وجود داشت، دشواری داشت.

Analysts noted that experienced staff departures often precede institutional failures by several years.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند خروج کارکنان باتجربه اغلب چند سال پیش از شکست‌های نهادی رخ می‌دهد.


379) toward

معنی فارسی: به سمت

Diplomats moved cautiously toward compromise, wary of conceding too much too quickly.

ترجمه: دیپلمات‌ها با احتیاط به سمت سازش حرکت کردند، محتاط از اعطای امتیاز بیش از حد و بیش از حد سریع.

Public sentiment shifted decisively toward reform once the scandal's full scope became undeniable.

ترجمه: احساسات عمومی به‌طور قاطع به سمت اصلاحات تغییر کرد به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی غیرقابل‌انکار شد.

Analysts warned that policies drifting toward short-term relief risked worsening the crisis's long-term trajectory.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیاست‌هایی که به سمت تسکین کوتاه‌مدت رانده می‌شوند، خطر بدتر شدن مسیر بلندمدت بحران را دارند.


380) wood

معنی فارسی: چوب

Investigators found the structure's wood framework had deteriorated far beyond what routine inspections had reported.

ترجمه: بازپرسان دریافتند چارچوب چوبی سازه بسیار فراتر از آنچه بازرسی‌های معمول گزارش کرده بودند، فرسوده شده است.

Historians describe the treaty as built on wood rather than stone, vulnerable to the first serious test.

ترجمه: مورخان این پیمان را ساخته‌شده بر چوب توصیف می‌کنند نه سنگ، آسیب‌پذیر در برابر اولین آزمون جدی.

Analysts warned the recovery rested on wood rather than solid economic fundamentals.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این بهبود بر چوب استوار است نه مبانی اقتصادی محکم.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles