~13 min read · Updated Sep 13, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Unit 23 (Advanced)

441) advance

معنی فارسی: پیشروی کردن

Negotiators advanced cautiously, wary that overreaching could unravel months of painstaking, incremental progress.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان با احتیاط پیش رفتند، محتاط از اینکه زیاده‌روی می‌تواند ماه‌ها پیشرفت دقیق و تدریجی را از هم بپاشد.

Analysts warned that advancing the reform without broader consensus risked provoking backlash severe enough to reverse it entirely.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پیشروی این اصلاحات بدون اجماع گسترده‌تر، خطر برانگیختن واکنشی شدید کافی برای معکوس کردن کاملش را دارد.

Historians note the treaty advanced diplomatic norms that later became standard practice in similar disputes.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان هنجارهای دیپلماتیکی را پیش برد که بعدها به رویهٔ استاندارد در اختلافات مشابه تبدیل شد.


442) athlete

معنی فارسی: ورزشکار

The scandal exposed a systemic doping culture that implicated far more athletes than officials had initially acknowledged.

ترجمه: این رسوایی فرهنگ سیستماتیک دوپینگی را آشکار کرد که ورزشکاران بسیار بیشتری را از آنچه مقامات در ابتدا اذعان کردند، درگیر می‌کرد.

Analysts noted that elite athletes increasingly wielded political influence extending well beyond their sporting achievements.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند ورزشکاران نخبه به‌طور فزاینده‌ای نفوذ سیاسی‌ای فراتر از دستاوردهای ورزشی‌شان اعمال می‌کردند.

Historians argue the athlete's defiance became, unintentionally, one of the era's most enduring political symbols.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند سرپیچی ورزشکار ناخواسته به یکی از پایدارترین نمادهای سیاسی آن دوره تبدیل شد.


443) average

معنی فارسی: متوسط

The report obscured troubling outliers by presenting only misleadingly reassuring average figures.

ترجمه: گزارش با ارائهٔ صرفاً ارقام میانگین گمراه‌کننده و اطمینان‌بخش، موارد استثنایی نگران‌کننده را پنهان کرد.

Analysts warned that average income growth masked deepening inequality experienced very differently across the population.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رشد متوسط درآمد نابرابری روبه‌عمقی را که در سراسر جمعیت بسیار متفاوت تجربه می‌شد، پنهان می‌کرد.

Historians note the treaty's actual impact varied enormously by region despite headline figures suggesting a modest average effect.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تأثیر واقعی پیمان بسته به منطقه به‌شدت متفاوت بود با وجود اینکه ارقام سرتیتر اثری متوسط و متعادل نشان می‌داد.


444) behavior

معنی فارسی: رفتار

Regulators cited the executive's behavior as evidence of a corporate culture that tolerated, even rewarded, reckless risk-taking.

ترجمه: نهادهای نظارتی رفتار مدیر اجرایی را شاهدی از فرهنگ شرکتی‌ای دانستند که ریسک‌پذیری بی‌پروا را تحمل، حتی پاداش می‌داد.

Analysts warned that erratic market behavior often reflected genuine uncertainty rather than any single identifiable cause.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار نامنظم بازار اغلب عدم قطعیت واقعی را منعکس می‌کند نه هیچ علت واحد قابل‌شناسایی.

Historians argue the treaty failed to account for behavior patterns that had, for generations, shaped regional relations.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان نتوانست الگوهای رفتاری‌ای را که برای نسل‌ها روابط منطقه‌ای را شکل داده بود، در نظر بگیرد.


445) behind

معنی فارسی: پشت

Investigators eventually identified the individuals behind a scheme that had operated undetected for nearly a decade.

ترجمه: بازپرسان سرانجام افراد پشت طرحی را شناسایی کردند که نزدیک به یک دهه بدون کشف فعالیت کرده بود.

Analysts warned that political considerations behind the decision mattered more than its stated economic rationale.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ملاحظات سیاسی پشت این تصمیم بیش از منطق اقتصادی اعلام‌شده‌اش اهمیت داشت.

Historians note the true motivations behind the treaty differed considerably from the idealistic language used publicly.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند انگیزه‌های واقعی پشت پیمان به‌طور قابل‌توجهی با زبان آرمان‌گرایانهٔ استفاده‌شده در ملأ عام تفاوت داشت.


446) course

معنی فارسی: مسیر، دوره

Diplomats charted a cautious course, wary that any misstep could reignite tensions barely under control.

ترجمه: دیپلمات‌ها مسیری محتاطانه ترسیم کردند، محتاط از اینکه هر اشتباهی می‌تواند تنش‌هایی را که به‌سختی تحت کنترل بود، دوباره برانگیزد.

Analysts warned that the country's current fiscal course was fundamentally unsustainable over the long term.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مسیر مالی فعلی کشور اساساً در بلندمدت ناپایدار بود.

Historians argue the negotiator's steady course, rather than any single dramatic gesture, ultimately secured the agreement.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند مسیر پیوستهٔ مذاکره‌کننده، نه هیچ حرکت دراماتیک واحدی، سرانجام توافق را تضمین کرد.


447) lower

معنی فارسی: کاهش دادن

Central banks lowered interest rates cautiously, wary of reigniting the very inflationary pressures they had spent years containing.

ترجمه: بانک‌های مرکزی نرخ بهره را با احتیاط کاهش دادند، محتاط از برانگیختن دوبارهٔ همان فشارهای تورمی‌ای که سال‌ها صرف مهارشان کرده بودند.

Analysts warned that lowering safety standards to cut costs exposed the industry to considerable, largely unaccounted-for risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کاهش استانداردهای ایمنی برای کاهش هزینه، صنعت را در معرض ریسک قابل‌توجه و عمدتاً حساب‌نشده‌ای قرار می‌دهد.

Historians note the treaty lowered tensions temporarily without ever genuinely resolving the underlying territorial dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تنش‌ها را موقتاً کاهش داد بدون آنکه هرگز واقعاً اختلاف سرزمینی زیربنایی را حل کند.


448) match

معنی فارسی: مطابقت داشتن

Analysts warned that the ambitious rhetoric rarely matched the modest, incremental reforms actually implemented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی جاه‌طلبانه به‌ندرت با اصلاحات متواضع و تدریجی که واقعاً اجرا شد، مطابقت داشت.

Investigators found forensic evidence that precisely matched details witnesses had independently and separately provided.

ترجمه: بازپرسان شواهد پزشکی‌قانونی‌ای یافتند که دقیقاً با جزئیاتی که شاهدان به‌طور مستقل و جداگانه ارائه داده بودند، مطابقت داشت.

Historians note the treaty's idealistic language never fully matched the pragmatic calculations underlying its negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان آرمان‌گرایانهٔ پیمان هرگز کاملاً با محاسبات عملی‌گرایانهٔ زیربنای مذاکره‌اش مطابقت نداشت.


449) member

معنی فارسی: عضو

Several member states quietly resisted provisions that the treaty's architects had assumed would gain unanimous support.

ترجمه: چندین کشور عضو آرام در برابر بندهایی که معماران پیمان فرض کرده بودند حمایت یکپارچه کسب خواهد کرد، مقاومت کردند.

Analysts warned that a single dissenting member could effectively paralyze decisions requiring full consensus.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک عضو مخالف واحد می‌تواند عملاً تصمیماتی را که نیازمند اجماع کامل است، فلج کند.

Historians note founding members often held disproportionate influence over an institution's subsequent direction.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اعضای بنیان‌گذار اغلب نفوذ نامتناسبی بر جهت‌گیری بعدی یک نهاد داشتند.


450) mental

معنی فارسی: ذهنی

Analysts described the market's collapse as driven partly by mental shifts in investor confidence rather than fundamentals alone.

ترجمه: تحلیلگران فروپاشی بازار را تا حدی ناشی از تغییرات ذهنی در اعتماد سرمایه‌گذاران توصیف کردند نه صرفاً مبانی اقتصادی.

Historians argue the negotiator's mental resilience under sustained pressure proved as decisive as any specific tactical decision.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند تاب‌آوری ذهنی مذاکره‌کننده تحت فشار پایدار به همان اندازهٔ هر تصمیم تاکتیکی خاصی تعیین‌کننده اثبات شد.

Critics warned that policies overlooking mental health consequences risked long-term costs far exceeding their immediate savings.

ترجمه: منتقدان هشدار دادند سیاست‌هایی که پیامدهای سلامت روان را نادیده می‌گیرند خطر هزینه‌های بلندمدتی بسیار فراتر از صرفه‌جویی‌های فوری‌شان را دارند.


451) passenger

معنی فارسی: مسافر

Investigators interviewed surviving passengers whose accounts directly contradicted the airline's initial official statement.

ترجمه: بازپرسان با مسافران بازمانده‌ای مصاحبه کردند که روایت‌هایشان مستقیماً با بیانیهٔ رسمی اولیهٔ شرکت هواپیمایی در تضاد بود.

Regulators cited passenger safety concerns that had, for years, been repeatedly raised yet consistently dismissed.

ترجمه: نهادهای نظارتی نگرانی‌های ایمنی مسافران را که سال‌ها مکرراً مطرح اما پیوسته نادیده گرفته شده بود، ذکر کردند.

Historians note that passenger demand, more than any single policy, ultimately reshaped the entire transportation industry.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تقاضای مسافر، بیش از هر سیاست واحدی، سرانجام کل صنعت حمل‌ونقل را بازآرایی کرد.


452) personality

معنی فارسی: شخصیت

Analysts warned against reducing complex diplomatic outcomes to the personality of a single negotiator.

ترجمه: تحلیلگران در برابر تقلیل نتایج پیچیدهٔ دیپلماتیک به شخصیت یک مذاکره‌کنندهٔ واحد هشدار دادند.

Historians argue the treaty's success owed as much to institutional structure as to any individual's personality.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند موفقیت پیمان به همان اندازه مدیون ساختار نهادی بود که شخصیت هر فردی.

Critics described the campaign as built almost entirely around personality rather than substantive policy proposals.

ترجمه: منتقدان این کمپین را تقریباً کاملاً حول شخصیت به‌جای پیشنهادهای سیاستی اساسی توصیف کردند.


453) poem

معنی فارسی: شعر

Historians note the banned poem circulated clandestinely for years, becoming an unlikely symbol of quiet resistance.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شعر ممنوعه سال‌ها مخفیانه دست‌به‌دست شد و به نمادی غیرمنتظره از مقاومت آرام تبدیل شد.

Critics dismissed the poem initially, only to later recognize it as capturing sentiments official accounts had long suppressed.

ترجمه: منتقدان در ابتدا این شعر را رد کردند، تنها برای اینکه بعدها آن را به‌عنوان بازتاب‌دهندهٔ احساساتی که روایت‌های رسمی مدت‌ها سرکوب کرده بودند، تشخیص دهند.

Analysts noted that even ostensibly apolitical poems occasionally carried coded critiques censors failed to detect.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند حتی اشعار به‌ظاهر غیرسیاسی گاهی انتقادات رمزگذاری‌شده‌ای داشتند که سانسورچیان نتوانستند تشخیص دهند.


454) pole

معنی فارسی: قطب، میله

Diplomats occupied opposite poles of the debate, leaving little room for the compromise negotiations required.

ترجمه: دیپلمات‌ها قطب‌های مخالف بحث را اشغال کردند و فضای کمی برای سازش موردنیاز مذاکرات باقی گذاشتند.

Analysts warned that political polarization had pushed both sides toward poles increasingly resistant to reasoned dialogue.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند قطبی‌سازی سیاسی هر دو طرف را به سمت قطب‌هایی که به‌طور فزاینده در برابر گفتگوی منطقی مقاوم بودند، رانده است.

Historians note the treaty attempted, largely unsuccessfully, to bridge two deeply entrenched ideological poles.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تلاش کرد، عمدتاً ناموفق، میان دو قطب ایدئولوژیک عمیقاً ریشه‌دار پل بزند.


455) remove

معنی فارسی: حذف کردن، برکنار کردن

Regulators moved to remove executives whose decisions had directly contributed to the company's near collapse.

ترجمه: نهادهای نظارتی اقدام به برکناری مدیرانی کردند که تصمیماتشان مستقیماً به فروپاشی نزدیک شرکت کمک کرده بود.

Analysts warned that removing subsidies too abruptly risked destabilizing an industry still heavily dependent on them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حذف بیش از حد ناگهانی یارانه‌ها خطر بی‌ثبات کردن صنعتی را دارد که هنوز به‌شدت به آن‌ها وابسته است.

Historians note the treaty's later amendments quietly removed provisions considered essential during initial negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اصلاحیه‌های بعدی پیمان آرام بندهایی را که در مذاکرات اولیه ضروری تلقی می‌شد، حذف کرد.


456) safety

معنی فارسی: ایمنی

Regulators tightened safety requirements only after repeated incidents exposed how easily existing rules could be circumvented.

ترجمه: نهادهای نظارتی الزامات ایمنی را تنها پس از آنکه حوادث مکرر نشان داد قوانین موجود چقدر راحت دور زده می‌شود، سخت‌تر کردند.

Analysts warned that prioritizing cost savings over safety ultimately proved catastrophically more expensive.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اولویت دادن به صرفه‌جویی هزینه بر ایمنی سرانجام به‌طور فاجعه‌باری پرهزینه‌تر اثبات شد.

Historians note the treaty's safety guarantees proved considerably weaker in practice than its confident language suggested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تضمین‌های ایمنی پیمان در عمل بسیار ضعیف‌تر از زبان مطمئنش اثبات شد.


457) shoot

معنی فارسی: شلیک کردن

Investigators reconstructed the incident using forensic evidence indicating precisely where the shots had been fired.

ترجمه: بازپرسان حادثه را با استفاده از شواهد پزشکی‌قانونی‌ای که دقیقاً نشان می‌داد گلوله‌ها از کجا شلیک شده، بازسازی کردند.

Analysts warned that market speculation could shoot prices far beyond what underlying fundamentals actually justified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سفته‌بازی بازار می‌تواند قیمت‌ها را بسیار فراتر از آنچه مبانی زیربنایی واقعاً توجیه می‌کند، شلیک کند.

Historians note tensions occasionally escalated to the point where soldiers were ordered to shoot without clear authorization.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تنش‌ها گاهی به نقطه‌ای تشدید یافت که به سربازان دستور داده شد بدون مجوز روشن شلیک کنند.


458) sound

معنی فارسی: به نظر رسیدن

Analysts warned that repeated denials increasingly sounded implausible given mounting, publicly available contradictory evidence.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انکارهای مکرر با توجه به شواهد متناقض روبه‌رشد و در دسترس عمومی، به‌طور فزاینده‌ای غیرقابل‌باور به نظر می‌رسید.

Diplomats sounded cautiously optimistic, though internal documents revealed considerably greater private skepticism.

ترجمه: دیپلمات‌ها محتاطانه خوش‌بین به نظر می‌رسیدند، هرچند اسناد داخلی شکاکیت خصوصی بسیار بیشتری را آشکار کرد.

Historians note contemporary warnings sounded alarmist at the time, only to later prove remarkably accurate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هشدارهای معاصر در آن زمان اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید، تنها برای اینکه بعدها به‌طرز چشمگیری دقیق اثبات شود.


459) swim

معنی فارسی: شنا کردن

Analysts warned that companies unable to swim against increasingly turbulent market conditions faced genuine existential risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌هایی که نمی‌توانند در برابر شرایط بازار به‌طور فزاینده متلاطم شنا کنند، با ریسک وجودی واقعی روبه‌رو هستند.

Historians note the reform effectively asked struggling industries to swim upstream against decades of established practice.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این اصلاحات عملاً از صنایع دشوارکار خواست برخلاف جریان دهه‌ها رویهٔ جاافتاده شنا کنند.

Critics argued the policy left vulnerable communities to swim or sink largely without meaningful government support.

ترجمه: منتقدان استدلال کردند این سیاست جوامع آسیب‌پذیر را عمدتاً بدون حمایت دولتی معنادار، به حال خود رها کرد تا شنا کنند یا غرق شوند.


460) web

معنی فارسی: شبکه، تار

Investigators untangled a complex web of shell companies deliberately designed to obscure the fraud's true scale.

ترجمه: بازپرسان شبکه‌ای پیچیده از شرکت‌های صوری را که عمداً برای پنهان کردن مقیاس واقعی کلاهبرداری طراحی شده بود، از هم گشودند.

Analysts described the crisis as revealing a web of interconnected vulnerabilities few had previously fully mapped.

ترجمه: تحلیلگران این بحران را آشکارکنندهٔ شبکه‌ای از آسیب‌پذیری‌های به‌هم‌پیوسته توصیف کردند که کمتر کسی پیش‌تر کاملاً نقشه‌برداری کرده بود.

Historians note the treaty formed part of a broader web of agreements that collectively shaped regional stability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند این پیمان بخشی از شبکهٔ گسترده‌تری از توافق‌ها بود که به‌طور جمعی ثبات منطقه‌ای را شکل داد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles