~12 min read · Updated Sep 13, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Unit 26 (Advanced)

501) advice

معنی فارسی: توصیه

Officials ignored expert advice that, in hindsight, would have prevented the crisis entirely.

ترجمه: مقامات توصیهٔ کارشناسانه‌ای را نادیده گرفتند که با نگاه گذشته می‌توانست کاملاً از بحران جلوگیری کند.

Analysts warned that following advice tailored to different economic conditions could produce disastrous results.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پیروی از توصیه‌ای که برای شرایط اقتصادی متفاوتی طراحی شده، می‌تواند نتایج فاجعه‌باری تولید کند.

Historians note the treaty's architects rejected advice cautioning against provisions that later proved genuinely unenforceable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند معماران پیمان توصیه‌ای را که در برابر بندهایی هشدار می‌داد که بعدها واقعاً غیرقابل‌اجرا اثبات شد، رد کردند.


502) along

معنی فارسی: در امتداد

Diplomats negotiated along lines few observers had considered feasible given decades of entrenched hostility.

ترجمه: دیپلمات‌ها در امتداد خطوطی مذاکره کردند که کمتر ناظری با توجه به دهه‌ها خصومت ریشه‌دار، آن را عملی می‌دانست.

Analysts noted that reforms progressed along a path considerably more cautious than officials had originally promised.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند این اصلاحات در امتداد مسیری بسیار محتاطانه‌تر از آنچه مقامات در ابتدا وعده داده بودند، پیش رفت.

Historians trace shifting alliances along fault lines that predated the conflict by generations.

ترجمه: مورخان تغییر ائتلاف‌ها را در امتداد خطوط گسلی ردیابی می‌کنند که پیش از درگیری نسل‌ها وجود داشت.


503) attention

معنی فارسی: توجه

The scandal drew attention that officials had spent considerable effort trying to avoid entirely.

ترجمه: این رسوایی توجهی جلب کرد که مقامات تلاش قابل‌توجهی برای اجتناب کاملش کرده بودند.

Analysts warned that markets often pay insufficient attention to risks until a crisis makes them unavoidable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها اغلب توجه ناکافی به ریسک‌ها می‌کنند تا زمانی که بحران آن‌ها را اجتناب‌ناپذیر کند.

Historians argue the treaty deserves far more scholarly attention than it has traditionally received.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان سزاوار توجه علمی بسیار بیشتری از آنچه معمولاً دریافت کرده، است.


504) attract

معنی فارسی: جذب کردن

The reform attracted criticism from constituencies that rarely found common ground on any other issue.

ترجمه: این اصلاحات انتقادی را از حوزه‌هایی جلب کرد که به‌ندرت در هر موضوع دیگری زمینهٔ مشترک می‌یافتند.

Analysts warned that attractive short-term incentives often mask considerable long-term structural risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انگیزه‌های جذاب کوتاه‌مدت اغلب ریسک ساختاری بلندمدت قابل‌توجهی را پنهان می‌کند.

Historians note the treaty attracted skepticism from contemporaries who considered its terms naively optimistic.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان شکاکیت هم‌عصرانی را جلب کرد که شرایطش را ساده‌لوحانه خوش‌بینانه می‌دانستند.


505) climb

معنی فارسی: صعود کردن

Officials watched public debt climb to levels many economists considered genuinely unsustainable.

ترجمه: مقامات شاهد صعود بدهی عمومی به سطوحی بودند که بسیاری از اقتصاددانان واقعاً ناپایدار می‌دانستند.

Analysts warned that unemployment could climb sharply once temporary support measures were withdrawn.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیکاری می‌تواند به‌شدت صعود کند به محض اینکه اقدامات حمایتی موقت برداشته شود.

Historians note tensions climbed steadily for years before finally erupting into open conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تنش‌ها سال‌ها به‌طور پیوسته صعود کرد پیش از آنکه سرانجام به درگیری آشکار منجر شود.


506) drop

معنی فارسی: افت کردن

Investor confidence dropped sharply once the scandal's full scope became impossible to conceal.

ترجمه: اعتماد سرمایه‌گذاران به‌شدت افت کرد به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی غیرقابل‌پنهان‌کردن شد.

Analysts warned that abruptly dropping subsidies could destabilize an industry still heavily dependent on them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حذف ناگهانی یارانه‌ها می‌تواند صنعتی را که هنوز به‌شدت به آن وابسته است، بی‌ثبات کند.

Historians note diplomatic relations dropped to their lowest point in decades following the incident.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند روابط دیپلماتیک پس از این حادثه به پایین‌ترین سطح خود در دهه‌ها افت کرد.


507) final

معنی فارسی: نهایی

Negotiators reached a final agreement only after months of concessions neither side had initially considered acceptable.

ترجمه: مذاکره‌کنندگان تنها پس از ماه‌ها امتیازاتی که هیچ‌یک از طرفین در ابتدا قابل‌قبول نمی‌دانست، به توافق نهایی رسیدند.

Analysts cautioned that preliminary figures should not be treated as final given how frequently early estimates required revision.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام مقدماتی نباید نهایی تلقی شوند با توجه به اینکه برآوردهای اولیه چقدر مکرراً نیازمند بازنگری هستند.

Historians note the treaty's final version differed substantially from drafts circulated earlier in negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نسخهٔ نهایی پیمان به‌طور قابل‌توجهی با پیش‌نویس‌های در گردش قبلی متفاوت بود.


508) further

معنی فارسی: بیشتر، بعدی

Analysts warned that further delay would only compound the eventual cost of necessary reforms.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تأخیر بیشتر تنها هزینهٔ نهایی اصلاحات ضروری را تشدید خواهد کرد.

Officials promised further investigation once initial findings revealed inconsistencies too significant to ignore.

ترجمه: مقامات وعدهٔ تحقیق بیشتری دادند به محض اینکه یافته‌های اولیه ناهماهنگی‌هایی بیش از حد قابل‌توجه برای نادیده گرفتن آشکار کرد.

Historians argue the treaty required further amendments almost immediately after its original signing.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان تقریباً بلافاصله پس از امضای اصلی‌اش نیازمند اصلاحیه‌های بیشتری بود.


509) imply

معنی فارسی: ضمناً اشاره کردن

The report implied failures far more serious than officials were willing to state explicitly.

ترجمه: گزارش ضمناً به شکست‌هایی بسیار جدی‌تر از آنچه مقامات مایل به بیانش صریح بودند، اشاره کرد.

Analysts warned that silence from regulators should not be read as implying tacit approval.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سکوت نهادهای نظارتی نباید به معنای تأیید ضمنی تلقی شود.

Historians note the treaty's vague language implied commitments that later proved impossible to enforce.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان مبهم پیمان تعهداتی را ضمنی می‌کرد که بعدها غیرقابل‌اجرا اثبات شد.


510) maintain

معنی فارسی: حفظ کردن

Officials maintained publicly that everything remained under control despite considerable evidence suggesting otherwise.

ترجمه: مقامات علناً حفظ کردند که همه‌چیز تحت کنترل است با وجود شواهد قابل‌توجهی که خلاف آن را نشان می‌داد.

Analysts warned that maintaining unsustainable policies indefinitely would only delay an inevitable, more painful correction.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حفظ نامحدود سیاست‌های ناپایدار تنها اصلاح اجتناب‌ناپذیر و دردناک‌تری را به تأخیر خواهد انداخت.

Historians note the treaty required signatories to maintain restraint that many found politically difficult to sustain.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان از امضاکنندگان خواست خویشتنداری‌ای را حفظ کنند که بسیاری از نظر سیاسی حفظش را دشوار یافتند.


511) neither

معنی فارسی: هیچ‌یک

Neither delegation was willing to compromise on the clause that ultimately determined the negotiations' failure.

ترجمه: هیچ‌یک از هیئت‌ها مایل به سازش بر سر بندی که سرانجام شکست مذاکرات را تعیین کرد، نبود.

Analysts warned that neither optimistic nor pessimistic forecasts fully captured the crisis's genuine complexity.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نه پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه و نه بدبینانه به‌طور کامل پیچیدگی واقعی بحران را دربرنمی‌گرفت.

Historians note the treaty satisfied neither side completely, yet somehow endured for decades.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان هیچ‌یک از طرفین را کاملاً راضی نکرد، با این حال به‌نحوی دهه‌ها دوام آورد.


512) otherwise

معنی فارسی: در غیر این صورت

Officials intervened decisively; otherwise, the crisis would likely have spiraled entirely beyond control.

ترجمه: مقامات قاطعانه مداخله کردند؛ در غیر این صورت، بحران احتمالاً کاملاً از کنترل خارج می‌شد.

Analysts warned that without structural reform, otherwise sound policies would ultimately prove insufficient.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بدون اصلاحات ساختاری، سیاست‌های در غیر این صورت درست سرانجام ناکافی اثبات خواهد شد.

Historians argue the treaty prevented conflict that would otherwise have seemed nearly inevitable.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان از درگیری‌ای جلوگیری کرد که در غیر این صورت تقریباً اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید.


513) physical

معنی فارسی: فیزیکی

Regulators cited physical evidence that directly contradicted the company's official public statements.

ترجمه: نهادهای نظارتی به شواهد فیزیکی‌ای اشاره کردند که مستقیماً با بیانیه‌های رسمی عمومی شرکت در تضاد بود.

Analysts warned that physical infrastructure decayed far more rapidly than officials publicly acknowledged.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زیرساخت فیزیکی بسیار سریع‌تر از آنچه مقامات علناً اذعان کردند، تخریب شد.

Historians note the treaty's physical borders remained disputed decades after its formal signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مرزهای فیزیکی پیمان دهه‌ها پس از امضای رسمی‌اش مورد مناقشه باقی ماند.


514) prove

معنی فارسی: اثبات کردن

Investigators eventually proved allegations that officials had previously dismissed as entirely baseless.

ترجمه: بازپرسان سرانجام اتهاماتی را که مقامات پیش‌تر کاملاً بی‌اساس رد کرده بودند، اثبات کردند.

Analysts warned that reassuring statements would prove hollow once underlying vulnerabilities became publicly apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش به محض عمومی شدن آسیب‌پذیری‌های زیربنایی، توخالی اثبات خواهد شد.

Historians note the treaty proved considerably more durable than initial skepticism had predicted.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان بسیار پایدارتر از آنچه شکاکیت اولیه پیش‌بینی کرده بود، اثبات شد.


515) react

معنی فارسی: واکنش نشان دادن

Markets reacted sharply to news that analysts had, until then, largely dismissed as inconsequential.

ترجمه: بازارها به‌شدت به خبری واکنش نشان دادند که تحلیلگران تا آن زمان عمدتاً بی‌اهمیت رد کرده بودند.

Officials reacted defensively to criticism that later proved, in hindsight, entirely justified.

ترجمه: مقامات دفاعی به انتقادی واکنش نشان دادند که بعداً با نگاه گذشته کاملاً موجه اثبات شد.

Historians note how differently each nation reacted to a crisis whose consequences ultimately proved remarkably similar.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هر ملت چقدر متفاوت به بحرانی واکنش نشان داد که پیامدهایش سرانجام به‌طرز چشمگیری مشابه اثبات شد.


516) ride

معنی فارسی: پشت سر گذاشتن

Analysts warned that companies unable to ride out short-term volatility risked far greater long-term damage.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌هایی که نمی‌توانند نوسان کوتاه‌مدت را پشت سر بگذارند، خطر آسیب بلندمدت بسیار بزرگ‌تری دارند.

The reform asked struggling industries to ride through painful adjustments without adequate transitional support.

ترجمه: این اصلاحات از صنایع دشوارکار خواست تعدیلات دردناک را بدون حمایت انتقالی کافی پشت سر بگذارند.

Historians note the treaty helped the region ride out a crisis that might otherwise have proven catastrophic.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به منطقه کمک کرد بحرانی را که در غیر این صورت می‌توانست فاجعه‌بار باشد، پشت سر بگذارد.


517) situated

معنی فارسی: واقع‌شده، قرارگرفته

The negotiator was uniquely situated to bridge divides that had defeated more confrontational predecessors.

ترجمه: مذاکره‌کننده به‌طور منحصربه‌فردی در موقعیتی قرار داشت که بتواند شکاف‌هایی را که اسلاف مقابله‌جوی‌تر شکست خورده بودند، پر کند.

Analysts noted the country's precarious economic situation left it poorly situated to weather additional shocks.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند موقعیت اقتصادی نامطمئن کشور آن را در وضعیت ضعیفی برای تحمل شوک‌های بیشتر قرار داد.

Historians argue the treaty was situated at a genuine turning point in the region's diplomatic history.

ترجمه: مورخان استدلال می‌کنند پیمان در نقطهٔ عطف واقعی‌ای در تاریخ دیپلماتیک منطقه قرار داشت.


518) society

معنی فارسی: جامعه

The reform exposed divisions within society that officials had, for years, preferred not to acknowledge publicly.

ترجمه: این اصلاحات شکاف‌هایی را درون جامعه آشکار کرد که مقامات مدت‌ها ترجیح می‌دادند علناً آن‌ها را نادیده بگیرند.

Analysts warned that policies ignoring society's deepest anxieties often provoke backlash far exceeding their intended benefits.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیاست‌هایی که عمیق‌ترین نگرانی‌های جامعه را نادیده می‌گیرند اغلب واکنشی بسیار فراتر از منافع مورد نظرشان برمی‌انگیزند.

Historians note the treaty reflected assumptions about society that later proved considerably outdated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان فرضیاتی دربارهٔ جامعه را منعکس می‌کرد که بعدها به‌طور قابل‌توجهی منسوخ اثبات شد.


519) standard

معنی فارسی: استاندارد

Regulators tightened standards only after repeated incidents exposed how easily existing rules could be circumvented.

ترجمه: نهادهای نظارتی استانداردها را تنها پس از آنکه حوادث مکرر نشان داد قوانین موجود چقدر راحت دور زده می‌شود، سخت‌تر کردند.

Analysts warned that lowering standards to reduce costs ultimately proved far more expensive than anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کاهش استانداردها برای کاهش هزینه سرانجام بسیار پرهزینه‌تر از پیش‌بینی اثبات شد.

Historians note the treaty established standards that, decades later, remain the basis for similar agreements.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان استانداردهایی وضع کرد که دهه‌ها بعد همچنان مبنای توافق‌های مشابه باقی مانده است.


520) suggest

معنی فارسی: پیشنهاد دادن

Analysts suggested structural reforms that officials, for political reasons, remained reluctant to seriously consider.

ترجمه: تحلیلگران اصلاحات ساختاری‌ای پیشنهاد دادند که مقامات به دلایل سیاسی تمایلی به در نظر گرفتن جدی‌شان نداشتند.

The evidence increasingly suggested a pattern that investigators had initially been reluctant to acknowledge.

ترجمه: شواهد به‌طور فزاینده‌ای الگویی را پیشنهاد می‌داد که بازپرسان در ابتدا تمایلی به پذیرشش نداشتند.

Historians suggest the treaty's true significance lies less in its text than in the precedent it established.

ترجمه: مورخان پیشنهاد می‌کنند اهمیت واقعی پیمان کمتر در متنش و بیشتر در پیش‌نمونه‌ای که ایجاد کرد نهفته است.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles