Coding 4000 Essential English Words – Unit 9 (Advanced)
161) animal
معنی فارسی: حیوان
Conservationists warn that failing to protect this single keystone animal could trigger a cascade of ecological collapse across the entire habitat.
ترجمه: حافظان محیط زیست هشدار میدهند که ناتوانی در حفاظت از این تنها گونهٔ کلیدی میتواند زنجیرهای از فروپاشی اکولوژیک را در سراسر زیستگاه برانگیزد.
The experiment raised uncomfortable ethical questions about how far researchers should go in manipulating animal behavior for scientific gain.
ترجمه: این آزمایش پرسشهای اخلاقی ناراحتکنندهای دربارهٔ اینکه پژوهشگران تا کجا باید در دستکاری رفتار حیوانات برای منافع علمی پیش بروند، مطرح کرد.
Ancient civilizations often attributed symbolic, even divine, significance to animals whose behavior they could not otherwise explain.
ترجمه: تمدنهای باستانی اغلب اهمیتی نمادین، حتی الهی، به حیواناتی نسبت میدادند که رفتارشان را نمیتوانستند بهگونهای دیگر توضیح دهند.
162) bus
معنی فارسی: اتوبوس
The city's decision to electrify its entire bus fleet was intended to demonstrate a broader commitment to reducing urban emissions.
ترجمه: تصمیم شهر برای برقی کردن کل ناوگان اتوبوس با هدف نشان دادن تعهدی گستردهتر به کاهش آلایندگی شهری بود.
Commuters were left stranded for hours after a mechanical failure disabled the only bus route connecting the two districts.
ترجمه: مسافران پس از اینکه یک نقص مکانیکی تنها مسیر اتوبوسی متصلکنندهٔ دو منطقه را از کار انداخت، ساعتها سرگردان ماندند.
Investment in bus rapid transit proved far more cost-effective than the underground rail expansion originally proposed.
ترجمه: سرمایهگذاری در اتوبوس تندرو بسیار مقرونبهصرفهتر از توسعهٔ راهآهن زیرزمینیای که در ابتدا پیشنهاد شده بود، اثبات شد.
163) cat
معنی فارسی: گربه
Researchers studying domestication have long been puzzled by how independently the cat resisted human control compared to other domesticated species.
ترجمه: پژوهشگرانی که اهلیسازی را مطالعه میکنند مدتهاست دربارهٔ اینکه چگونه گربه بهطور مستقل در برابر کنترل انسانی در مقایسه با سایر گونههای اهلی مقاومت کرد، سردرگم بودهاند.
The stray cat that wandered into the shelter each winter had, over the years, become something of a local legend.
ترجمه: گربهٔ ولگردی که هر زمستان به پناهگاه سرگردان میشد، طی سالها به نوعی افسانهٔ محلی تبدیل شده بود.
Veterinarians noted a troubling rise in cases linked to a poorly regulated trade in exotic cat breeds.
ترجمه: دامپزشکان افزایش نگرانکنندهای را در مواردی که به تجارت کمنظارتشدهٔ نژادهای گربهٔ عجیبوغریب مرتبط بود، ثبت کردند.
164) command
معنی فارسی: فرمان
The general's final command, issued moments before communications failed entirely, remains a subject of historical dispute to this day.
ترجمه: آخرین فرمان ژنرال، صادر شده لحظاتی پیش از قطع کامل ارتباطات، همچنان تا امروز موضوع اختلاف تاریخی است.
Software engineers discovered that a single misconfigured command had inadvertently taken down the entire production system.
ترجمه: مهندسان نرمافزار دریافتند که یک فرمان بهاشتباه پیکربندیشده ناخواسته کل سیستم تولید را از کار انداخته است.
Soldiers were trained to follow command structures rigidly, even when instructions seemed, at the time, deeply counterintuitive.
ترجمه: سربازان آموزش دیدند تا از ساختارهای فرماندهی بهشدت پیروی کنند، حتی زمانی که دستورات در آن زمان کاملاً غیرشهودی به نظر میرسید.
165) depend
معنی فارسی: وابسته بودن
The region's fragile economy depended almost entirely on a single export commodity, leaving it acutely vulnerable to price shocks.
ترجمه: اقتصاد شکنندهٔ منطقه تقریباً کاملاً به یک کالای صادراتی واحد وابسته بود، که آن را بهشدت در برابر شوکهای قیمتی آسیبپذیر میکرد.
Whether the treaty holds will ultimately depend on political developments that remain, for now, genuinely unpredictable.
ترجمه: اینکه آیا پیمان دوام میآورد، سرانجام به تحولات سیاسیای وابسته خواهد بود که فعلاً واقعاً غیرقابلپیشبینی است.
Rural hospitals increasingly depend on temporary staff, a stopgap measure that has done little to resolve underlying shortages.
ترجمه: بیمارستانهای روستایی بهطور فزایندهای به کارکنان موقت وابستهاند، اقدامی موقت که کمکی چندانی به حل کمبودهای زیربنایی نکرده است.
166) dog
معنی فارسی: سگ
Search-and-rescue teams relied heavily on trained dogs whose sense of smell far exceeded any technology currently available.
ترجمه: تیمهای جستجو و نجات بهشدت به سگهای آموزشدیده متکی بودند که حس بویاییشان از هر فناوری موجود فعلی بسیار فراتر بود.
The controversial breeding practices behind certain popular dog breeds have drawn increasing criticism from veterinary associations.
ترجمه: شیوههای پرورش جنجالی پشت برخی نژادهای محبوب سگ، انتقاد فزایندهای از انجمنهای دامپزشکی به همراه داشته است.
Historians note that the dog's role in early human societies extended well beyond companionship into hunting and protection.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نقش سگ در جوامع اولیهٔ انسانی بسیار فراتر از همراهی به شکار و محافظت گسترش مییافت.
167) door
معنی فارسی: در
The treaty effectively closed the door on decades of hostility, though deep mistrust lingered on both sides.
ترجمه: این پیمان عملاً در بهروی دههها خصومت بست، هرچند بیاعتمادی عمیق در هر دو طرف باقی ماند.
Investigators found no signs of forced entry, suggesting the intruder had somehow obtained a key to the locked door.
ترجمه: بازپرسان هیچ نشانهای از ورود اجباری نیافتند که نشان میداد نفوذگر بهنحوی کلید در قفلشده را به دست آورده بود.
Diplomats deliberately left the door open for future negotiations, despite the collapse of the current round of talks.
ترجمه: دیپلماتها عمداً در را برای مذاکرات آینده باز گذاشتند، با وجود فروپاشی دور فعلی گفتگوها.
168) friend
معنی فارسی: دوست
Betrayal by a trusted friend often inflicts a kind of damage that no professional relationship ever quite replicates.
ترجمه: خیانت از سوی دوستی مورد اعتماد اغلب نوعی آسیب وارد میکند که هیچ رابطهٔ حرفهای هرگز کاملاً آن را تکرار نمیکند.
The alliance, though framed publicly as a friendship between equals, masked a considerable imbalance of power.
ترجمه: این اتحاد، هرچند علناً بهعنوان دوستی میان برابرها معرفی میشد، عدم توازن قابلتوجهی از قدرت را پنهان میکرد.
Few expected the two rival executives to eventually become close friends despite years of bitter corporate competition.
ترجمه: کمتر کسی انتظار داشت دو مدیر اجرایی رقیب سرانجام با وجود سالها رقابت تلخ شرکتی، به دوستان نزدیکی تبدیل شوند.
169) hear
معنی فارسی: شنیدن
Witnesses testified that they had heard raised voices moments before the confrontation escalated into violence.
ترجمه: شاهدان شهادت دادند که لحظاتی پیش از تشدید رویارویی به خشونت، صداهای بلندی شنیده بودند.
Regulators finally agreed to hear grievances that affected communities had been raising, largely unheeded, for years.
ترجمه: نهادهای نظارتی سرانجام موافقت کردند به شکایاتی که جوامع آسیبدیده سالها بدون توجه مطرح کرده بودند، گوش دهند.
She could hear the hesitation in his voice long before he admitted the deal had fallen through.
ترجمه: او میتوانست تردید را در صدای او مدتها پیش از آنکه او اعتراف کند معامله به هم خورده، بشنود.
170) help
معنی فارسی: کمک کردن
International aid organizations mobilized quickly to help communities left devastated by the earthquake's unprecedented scale.
ترجمه: سازمانهای امدادی بینالمللی بهسرعت بسیج شدند تا به جوامع ویرانشده از مقیاس بیسابقهٔ زلزله کمک کنند.
Analysts questioned whether the proposed subsidy would genuinely help struggling farmers or merely enrich intermediaries.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند که آیا یارانهٔ پیشنهادی واقعاً به کشاورزان دشوارکار کمک میکند یا صرفاً واسطهها را ثروتمند میکند.
Mentorship programs helped bridge a gap in professional networks that had long disadvantaged first-generation graduates.
ترجمه: برنامههای منتورینگ به پر کردن شکافی در شبکههای حرفهای که مدتها فارغالتحصیلان نسل اول را در موقعیت نامساعد قرار میداد، کمک کردند.
171) horse
معنی فارسی: اسب
Archaeologists uncovered evidence suggesting the domesticated horse transformed trade and warfare across the region far earlier than previously believed.
ترجمه: باستانشناسان شواهدی یافتند که نشان میدهد اسب اهلی تجارت و جنگ را در منطقه بسیار زودتر از آنچه پیشتر باور میشد، دگرگون کرد.
The rural economy still depended, to a surprising degree, on horse-drawn transport in areas roads had never adequately reached.
ترجمه: اقتصاد روستایی همچنان تا حد شگفتآوری به حملونقل با اسب در مناطقی که جادهها هرگز بهدرستی به آنها نرسیده بود، وابسته بود.
Veterinarians warned that the aging horse required specialized care rarely available outside major urban centers.
ترجمه: دامپزشکان هشدار دادند اسب رو به سالخوردگی نیازمند مراقبت تخصصیای بود که بهندرت خارج از مراکز بزرگ شهری در دسترس بود.
172) hospital
معنی فارسی: بیمارستان
Overcrowded conditions forced the hospital to turn away patients whose injuries, under normal circumstances, would have warranted immediate admission.
ترجمه: شرایط ازدحام بیمارستان را وادار کرد بیمارانی را که در شرایط عادی آسیبهایشان بستری فوری را ضروری میساخت، برگرداند.
Investigators later discovered that hospital records had been altered to conceal the true scale of the outbreak.
ترجمه: بازپرسان بعدها دریافتند سوابق بیمارستان تغییر داده شده بود تا مقیاس واقعی شیوع پنهان بماند.
Rural hospitals facing chronic underfunding often struggle to retain specialists willing to relocate to remote areas.
ترجمه: بیمارستانهای روستایی که با کمبودجگی مزمن روبهرویند اغلب برای حفظ متخصصانی که مایل به نقلمکان به مناطق دورافتاده باشند، دشواری دارند.
173) leg
معنی فارسی: پا
The injury to his leg, though initially dismissed as minor, ultimately ended a promising athletic career.
ترجمه: آسیب به پای او، هرچند در ابتدا جزئی تلقی میشد، سرانجام به یک حرفهٔ ورزشی نویدبخش پایان داد.
Engineers redesigned the bridge's supporting legs after inspections revealed corrosion far more extensive than anticipated.
ترجمه: مهندسان پس از آنکه بازرسیها خوردگی بسیار گستردهتر از حد انتظار را آشکار کرد، پایههای نگهدارندهٔ پل را بازطراحی کردند.
Surgeons managed to save the leg despite complications that had, at one point, made amputation seem inevitable.
ترجمه: جراحان موفق شدند پا را با وجود عوارضی که در یک مرحله قطع عضو را اجتنابناپذیر نشان میداد، نجات دهند.
174) medical
معنی فارسی: پزشکی
Access to basic medical care remains alarmingly limited in regions where decades of conflict have devastated healthcare infrastructure.
ترجمه: دسترسی به مراقبت پزشکی پایه در مناطقی که دههها درگیری زیرساخت بهداشتی را ویران کرده، بهطور نگرانکنندهای محدود باقی مانده است.
The medical community remains divided over treatment protocols that some argue are dangerously outdated.
ترجمه: جامعهٔ پزشکی همچنان دربارهٔ پروتکلهای درمانیای که برخی آنها را خطرناک منسوخ میدانند، دچار انشقاق است.
Rising medical costs have forced many families into debt even when insurance coverage was, on paper, considered adequate.
ترجمه: افزایش هزینههای پزشکی بسیاری از خانوادهها را حتی زمانی که پوشش بیمهای روی کاغذ کافی تلقی میشد، به بدهی سوق داده است.
175) open
معنی فارسی: باز کردن
The treaty opened trade routes that had remained effectively closed for generations due to entrenched political hostility.
ترجمه: این پیمان مسیرهای تجاریای را که برای نسلها به دلیل خصومت سیاسی ریشهدار عملاً بسته مانده بود، باز کرد.
Regulators reluctantly opened an investigation only after mounting evidence made continued inaction politically untenable.
ترجمه: نهادهای نظارتی با اکراه تنها پس از آنکه شواهد روزافزون بیعملی مداوم را از نظر سیاسی غیرقابلتحمل کرد، تحقیقی را آغاز کردند.
Once the archive was finally opened to researchers, historians uncovered documents that upended decades of accepted narrative.
ترجمه: به محض اینکه آرشیو سرانجام به روی پژوهشگران باز شد، مورخان اسنادی کشف کردند که دههها روایت پذیرفتهشده را زیرورو کرد.
176) pull
معنی فارسی: کشیدن
Political pressure ultimately pulled the country away from reforms that had, until recently, seemed inevitable.
ترجمه: فشار سیاسی سرانجام کشور را از اصلاحاتی که تا اخیراً اجتنابناپذیر به نظر میرسید، دور کرد.
Rescue workers pulled survivors from the rubble hours after most had assumed the search would be called off.
ترجمه: نیروهای امدادی بازماندگان را ساعتها پس از آنکه بیشتر افراد فرض کرده بودند جستجو متوقف خواهد شد، از زیر آوار بیرون کشیدند.
Rising interest rates pulled significant capital away from emerging markets almost overnight.
ترجمه: افزایش نرخ بهره سرمایهٔ قابلتوجهی را تقریباً یکشبه از بازارهای نوظهور دور کرد.
177) rabbit
معنی فارسی: خرگوش
The introduction of a single invasive rabbit species devastated native vegetation across the entire island within a few decades.
ترجمه: ورود یک گونهٔ خرگوش مهاجم واحد، پوشش گیاهی بومی را در سراسر جزیره طی چند دهه ویران کرد.
Researchers studying disease transmission chose the rabbit as a model organism due to its rapid reproductive cycle.
ترجمه: پژوهشگرانی که انتقال بیماری را مطالعه میکنند خرگوش را بهعنوان موجود مدل به دلیل چرخهٔ تولیدمثل سریعش انتخاب کردند.
Farmers struggled to control a rabbit population that had grown far beyond what local ecosystems could sustainably support.
ترجمه: کشاورزان برای کنترل جمعیت خرگوشی که فراتر از آنچه اکوسیستمهای محلی میتوانستند بهطور پایدار پشتیبانی کنند رشد کرده بود، دشواری داشتند.
178) school
معنی فارسی: مدرسه
Decades of underfunding left the school system ill-equipped to handle a sudden surge in enrollment.
ترجمه: دههها کمبودجگی سیستم مدرسه را برای مقابله با افزایش ناگهانی ثبتنام ناآماده رها کرده بود.
The reform proposed consolidating dozens of small rural schools, a move that sparked fierce local opposition.
ترجمه: این اصلاحات ادغام دهها مدرسهٔ کوچک روستایی را پیشنهاد داد، اقدامی که مخالفت شدید محلی را برانگیخت.
Researchers found that early investment in school infrastructure yielded measurable economic benefits decades later.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند سرمایهگذاری اولیه در زیرساخت مدرسه دههها بعد منافع اقتصادی قابلسنجشی به همراه داشت.
179) see
معنی فارسی: دیدن
Analysts failed to see how quickly the market could shift once investor confidence began to erode.
ترجمه: تحلیلگران نتوانستند ببینند بازار چقدر سریع میتواند تغییر کند به محض آنکه اعتماد سرمایهگذاران رو به فرسایش گذاشت.
Historians can now see, with the benefit of hindsight, warning signs that contemporaries largely dismissed.
ترجمه: مورخان اکنون میتوانند، با بهرهٔ نگاه گذشته، نشانههای هشداری را ببینند که همعصران عمدتاً نادیده گرفتند.
She refused to see the negotiations as anything other than a calculated delay tactic.
ترجمه: او امتناع کرد مذاکرات را چیزی جز یک تاکتیک تأخیری حسابشده ببیند.
180) service
معنی فارسی: خدمات
The government's failure to restore basic public service after the disaster fueled widespread and justified public anger.
ترجمه: ناتوانی دولت در بازگرداندن خدمات عمومی پایه پس از فاجعه، خشم عمومی گسترده و موجهی را دامن زد.
Years of underinvestment left the transit service unable to meet demand even under ordinary conditions.
ترجمه: سالها کمسرمایهگذاری خدمات حملونقل را حتی در شرایط عادی از پاسخگویی به تقاضا ناتوان کرده بود.
The company's reputation for exceptional customer service ultimately proved more valuable than any single product innovation.
ترجمه: شهرت شرکت در خدمات استثنایی مشتری سرانجام از هر نوآوری محصول واحدی ارزشمندتر اثبات شد.