Coding 4000 Essential English Words – Part 2
1) adventure
معنی فارسی: ماجراجویی
They went on an adventure to explore the hidden caves.
ترجمه: آنها برای کشف غارهای پنهان به یک ماجراجویی رفتند.
She loves reading books filled with adventure and mystery.
ترجمه: او عاشق خواندن کتابهایی پر از ماجراجویی و رمز و راز است.
Traveling alone turned into an unexpected adventure for him.
ترجمه: تنها سفر کردن برای او به یک ماجراجویی غیرمنتظره تبدیل شد.
2) approach
معنی فارسی: نزدیک شدن، رویکرد
The train slowed down as it approached the station.
ترجمه: قطار هنگام نزدیک شدن به ایستگاه سرعتش را کم کرد.
We need a different approach to solve this complex problem.
ترجمه: برای حل این مشکل پیچیده به رویکرد متفاوتی نیاز داریم.
She felt nervous as the exam date approached.
ترجمه: او با نزدیک شدن تاریخ امتحان مضطرب شد.
3) carefully
معنی فارسی: با دقت
He read the instructions carefully before starting the machine.
ترجمه: او قبل از روشن کردن دستگاه دستورالعملها را با دقت خواند.
She carefully packed her belongings for the long trip.
ترجمه: او وسایلش را برای سفر طولانی با دقت بستهبندی کرد.
The scientist carefully recorded every result in his notebook.
ترجمه: دانشمند هر نتیجه را با دقت در دفترش ثبت کرد.
4) chemical
معنی فارسی: ماده شیمیایی
The factory uses dangerous chemicals that require special handling.
ترجمه: کارخانه از مواد شیمیایی خطرناکی استفاده میکند که نیاز به مراقبت ویژه دارند.
Chemical reactions occur when two substances interact.
ترجمه: واکنشهای شیمیایی زمانی رخ میدهند که دو ماده با هم تعامل کنند.
They tested the water for harmful chemicals.
ترجمه: آنها آب را برای یافتن مواد شیمیایی مضر آزمایش کردند.
5) create
معنی فارسی: خلق کردن، ایجاد کردن
The artist created a beautiful painting inspired by nature.
ترجمه: هنرمند یک نقاشی زیبا الهامگرفته از طبیعت خلق کرد.
They are working to create a safer environment for children.
ترجمه: آنها در حال کار برای ایجاد محیطی امنتر برای کودکان هستند.
Good leaders create opportunities for others to grow.
ترجمه: رهبران خوب فرصتهایی برای رشد دیگران ایجاد میکنند.
6) evil
معنی فارسی: شر، بدی
The story describes a battle between good and evil.
ترجمه: داستان نبردی میان خوبی و بدی را توصیف میکند.
He believed that greed was the root of all evil.
ترجمه: او باور داشت که طمع ریشهٔ تمام بدیهاست.
The villagers feared the evil spirit in the old legend.
ترجمه: اهالی روستا از روح شیطانی در افسانهٔ قدیمی میترسیدند.
7) experiment
معنی فارسی: آزمایش
The experiment showed unexpected results that surprised the researchers.
ترجمه: آزمایش نتایج غیرمنتظرهای نشان داد که پژوهشگران را شگفتزده کرد.
Students conducted an experiment to study plant growth.
ترجمه: دانشآموزان آزمایشی برای مطالعه رشد گیاه انجام دادند.
The experiment must be repeated to confirm the findings.
ترجمه: آزمایش باید تکرار شود تا یافتهها تأیید شوند.
8) kill
معنی فارسی: کشتن
The virus can kill thousands if not controlled properly.
ترجمه: اگر ویروس بهدرستی کنترل نشود میتواند هزاران نفر را بکشد.
The hunter tried not to kill any animals unnecessarily.
ترجمه: شکارچی تلاش کرد هیچ حیوانی را بیدلیل نکشد.
Smoking can kill you slowly over many years.
ترجمه: سیگار کشیدن میتواند در طول سالها بهتدریج شما را بکشد.
9) laboratory
معنی فارسی: آزمایشگاه
The samples were analyzed in a highly advanced laboratory.
ترجمه: نمونهها در یک آزمایشگاه بسیار پیشرفته تحلیل شدند.
She spent most of her day working in the chemistry laboratory.
ترجمه: او بیشتر روزش را در آزمایشگاه شیمی کار میکرد.
The laboratory follows strict safety rules.
ترجمه: آزمایشگاه از قوانین ایمنی سختگیرانهای پیروی میکند.
10) laugh
معنی فارسی: خندیدن
Her joke made everyone in the room laugh.
ترجمه: شوخی او باعث شد همهٔ افراد اتاق بخندند.
They couldn’t stop laughing during the funny movie.
ترجمه: آنها هنگام تماشای فیلم خندهدار نمیتوانستند جلوی خندهشان را بگیرند.
He tried not to laugh, but the situation was too ridiculous.
ترجمه: او سعی کرد نخندد، اما موقعیت بیش از حد خندهدار بود.
11) load
معنی فارسی: بار، بار زدن
They loaded the truck with boxes of supplies.
ترجمه: آنها کامیون را با جعبههای تجهیزات بار زدند.
The program takes a few seconds to load completely.
ترجمه: برنامه چند ثانیه طول میکشد تا کامل بارگذاری شود.
He carried a heavy load up the stairs.
ترجمه: او یک بار سنگین را از پلهها بالا برد.
12) nervous
معنی فارسی: عصبی، مضطرب
She felt nervous before giving her first public speech.
ترجمه: او قبل از اولین سخنرانی عمومیاش مضطرب بود.
He gets nervous when he has to make important decisions.
ترجمه: او هنگام گرفتن تصمیمات مهم عصبی میشود.
The students were nervous while waiting for their exam results.
ترجمه: دانشآموزان هنگام انتظار برای نتایج امتحان مضطرب بودند.
13) noise
معنی فارسی: صدا، سر و صدا
The noise from the construction site kept everyone awake.
ترجمه: سر و صدای محل ساختوساز همه را بیدار نگه داشت.
She couldn’t study because of the loud noise outside.
ترجمه: او بهخاطر صدای بلند بیرون نمیتوانست درس بخواند.
The machine makes a strange noise when it starts.
ترجمه: دستگاه هنگام روشن شدن صدای عجیبی ایجاد میکند.
14) project
معنی فارسی: پروژه
They worked day and night to finish the project on time.
ترجمه: آنها شبانهروز کار کردند تا پروژه را بهموقع تمام کنند.
The project requires careful planning and teamwork.
ترجمه: پروژه نیاز به برنامهریزی دقیق و کار تیمی دارد.
She presented her project to the class with confidence.
ترجمه: او پروژهاش را با اعتمادبهنفس به کلاس ارائه داد.
15) scare
معنی فارسی: ترساندن
The loud thunder scared the children.
ترجمه: صدای بلند رعد و برق بچهها را ترساند.
He didn’t mean to scare you with his sudden appearance.
ترجمه: او قصد نداشت با ظاهر شدن ناگهانیاش تو را بترساند.
Horror movies don’t scare her at all.
ترجمه: فیلمهای ترسناک اصلاً او را نمیترسانند.
16) secret
معنی فارسی: راز
She trusted him enough to share her biggest secret.
ترجمه: او آنقدر به او اعتماد داشت که بزرگترین راز خود را با او در میان بگذارد.
The success of the recipe lies in a secret ingredient.
ترجمه: موفقیت این دستور پخت در یک مادهٔ مخفی است.
They held secret meetings to discuss the plan.
ترجمه: آنها جلسات مخفیانهای برای بحث دربارهٔ طرح برگزار کردند.
17) shout
معنی فارسی: فریاد زدن
He had to shout to be heard over the noise.
ترجمه: او مجبور شد فریاد بزند تا صدایش در میان سر و صدا شنیده شود.
She shouted his name when she saw him across the street.
ترجمه: وقتی او را آنطرف خیابان دید نامش را فریاد زد.
The coach shouted instructions during the game.
ترجمه: مربی در طول بازی دستورها را فریاد میزد.
18) smell
معنی فارسی: بو، بو کردن
The smell of fresh bread filled the entire house.
ترجمه: بوی نان تازه تمام خانه را پر کرد.
She smelled the flowers and smiled softly.
ترجمه: او گلها را بو کرد و آرام لبخند زد.
There was a strange smell coming from the kitchen.
ترجمه: بوی عجیبی از آشپزخانه میآمد.
19) terrible
معنی فارسی: وحشتناک، خیلی بد
The weather was terrible, so they canceled the trip.
ترجمه: هوا وحشتناک بود، بنابراین سفر را لغو کردند.
He felt terrible after realizing his mistake.
ترجمه: او پس از فهمیدن اشتباهش احساس بدی داشت.
The movie had terrible reviews from critics.
ترجمه: فیلم نقدهای بسیار بدی از منتقدان دریافت کرد.
20) worse
معنی فارسی: بدتر
The situation became worse after the power outage.
ترجمه: وضعیت پس از قطع برق بدتر شد.
His cold got worse because he didn’t rest properly.
ترجمه: سرماخوردگیاش بدتر شد چون بهدرستی استراحت نکرد.
The traffic was worse than usual due to the heavy rain.
ترجمه: ترافیک بهخاطر باران شدید از حالت معمول هم بدتر بود.