Coding 4000 Essential English Words – Part 8
1) accept
معنی فارسی: پذیرفتن
She finally accepted the job offer after thinking about it for days.
ترجمه: او پس از چند روز فکر کردن، در نهایت پیشنهاد شغلی را پذیرفت.
It's hard to accept the truth when it’s painful.
ترجمه: پذیرفتن حقیقت وقتی دردناک باشد سخت است.
They accepted his explanation without asking further questions.
ترجمه: آنها توضیح او را بدون پرسیدن سؤال بیشتر پذیرفتند.
2) arrange
معنی فارسی: ترتیب دادن، تنظیم کردن
She arranged the meeting for early next week.
ترجمه: او جلسه را برای اوایل هفته آینده ترتیب داد.
The books were neatly arranged on the shelves.
ترجمه: کتابها بهطور مرتب روی قفسهها چیده شده بودند.
They arranged transportation for all the guests.
ترجمه: آنها برای همه مهمانان حملونقل ترتیب دادند.
3) attend
معنی فارسی: شرکت کردن، حضور یافتن
More than two hundred people attended the conference.
ترجمه: بیش از دویست نفر در کنفرانس شرکت کردند.
She attends yoga classes twice a week.
ترجمه: او هفتهای دو بار در کلاسهای یوگا شرکت میکند.
He couldn’t attend the meeting due to a sudden illness.
ترجمه: او بهدلیل بیماری ناگهانی نتوانست در جلسه شرکت کند.
4) chase
معنی فارسی: دنبال کردن، تعقیب کردن
The dog chased the ball across the yard.
ترجمه: سگ توپ را در حیاط دنبال کرد.
He spent years chasing his dream of becoming a pilot.
ترجمه: او سالها در پی رؤیای خلبان شدن بود.
The police chased the suspect through the streets.
ترجمه: پلیس مظنون را در خیابانها تعقیب کرد.
5) contrast
معنی فارسی: تضاد، مقایسه تفاوتها
The contrast between the two paintings was striking.
ترجمه: تضاد بین دو نقاشی چشمگیر بود.
Her calm personality contrasts sharply with his energetic nature.
ترجمه: شخصیت آرام او تضاد زیادی با طبیعت پرانرژی او دارد.
The report contrasts last year’s results with this year’s performance.
ترجمه: گزارش نتایج سال گذشته را با عملکرد امسال مقایسه میکند.
6) encourage
معنی فارسی: تشویق کردن
Her teacher encouraged her to apply for the scholarship.
ترجمه: معلمش او را تشویق کرد برای بورسیه اقدام کند.
Parents should encourage children to express their ideas.
ترجمه: والدین باید کودکان را تشویق کنند که ایدههایشان را بیان کنند.
The results encouraged the team to continue their efforts.
ترجمه: نتایج تیم را تشویق کرد که تلاشهایشان را ادامه دهند.
7) familiar
معنی فارسی: آشنا
The place looked familiar, but I couldn’t remember why.
ترجمه: آن مکان آشنا به نظر میرسید، اما نمیتوانستم یادم بیاورم چرا.
She is familiar with the software because she uses it at work.
ترجمه: او با نرمافزار آشناست چون در محل کار از آن استفاده میکند.
His voice sounded familiar over the phone.
ترجمه: صدایش پشت تلفن آشنا به نظر میرسید.
8) grab
معنی فارسی: گرفتن، قاپیدن
She grabbed her bag and ran out the door.
ترجمه: او کیفش را گرفت و از در بیرون دوید.
The advertisement grabbed my attention immediately.
ترجمه: آگهی فوراً توجه مرا جلب کرد.
He grabbed the opportunity without hesitation.
ترجمه: او بدون تردید فرصت را قاپید.
9) hang
معنی فارسی: آویزان کردن، آویزان شدن
She hung the picture on the living room wall.
ترجمه: او تصویر را روی دیوار اتاق نشیمن آویزان کرد.
Clothes were hanging outside to dry.
ترجمه: لباسها برای خشک شدن بیرون آویزان شده بودند.
He told them to hang their coats by the door.
ترجمه: او به آنها گفت کتهایشان را کنار در آویزان کنند.
10) huge
معنی فارسی: عظیم، خیلی بزرگ
The stadium was filled with a huge crowd.
ترجمه: ورزشگاه با جمعیت عظیمی پر شده بود.
They made a huge mistake by ignoring the warning signs.
ترجمه: آنها با نادیده گرفتن علائم هشدار اشتباه بزرگی کردند.
The company achieved huge success in a short time.
ترجمه: شرکت در مدت کوتاهی موفقیت بزرگی به دست آورد.
11) necessary
معنی فارسی: ضروری
It’s necessary to wear a helmet while riding a bike.
ترجمه: هنگام دوچرخهسواری استفاده از کلاه ایمنی ضروری است.
No further explanation is necessary.
ترجمه: توضیح بیشتری لازم نیست.
They took all necessary steps to ensure safety.
ترجمه: آنها تمام اقدامات لازم را برای تضمین ایمنی انجام دادند.
12) pattern
معنی فارسی: الگو، طرح
The dress had a beautiful floral pattern.
ترجمه: لباس یک طرح گلدار زیبا داشت.
He noticed a pattern in her behavior over time.
ترجمه: او با گذشت زمان الگویی در رفتار او مشاهده کرد.
The data shows a clear pattern of improvement.
ترجمه: دادهها یک الگوی واضح از پیشرفت را نشان میدهند.
13) propose
معنی فارسی: پیشنهاد دادن
She proposed a new idea during the meeting.
ترجمه: او در جلسه یک ایده جدید پیشنهاد داد.
They proposed building a new park in the neighborhood.
ترجمه: آنها پیشنهاد ساخت یک پارک جدید در محله را دادند.
He proposed that they start the project next month.
ترجمه: او پیشنهاد کرد پروژه را ماه آینده شروع کنند.
14) purpose
معنی فارسی: هدف، مقصود
The main purpose of the meeting is to discuss the new plan.
ترجمه: هدف اصلی جلسه بررسی طرح جدید است.
She felt her life had a new purpose after becoming a teacher.
ترجمه: او پس از معلم شدن احساس کرد زندگیاش هدف جدیدی دارد.
Every tool is designed for a specific purpose.
ترجمه: هر ابزار برای هدف خاصی طراحی شده است.
15) release
معنی فارسی: آزاد کردن، منتشر کردن
The company will release the new product next month.
ترجمه: شرکت ماه آینده محصول جدید را منتشر خواهد کرد.
They released the bird back into the wild.
ترجمه: آنها پرنده را دوباره به طبیعت آزاد کردند.
The police released him after questioning.
ترجمه: پلیس پس از بازجویی او را آزاد کرد.
16) require
معنی فارسی: نیاز داشتن، لازم داشتن
The job requires excellent communication skills.
ترجمه: این شغل به مهارتهای ارتباطی عالی نیاز دارد.
Most schools require students to wear uniforms.
ترجمه: بیشتر مدارس از دانشآموزان میخواهند یونیفرم بپوشند.
The task requires careful planning.
ترجمه: این کار نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
17) satisfied
معنی فارسی: راضی
She was satisfied with the results of her hard work.
ترجمه: او از نتایج تلاشهایش راضی بود.
The customers were satisfied with the service.
ترجمه: مشتریان از خدمات راضی بودند.
He didn’t feel satisfied until the project was perfect.
ترجمه: او تا زمانی که پروژه بینقص نشد احساس رضایت نکرد.
18) single
معنی فارسی: تنها، مجرد، یکتایی
She completed the entire task in a single afternoon.
ترجمه: او کل کار را در یک بعدازظهر انجام داد.
He has lived in the city for years as a single man.
ترجمه: او سالها بهعنوان یک مرد مجرد در شهر زندگی کرده است.
There wasn’t a single mistake in her report.
ترجمه: حتی یک اشتباه هم در گزارش او نبود.
19) tear
معنی فارسی: پاره کردن؛ اشک
She accidentally tore the letter while opening it.
ترجمه: او هنگام باز کردن نامه، آن را ناخواسته پاره کرد.
Tears filled his eyes when he heard the news.
ترجمه: وقتی خبر را شنید، چشمانش پر از اشک شد.
The fabric is too delicate and tears easily.
ترجمه: پارچه خیلی ظریف است و بهراحتی پاره میشود.
20) theory
معنی فارسی: نظریه
The theory suggests that the universe is constantly expanding.
ترجمه: این نظریه بیان میکند که جهان بهطور مداوم در حال گسترش است.
Students discussed different theories during the science class.
ترجمه: دانشآموزان در کلاس علوم نظریههای مختلف را مورد بحث قرار دادند.
The theory became widely accepted after years of research.
ترجمه: این نظریه پس از سالها تحقیق بهطور گسترده پذیرفته شد.