~8 min read • Updated Feb 8, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Part 8



1) accept


معنی فارسی: پذیرفتن


She finally accepted the job offer after thinking about it for days.

ترجمه: او پس از چند روز فکر کردن، در نهایت پیشنهاد شغلی را پذیرفت.


It's hard to accept the truth when it’s painful.

ترجمه: پذیرفتن حقیقت وقتی دردناک باشد سخت است.


They accepted his explanation without asking further questions.

ترجمه: آن‌ها توضیح او را بدون پرسیدن سؤال بیشتر پذیرفتند.




2) arrange


معنی فارسی: ترتیب دادن، تنظیم کردن


She arranged the meeting for early next week.

ترجمه: او جلسه را برای اوایل هفته آینده ترتیب داد.


The books were neatly arranged on the shelves.

ترجمه: کتاب‌ها به‌طور مرتب روی قفسه‌ها چیده شده بودند.


They arranged transportation for all the guests.

ترجمه: آن‌ها برای همه مهمانان حمل‌ونقل ترتیب دادند.




3) attend


معنی فارسی: شرکت کردن، حضور یافتن


More than two hundred people attended the conference.

ترجمه: بیش از دویست نفر در کنفرانس شرکت کردند.


She attends yoga classes twice a week.

ترجمه: او هفته‌ای دو بار در کلاس‌های یوگا شرکت می‌کند.


He couldn’t attend the meeting due to a sudden illness.

ترجمه: او به‌دلیل بیماری ناگهانی نتوانست در جلسه شرکت کند.




4) chase


معنی فارسی: دنبال کردن، تعقیب کردن


The dog chased the ball across the yard.

ترجمه: سگ توپ را در حیاط دنبال کرد.


He spent years chasing his dream of becoming a pilot.

ترجمه: او سال‌ها در پی رؤیای خلبان شدن بود.


The police chased the suspect through the streets.

ترجمه: پلیس مظنون را در خیابان‌ها تعقیب کرد.




5) contrast


معنی فارسی: تضاد، مقایسه تفاوت‌ها


The contrast between the two paintings was striking.

ترجمه: تضاد بین دو نقاشی چشمگیر بود.


Her calm personality contrasts sharply with his energetic nature.

ترجمه: شخصیت آرام او تضاد زیادی با طبیعت پرانرژی او دارد.


The report contrasts last year’s results with this year’s performance.

ترجمه: گزارش نتایج سال گذشته را با عملکرد امسال مقایسه می‌کند.




6) encourage


معنی فارسی: تشویق کردن


Her teacher encouraged her to apply for the scholarship.

ترجمه: معلمش او را تشویق کرد برای بورسیه اقدام کند.


Parents should encourage children to express their ideas.

ترجمه: والدین باید کودکان را تشویق کنند که ایده‌هایشان را بیان کنند.


The results encouraged the team to continue their efforts.

ترجمه: نتایج تیم را تشویق کرد که تلاش‌هایشان را ادامه دهند.




7) familiar


معنی فارسی: آشنا


The place looked familiar, but I couldn’t remember why.

ترجمه: آن مکان آشنا به نظر می‌رسید، اما نمی‌توانستم یادم بیاورم چرا.


She is familiar with the software because she uses it at work.

ترجمه: او با نرم‌افزار آشناست چون در محل کار از آن استفاده می‌کند.


His voice sounded familiar over the phone.

ترجمه: صدایش پشت تلفن آشنا به نظر می‌رسید.




8) grab


معنی فارسی: گرفتن، قاپیدن


She grabbed her bag and ran out the door.

ترجمه: او کیفش را گرفت و از در بیرون دوید.


The advertisement grabbed my attention immediately.

ترجمه: آگهی فوراً توجه مرا جلب کرد.


He grabbed the opportunity without hesitation.

ترجمه: او بدون تردید فرصت را قاپید.




9) hang


معنی فارسی: آویزان کردن، آویزان شدن


She hung the picture on the living room wall.

ترجمه: او تصویر را روی دیوار اتاق نشیمن آویزان کرد.


Clothes were hanging outside to dry.

ترجمه: لباس‌ها برای خشک شدن بیرون آویزان شده بودند.


He told them to hang their coats by the door.

ترجمه: او به آن‌ها گفت کت‌هایشان را کنار در آویزان کنند.




10) huge


معنی فارسی: عظیم، خیلی بزرگ


The stadium was filled with a huge crowd.

ترجمه: ورزشگاه با جمعیت عظیمی پر شده بود.


They made a huge mistake by ignoring the warning signs.

ترجمه: آن‌ها با نادیده گرفتن علائم هشدار اشتباه بزرگی کردند.


The company achieved huge success in a short time.

ترجمه: شرکت در مدت کوتاهی موفقیت بزرگی به دست آورد.




11) necessary


معنی فارسی: ضروری


It’s necessary to wear a helmet while riding a bike.

ترجمه: هنگام دوچرخه‌سواری استفاده از کلاه ایمنی ضروری است.


No further explanation is necessary.

ترجمه: توضیح بیشتری لازم نیست.


They took all necessary steps to ensure safety.

ترجمه: آن‌ها تمام اقدامات لازم را برای تضمین ایمنی انجام دادند.




12) pattern


معنی فارسی: الگو، طرح


The dress had a beautiful floral pattern.

ترجمه: لباس یک طرح گل‌دار زیبا داشت.


He noticed a pattern in her behavior over time.

ترجمه: او با گذشت زمان الگویی در رفتار او مشاهده کرد.


The data shows a clear pattern of improvement.

ترجمه: داده‌ها یک الگوی واضح از پیشرفت را نشان می‌دهند.




13) propose


معنی فارسی: پیشنهاد دادن


She proposed a new idea during the meeting.

ترجمه: او در جلسه یک ایده جدید پیشنهاد داد.


They proposed building a new park in the neighborhood.

ترجمه: آن‌ها پیشنهاد ساخت یک پارک جدید در محله را دادند.


He proposed that they start the project next month.

ترجمه: او پیشنهاد کرد پروژه را ماه آینده شروع کنند.




14) purpose


معنی فارسی: هدف، مقصود


The main purpose of the meeting is to discuss the new plan.

ترجمه: هدف اصلی جلسه بررسی طرح جدید است.


She felt her life had a new purpose after becoming a teacher.

ترجمه: او پس از معلم شدن احساس کرد زندگی‌اش هدف جدیدی دارد.


Every tool is designed for a specific purpose.

ترجمه: هر ابزار برای هدف خاصی طراحی شده است.




15) release


معنی فارسی: آزاد کردن، منتشر کردن


The company will release the new product next month.

ترجمه: شرکت ماه آینده محصول جدید را منتشر خواهد کرد.


They released the bird back into the wild.

ترجمه: آن‌ها پرنده را دوباره به طبیعت آزاد کردند.


The police released him after questioning.

ترجمه: پلیس پس از بازجویی او را آزاد کرد.




16) require


معنی فارسی: نیاز داشتن، لازم داشتن


The job requires excellent communication skills.

ترجمه: این شغل به مهارت‌های ارتباطی عالی نیاز دارد.


Most schools require students to wear uniforms.

ترجمه: بیشتر مدارس از دانش‌آموزان می‌خواهند یونیفرم بپوشند.


The task requires careful planning.

ترجمه: این کار نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.




17) satisfied


معنی فارسی: راضی


She was satisfied with the results of her hard work.

ترجمه: او از نتایج تلاش‌هایش راضی بود.


The customers were satisfied with the service.

ترجمه: مشتریان از خدمات راضی بودند.


He didn’t feel satisfied until the project was perfect.

ترجمه: او تا زمانی که پروژه بی‌نقص نشد احساس رضایت نکرد.




18) single


معنی فارسی: تنها، مجرد، یک‌تایی


She completed the entire task in a single afternoon.

ترجمه: او کل کار را در یک بعدازظهر انجام داد.


He has lived in the city for years as a single man.

ترجمه: او سال‌ها به‌عنوان یک مرد مجرد در شهر زندگی کرده است.


There wasn’t a single mistake in her report.

ترجمه: حتی یک اشتباه هم در گزارش او نبود.




19) tear


معنی فارسی: پاره کردن؛ اشک


She accidentally tore the letter while opening it.

ترجمه: او هنگام باز کردن نامه، آن را ناخواسته پاره کرد.


Tears filled his eyes when he heard the news.

ترجمه: وقتی خبر را شنید، چشمانش پر از اشک شد.


The fabric is too delicate and tears easily.

ترجمه: پارچه خیلی ظریف است و به‌راحتی پاره می‌شود.




20) theory


معنی فارسی: نظریه


The theory suggests that the universe is constantly expanding.

ترجمه: این نظریه بیان می‌کند که جهان به‌طور مداوم در حال گسترش است.


Students discussed different theories during the science class.

ترجمه: دانش‌آموزان در کلاس علوم نظریه‌های مختلف را مورد بحث قرار دادند.


The theory became widely accepted after years of research.

ترجمه: این نظریه پس از سال‌ها تحقیق به‌طور گسترده پذیرفته شد.



Written & researched by Dr. Shahin Siami