~7 min read • Updated Feb 9, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Part 9



1) animal


معنی فارسی: حیوان


Many wild animals live in the forest.

ترجمه: بسیاری از حیوانات وحشی در جنگل زندگی می‌کنند.


She has always loved animals since childhood.

ترجمه: او از کودکی همیشه حیوانات را دوست داشته است.


The animal was rescued and taken to a safe shelter.

ترجمه: حیوان نجات داده شد و به پناهگاه امن منتقل شد.




2) bus


معنی فارسی: اتوبوس


We missed the bus and had to wait for the next one.

ترجمه: ما اتوبوس را از دست دادیم و مجبور شدیم منتظر بعدی بمانیم.


The bus was crowded during rush hour.

ترجمه: اتوبوس در ساعت شلوغی پر از جمعیت بود.


She takes the bus to school every morning.

ترجمه: او هر صبح با اتوبوس به مدرسه می‌رود.




3) cat


معنی فارسی: گربه


The cat slept peacefully on the sofa.

ترجمه: گربه با آرامش روی مبل خوابیده بود.


She adopted a stray cat from the street.

ترجمه: او یک گربه ولگرد را از خیابان به سرپرستی گرفت.


The cat quickly climbed the tree to escape.

ترجمه: گربه برای فرار سریع از درخت بالا رفت.




4) command


معنی فارسی: فرمان، دستور


The officer gave a clear command to the soldiers.

ترجمه: افسر فرمانی واضح به سربازان داد.


He commanded the dog to sit.

ترجمه: او به سگ دستور داد بنشیند.


The software responds to voice commands.

ترجمه: نرم‌افزار به فرمان‌های صوتی پاسخ می‌دهد.




5) depend


معنی فارسی: وابسته بودن، بستگی داشتن


Your success depends on how much effort you put in.

ترجمه: موفقیت تو بستگی دارد به اینکه چقدر تلاش می‌کنی.


We depend on technology more than ever.

ترجمه: ما بیش از هر زمان دیگری به فناوری وابسته هستیم.


The outcome depends on several factors.

ترجمه: نتیجه به چندین عامل بستگی دارد.




6) dog


معنی فارسی: سگ


The dog barked loudly at the stranger.

ترجمه: سگ به غریبه با صدای بلند پارس کرد.


She takes her dog for a walk every evening.

ترجمه: او هر عصر سگش را برای پیاده‌روی می‌برد.


The dog followed its owner everywhere.

ترجمه: سگ همه‌جا صاحبش را دنبال می‌کرد.




7) door


معنی فارسی: در


He knocked on the door before entering.

ترجمه: او قبل از وارد شدن به در زد.


The door was left open by mistake.

ترجمه: در به اشتباه باز مانده بود.


She opened the door to let fresh air in.

ترجمه: او در را باز کرد تا هوای تازه وارد شود.




8) friend


معنی فارسی: دوست


She met her best friend in elementary school.

ترجمه: او بهترین دوستش را در دبستان ملاقات کرد.


A true friend supports you in difficult times.

ترجمه: یک دوست واقعی در زمان‌های سخت از تو حمایت می‌کند.


They became close friends after working together.

ترجمه: آن‌ها پس از همکاری با هم دوست صمیمی شدند.




9) hear


معنی فارسی: شنیدن


I couldn’t hear what he said because of the noise.

ترجمه: به‌خاطر سر و صدا نتوانستم بشنوم چه گفت.


She heard a strange sound coming from the kitchen.

ترجمه: او صدای عجیبی از آشپزخانه شنید.


Have you heard the latest news?

ترجمه: آیا آخرین اخبار را شنیده‌ای؟




10) help


معنی فارسی: کمک کردن


He helped his sister with her homework.

ترجمه: او به خواهرش در انجام تکالیف کمک کرد.


Drinking water helps you stay healthy.

ترجمه: آب نوشیدن به سالم ماندن کمک می‌کند.


They helped each other during the difficult project.

ترجمه: آن‌ها در طول پروژه سخت به یکدیگر کمک کردند.




11) horse


معنی فارسی: اسب


The horse ran quickly across the field.

ترجمه: اسب با سرعت از میان مزرعه دوید.


She learned how to ride a horse when she was young.

ترجمه: او وقتی جوان بود یاد گرفت چگونه اسب‌سواری کند.


The horse was calm and friendly.

ترجمه: اسب آرام و دوست‌داشتنی بود.




12) hospital


معنی فارسی: بیمارستان


She stayed in the hospital for three days after the surgery.

ترجمه: او پس از جراحی سه روز در بیمارستان بستری بود.


The hospital staff were very kind and helpful.

ترجمه: کارکنان بیمارستان بسیار مهربان و کمک‌کننده بودند.


He was taken to the hospital after the accident.

ترجمه: او پس از حادثه به بیمارستان منتقل شد.




13) leg


معنی فارسی: پا (از لگن تا مچ)


He injured his leg while playing football.

ترجمه: او هنگام فوتبال بازی کردن پایش آسیب دید.


Her legs were tired after walking all day.

ترجمه: پاهایش پس از یک روز کامل پیاده‌روی خسته شده بودند.


The table has four strong legs.

ترجمه: میز چهار پایه محکم دارد.




14) medical


معنی فارسی: پزشکی


She needs medical attention immediately.

ترجمه: او فوراً به مراقبت پزشکی نیاز دارد.


He works in the medical field as a nurse.

ترجمه: او به‌عنوان پرستار در حوزه پزشکی کار می‌کند.


The medical report showed no serious problems.

ترجمه: گزارش پزشکی هیچ مشکل جدی‌ای نشان نداد.




15) open


معنی فارسی: باز کردن، باز


Please open the window to let some fresh air in.

ترجمه: لطفاً پنجره را باز کن تا کمی هوای تازه وارد شود.


The store opens at 9 a.m. every day.

ترجمه: فروشگاه هر روز ساعت ۹ صبح باز می‌شود.


He opened the box carefully.

ترجمه: او جعبه را با دقت باز کرد.




16) pull


معنی فارسی: کشیدن


She pulled the door hard, but it wouldn’t open.

ترجمه: او در را محکم کشید، اما باز نشد.


He pulled the heavy box across the floor.

ترجمه: او جعبه سنگین را روی زمین کشید.


The horse pulled the cart through the village.

ترجمه: اسب گاری را از میان روستا کشید.




17) rabbit


معنی فارسی: خرگوش


The rabbit ran quickly into its burrow.

ترجمه: خرگوش سریع به لانه‌اش دوید.


They saw a white rabbit in the garden.

ترجمه: آن‌ها یک خرگوش سفید در باغ دیدند.


Rabbits eat mostly vegetables and grass.

ترجمه: خرگوش‌ها بیشتر سبزیجات و علف می‌خورند.




18) school


معنی فارسی: مدرسه


She walks to school every morning.

ترجمه: او هر صبح پیاده به مدرسه می‌رود.


The school organized a trip for the students.

ترجمه: مدرسه برای دانش‌آموزان یک سفر ترتیب داد.


He has many friends at school.

ترجمه: او در مدرسه دوستان زیادی دارد.




19) see


معنی فارسی: دیدن


I can’t see anything without my glasses.

ترجمه: بدون عینکم نمی‌توانم چیزی ببینم.


She saw a beautiful rainbow after the rain.

ترجمه: او پس از باران یک رنگین‌کمان زیبا دید.


We will see the results next week.

ترجمه: ما نتایج را هفته آینده خواهیم دید.




20) service


معنی فارسی: خدمت، سرویس


The restaurant is known for its excellent service.

ترجمه: رستوران به‌خاطر خدمات عالی‌اش شناخته می‌شود.


The company offers 24-hour customer service.

ترجمه: شرکت خدمات مشتری ۲۴ ساعته ارائه می‌دهد.


Good service can make customers return again.

ترجمه: خدمات خوب می‌تواند باعث شود مشتریان دوباره بازگردند.



Written & researched by Dr. Shahin Siami