Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 10 (Advanced)
181) citizen
معنی فارسی: شهروند
Analysts warned that reforms affecting ordinary citizens received considerably less scrutiny than measures benefiting powerful interests.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که شهروندان عادی را تحت تأثیر قرار میداد، بررسی بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به منافع قدرتمند سود میرساند، دریافت کرد.
Officials struggled to convince skeptical citizens that the policy's benefits justified its considerable costs.
ترجمه: مقامات برای متقاعد کردن شهروندان شکاک به اینکه منافع این سیاست هزینههای قابلتوجهش را توجیه میکند، دشواری داشتند.
Historians note the treaty granted citizenship rights that had, for generations, remained a source of bitter dispute.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان حقوق شهروندیای اعطا کرد که برای نسلها منبع اختلافی تلخ باقی مانده بود.
182) council
معنی فارسی: شورا
The council debated the reform for months without reaching consensus on its most contentious provisions.
ترجمه: شورا ماهها بر سر این اصلاحات بحث کرد بدون رسیدن به اجماع بر سر جنجالیترین بندهایش.
Analysts warned that the council's deliberations often prioritized political optics over substantive policy outcomes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مشورتهای شورا اغلب ظاهر سیاسی را بر نتایج سیاستی اساسی اولویت میداد.
Historians note the council's decision proved far more consequential than contemporaries initially recognized.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تصمیم شورا بسیار پرپیامدتر از آنچه همعصران در ابتدا تشخیص دادند، اثبات شد.
183) declare
معنی فارسی: اعلام کردن
Officials declared victory prematurely, before the reform's actual, longer-term consequences had genuinely materialized.
ترجمه: مقامات زودهنگام پیروزی را اعلام کردند، پیش از آنکه پیامدهای واقعی و بلندمدتتر اصلاحات واقعاً تحقق یابد.
Analysts warned against declaring a crisis over based solely on temporary, superficial indicators of calm.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اعلام پایان بحران صرفاً بر اساس شاخصهای موقت و سطحی آرامش، هشدار دادند.
Historians note the treaty declared principles that later proved considerably harder to enforce than to proclaim.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان اصولی را اعلام کرد که بعدها اجرایشان بسیار دشوارتر از اعلامشان اثبات شد.
184) enormous
معنی فارسی: عظیم
Analysts warned that the reform carried enormous risk that officials had significantly downplayed in public statements.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات ریسک عظیمی داشت که مقامات در بیانیههای عمومی بهطور قابلتوجهی کماهمیت جلوه دادند.
Regulators uncovered an enormous gap between reported figures and the company's actual financial position.
ترجمه: نهادهای نظارتی شکاف عظیمی میان ارقام گزارششده و موقعیت مالی واقعی شرکت کشف کردند.
Historians note the treaty required an enormous compromise that neither side had initially considered acceptable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نیازمند سازش عظیمی بود که هیچیک از طرفین در ابتدا قابلقبول نمیدانست.
185) extraordinary
معنی فارسی: خارقالعاده
Analysts described the negotiator's ability to bridge seemingly irreconcilable positions as nothing short of extraordinary.
ترجمه: تحلیلگران توانایی مذاکرهکننده در پر کردن مواضع بهظاهر آشتیناپذیر را چیزی جز خارقالعاده توصیف نکردند.
Officials made extraordinary claims about the reform's benefits, claims later evidence would substantially undermine.
ترجمه: مقامات ادعاهای خارقالعادهای دربارهٔ منافع این اصلاحات مطرح کردند، ادعاهایی که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفشان کرد.
Historians consider the treaty an extraordinary achievement, given the depth of mistrust negotiators had to overcome.
ترجمه: مورخان پیمان را دستاوردی خارقالعاده میدانند، با توجه به عمق بیاعتمادیای که مذاکرهکنندگان باید بر آن غلبه میکردند.
186) fog
معنی فارسی: مه
Analysts warned that officials operated in a fog of conflicting information before finally reaching a considered decision.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در مهای از اطلاعات متناقض عمل کردند پیش از آنکه سرانجام به تصمیمی سنجیده برسند.
Regulators struggled to see through a fog of deliberately obscure disclosures designed to conceal genuine risk.
ترجمه: نهادهای نظارتی برای دیدن از میان مه افشاگریهای عمداً مبهم که برای پنهان کردن ریسک واقعی طراحی شده بود، دشواری داشتند.
Historians describe the negotiations as proceeding through a fog of mutual suspicion that patience alone gradually cleared.
ترجمه: مورخان مذاکرات را همچون پیشروی از میان مه سوءظن متقابلی توصیف میکنند که تنها صبر بهتدریج آن را پاک کرد.
187) funeral
معنی فارسی: مراسم تشییع
Analysts described the policy's quiet abandonment as a funeral for reforms once celebrated with considerable fanfare.
ترجمه: تحلیلگران کنار گذاشتن آرام این سیاست را مراسم تشییعی برای اصلاحاتی توصیف کردند که زمانی با تشریفات قابلتوجهی جشن گرفته شده بود.
Officials attended state funerals that occasionally provided rare, informal opportunities for otherwise impossible diplomatic contact.
ترجمه: مقامات در مراسم تشییع دولتی شرکت کردند که گاهی فرصتهای نادر و غیررسمی برای تماس دیپلماتیک در غیر این صورت غیرممکن فراهم میکرد.
Historians note a state funeral unexpectedly became the setting for negotiations that reshaped subsequent regional relations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند یک مراسم تشییع دولتی بهطور غیرمنتظره به محل مذاکراتی تبدیل شد که روابط منطقهای بعدی را بازآرایی کرد.
188) giant
معنی فارسی: غولآسا
Analysts described the reform as a giant leap that considerably outpaced institutions' capacity to implement it responsibly.
ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را جهشی غولآسا توصیف کردند که بهطور قابلتوجهی از ظرفیت نهادها برای اجرای مسئولانهاش پیشی گرفت.
Officials faced a giant gap between what the policy promised and what its actual provisions could realistically deliver.
ترجمه: مقامات با شکافی غولآسا میان آنچه این سیاست وعده داد و آنچه بندهای واقعیاش میتوانست واقعبینانه ارائه دهد، روبهرو شدند.
Historians note the treaty represented a giant step that few contemporaries fully appreciated at the time.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان قدمی غولآسا را نشان میداد که کمتر همعصری در آن زمان کاملاً درک میکرد.
189) impression
معنی فارسی: برداشت
Analysts warned that markets formed impressions based on rhetoric that, on closer inspection, masked considerable underlying risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها بر اساس لفاظیای برداشت شکل دادند که با بررسی دقیقتر ریسک زیربنایی قابلتوجهی را پنهان میکرد.
Officials worked to manage public impression even as the underlying reality remained considerably more troubling.
ترجمه: مقامات تلاش کردند برداشت عمومی را مدیریت کنند حتی در حالی که واقعیت زیربنایی بسیار نگرانکنندهتر باقی ماند.
Historians note the treaty's initial impression differed dramatically from the more complicated legacy later generations would recognize.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند برداشت اولیهٔ پیمان بهطور چشمگیری با میراث پیچیدهتری که نسلهای بعدی تشخیص خواهند داد، متفاوت بود.
190) intention
معنی فارسی: نیت
Analysts questioned whether the reform's stated intention matched the pragmatic calculations underlying its actual design.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا نیت اعلامشدهٔ این اصلاحات با محاسبات عملیگرایانه زیربنای طراحی واقعیاش مطابقت داشت.
Officials denied any intention to mislead the public, despite internal documents suggesting otherwise.
ترجمه: مقامات هرگونه نیت گمراه کردن عموم را انکار کردند، با وجود اسنادی داخلی که خلاف آن را نشان میداد.
Historians note the treaty's original intention differed considerably from the outcomes its implementation ultimately produced.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نیت اصلی پیمان بهطور قابلتوجهی با نتایجی که اجرایش سرانجام تولید کرد، تفاوت داشت.
191) mad
معنی فارسی: عصبانی
Analysts warned that markets, once genuinely mad with panic, rarely respond rationally to reassuring statements alone.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها، زمانی که واقعاً از وحشت دیوانه میشوند، بهندرت بهتنهایی به بیانیههای اطمینانبخش بهطور منطقی پاسخ میدهند.
Officials grew visibly mad at leaks that revealed disagreements they had spent considerable effort concealing.
ترجمه: مقامات بهوضوح از درزهایی که اختلافاتی را که تلاش قابلتوجهی برای پنهانکاریشان کرده بودند، آشکار میکرد، عصبانی شدند.
Historians note negotiators occasionally grew mad at each other, though professional discipline usually prevailed over open confrontation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان گاهی از یکدیگر عصبانی میشدند، هرچند انضباط حرفهای معمولاً بر رویارویی آشکار غالب میشد.
192) ought
معنی فارسی: میبایست
Analysts argued regulators ought to have intervened years before the crisis made intervention genuinely unavoidable.
ترجمه: تحلیلگران استدلال کردند نهادهای نظارتی میبایست سالها پیش از آنکه بحران مداخله را واقعاً اجتنابناپذیر کند، مداخله میکردند.
Officials acknowledged they ought to have disclosed risks that internal assessments had identified considerably earlier.
ترجمه: مقامات پذیرفتند میبایست ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهمراتب زودتر شناسایی کرده بودند، افشا میکردند.
Historians argue the treaty's architects ought to have anticipated consequences that, in hindsight, seemed almost predictable.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند معماران پیمان میبایست پیامدهایی را که با نگاه گذشته تقریباً قابلپیشبینی به نظر میرسید، پیشبینی میکردند.
193) resist
معنی فارسی: مقاومت کردن
Officials resisted reforms that critics argued were genuinely necessary to address the crisis's structural causes.
ترجمه: مقامات در برابر اصلاحاتی که منتقدان معتقد بودند واقعاً برای پرداختن به علل ساختاری بحران ضروری است، مقاومت کردند.
Analysts warned that markets resist assumptions that fail to account for genuinely unprecedented conditions.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها در برابر فرضیاتی که شرایط واقعاً بیسابقه را در نظر نمیگیرد، مقاومت میکنند.
Historians note the smaller nation resisted concessions that larger powers had initially assumed would be readily accepted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند ملت کوچکتر در برابر امتیازاتی مقاومت کرد که قدرتهای بزرگتر در ابتدا فرض کرده بودند بهراحتی پذیرفته خواهد شد.
194) reveal
معنی فارسی: آشکار کردن
Investigators revealed evidence that directly contradicted the official narrative officials had maintained for years.
ترجمه: بازپرسان شواهدی را آشکار کردند که مستقیماً با روایت رسمیای که مقامات سالها حفظ کرده بودند، در تضاد بود.
Analysts warned that a single unexpected disclosure could reveal risks markets had, until then, largely ignored.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک افشاگری غیرمنتظرهٔ واحد میتواند ریسکهایی را که بازارها تا آن زمان عمدتاً نادیده گرفته بودند، آشکار کند.
Historians note declassified documents revealed negotiating dynamics considerably different from the official published record.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد رفع طبقهبندیشده پویایی مذاکراتی را که بهطور قابلتوجهی با سابقهٔ رسمی منتشرشده متفاوت بود، آشکار کرد.
195) rid
معنی فارسی: رها کردن، خلاص کردن
Officials struggled to rid the institution of practices that had, over decades, become deeply entrenched.
ترجمه: مقامات برای رهانیدن نهاد از شیوههایی که طی دههها عمیقاً ریشهدار شده بود، دشواری داشتند.
Analysts warned that no single reform could rid the system of risks accumulated over many years of neglect.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ اصلاحات واحدی نمیتواند سیستم را از ریسکهای انباشتهشده طی سالها بیتوجهی برهاند.
Historians note the treaty attempted to rid the region of tensions that, in truth, proved considerably more persistent.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تلاش کرد منطقه را از تنشهایی برهاند که، در واقع، بهمراتب پایدارتر اثبات شد.
196) sword
معنی فارسی: شمشیر
Analysts described aggressive litigation as a sword companies wielded to silence legitimate whistleblowers.
ترجمه: تحلیلگران دعاوی حقوقی تهاجمی را شمشیری توصیف کردند که شرکتها برای خاموش کردن افشاگران مشروع به کار میگرفتند.
Officials warned that unchecked speculation had become a sword capable of destabilizing entire markets overnight.
ترجمه: مقامات هشدار دادند سفتهبازی بیمهار به شمشیری تبدیل شده که قادر است کل بازارها را یکشبه بیثبات کند.
Historians note the treaty required both nations to sheathe swords neither had previously been willing to lower.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان از هر دو ملت خواست شمشیرهایی را غلاف کنند که پیشتر هیچکدام مایل به پایین آوردنشان نبودند.
197) tale
معنی فارسی: داستان
Analysts warned against basing policy on a comforting tale rather than the messier, more complicated historical record.
ترجمه: تحلیلگران در برابر بنا کردن سیاست بر داستانی دلگرمکننده بهجای سابقهٔ تاریخی پیچیدهتر و آشفتهتر، هشدار دادند.
Officials repeated a tale of resolve that internal documents suggested was considerably more precarious than portrayed.
ترجمه: مقامات داستانی از عزم را تکرار کردند که اسناد داخلی نشان میداد بهمراتب متزلزلتر از تصویرش بود.
Historians note the treaty's origins were, over time, obscured by a tale that diverged considerably from documented fact.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند خاستگاه پیمان طی زمان با داستانی که بهطور قابلتوجهی از واقعیت مستندشده فاصله داشت، پوشیده شد.
198) trap
معنی فارسی: به دام انداختن
Analysts warned that companies had trapped themselves within short-term thinking that ultimately undermined long-term stability.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکتها خودشان را درون تفکر کوتاهمدتی به دام انداخته بودند که سرانجام ثبات بلندمدت را تضعیف کرد.
Officials found themselves trapped between competing factions whose demands proved fundamentally incompatible.
ترجمه: مقامات خود را در دام میان جناحهای رقیبی یافتند که خواستههایشان اساساً ناسازگار اثبات شد.
Historians note the treaty's rigid provisions trapped both nations within obligations neither could easily escape.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای سفت پیمان هر دو ملت را در دام تعهداتی انداخت که هیچکدام نمیتوانستند بهراحتی از آن بگریزند.
199) trial
معنی فارسی: آزمایش، محاکمه
The reform underwent a trial period before officials committed to its permanent, more sweeping implementation.
ترجمه: این اصلاحات دورهٔ آزمایشی را پشت سر گذاشت پیش از آنکه مقامات به اجرای دائمی و گستردهترش متعهد شوند.
Analysts warned that treating a crisis as merely a trial run risked underestimating its genuinely lasting consequences.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار با بحران صرفاً همچون آزمایشی، خطر دستکم گرفتن پیامدهای واقعاً پایدارش را دارد.
Historians note the treaty's provisions faced their real trial only once tested by subsequent, unforeseen crises.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای پیمان تنها زمانی که با بحرانهای بعدی و پیشبینینشده آزموده شد، آزمون واقعیشان را پس دادند.
200) violent
معنی فارسی: خشونتآمیز
Analysts warned that markets could react violently to news that officials had persistently downplayed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها میتوانند بهطور خشونتآمیزی به خبری واکنش نشان دهند که مقامات پیوسته کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials feared the reform could provoke violent backlash from interests that had long benefited from the status quo.
ترجمه: مقامات نگران بودند این اصلاحات واکنش خشونتآمیزی را از منافعی که مدتها از وضع موجود بهره برده بودند، برانگیزد.
Historians note the negotiations occurred against a backdrop of violent unrest that made compromise seem, at times, nearly impossible.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات در پیشزمینهای از ناآرامی خشونتآمیز رخ داد که گاهی سازش را تقریباً غیرممکن جلوه میداد.