Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 9 (Advanced)
161) against
معنی فارسی: در برابر
Officials pushed reforms against fierce resistance from interests that had, for decades, benefited from the status quo.
ترجمه: مقامات اصلاحات را در برابر مقاومت شدید منافعی که دههها از وضع موجود بهره برده بودند، پیش بردند.
Analysts warned that betting against structural weaknesses rarely proves wise once a crisis makes them apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرطبندی بر ضد ضعفهای ساختاری بهندرت زمانی که بحران آنها را آشکار میکند، عاقلانه اثبات میشود.
Historians note the treaty was negotiated against a backdrop of hostility few contemporaries thought could be overcome.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان در برابر پیشزمینهای از خصومت مذاکره شد که کمتر همعصری فکر میکرد قابلغلبه باشد.
162) beach
معنی فارسی: ساحل
Analysts described the reform's approval as a temporary beach of calm amid otherwise turbulent political waters.
ترجمه: تحلیلگران تصویب این اصلاحات را ساحلی موقت از آرامش در میان آبهای سیاسی در غیر این صورت متلاطم توصیف کردند.
Officials chose the beach town for negotiations, hoping its informal setting might ease otherwise tense discussions.
ترجمه: مقامات شهر ساحلی را برای مذاکرات انتخاب کردند، به امید اینکه فضای غیررسمیاش گفتگوهای در غیر این صورت تنشآلود را تسکین دهد.
Historians note erosion along the beach became, unexpectedly, a flashpoint in later environmental negotiations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند فرسایش در امتداد ساحل بهطور غیرمنتظرهای به نقطهٔ اشتعالی در مذاکرات زیستمحیطی بعدی تبدیل شد.
163) damage
معنی فارسی: آسیب زدن
Regulators warned that continued inaction would damage public trust far more than immediate, if painful, reform.
ترجمه: نهادهای نظارتی هشدار دادند بیعملی مداوم اعتماد عمومی را بسیار بیشتر از اصلاحات فوری، هرچند دردناک، آسیب خواهد زد.
Analysts warned that the scandal had damaged confidence in institutions already struggling to maintain credibility.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این رسوایی اعتماد به نهادهایی را که پیشتر برای حفظ اعتبارشان دستوپنجه نرم میکردند، آسیب زده است.
Historians note the treaty's harsh terms damaged relations for generations, fueling resentment that later conflicts exploited.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان روابط را برای نسلها آسیب زد و کینهای را دامن زد که درگیریهای بعدی از آن بهرهبرداری کردند.
164) discover
معنی فارسی: کشف کردن
Investigators discovered evidence that directly contradicted the official narrative maintained for years.
ترجمه: بازپرسان شواهدی کشف کردند که مستقیماً با روایت رسمیای که سالها حفظ شده بود، در تضاد بود.
Analysts discovered patterns in the data that earlier, less rigorous reviews had entirely overlooked.
ترجمه: تحلیلگران الگوهایی را در دادهها کشف کردند که بازبینیهای پیشین و کمتر دقیق کاملاً نادیده گرفته بودند.
Historians discovered correspondence that fundamentally altered understanding of the negotiations' true dynamics.
ترجمه: مورخان مکاتباتی را کشف کردند که درک ماهیت واقعی مذاکرات را اساساً تغییر داد.
165) emotion
معنی فارسی: احساسات
Analysts warned that markets driven by emotion rather than fundamentals often produce genuinely unsustainable bubbles.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که با احساسات بهجای مبانی هدایت میشوند اغلب حبابهایی واقعاً ناپایدار تولید میکنند.
Officials appealed to public emotion rather than substantive argument to justify a policy critics considered flawed.
ترجمه: مقامات به احساسات عمومی بهجای استدلال اساسی متوسل شدند تا سیاستی را که منتقدان معیوب میدانستند، توجیه کنند.
Historians note the treaty's signing evoked emotion that its complicated, more troubled legacy would later temper considerably.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند امضای پیمان احساساتی برانگیخت که میراث پیچیدهتر و پرآشوبترش بعدها بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.
166) fix
معنی فارسی: حل کردن، تعمیر کردن
Officials promised to fix problems that internal documents suggested were considerably more structural than temporary.
ترجمه: مقامات وعده دادند مشکلاتی را که اسناد داخلی نشان میداد بهمراتب ساختاریتر از موقتی است، حل کنند.
Analysts warned that superficial measures would not fix the crisis's genuinely underlying causes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اقدامات سطحی علل واقعاً زیربنایی بحران را حل نخواهد کرد.
Historians note the treaty attempted to fix a dispute that had, in truth, never been genuinely resolvable through diplomacy alone.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تلاش کرد اختلافی را حل کند که، در واقع، هرگز صرفاً از طریق دیپلماسی واقعاً قابلحل نبود.
167) identify
معنی فارسی: شناسایی کردن
Investigators identified a pattern of decisions that, in hindsight, seemed almost deliberately designed to conceal risk.
ترجمه: بازپرسان الگویی از تصمیمات را شناسایی کردند که با نگاه گذشته تقریباً عمداً برای پنهان کردن ریسک طراحی شده به نظر میرسید.
Analysts urged regulators to identify vulnerabilities before a crisis made addressing them considerably more costly.
ترجمه: تحلیلگران از نهادهای نظارتی خواستند آسیبپذیریها را پیش از آنکه بحرانی پرداختن به آنها را بهمراتب پرهزینهتر کند، شناسایی کنند.
Historians identify the treaty as a turning point, even though contemporaries largely dismissed its significance at the time.
ترجمه: مورخان پیمان را نقطهٔ عطفی شناسایی میکنند، هرچند همعصران در آن زمان عمدتاً اهمیتش را نادیده گرفتند.
168) island
معنی فارسی: جزیره
Analysts described the reform as an island of progress surrounded by otherwise stagnant policy debate.
ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را جزیرهای از پیشرفت در میان بحث سیاستی در غیر این صورت راکد توصیف کردند.
Officials treated the crisis as isolated, an island unconnected to broader structural vulnerabilities.
ترجمه: مقامات با بحران همچون امری منزوی رفتار کردند، جزیرهای بدون ارتباط با آسیبپذیریهای ساختاری گستردهتر.
Historians note the island's strategic position made it central to negotiations neither side could easily ignore.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند موقعیت استراتژیک جزیره آن را محور مذاکراتی کرد که هیچیک از طرفین نمیتوانست بهراحتی نادیده بگیرد.
169) ocean
معنی فارسی: اقیانوس
Analysts warned that a single policy misstep could send ripples across an ocean of interconnected global markets.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک اشتباه سیاستی واحد میتواند موجی در سراسر اقیانوسی از بازارهای جهانی بههمپیوسته ایجاد کند.
Officials described the reform's benefits and costs as an ocean apart from what critics initially feared.
ترجمه: مقامات منافع و هزینههای این اصلاحات را اقیانوسی فاصله از آنچه منتقدان در ابتدا میترسیدند، توصیف کردند.
Historians note the treaty bridged an ocean of mistrust that decades of hostility had made seem unbridgeable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان اقیانوسی از بیاعتمادی را که دههها خصومت غیرقابلپل زدن جلوه داده بود، پل زد.
170) perhaps
معنی فارسی: شاید
Analysts suggested that perhaps the reform's modest benefits never justified its considerable political cost.
ترجمه: تحلیلگران پیشنهاد کردند شاید منافع متواضع این اصلاحات هرگز هزینهٔ سیاسی قابلتوجهش را توجیه نکرد.
Officials conceded that perhaps earlier warnings deserved more serious consideration than they had originally received.
ترجمه: مقامات پذیرفتند شاید هشدارهای پیشین سزاوار توجه جدیتری از آنچه در ابتدا دریافت کردند، بودند.
Historians argue that perhaps the treaty's true significance lies less in its text than in the precedent it established.
ترجمه: مورخان استدلال میکنند شاید اهمیت واقعی پیمان کمتر در متنش و بیشتر در پیشنمونهای که ایجاد کرد نهفته است.
171) pleasant
معنی فارسی: خوشایند
Analysts warned against mistaking pleasant short-term results for genuine, lasting structural improvement.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن نتایج کوتاهمدت خوشایند با بهبود ساختاری واقعی و پایدار هشدار دادند.
Officials described negotiations as pleasant, though internal accounts suggest considerably more tension than publicly acknowledged.
ترجمه: مقامات مذاکرات را خوشایند توصیف کردند، هرچند روایتهای داخلی تنش بهمراتب بیشتری را از آنچه علناً اذعان شد، نشان میدهد.
Historians note the treaty's pleasant public reception masked private reservations negotiators rarely disclosed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پذیرش عمومی خوشایند پیمان، تردیدهای خصوصیای را که مذاکرهکنندگان بهندرت افشا کردند، پنهان میکرد.
172) prevent
معنی فارسی: جلوگیری کردن
Regulators failed to prevent risks that internal auditors had flagged years earlier.
ترجمه: نهادهای نظارتی در جلوگیری از ریسکهایی که حسابرسان داخلی سالها پیش علامتگذاری کرده بودند، شکست خوردند.
Analysts warned that no single reform could fully prevent crises this genuinely unprecedented in scale.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ اصلاحات واحدی نمیتواند بهطور کامل از بحرانهایی در این مقیاس واقعاً بیسابقه جلوگیری کند.
Historians credit the treaty with preventing a conflict that many at the time considered nearly inevitable.
ترجمه: مورخان پیمان را مسئول جلوگیری از درگیریای میدانند که بسیاری در آن زمان تقریباً اجتنابناپذیر میدانستند.
173) rock
معنی فارسی: سنگ
Analysts described the institution as built on rock rather than sand, able to withstand considerable pressure.
ترجمه: تحلیلگران این نهاد را ساختهشده بر سنگ بهجای شن توصیف کردند، قادر به تحمل فشار قابلتوجه.
Officials insisted the economy rested on solid rock, despite indicators suggesting otherwise persistent fragility.
ترجمه: مقامات اصرار داشتند اقتصاد بر سنگ محکم استوار است، با وجود شاخصهایی که شکنندگی پایدار دیگری را نشان میداد.
Historians note the treaty's foundations proved less like rock and more like sand once tested by later crises.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پایههای پیمان کمتر شبیه سنگ و بیشتر شبیه شن اثبات شد به محض آزمون شدن با بحرانهای بعدی.
174) save
معنی فارسی: نجات دادن
Officials intervened decisively to save an institution whose collapse would have carried genuinely systemic consequences.
ترجمه: مقامات قاطعانه مداخله کردند تا نهادی را که فروپاشیاش پیامدهای واقعاً سیستمی داشت، نجات دهند.
Analysts warned that delaying reform to save short-term political capital would prove considerably more costly later.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند به تعویق انداختن اصلاحات برای نجات سرمایهٔ سیاسی کوتاهمدت بعداً بسیار پرهزینهتر اثبات خواهد شد.
Historians credit the negotiator's quiet persistence with saving talks that seemed, repeatedly, on the verge of collapse.
ترجمه: مورخان پشتکار آرام مذاکرهکننده را مسئول نجات گفتگوهایی میدانند که بارها بهنظر میرسید در آستانهٔ فروپاشی است.
175) smile
معنی فارسی: لبخند زدن
Officials smiled publicly while privately acknowledging the reform's considerable, unresolved shortcomings.
ترجمه: مقامات علناً لبخند زدند در حالی که خصوصی کاستیهای قابلتوجه و حلنشدهٔ این اصلاحات را میپذیرفتند.
Analysts warned against being reassured by markets that smile at news carrying limited genuine significance.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اطمینان یافتن از بازارهایی که به خبری با اهمیت واقعی محدود لبخند میزنند، هشدار دادند.
Historians note negotiators smiled for cameras even as private accounts describe negotiations as considerably more tense.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان برای دوربینها لبخند زدند حتی در حالی که روایتهای خصوصی مذاکرات را بهمراتب تنشآلودتر توصیف میکند.
176) step
معنی فارسی: قدم برداشتن
Officials stepped cautiously, wary that any misstep could unravel months of painstaking negotiation.
ترجمه: مقامات با احتیاط قدم برداشتند، محتاط از اینکه هر اشتباهی میتواند ماهها مذاکرهٔ دقیق را از هم بپاشد.
Analysts warned that stepping away from established oversight, even temporarily, risked allowing risks to accumulate unchecked.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فاصله گرفتن از نظارت جاافتاده، حتی موقت، خطر انباشته شدن بدون کنترل ریسکها را دارد.
Historians note the treaty represented a decisive step that few contemporaries fully appreciated at the time.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان قدمی قاطع را نشان میداد که کمتر همعصری در آن زمان کاملاً درک میکرد.
177) still
معنی فارسی: همچنان
Analysts warned that structural risks still accumulating within the system had gone largely unnoticed for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکهای ساختاریای که همچنان درون سیستم انباشته میشد، سالها عمدتاً نامرئی مانده بود.
Officials insisted the reform was still working, despite mounting evidence suggesting otherwise.
ترجمه: مقامات اصرار داشتند این اصلاحات همچنان کار میکند، با وجود شواهد روبهرشد که خلاف آن را نشان میداد.
Historians note scholars still debate the treaty's true significance decades after its actual signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند محققان همچنان دههها پس از امضای واقعی پیمان دربارهٔ اهمیت واقعیاش بحث میکنند.
178) taste
معنی فارسی: طعم
Analysts warned that markets had gotten a taste of instability that could quickly escalate into genuine crisis.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها طعمی از بیثباتی را چشیده بودند که میتوانست بهسرعت به بحرانی واقعی تشدید یابد.
Officials offered a taste of reform without committing to the more substantial changes critics genuinely demanded.
ترجمه: مقامات طعمی از اصلاحات ارائه دادند بدون تعهد به تغییرات اساسیتری که منتقدان واقعاً خواستار آن بودند.
Historians note the treaty gave contemporaries a taste of lasting peace that would not fully materialize for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان طعمی از صلح پایدار به همعصران داد که دههها بهطور کامل تحقق نیافت.
179) throw
معنی فارسی: پرتاب کردن
Officials were accused of throwing resources at symptoms rather than addressing the crisis's genuine root causes.
ترجمه: مقامات متهم شدند منابع را به سمت علائم بهجای پرداختن به علل واقعی ریشهای بحران، پرتاب کردهاند.
Analysts warned that throwing money at structural problems rarely resolves them without accompanying institutional reform.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پرتاب پول به سمت مشکلات ساختاری بهندرت بدون اصلاحات نهادی همراه، آنها را حل میکند.
Historians note negotiators occasionally threw out entire drafts, starting over when compromise seemed genuinely impossible.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان گاهی کل پیشنویسها را دور میانداختند و از نو شروع میکردند زمانی که سازش واقعاً غیرممکن به نظر میرسید.
180) wave
معنی فارسی: موج
Analysts warned that a wave of defaults could sweep through an interconnected financial system few had adequately stress-tested.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند موجی از نکول میتواند در سراسر سیستم مالی بههمپیوستهای که کمتر کسی بهدرستی آزمون فشار کرده بود، جاری شود.
Officials struggled to contain a wave of public anger that the scandal's full scope ultimately provoked.
ترجمه: مقامات برای مهار موجی از خشم عمومی که دامنهٔ کامل رسوایی سرانجام برانگیخت، دشواری داشتند.
Historians note the treaty was negotiated amid a wave of regional instability that threatened to overwhelm both governments.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان در میان موجی از بیثباتی منطقهای که تهدید میکرد هر دو دولت را غرق کند، مذاکره شد.