Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 17 (Advanced)
321) aim
معنی فارسی: هدف
Officials described the reform's aim in terms considerably grander than its actual, modest provisions warranted.
ترجمه: مقامات هدف این اصلاحات را با اصطلاحاتی بهمراتب باشکوهتر از آنچه بندهای واقعی و متواضعش توجیه میکرد، توصیف کردند.
Analysts questioned whether the policy's stated aim matched the pragmatic calculations underlying its actual design.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا هدف اعلامشدهٔ این سیاست با محاسبات عملیگرایانهٔ زیربنای طراحی واقعیاش مطابقت داشت.
Historians note the treaty's original aim differed considerably from the outcomes its implementation ultimately produced.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند هدف اصلی پیمان بهطور قابلتوجهی با نتایجی که اجرایش سرانجام تولید کرد، تفاوت داشت.
322) attach
معنی فارسی: متصل کردن
Regulators attached conditions to the bailout that critics argued were too weak to prevent future misconduct.
ترجمه: نهادهای نظارتی شروطی به کمک مالی متصل کردند که منتقدان استدلال کردند بیش از حد ضعیف برای جلوگیری از سوءرفتار آینده است.
Analysts warned against attaching excessive significance to a single indicator amid genuinely mixed economic signals.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اتصال اهمیت بیشازحد به یک شاخص واحد در میان نشانههای اقتصادی واقعاً متناقض، هشدار دادند.
Historians note negotiators attached secret protocols to the treaty that remained undisclosed for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان پروتکلهای مخفیای را به پیمان متصل کردند که دههها افشا نشد.
323) bet
معنی فارسی: شرط بستن
Analysts warned that markets betting heavily on continued growth rarely account for genuinely unprecedented risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که بهشدت روی رشد مداوم شرط میبندند بهندرت ریسک واقعاً بیسابقه را در نظر میگیرند.
Officials bet political capital on a reform whose actual benefits proved considerably more modest than promised.
ترجمه: مقامات سرمایهٔ سیاسی را روی اصلاحاتی شرط بستند که منافع واقعیاش بسیار متواضعتر از وعده اثبات شد.
Historians note negotiators bet that a fragile compromise would hold, a wager that proved only partially justified.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان شرط بستند سازشی شکننده دوام خواهد آورد، شرطی که تنها تا حدی موجه اثبات شد.
324) carriage
معنی فارسی: کالسکه
Analysts described the outdated institution as a carriage attempting to navigate roads built for far faster vehicles.
ترجمه: تحلیلگران این نهاد منسوخ را کالسکهای توصیف کردند که تلاش میکند در جادههایی ساختهشده برای وسایل نقلیهٔ بسیار سریعتر حرکت کند.
Officials clung to carriage-era procedures ill-suited to genuinely modern financial complexity.
ترجمه: مقامات به رویههای عصر کالسکه چسبیدند که برای پیچیدگی واقعاً مدرن مالی نامناسب بود.
Historians note the negotiators traveled by carriage to a meeting whose informal setting shaped the treaty considerably.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان با کالسکه به نشستی سفر کردند که فضای غیررسمیاش پیمان را بهطور قابلتوجهی شکل داد.
325) classic
معنی فارسی: کلاسیک
Analysts described the crisis as a classic case of regulators failing to act until intervention became unavoidable.
ترجمه: تحلیلگران این بحران را نمونهٔ کلاسیک نهادهای نظارتیای توصیف کردند که تا زمانی که مداخله اجتنابناپذیر شد، اقدام نکردند.
Officials repeated the classic mistake of treating a structural problem as a temporary, cyclical downturn.
ترجمه: مقامات اشتباه کلاسیک رفتار با مشکلی ساختاری همچون رکودی موقت و چرخهای را تکرار کردند.
Historians note the treaty followed a classic pattern of compromise that satisfied neither side entirely.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان از الگویی کلاسیک از سازش پیروی کرد که هیچیک از طرفین را کاملاً راضی نکرد.
326) commute
معنی فارسی: رفتوآمد کردن
Analysts warned that policies affecting commuting workers received considerably less attention than measures benefiting major industries.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیاستهایی که کارگران رفتوآمدکننده را تحت تأثیر قرار میداد، توجه بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ سود میرساند، دریافت کرد.
Officials underestimated how severely the reform would affect citizens who commuted long distances for work.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این اصلاحات چقدر شدید بر شهروندانی که برای کار مسافتهای طولانی رفتوآمد میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note commuting patterns shifted considerably once the treaty reopened borders that had remained closed for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند الگوهای رفتوآمد بهطور قابلتوجهی تغییر کرد به محض اینکه پیمان مرزهایی را که دههها بسته مانده بود، دوباره باز کرد.
327) confirm
معنی فارسی: تأیید کردن
Investigators confirmed evidence that directly contradicted the official narrative officials had maintained for years.
ترجمه: بازپرسان شواهدی را تأیید کردند که مستقیماً با روایت رسمیای که مقامات سالها حفظ کرده بودند، در تضاد بود.
Analysts warned against treating reassuring statements as confirmation of genuine underlying stability.
ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با بیانیههای اطمینانبخش بهعنوان تأییدی برای ثبات واقعی زیربنایی، هشدار دادند.
Historians note declassified documents confirmed negotiating dynamics considerably different from the official published record.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد رفع طبقهبندیشده پویایی مذاکراتی را که بهطور قابلتوجهی با سابقهٔ رسمی منتشرشده متفاوت بود، تأیید کرد.
328) criticize
معنی فارسی: نقد کردن
Analysts criticized the reform's narrow scope, arguing it addressed symptoms rather than genuine structural causes.
ترجمه: تحلیلگران دامنهٔ محدود این اصلاحات را نقد کردند و استدلال کردند به علائم بهجای علل واقعاً ساختاری پرداخته است.
Officials were criticized for downplaying risks that internal assessments had, for years, described in far more alarming terms.
ترجمه: مقامات بهخاطر کماهمیت جلوه دادن ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی سالها با اصطلاحات بسیار هشداردهندهتری توصیف کرده بودند، نقد شدند.
Historians note contemporaries criticized the treaty harshly, a judgment later generations would substantially revise.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند همعصران پیمان را بهشدت نقد کردند، قضاوتی که نسلهای بعدی بهطور قابلتوجهی بازبینی خواهند کرد.
329) differ
معنی فارسی: متفاوت بودن
Analysts warned that markets differ considerably in how quickly they price in genuinely unprecedented risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها در اینکه چقدر سریع ریسک واقعاً بیسابقه را قیمتگذاری میکنند، بهطور قابلتوجهی متفاوتاند.
Officials differed sharply over who bore principal responsibility for decisions with far-reaching consequences.
ترجمه: مقامات بهشدت بر سر اینکه چه کسی مسئولیت اصلی تصمیماتی با پیامدهای دوربرد را بر عهده دارد، اختلاف داشتند.
Historians note the two nations differed considerably in their interpretation of provisions both had formally signed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دو ملت در تفسیر بندهایی که هر دو رسماً امضا کرده بودند، بهطور قابلتوجهی متفاوت بودند.
330) expense
معنی فارسی: هزینه
Analysts warned that ignoring structural warnings would cost far more than the expense of addressing them now.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نادیده گرفتن هشدارهای ساختاری بسیار بیشتر از هزینهٔ پرداختن به آنها اکنون، هزینه خواهد داشت.
Officials underestimated the considerable expense the reform would ultimately impose on ordinary taxpayers.
ترجمه: مقامات هزینهٔ قابلتوجهی را که این اصلاحات سرانجام بر مالیاتدهندگان عادی تحمیل خواهد کرد، دستکم گرفتند.
Historians note the treaty's reconstruction expense far exceeded what negotiators had originally projected.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند هزینهٔ بازسازی پیمان بسیار فراتر از آنچه مذاکرهکنندگان در ابتدا پیشبینی کرده بودند، رفت.
331) formal
معنی فارسی: رسمی
Diplomats favored formal negotiation channels over the informal contacts that had repeatedly failed to produce results.
ترجمه: دیپلماتها کانالهای مذاکراتی رسمی را بر تماسهای غیررسمیای که بارها نتوانسته بودند نتیجهای تولید کنند، ترجیح دادند.
Analysts warned that formal compliance with regulations does not guarantee genuine underlying financial soundness.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند انطباق رسمی با مقررات سلامت مالی واقعی زیربنایی را تضمین نمیکند.
Historians note the treaty's formal provisions differed considerably from the informal understandings negotiators privately reached.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای رسمی پیمان بهطور قابلتوجهی با تفاهمهای غیررسمیای که مذاکرهکنندگان خصوصی به آنها رسیدند، تفاوت داشت.
332) height
معنی فارسی: اوج، ارتفاع
Analysts warned that the crisis had reached a height few models had adequately anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این بحران به اوجی رسیده بود که کمتر مدلی بهدرستی پیشبینی کرده بود.
Officials described the reform at the height of its popularity, before public skepticism considerably eroded support.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را در اوج محبوبیتش توصیف کردند، پیش از آنکه شکاکیت عمومی حمایت را بهطور قابلتوجهی تضعیف کند.
Historians note tensions reached their height just before negotiators finally achieved an unexpected breakthrough.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تنشها درست پیش از آنکه مذاکرهکنندگان سرانجام به پیشرفتی غیرمنتظره برسند، به اوج خود رسید.
333) invent
معنی فارسی: اختراع کردن
Analysts warned that officials had essentially invented statistics to support conclusions the evidence did not genuinely justify.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اساساً آماری اختراع کرده بودند تا از نتیجهگیریهایی که شواهد واقعاً توجیهشان نمیکرد، حمایت کنند.
Regulators discovered that executives had invented transactions to conceal losses from shareholders and auditors alike.
ترجمه: نهادهای نظارتی دریافتند مدیران اجرایی تراکنشهایی اختراع کرده بودند تا زیانها را از سهامداران و حسابرسان پنهان کنند.
Historians note negotiators occasionally invented face-saving formulas that allowed each side to claim victory.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان گاهی فرمولهای حفظآبرو اختراع میکردند که به هر طرف اجازه میداد ادعای پیروزی کند.
334) junior
معنی فارسی: جوان، مبتدی
Analysts noted that junior staff had raised concerns that senior leadership subsequently chose to ignore.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند کارکنان جوان نگرانیهایی مطرح کرده بودند که رهبری ارشد سپس تصمیم گرفت نادیده بگیرد.
Officials assigned junior regulators to oversight tasks that genuinely required far more seasoned expertise.
ترجمه: مقامات نهادهای نظارتی جوان را به وظایف نظارتیای گماشتند که واقعاً به تخصص بسیار باتجربهتری نیاز داشت.
Historians note a junior diplomat's private correspondence revealed negotiating dynamics official records never fully documented.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مکاتبات خصوصی یک دیپلمات جوان پویایی مذاکراتی را که سوابق رسمی هرگز کاملاً مستند نکرد، آشکار کرد.
335) labor
معنی فارسی: نیروی کار
Analysts warned that the reform placed disproportionate labor costs on industries already struggling to remain competitive.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات هزینههای نیروی کار نامتناسبی را بر صنایعی که پیشتر برای باقی ماندن در رقابت دستوپنجه نرم میکردند، تحمیل کرد.
Officials underestimated the labor required to implement reforms whose complexity proved far greater than anticipated.
ترجمه: مقامات نیروی کار موردنیاز برای اجرای اصلاحاتی که پیچیدگیاش بسیار بیشتر از پیشبینی اثبات شد، دستکم گرفتند.
Historians note the treaty's labor provisions proved harder to enforce than its more symbolic diplomatic language.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای نیروی کار پیمان اجرایشان دشوارتر از زبان دیپلماتیک نمادینترش اثبات شد.
336) mechanic
معنی فارسی: مکانیک
Analysts warned that treating a structural crisis with mechanic-style quick fixes rarely addresses genuine underlying causes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار با بحران ساختاری با راهحلهای سریع مکانیکگونه بهندرت به علل واقعاً زیربنایی میپردازد.
Officials likened the economy to a machine requiring a skilled mechanic rather than superficial, symbolic repairs.
ترجمه: مقامات اقتصاد را به ماشینی تشبیه کردند که به مکانیکی ماهر نیاز دارد نه تعمیرات سطحی و نمادین.
Historians note negotiators approached the treaty almost like mechanics, patiently adjusting provisions until the whole finally functioned.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان تقریباً همچون مکانیکها به پیمان نزدیک شدند و صبورانه بندها را تنظیم کردند تا سرانجام کل مجموعه کار کرد.
337) prime
معنی فارسی: اصلی، عمده
Analysts identified regulatory failure as the prime cause of a crisis officials initially blamed on external factors.
ترجمه: تحلیلگران شکست نظارتی را علت اصلی بحرانی شناسایی کردند که مقامات در ابتدا آن را به عوامل خارجی نسبت دادند.
Officials cited the prime minister's personal intervention as decisive in securing an agreement few thought achievable.
ترجمه: مقامات مداخلهٔ شخصی نخستوزیر را تعیینکننده در تضمین توافقی که کمتر کسی قابلدستیابی میدانست، دانستند.
Historians consider the treaty a prime example of diplomacy succeeding despite seemingly insurmountable mutual distrust.
ترجمه: مورخان پیمان را نمونهٔ برجستهٔ موفقیت دیپلماسی با وجود بیاعتمادی متقابل بهظاهر غیرقابلغلبه میدانند.
338) shift
معنی فارسی: تغییر کردن
Analysts warned that markets could shift abruptly once genuine underlying risks became fully apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها میتوانند به محض کاملاً آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی، ناگهان تغییر مسیر دهند.
Officials shifted blame onto external factors rather than acknowledging genuine domestic policy failures.
ترجمه: مقامات مسئولیت را به عوامل خارجی منتقل کردند بهجای پذیرش شکستهای واقعی سیاست داخلی.
Historians note negotiating positions shifted considerably once both sides recognized the cost of continued deadlock.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مواضع مذاکراتی بهطور قابلتوجهی تغییر کرد به محض اینکه هر دو طرف هزینهٔ بنبست مداوم را تشخیص دادند.
339) signal
معنی فارسی: نشانه، علامت
Analysts warned that officials ignored signals that internal auditors had flagged years before the crisis fully materialized.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نشانههایی را که حسابرسان داخلی سالها پیش از تحقق کامل بحران علامتگذاری کرده بودند، نادیده گرفتند.
Regulators failed to act on signals that later proved unmistakably clear in hindsight.
ترجمه: نهادهای نظارتی در واکنش به نشانههایی که بعدها با نگاه گذشته کاملاً روشن اثبات شد، شکست خوردند.
Historians note the treaty sent a signal to the broader region that lasting peace remained genuinely achievable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نشانهای به منطقهٔ گستردهتر فرستاد که صلح پایدار همچنان واقعاً قابلدستیابی است.
340) sincere
معنی فارسی: صادقانه
Officials made sincere efforts at reform, though critics argued the substance still fell considerably short.
ترجمه: مقامات تلاشهای صادقانهای برای اصلاحات کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند جوهرش همچنان بهطور قابلتوجهی کوتاه آمد.
Analysts warned against mistaking sincere-sounding rhetoric for genuine, verifiable structural change.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن لفاظی بهظاهر صادقانه با تغییر ساختاری واقعی و قابلتأیید، هشدار دادند.
Historians note the negotiator's sincere commitment to compromise distinguished him from more calculating predecessors.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تعهد صادقانهٔ مذاکرهکننده به سازش او را از اسلاف محاسبهگرتر متمایز کرد.