~12 min read · Updated Sep 14, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 18 (Advanced)

341) ability

معنی فارسی: توانایی

Analysts questioned whether the institution possessed the ability necessary to withstand a crisis of this scale.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا این نهاد توانایی لازم برای تحمل بحرانی در این مقیاس را دارد.

Officials overestimated the economy's ability to absorb shocks without meaningful structural reform.

ترجمه: مقامات توانایی اقتصاد را برای جذب شوک‌ها بدون اصلاحات ساختاری معنادار، بیش از حد برآورد کردند.

Historians credit the negotiator's rare ability to bridge positions predecessors had found genuinely irreconcilable.

ترجمه: مورخان توانایی نادر مذاکره‌کننده در پر کردن مواضعی را که اسلاف واقعاً آشتی‌ناپذیر می‌یافتند، می‌ستایند.


342) agriculture

معنی فارسی: کشاورزی

Analysts warned that neglecting agriculture would leave rural communities disproportionately exposed to the crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند غفلت از کشاورزی جوامع روستایی را به‌طور نامتناسبی در معرض بحران قرار خواهد داد.

Officials underestimated how severely the policy would affect agriculture already struggling with reduced yields.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر کشاورزی‌ای که پیش‌تر با کاهش محصول دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اثر خواهد گذاشت.

Historians note the treaty's agriculture provisions proved harder to implement than its more symbolic language.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای کشاورزی پیمان اجرایشان دشوارتر از زبان نمادین‌ترش اثبات شد.


343) cartoon

معنی فارسی: کارتون

Analysts warned against reducing a genuinely complex crisis to cartoon-like caricatures of villains and victims.

ترجمه: تحلیلگران در برابر تقلیل بحرانی واقعاً پیچیده به کاریکاتورهایی همچون کارتون از شریران و قربانیان، هشدار دادند.

Critics used biting political cartoons to convey criticism that formal statements had carefully avoided.

ترجمه: منتقدان از کارتون‌های سیاسی گزنده برای انتقال انتقادی استفاده کردند که بیانیه‌های رسمی با دقت از آن اجتناب کرده بودند.

Historians note contemporary cartoons captured public sentiment about the treaty more vividly than official records.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کارتون‌های معاصر احساسات عمومی دربارهٔ پیمان را زنده‌تر از سوابق رسمی به تصویر کشید.


344) ceiling

معنی فارسی: سقف

Analysts warned that the reform imposed a ceiling on growth that officials had failed to genuinely anticipate.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات سقفی بر رشد تحمیل کرد که مقامات واقعاً نتوانستند پیش‌بینی کنند.

Officials debated raising the debt ceiling, a decision critics argued merely postponed a reckoning.

ترجمه: مقامات دربارهٔ افزایش سقف بدهی بحث کردند، تصمیمی که منتقدان استدلال کردند صرفاً حساب‌رسی را به تعویق انداخت.

Historians note the treaty imposed a ceiling on military spending that both nations quietly circumvented.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سقفی بر هزینه‌های نظامی تحمیل کرد که هر دو ملت آرام دور زدند.


345) convince

معنی فارسی: متقاعد کردن

Officials struggled to convince a skeptical public that the reform's benefits justified its considerable costs.

ترجمه: مقامات برای متقاعد کردن عمومی شکاک به اینکه منافع این اصلاحات هزینه‌های قابل‌توجهش را توجیه می‌کند، دشواری داشتند.

Analysts warned that reassuring rhetoric alone rarely convinces markets facing genuinely substantial underlying risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش به‌تنهایی به‌ندرت بازارهایی را که با ریسک زیربنایی واقعاً قابل‌توجهی روبه‌رو هستند، متقاعد می‌کند.

Historians note the negotiator convinced reluctant colleagues through patient argument rather than dramatic appeals.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده همکاران بی‌میل را از طریق استدلال صبورانه نه درخواست‌های دراماتیک، متقاعد کرد.


346) curious

معنی فارسی: کنجکاو

Analysts remained curious about a crisis whose underlying causes defied conventional economic explanation.

ترجمه: تحلیلگران همچنان کنجکاو بحرانی بودند که علل زیربنایی‌اش از توضیح اقتصادی متعارف سرباز می‌زد.

Officials seemed curiously unwilling to examine warnings that internal auditors had raised years earlier.

ترجمه: مقامات به‌طور عجیبی نسبت به بررسی هشدارهایی که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش مطرح کرده بودند، بی‌میل به نظر می‌رسیدند.

Historians remain curious about the negotiator's ability to bridge positions seemingly beyond reasonable reconciliation.

ترجمه: مورخان همچنان کنجکاو توانایی مذاکره‌کننده در پر کردن مواضعی هستند که به‌ظاهر فراتر از هرگونه آشتی معقول بود.


347) delay

معنی فارسی: به تعویق انداختن

Officials delayed necessary reforms, a decision that later proved considerably more costly than immediate action.

ترجمه: مقامات اصلاحات ضروری را به تعویق انداختند، تصمیمی که بعدها بسیار پرهزینه‌تر از اقدام فوری اثبات شد.

Analysts warned that delaying disclosure of risks rarely produces better outcomes than transparency.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند به تعویق انداختن افشای ریسک‌ها به‌ندرت نتایج بهتری نسبت به شفافیت تولید می‌کند.

Historians note negotiators delayed signing until domestic political conditions became genuinely favorable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان امضا را به تعویق انداختند تا شرایط سیاسی داخلی واقعاً مطلوب شود.


348) diary

معنی فارسی: دفترچهٔ خاطرات

Analysts relied on a whistleblower's diary to reconstruct events officials had spent years denying.

ترجمه: تحلیلگران به دفترچهٔ خاطرات یک افشاگر متکی بودند تا رویدادهایی را که مقامات سال‌ها انکار کرده بودند، بازسازی کنند.

Officials never expected a private diary to reveal decisions they had carefully kept from public view.

ترجمه: مقامات هرگز انتظار نداشتند دفترچهٔ خصوصی‌ای تصمیماتی را که با دقت از دید عموم پنهان نگه داشته بودند، آشکار کند.

Historians note a diplomat's diary offered insight into negotiations official records never fully documented.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دفترچهٔ خاطرات یک دیپلمات بینشی دربارهٔ مذاکراتی ارائه داد که سوابق رسمی هرگز کاملاً مستند نکرد.


349) element

معنی فارسی: جزء، عنصر

Analysts identified transparency as the missing element that had prevented earlier reforms from genuinely succeeding.

ترجمه: تحلیلگران شفافیت را جزء مفقودی شناسایی کردند که مانع موفقیت واقعی اصلاحات پیشین شده بود.

Officials overlooked an element of the crisis that later proved decisive in shaping its outcome.

ترجمه: مقامات جزئی از بحران را نادیده گرفتند که بعدها در شکل‌دهی نتیجه‌اش تعیین‌کننده اثبات شد.

Historians note patience proved the decisive element in negotiations that repeatedly seemed on the verge of collapse.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند صبر جزء تعیین‌کننده در مذاکراتی بود که بارها به‌نظر می‌رسید در آستانهٔ فروپاشی است.


350) faith

معنی فارسی: ایمان، اعتماد

Analysts warned against blind faith in markets correcting themselves without genuine, sustained oversight.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اعتماد کورکورانه به اصلاح‌شدن خودبه‌خودی بازارها بدون نظارت واقعی و پایدار، هشدار دادند.

Officials asked citizens to keep faith in institutions that internal documents suggested had genuinely failed them.

ترجمه: مقامات از شهروندان خواستند به نهادهایی ایمان داشته باشند که اسناد داخلی نشان می‌داد واقعاً آن‌ها را ناامید کرده بود.

Historians note the treaty rested on a fragile faith in mutual restraint that later events considerably tested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان بر ایمانی شکننده به خویشتنداری متقابل استوار بود که رویدادهای بعدی به‌طور قابل‌توجهی آزمودش.


351) grain

معنی فارسی: غله

Analysts warned that even a grain of doubt about the reassuring figures should have prompted deeper scrutiny.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حتی ذره‌ای شک دربارهٔ ارقام اطمینان‌بخش می‌بایست بررسی عمیق‌تری را برمی‌انگیخت.

Officials manipulated grain exports as leverage during negotiations neither side wanted to publicly acknowledge.

ترجمه: مقامات صادرات غله را به‌عنوان اهرمی در مذاکراتی که هیچ‌یک از طرفین مایل به تصدیق علنی‌اش نبود، دستکاری کردند.

Historians note grain shortages fueled unrest that ultimately pressured both sides toward the negotiating table.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کمبود غله ناآرامی‌ای را دامن زد که سرانجام هر دو طرف را به سمت میز مذاکره فشار آورد.


352) greet

معنی فارسی: استقبال کردن

Officials greeted the reform's passage with confidence that later evidence considerably undermined.

ترجمه: مقامات تصویب این اصلاحات را با اطمینانی استقبال کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Analysts warned against greeting temporary indicators of calm as evidence of genuine, lasting stability.

ترجمه: تحلیلگران در برابر استقبال از شاخص‌های موقت آرامش به‌عنوان شواهدی از ثبات واقعی و پایدار، هشدار دادند.

Historians note negotiators greeted the agreement's signing with relief that its complicated legacy would later temper.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان امضای توافق را با آسودگی‌ای استقبال کردند که میراث پیچیده‌ترش بعدها به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


353) investigate

معنی فارسی: بررسی کردن

Regulators investigated allegations that internal documents would later substantially confirm.

ترجمه: نهادهای نظارتی اتهاماتی را بررسی کردند که اسناد داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد.

Analysts urged authorities to investigate risks before a crisis made doing so considerably more costly.

ترجمه: تحلیلگران از مقامات خواستند ریسک‌ها را پیش از آنکه بحرانی پرداختن به آن‌ها را به‌مراتب پرهزینه‌تر کند، بررسی کنند.

Historians note scholars who investigated declassified archives uncovered a considerably more complicated negotiating history.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند محققانی که آرشیوهای رفع طبقه‌بندی‌شده را بررسی کردند تاریخ مذاکراتی به‌مراتب پیچیده‌تری را کشف کردند.


354) joy

معنی فارسی: شادی

Analysts warned against mistaking momentary market joy for genuine, lasting structural improvement.

ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن شادی لحظه‌ای بازار با بهبود ساختاری واقعی و پایدار هشدار دادند.

Officials expressed joy over results that internal assessments described in far more cautious terms.

ترجمه: مقامات ابراز شادی از نتایجی کردند که ارزیابی‌های داخلی آن‌ها را با اصطلاحات بسیار محتاطانه‌تری توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty's signing brought genuine joy that its complicated legacy would later temper considerably.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان شادی واقعی‌ای به همراه آورد که میراث پیچیده‌ترش بعدها به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


355) label

معنی فارسی: برچسب

Analysts warned against accepting the reform's reassuring label without examining its actual, more modest substance.

ترجمه: تحلیلگران در برابر پذیرفتن برچسب اطمینان‌بخش این اصلاحات بدون بررسی جوهر واقعی و متواضع‌ترش، هشدار دادند.

Officials attached a misleading label to a policy whose actual effects proved considerably different.

ترجمه: مقامات برچسبی گمراه‌کننده به سیاستی متصل کردند که آثار واقعی‌اش به‌طور قابل‌توجهی متفاوت اثبات شد.

Historians note the treaty acquired a label of triumph that later scholarship considerably complicated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان برچسب پیروزی به دست آورد که پژوهش‌های بعدی به‌طور قابل‌توجهی پیچیده‌اش کرد.


356) monk

معنی فارسی: راهب

Analysts described the reclusive regulator as almost monk-like in his disciplined avoidance of public attention.

ترجمه: تحلیلگران نهاد نظارتی گوشه‌گیر را تقریباً همچون راهبی توصیف کردند که با نظمی از توجه عمومی اجتناب می‌کند.

Officials cited monastic archives that preserved records essential to understanding the region's early history.

ترجمه: مقامات به آرشیوهای صومعه‌ای استناد کردند که سوابق ضروری برای درک تاریخ اولیهٔ منطقه را حفظ کرده بود.

Historians note a monk's private chronicle offered a rare, unofficial account of the negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تاریخچهٔ خصوصی یک راهب روایتی نادر و غیررسمی از مذاکرات ارائه داد.


357) odd

معنی فارسی: عجیب

Analysts found it odd that officials had ignored warnings so consistently documented in internal reports.

ترجمه: تحلیلگران عجیب یافتند مقامات هشدارهایی را که چنان پیوسته در گزارش‌های داخلی مستند شده بود، نادیده گرفتند.

Officials dismissed an odd discrepancy that later investigation revealed as evidence of considerably larger fraud.

ترجمه: مقامات اختلاف عجیبی را رد کردند که تحقیق بعدی آن را شواهدی از کلاهبرداری‌ای بسیار بزرگ‌تر آشکار کرد.

Historians note the treaty's oddly worded provisions left considerable room for divergent interpretation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای عجیب‌واژه‌پردازی‌شدهٔ پیمان فضای قابل‌توجهی برای تفسیر متفاوت باقی گذاشت.


358) pause

معنی فارسی: متوقف کردن

Analysts warned that markets rarely pause for long once genuine underlying risks become apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت برای مدت طولانی توقف می‌کنند به محض اینکه ریسک‌های واقعی زیربنایی آشکار شود.

Officials paused implementation once political resistance made continuing genuinely impractical.

ترجمه: مقامات اجرا را متوقف کردند به محض اینکه مقاومت سیاسی ادامه دادنش را واقعاً غیرعملی کرد.

Historians note negotiators paused talks twice before finally reaching an agreement few believed achievable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان دو بار گفتگوها را متوقف کردند پیش از آنکه سرانجام به توافقی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، برسند.


359) priest

معنی فارسی: کشیش

Analysts noted an unusual moment when a priest's public appeal helped ease tensions officials had struggled to calm.

ترجمه: تحلیلگران به لحظه‌ای غیرمعمول اشاره کردند که درخواست عمومی یک کشیش به کاهش تنش‌هایی که مقامات برای آرام کردنشان دشواری داشتند، کمک کرد.

Officials sought a priest's counsel during negotiations whose ethical dimensions proved genuinely difficult to navigate.

ترجمه: مقامات در طول مذاکراتی که ابعاد اخلاقی‌اش واقعاً هدایتش دشوار اثبات شد، به مشورت یک کشیش متوسل شدند.

Historians note a priest's private correspondence provided insight into negotiations otherwise poorly documented.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مکاتبات خصوصی یک کشیش بینشی دربارهٔ مذاکراتی که در غیر این صورت به‌ضعف مستند شده بود، ارائه داد.


360) profession

معنی فارسی: حرفه

Analysts warned that reforms affecting an entire profession received considerably more resistance than narrowly targeted measures.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که کل یک حرفه را تحت تأثیر قرار می‌داد، مقاومت به‌مراتب بیشتری نسبت به اقدامات محدودتر دریافت کرد.

Officials underestimated how deeply the policy would divide professionals who had once shared a common purpose.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر عمیق حرفه‌ای‌هایی را که زمانی هدف مشترکی داشتند، تقسیم خواهد کرد.

Historians note negotiators drawn from diverse professions brought perspectives that shaped the treaty considerably.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگانی که از حرفه‌های متنوعی برخاسته بودند، دیدگاه‌هایی آوردند که پیمان را به‌طور قابل‌توجهی شکل داد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles