Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 22 (Advanced)
421) alarm
معنی فارسی: هشدار
Analysts warned that officials had ignored an alarm internal auditors had sounded years before the crisis fully materialized.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هشداری را که حسابرسان داخلی سالها پیش از تحقق کامل بحران به صدا درآورده بودند، نادیده گرفتند.
Regulators dismissed early alarm signals that later proved unmistakably clear in hindsight.
ترجمه: نهادهای نظارتی سیگنالهای هشدار اولیهای را که بعدها با نگاه گذشته کاملاً روشن اثبات شد، رد کردند.
Historians note the treaty sounded a quiet alarm about tensions that would resurface within a single generation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان هشدار آرامی دربارهٔ تنشهایی داد که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برآورد.
422) arrest
معنی فارسی: دستگیر کردن
Investigators arrested executives whose decisions had directly contributed to the company's near collapse.
ترجمه: بازپرسان مدیرانی را دستگیر کردند که تصمیماتشان مستقیماً به فروپاشی نزدیک شرکت کمک کرده بود.
Analysts warned that arresting a handful of individuals rarely addresses systemic institutional failure.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند دستگیری تعداد اندکی از افراد بهندرت شکست نهادی سیستمی را پرداخته میکند.
Historians note the arrest of a prominent official nearly derailed negotiations that had, until then, proceeded smoothly.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دستگیری یک مقام برجسته تقریباً مذاکراتی را که تا آن زمان بهروانی پیش رفته بود، از مسیر خارج کرد.
423) award
معنی فارسی: جایزه
Analysts warned against mistaking a public relations award for genuine, verifiable structural reform.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن جایزهٔ روابط عمومی با اصلاحات ساختاری واقعی و قابلتأیید، هشدار دادند.
Officials sought an award for a policy whose actual benefits proved considerably more modest than claimed.
ترجمه: مقامات بهدنبال جایزهای برای سیاستی بودند که منافع واقعیاش بسیار متواضعتر از ادعا اثبات شد.
Historians note the negotiator received an award decades after his quiet, largely unheralded contributions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده دههها پس از سهم آرام و عمدتاً ناشناختهاش، جایزه دریافت کرد.
424) breed
معنی فارسی: نوع، نژاد
Analysts described the crisis as a new breed of risk that conventional models had never encountered.
ترجمه: تحلیلگران این بحران را نوعی جدید از ریسک توصیف کردند که مدلهای متعارف هرگز با آن مواجه نشده بودند.
Officials warned that a breed of speculation had emerged that regulators were poorly equipped to address.
ترجمه: مقامات هشدار دادند نوعی سفتهبازی پدید آمده که نهادهای نظارتی بهخوبی برای پرداختن به آن مجهز نبودند.
Historians note the treaty produced a breed of diplomacy later negotiators repeatedly referenced.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نوعی دیپلماسی تولید کرد که مذاکرهکنندگان بعدی مکرراً به آن استناد کردند.
425) bucket
معنی فارسی: سطل
Analysts warned that the reform addressed only a bucket of symptoms rather than the crisis's genuinely underlying causes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات تنها به سطلی از علائم پرداخت نه علل واقعاً زیربنایی بحران.
Officials described the reconstruction fund as a drop in the bucket compared to what was genuinely needed.
ترجمه: مقامات صندوق بازسازی را قطرهای در سطل در مقایسه با آنچه واقعاً موردنیاز بود، توصیف کردند.
Historians note the treaty's reparations were, for the affected population, merely a bucket against an ocean of loss.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند غرامتهای پیمان برای جمعیت آسیبدیده، صرفاً سطلی در برابر اقیانوسی از زیان بود.
426) contest
معنی فارسی: رقابت
Analysts described the reform debate as a contest between competing visions of the economy's future.
ترجمه: تحلیلگران بحث اصلاحات را رقابتی میان چشماندازهای رقیب دربارهٔ آیندهٔ اقتصاد توصیف کردند.
Officials treated the negotiations as a contest to win rather than a genuine effort toward compromise.
ترجمه: مقامات با مذاکرات همچون رقابتی برای بردن رفتار کردند نه تلاشی واقعی به سمت سازش.
Historians note the treaty settled a contest that had, for generations, defined regional politics.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان رقابتی را که برای نسلها سیاست منطقهای را تعریف کرده بود، حلوفصل کرد.
427) convict
معنی فارسی: محکوم کردن
Investigators convicted executives whose testimony revealed a far wider pattern of institutional misconduct.
ترجمه: بازپرسان مدیرانی را محکوم کردند که شهادتشان الگویی بسیار گستردهتر از سوءرفتار نهادی را آشکار کرد.
Analysts warned that convicting individuals alone rarely addresses the systemic failures that enabled their misconduct.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند محکوم کردن افراد بهتنهایی بهندرت شکستهای سیستمیای را که سوءرفتارشان را ممکن ساخت، پرداخته میکند.
Historians note the tribunal convicted officials whose actions had, until then, gone largely unpunished.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دادگاه مقاماتی را محکوم کرد که اقداماتشان تا آن زمان عمدتاً بدون مجازات مانده بود.
428) festival
معنی فارسی: جشنواره
Analysts warned against treating the reform's passage as cause for festival rather than continued scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با تصویب این اصلاحات همچون دلیلی برای جشن بهجای بررسی مداوم، هشدار دادند.
Officials organized a festival to celebrate an agreement whose actual benefits proved considerably more modest than advertised.
ترجمه: مقامات جشنی برای گرامیداشت توافقی ترتیب دادند که منافع واقعیاش بسیار متواضعتر از تبلیغات اثبات شد.
Historians note a shared festival occasionally provided rare opportunities for informal contact between hostile delegations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند جشن مشترک گاهی فرصتهای نادری برای تماس غیررسمی میان هیئتهای خصمانه فراهم میکرد.
429) garage
معنی فارسی: گاراژ
Analysts joked that the reform had been assembled in a garage, hastily and without adequate expertise.
ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند این اصلاحات در گاراژی، شتابزده و بدون تخصص کافی، مونتاژ شده بود.
Officials stored inconvenient findings away, as though in a garage, rather than publicly acknowledging their implications.
ترجمه: مقامات یافتههای ناخوشایند را دور نگه داشتند، گویی در گاراژی، بهجای پذیرش علنی پیامدهایشان.
Historians note negotiators met in a modest garage-like setting whose informality unexpectedly eased tense discussions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان در محیطی متواضع شبیه گاراژ ملاقات کردند که غیررسمی بودنش بهطور غیرمنتظرهای گفتگوهای تنشآلود را تسکین داد.
430) journalist
معنی فارسی: روزنامهنگار
Analysts credited an investigative journalist with exposing practices officials had spent years concealing.
ترجمه: تحلیلگران یک روزنامهنگار تحقیقی را مسئول آشکار کردن شیوههایی میدانند که مقامات سالها پنهان کرده بودند.
Officials pressured journalists whose reporting threatened to reveal risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات به روزنامهنگارانی فشار آوردند که گزارشهایشان تهدید میکرد ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بودند، آشکار کند.
Historians note a journalist's private notes offered insight into negotiations official records never fully documented.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند یادداشتهای خصوصی یک روزنامهنگار بینشی دربارهٔ مذاکراتی ارائه داد که سوابق رسمی هرگز کاملاً مستند نکرد.
431) pup
معنی فارسی: تولهسگ
Analysts warned against treating the reform as still a pup, too immature to withstand genuine scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران در برابر رفتار با این اصلاحات همچون تولهسگی که هنوز برای بررسی واقعی بیشازحد نابالغ است، هشدار دادند.
Officials described the fledgling institution as a pup requiring careful protection from premature criticism.
ترجمه: مقامات نهاد نوپا را همچون تولهسگی توصیف کردند که نیازمند حفاظت دقیق در برابر انتقاد زودرس است.
Historians note the treaty was, in its earliest years, a mere pup of an agreement, fragile and untested.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان در نخستین سالهایش صرفاً تولهتوافقی شکننده و آزموننشده بود.
432) qualify
معنی فارسی: واجد شرایط بودن
Analysts questioned whether officials genuinely qualified to assess risks this complex had actually reviewed them.
ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا مقامات واقعاً واجد شرایط برای ارزیابی ریسکهایی به این پیچیدگی، آنها را واقعاً بازبینی کرده بودند.
Regulators failed to qualify institutions adequately before certifying them as genuinely sound.
ترجمه: نهادهای نظارتی نهادها را پیش از تأیید بهعنوان واقعاً سالم، بهدرستی واجد شرایط نکردند.
Historians note negotiators who qualified as experts in the region's history proved decisive in shaping the treaty.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگانی که بهعنوان کارشناس تاریخ منطقه واجد شرایط بودند در شکلدهی پیمان تعیینکننده اثبات شدند.
433) repair
معنی فارسی: ترمیم کردن
Officials struggled to repair public trust that years of misleading statements had systematically eroded.
ترجمه: مقامات برای ترمیم اعتماد عمومیای که سالها بیانیهٔ گمراهکننده بهطور سیستماتیک از بین برده بود، دشواری داشتند.
Analysts warned that no single reform could fully repair damage accumulated over decades of neglect.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ اصلاحات واحدی نمیتواند بهطور کامل آسیب انباشتهشده طی دههها غفلت را ترمیم کند.
Historians note the treaty attempted to repair relations that generations of hostility had severely strained.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تلاش کرد روابطی را که نسلها خصومت بهشدت تحت فشار قرار داده بود، ترمیم کند.
434) resume
معنی فارسی: از سر گرفتن
Officials resumed negotiations twice after talks had repeatedly seemed on the verge of complete collapse.
ترجمه: مقامات دو بار مذاکرات را پس از آنکه گفتگوها بارها بهنظر میرسید در آستانهٔ فروپاشی کامل است، از سر گرفتند.
Analysts warned that markets would resume volatility once temporary calm proved considerably less durable than hoped.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها نوسان را از سر خواهند گرفت به محض اینکه آرامش موقت بسیار کمتر پایدار از امید اثبات شود.
Historians note trade between the two nations resumed only decades after the treaty's original signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تجارت میان دو ملت تنها دههها پس از امضای اصلی پیمان از سر گرفته شد.
435) rob
معنی فارسی: ربودن
Analysts warned that inflation effectively robs savers of purchasing power they had spent years accumulating.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تورم عملاً پساندازکنندگان را از قدرت خریدی که سالها صرف انباشتنش کرده بودند، میرباید.
Officials were accused of robbing future generations by delaying reforms with genuinely unsustainable costs.
ترجمه: مقامات متهم شدند با به تعویق انداختن اصلاحاتی با هزینههای واقعاً ناپایدار، نسلهای آینده را غارت کردهاند.
Historians note the treaty's harsh terms were seen, by the defeated nation, as having robbed it of dignity as much as territory.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان، از دید ملت شکستخورده، به همان اندازهٔ سرزمین، غرور را نیز از آن ربوده بود.
436) slip
معنی فارسی: لغزیدن
Analysts warned that markets could slip suddenly once genuine underlying risks became fully apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها میتوانند ناگهان بلغزند به محض کاملاً آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی.
Officials let slip details that internal documents had, for years, carefully kept from public view.
ترجمه: مقامات جزئیاتی را که اسناد داخلی سالها با دقت از دید عموم پنهان نگه داشته بودند، لو دادند.
Historians note negotiators let slip concessions during informal conversations that formal sessions had never revealed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان طی گفتگوهای غیررسمی امتیازاتی را لو دادند که جلسات رسمی هرگز آشکار نکرده بود.
437) somewhat
معنی فارسی: تا حدی
Analysts described the reform as somewhat effective, though considerably less transformative than officials had publicly claimed.
ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را تا حدی مؤثر توصیف کردند، هرچند بهمراتب کمتر تحولآفرین از ادعای علنی مقامات.
Officials were somewhat reluctant to acknowledge risks that internal documents had extensively documented.
ترجمه: مقامات تا حدی بیمیل بودند به پذیرش ریسکهایی که اسناد داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود.
Historians note the treaty's significance was somewhat underappreciated by contemporaries who focused on its more visible shortcomings.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اهمیت پیمان تا حدی توسط همعصرانی که بر کاستیهای قابلمشاهدهترش تمرکز کردند، دستکم گرفته شد.
438) stable
معنی فارسی: پایدار
Analysts warned that markets appearing stable often mask considerable underlying risk few models had adequately anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که پایدار به نظر میرسند اغلب ریسک زیربنایی قابلتوجهی را که کمتر مدلی بهدرستی پیشبینی کرده، پنهان میکنند.
Officials insisted the economy remained stable, despite indicators suggesting otherwise persistent fragility.
ترجمه: مقامات اصرار داشتند اقتصاد همچنان پایدار است، با وجود شاخصهایی که شکنندگی پایدار دیگری را نشان میداد.
Historians note the treaty produced a stable peace that, while imperfect, endured considerably longer than skeptics predicted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان صلحی پایدار تولید کرد که، هرچند ناقص، بسیار طولانیتر از پیشبینی شکاکان دوام آورد.
439) tissue
معنی فارسی: بافت
Analysts warned that the reform addressed merely the tissue of the problem, not its genuinely underlying structure.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات صرفاً به بافت مشکل پرداخت نه ساختار واقعاً زیربناییاش.
Officials described institutional trust as delicate tissue that decades of scandal had considerably damaged.
ترجمه: مقامات اعتماد نهادی را همچون بافتی ظریف توصیف کردند که دههها رسوایی بهطور قابلتوجهی آسیبش زده بود.
Historians note the treaty attempted to repair the connective tissue of a region torn apart by prolonged conflict.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تلاش کرد بافت پیونددهندهٔ منطقهای را که درگیری طولانی از هم گسیخته بود، ترمیم کند.
440) yard
معنی فارسی: حیاط
Analysts warned that reforms confined to officials' own backyard rarely address genuinely systemic, widespread problems.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که محدود به حیاط خلوت خود مقامات است بهندرت مشکلات واقعاً سیستمی و گسترده را پرداخته میکند.
Officials treated the crisis as contained within their own yard, isolated from broader structural vulnerabilities.
ترجمه: مقامات با بحران همچون امری رفتار کردند که درون حیاط خودشان محدود است، منزوی از آسیبپذیریهای ساختاری گستردهتر.
Historians note negotiators met informally in a garden yard, a setting that eased otherwise tense discussions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان غیررسمی در حیاط باغی ملاقات کردند، فضایی که گفتگوهای در غیر این صورت تنشآلود را تسکین داد.