~12 min read · Updated Sep 15, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 21 (Advanced)

401) accident

معنی فارسی: حادثه

Analysts warned that treating the crisis as an isolated accident obscured its genuinely systemic causes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار با این بحران همچون حادثه‌ای منزوی، علل واقعاً سیستمی‌اش را پنهان کرد.

Officials described the scandal as an unfortunate accident rather than acknowledging deliberate, sustained misconduct.

ترجمه: مقامات این رسوایی را حادثه‌ای ناگوار توصیف کردند به‌جای پذیرش سوءرفتار عمدی و مداوم.

Historians note the treaty's signing was, in a sense, an accident of timing that few negotiators had originally planned.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان، به‌نوعی، حادثه‌ای از زمان‌بندی بود که کمتر مذاکره‌کننده‌ای در ابتدا برنامه‌ریزی کرده بود.


402) astronaut

معنی فارسی: فضانورد

Analysts joked that navigating the reform's complexity required the precision of an astronaut rather than an ordinary official.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند هدایت پیچیدگی این اصلاحات به دقت فضانوردی نیاز داشت نه یک مقام عادی.

Officials invested heavily in astronaut training programs whose practical returns proved considerably modest.

ترجمه: مقامات به‌شدت در برنامه‌های آموزش فضانوردی سرمایه‌گذاری کردند که بازده عملی‌شان به‌طور قابل‌توجهی متواضع اثبات شد.

Historians note the negotiator approached diplomacy with an astronaut's discipline, meticulous and unflappable under pressure.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده با نظم فضانوردی به دیپلماسی نزدیک شد، دقیق و خونسرد تحت فشار.


403) awake

معنی فارسی: بیدار

Analysts warned that regulators had, in effect, fallen asleep while genuinely alert oversight was desperately needed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادهای نظارتی عملاً خوابیده بودند در حالی که نظارت واقعاً هوشیار به‌شدت موردنیاز بود.

Officials stayed awake through the crisis's most critical hours, coordinating a response few had adequately prepared for.

ترجمه: مقامات در طول حساس‌ترین ساعات بحران بیدار ماندند و پاسخی را هماهنگ کردند که کمتر کسی به‌درستی برایش آماده شده بود.

Historians note negotiators remained awake through the night before finally reaching an agreement few believed achievable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان تا شب بیدار ماندند پیش از آنکه سرانجام به توافقی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، برسند.


404) courage

معنی فارسی: شجاعت

Analysts credited the whistleblower's courage with exposing practices officials had spent years concealing.

ترجمه: تحلیلگران شجاعت افشاگر را مسئول آشکار کردن شیوه‌هایی که مقامات سال‌ها پنهان کرده بودند، می‌دانند.

Officials lacked the courage to acknowledge risks that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: مقامات فاقد شجاعت پذیرش ریسک‌هایی بودند که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Historians note the negotiator's quiet courage in defying domestic pressure proved decisive in securing the treaty.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شجاعت آرام مذاکره‌کننده در مقاومت در برابر فشار داخلی در تضمین پیمان تعیین‌کننده اثبات شد.


405) float

معنی فارسی: شناور بودن

Analysts warned that markets propped up by artificial support cannot float indefinitely without genuine structural reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که با حمایت مصنوعی سرپا نگه داشته شده‌اند نمی‌توانند بدون اصلاحات ساختاری واقعی برای همیشه شناور بمانند.

Officials allowed the currency to float freely, a decision that produced considerably more volatility than anticipated.

ترجمه: مقامات اجازه دادند ارز آزادانه شناور شود، تصمیمی که نوسان بسیار بیشتری از پیش‌بینی تولید کرد.

Historians note rumors about secret negotiations floated for months before officials finally confirmed their existence.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شایعاتی دربارهٔ مذاکرات مخفی ماه‌ها شناور بود پیش از آنکه مقامات سرانجام وجودشان را تأیید کنند.


406) grant

معنی فارسی: اعطا کردن

Officials granted concessions that critics argued exceeded what the situation genuinely required.

ترجمه: مقامات امتیازاتی اعطا کردند که منتقدان استدلال کردند فراتر از آنچه شرایط واقعاً می‌طلبید بود.

Analysts warned that markets rarely grant patience to institutions lacking demonstrated transparency.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت به نهادهایی که فاقد شفافیت اثبات‌شده‌اند، صبر اعطا می‌کنند.

Historians note the treaty granted rights that had, for generations, remained a source of bitter dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان حقوقی اعطا کرد که برای نسل‌ها منبع اختلافی تلخ باقی مانده بود.


407) gravity

معنی فارسی: جدیت، جاذبه

Analysts warned that officials had underestimated the gravity of a crisis whose true scope kept expanding.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات جدیت بحرانی را که دامنهٔ واقعی‌اش همچنان گسترش می‌یافت، دست‌کم گرفته بودند.

Officials failed to convey the gravity of the situation without triggering the very panic they hoped to avoid.

ترجمه: مقامات در انتقال جدیت شرایط بدون برانگیختن همان وحشتی که امیدوار بودند اجتناب کنند، شکست خوردند.

Historians note the treaty's negotiators fully grasped the gravity of decisions whose consequences would outlast their own careers.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیمان جدیت تصمیماتی را که پیامدهایش از حرفه‌های خودشان فراتر می‌رفت، کاملاً درک می‌کردند.


408) jewel

معنی فارسی: جواهر

Analysts described the institution as a jewel that had, through years of neglect, lost much of its former luster.

ترجمه: تحلیلگران این نهاد را جواهری توصیف کردند که طی سال‌ها غفلت بخش زیادی از درخشش پیشینش را از دست داده بود.

Officials treated the agency as a jewel program, shielding it from scrutiny that other programs regularly faced.

ترجمه: مقامات با این آژانس همچون برنامه‌ای جواهرگونه رفتار کردند و از آن در برابر بررسی‌ای که برنامه‌های دیگر با آن روبه‌رو بودند، محافظت کردند.

Historians note the treaty was considered a diplomatic jewel, though later scholarship complicated that celebrated reputation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان جواهری دیپلماتیک تلقی می‌شد، هرچند پژوهش‌های بعدی آن شهرت ستوده‌شده را پیچیده‌تر کرد.


409) miner

معنی فارسی: معدن‌کار

Analysts warned that reforms affecting miners received considerably less attention than measures benefiting major industries.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که معدن‌کاران را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect miners already struggling with declining resources.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر معدن‌کارانی که پیش‌تر با کاهش منابع دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note miners' grievances played a role in the negotiations rarely acknowledged in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شکایات معدن‌کاران نقشی در مذاکرات ایفا کرد که به‌ندرت در روایت‌های رسمی تصدیق می‌شود.


410) mineral

معنی فارسی: کانی، معدنی

Analysts warned that mineral wealth alone rarely produces lasting prosperity without genuine institutional reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ثروت معدنی به‌تنهایی به‌ندرت بدون اصلاحات نهادی واقعی رفاه پایدار تولید می‌کند.

Officials underestimated how disputes over mineral rights would complicate an already difficult negotiation.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند اختلافات بر سر حقوق معدنی چقدر مذاکره‌ای پیش‌تر دشوار را پیچیده‌تر خواهد کرد.

Historians note control over mineral resources became, unexpectedly, central to the treaty's most contentious provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کنترل بر منابع معدنی به‌طور غیرمنتظره‌ای به بندهای جنجالی‌ترین پیمان تبدیل شد.


411) participate

معنی فارسی: شرکت کردن

Analysts warned that markets participating in a bubble rarely recognize the risk until the bubble bursts.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهایی که در حبابی شرکت می‌کنند به‌ندرت ریسک را تا زمان ترکیدن حباب تشخیص می‌دهند.

Officials encouraged citizens to participate in a reform whose actual benefits proved considerably more modest than promised.

ترجمه: مقامات شهروندان را تشویق کردند در اصلاحاتی شرکت کنند که منافع واقعی‌اش بسیار متواضع‌تر از وعده اثبات شد.

Historians note smaller nations participated in negotiations that larger powers had initially expected to dominate entirely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ملت‌های کوچک‌تر در مذاکراتی شرکت کردند که قدرت‌های بزرگ‌تر در ابتدا انتظار داشتند کاملاً بر آن غالب باشند.


412) permission

معنی فارسی: اجازه

Regulators granted permission for practices that internal reviews would later determine had concealed considerable risk.

ترجمه: نهادهای نظارتی اجازهٔ شیوه‌هایی را دادند که بازبینی‌های داخلی بعدها تشخیص دادند ریسک قابل‌توجهی را پنهان کرده بود.

Analysts warned that officials had acted without genuine permission from bodies meant to provide independent oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بدون اجازهٔ واقعی از نهادهایی که قرار بود نظارت مستقل ارائه دهند، عمل کرده بودند.

Historians note negotiators sought permission from domestic legislatures whose approval proved far harder to secure than anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان به‌دنبال اجازه از قوه‌های مقننهٔ داخلی بودند که تصویبشان بسیار دشوارتر از پیش‌بینی اثبات شد.


413) pour

معنی فارسی: سرازیر کردن

Analysts warned that pouring resources into visible priorities left underlying structural risks largely unaddressed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سرازیر کردن منابع به اولویت‌های قابل‌مشاهده، ریسک‌های ساختاری زیربنایی را عمدتاً پرداخته‌نشده رها کرد.

Officials poured public funds into a reform whose actual returns proved considerably more modest than promised.

ترجمه: مقامات وجوه عمومی را به اصلاحاتی سرازیر کردند که بازده واقعی‌اش بسیار متواضع‌تر از وعده اثبات شد.

Historians note investment poured into the region once the treaty reopened borders that had remained closed for decades.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سرمایه‌گذاری به محض اینکه پیمان مرزهایی را که دهه‌ها بسته مانده بود، دوباره باز کرد، به منطقه سرازیر شد.


414) raw

معنی فارسی: خام

Analysts warned against relying on raw, unverified figures that reassuring officials had failed to adequately scrutinize.

ترجمه: تحلیلگران در برابر تکیه بر ارقام خام و تأییدنشده‌ای که مقامات اطمینان‌بخش نتوانستند به‌درستی بررسی کنند، هشدار دادند.

Officials presented raw data without the context necessary to genuinely understand its troubling implications.

ترجمه: مقامات داده‌های خام را بدون زمینه‌ای که برای درک واقعی پیامدهای نگران‌کننده‌اش ضروری بود، ارائه دادند.

Historians note the treaty exposed raw tensions that decades of careful diplomacy had merely suppressed rather than resolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تنش‌های خامی را آشکار کرد که دهه‌ها دیپلماسی دقیق صرفاً سرکوبش کرده بود نه حلش.


415) satellite

معنی فارسی: ماهواره، اقماری

Analysts warned that satellite institutions, dependent on a single larger entity, rarely exercise genuine independent oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادهای اقماری که به یک نهاد بزرگ‌تر وابسته‌اند، به‌ندرت نظارت مستقل واقعی اعمال می‌کنند.

Officials relied on satellite imagery to verify compliance that ground-level inspections alone could not adequately confirm.

ترجمه: مقامات به تصاویر ماهواره‌ای برای تأیید انطباقی که بازرسی‌های زمینی به‌تنهایی نمی‌توانستند به‌درستی تأیید کنند، متکی بودند.

Historians note satellite states played a role in negotiations that larger powers often overlooked entirely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ایالت‌های اقماری نقشی در مذاکراتی ایفا کردند که قدرت‌های بزرگ‌تر اغلب کاملاً نادیده گرفتند.


416) scale

معنی فارسی: مقیاس

Analysts warned that the crisis had reached a scale few models had adequately anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این بحران به مقیاسی رسیده بود که کمتر مدلی به‌درستی پیش‌بینی کرده بود.

Officials underestimated the scale of resources genuinely required to implement the reform successfully.

ترجمه: مقامات مقیاس منابع واقعاً موردنیاز برای اجرای موفق این اصلاحات را دست‌کم گرفتند.

Historians note the treaty addressed a conflict of a scale that had, until then, seemed genuinely unmanageable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به درگیری‌ای در مقیاسی پرداخت که تا آن زمان واقعاً غیرقابل‌مدیریت به نظر می‌رسید.


417) skip

معنی فارسی: رد کردن، نادیده گرفتن

Analysts warned against skipping structural reforms in favor of superficial, symbolic measures.

ترجمه: تحلیلگران در برابر رد کردن اصلاحات ساختاری به نفع اقدامات سطحی و نمادین، هشدار دادند.

Officials skipped necessary review processes in ways that critics argued compromised genuine scrutiny.

ترجمه: مقامات فرآیندهای بازبینی ضروری را به شیوه‌هایی رد کردند که منتقدان استدلال کردند بررسی واقعی را به خطر انداخت.

Historians note negotiators could not skip provisions that domestic constituencies considered genuinely non-negotiable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان نمی‌توانستند بندهایی را که حوزه‌های داخلی واقعاً غیرقابل‌مذاکره می‌دانستند، رد کنند.


418) stretch

معنی فارسی: کشیدن، گستراندن

Analysts warned that the reform stretched institutional capacity well beyond what could be responsibly managed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات ظرفیت نهادی را بسیار فراتر از آنچه می‌توانست مسئولانه مدیریت شود، کشید.

Officials stretched the truth about the crisis's scope, a decision that later proved considerably costly.

ترجمه: مقامات حقیقت دربارهٔ دامنهٔ بحران را کشیدند، تصمیمی که بعدها بسیار پرهزینه اثبات شد.

Historians note the treaty's implementation stretched over years longer than negotiators had originally anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اجرای پیمان سال‌ها بیشتر از آنچه مذاکره‌کنندگان در ابتدا پیش‌بینی کرده بودند، کشید.


419) telescope

معنی فارسی: تلسکوپ

Analysts warned that officials needed a telescope, not a microscope, to genuinely grasp the crisis's broader implications.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به تلسکوپ نیاز داشتند نه میکروسکوپ تا واقعاً پیامدهای گسترده‌تر بحران را درک کنند.

Regulators lacked the telescope-like foresight required to anticipate risks accumulating over years of gradual neglect.

ترجمه: نهادهای نظارتی فاقد دوراندیشی تلسکوپ‌مانندی بودند که برای پیش‌بینی ریسک‌های انباشته‌شده طی سال‌ها غفلت تدریجی موردنیاز بود.

Historians note hindsight functions like a telescope, revealing patterns contemporaries could not possibly have foreseen.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نگاه گذشته همچون تلسکوپی عمل می‌کند و الگوهایی را آشکار می‌کند که هم‌عصران هرگز نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند.


420) underground

معنی فارسی: زیرزمینی

Analysts warned that risks pushed underground by inadequate oversight often resurface with considerably greater force.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسک‌هایی که با نظارت ناکافی به زیرزمین رانده می‌شوند اغلب با نیرویی به‌مراتب بیشتر دوباره سر برمی‌آورند.

Officials drove dissent underground rather than genuinely addressing the grievances that provoked it.

ترجمه: مقامات مخالفت را به زیرزمین راندند به‌جای پرداختن واقعی به شکایاتی که آن را برانگیخت.

Historians note negotiations proceeded largely underground, hidden from public view until an agreement was finally reached.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات عمدتاً زیرزمینی پیش رفت، پنهان از دید عموم تا سرانجام توافقی حاصل شد.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles