Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 27 (Advanced)
521) apology
معنی فارسی: عذرخواهی
Analysts warned that a mere apology, without genuine structural reform, rarely restores lasting public trust.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند صرف یک عذرخواهی، بدون اصلاحات ساختاری واقعی، بهندرت اعتماد عمومی پایدار را بازمیگرداند.
Officials issued a formal apology only after mounting evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات عذرخواهی رسمیای صادر کردند تنها پس از آنکه شواهد روبهرشد انکار مداوم را واقعاً غیرقابلدفاع کرد.
Historians note the treaty included no formal apology, an omission that fueled resentment for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان فاقد عذرخواهی رسمی بود، حذفی که کینه را برای نسلها دامن زد.
522) bold
معنی فارسی: جسورانه
Analysts credited the regulator's bold decision to act despite considerable political pressure to remain silent.
ترجمه: تحلیلگران تصمیم جسورانهٔ نهاد نظارتی برای اقدام با وجود فشار سیاسی قابلتوجه برای سکوت را ستودند.
Officials avoided the bold reforms that critics argued the crisis genuinely required.
ترجمه: مقامات از اصلاحات جسورانهای که منتقدان استدلال کردند بحران واقعاً به آن نیاز داشت، اجتناب کردند.
Historians note the negotiator's bold proposal initially struck colleagues as far too risky to seriously consider.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیشنهاد جسورانهٔ مذاکرهکننده در ابتدا برای همکاران بسیار پرریسک برای بررسی جدی به نظر میرسید.
523) bug
معنی فارسی: اشکال، حشره
Analysts warned that a single overlooked bug in the system's design could trigger consequences far larger than anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک اشکال نادیدهگرفتهشدهٔ واحد در طراحی سیستم میتواند پیامدهایی بسیار بزرگتر از پیشبینی برانگیزد.
Officials dismissed early warnings as minor bugs rather than symptoms of a deeper structural problem.
ترجمه: مقامات هشدارهای اولیه را اشکالاتی جزئی رد کردند نه علائمی از مشکلی عمیقتر ساختاری.
Historians note a small procedural bug in the treaty's drafting caused disputes that persisted for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اشکالی رویهای کوچک در نگارش پیمان اختلافاتی ایجاد کرد که دههها ادامه یافت.
524) capture
معنی فارسی: دربرگرفتن، اسیر کردن
Analysts warned that official statistics failed to capture the crisis's true human cost.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند آمار رسمی نتوانست هزینهٔ واقعی انسانی بحران را دربرگیرد.
Regulators struggled to capture risks accumulating across institutions with genuinely limited coordination.
ترجمه: نهادهای نظارتی برای دربرگرفتن ریسکهای در حال انباشته شدن در نهادهایی با هماهنگی واقعاً محدود، دشواری داشتند.
Historians note the treaty captured a fragile consensus that later events would considerably test.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان اجماعی شکننده را دربرگرفت که رویدادهای بعدی بهطور قابلتوجهی آزمودش.
525) duke
معنی فارسی: دوک
Analysts joked that the reform's chief architect behaved like a duke, ruling policy without genuine accountability.
ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند معمار اصلی این اصلاحات همچون دوکی رفتار میکرد که سیاست را بدون پاسخگویی واقعی حکمرانی میکند.
Officials courted powerful interests as though negotiating with feudal dukes rather than accountable institutions.
ترجمه: مقامات منافع قدرتمند را همچون مذاکره با دوکهای فئودالی بهجای نهادهای پاسخگو، دنبال کردند.
Historians note a duke's private correspondence offered insight into negotiations official records never fully documented.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مکاتبات خصوصی یک دوک بینشی دربارهٔ مذاکراتی ارائه داد که سوابق رسمی هرگز کاملاً مستند نکرد.
526) expose
معنی فارسی: آشکار کردن
Investigators exposed practices officials had spent years concealing from shareholders and regulators alike.
ترجمه: بازپرسان شیوههایی را که مقامات سالها از سهامداران و نهادهای نظارتی پنهان کرده بودند، آشکار کردند.
Analysts warned that markets eventually expose risks that reassuring rhetoric has long obscured.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها سرانجام ریسکهایی را که لفاظی اطمینانبخش مدتها پنهان کرده بود، آشکار میکنند.
Historians note declassified documents exposed negotiating dynamics considerably different from the official published record.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد رفع طبقهبندیشده پویایی مذاکراتی را که بهطور قابلتوجهی با سابقهٔ رسمی منتشرشده متفاوت بود، آشکار کرد.
527) guilty
معنی فارسی: گناهکار
Investigators found executives guilty of decisions that had directly contributed to the company's near collapse.
ترجمه: بازپرسان مدیران اجرایی را در تصمیماتی که مستقیماً به فروپاشی نزدیک شرکت کمک کرده بود، گناهکار یافتند.
Analysts warned against assuming any single guilty party bore full responsibility for a genuinely systemic failure.
ترجمه: تحلیلگران در برابر فرض اینکه هر یک از طرفین گناهکار بهتنهایی مسئولیت کامل شکستی واقعاً سیستمی را بر عهده دارد، هشدار دادند.
Historians note the treaty's guilt clause fueled resentment that later conflicts would exploit.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بند تقصیر پیمان کینهای را دامن زد که درگیریهای بعدی از آن بهرهبرداری کردند.
528) hire
معنی فارسی: استخدام کردن
Officials hired consultants whose reassuring reports later proved considerably less rigorous than advertised.
ترجمه: مقامات مشاورانی استخدام کردند که گزارشهای اطمینانبخششان بعدها بسیار کمتر دقیق از تبلیغات اثبات شد.
Analysts warned that institutions hiring compliance officers without genuine independence rarely achieve meaningful oversight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادهایی که افسران انطباق را بدون استقلال واقعی استخدام میکنند بهندرت نظارت معناداری به دست میآورند.
Historians note negotiators hired historians and legal experts to help navigate disputes with centuries-old roots.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان مورخان و کارشناسان حقوقی را استخدام کردند تا در هدایت اختلافاتی با ریشههای قرنها پیش کمک کنند.
529) innocent
معنی فارسی: بیگناه
Analysts warned against assuming markets are innocent bystanders rather than active participants in a developing crisis.
ترجمه: تحلیلگران در برابر فرض اینکه بازارها ناظرانی بیگناه بهجای شرکتکنندگانی فعال در بحرانی در حال شکلگیری هستند، هشدار دادند.
Officials insisted the institution was innocent of wrongdoing that internal documents would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات اصرار داشتند این نهاد از سوءرفتاری که اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد، بیگناه بود.
Historians note the treaty's harsh terms punished an entire population, innocent and guilty alike, for a war few had chosen.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان کل جمعیتی را، بیگناه و گناهکار یکسان، برای جنگی که کمتر کسی انتخاب کرده بود، مجازات کرد.
530) language
معنی فارسی: زبان
Analysts warned that vague language in the reform left considerable room for interpretation neither side had intended.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زبان مبهم این اصلاحات فضای قابلتوجهی برای تفسیری که هیچ طرفی قصدش را نداشت، باقی گذاشت.
Officials chose language carefully, aware that a single ambiguous phrase could reignite tensions.
ترجمه: مقامات زبان را با دقت انتخاب کردند، آگاه از اینکه یک عبارت مبهم واحد میتواند تنشها را دوباره برانگیزد.
Historians note the treaty's ambiguous language became a source of dispute that persisted for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان مبهم پیمان به منبع اختلافی تبدیل شد که برای نسلها ادامه یافت.
531) minister
معنی فارسی: وزیر
Analysts credited the minister's quiet diplomacy with achieving an agreement more confrontational predecessors had failed to reach.
ترجمه: تحلیلگران دیپلماسی آرام وزیر را مسئول دستیابی به توافقی میدانند که اسلاف مقابلهجویتر نتوانسته بودند به آن برسند.
Officials pressured the minister to downplay risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات به وزیر فشار آوردند ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، کماهمیت جلوه دهد.
Historians note the minister's private diary offered insight into negotiations official records never fully captured.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دفترچهٔ خصوصی وزیر بینشی دربارهٔ مذاکراتی ارائه داد که سوابق رسمی هرگز کاملاً دربرنگرفت.
532) ordinary
معنی فارسی: معمولی
Analysts warned that treating an extraordinary risk as an ordinary fluctuation rarely ends well for markets.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رفتار با ریسکی خارقالعاده همچون نوسانی معمولی بهندرت برای بازارها خوب پایان مییابد.
Officials described the crisis as an ordinary downturn, a characterization later evidence would substantially undermine.
ترجمه: مقامات این بحران را رکودی معمولی توصیف کردند، توصیفی که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفش کرد.
Historians note the treaty's language, though seemingly ordinary, concealed provisions of considerable strategic significance.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان پیمان، هرچند ظاهراً معمولی، بندهایی با اهمیت استراتژیک قابلتوجه را پنهان میکرد.
533) permanent
معنی فارسی: دائمی
Analysts warned that officials treated what proved to be a permanent structural shift as merely temporary.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با آنچه سرانجام تغییری ساختاری و دائمی اثبات شد، صرفاً همچون موقتی رفتار کردند.
Officials promised permanent reforms whose actual durability proved considerably more fragile than advertised.
ترجمه: مقامات اصلاحات دائمیای وعده دادند که دوام واقعیاش بسیار شکنندهتر از تبلیغات اثبات شد.
Historians note the treaty aimed for a permanent peace that later events would substantially complicate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان هدفش صلحی دائمی بود که رویدادهای بعدی بهطور قابلتوجهی پیچیدهاش کرد.
534) preserve
معنی فارسی: حفظ کردن
Officials preserved practices that internal reviews had described as fundamentally inadequate for years.
ترجمه: مقامات شیوههایی را حفظ کردند که بازبینیهای داخلی سالها آنها را اساساً ناکافی توصیف کرده بودند.
Analysts warned that preserving the status quo rarely serves institutions facing genuinely unprecedented risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حفظ وضع موجود بهندرت به نهادهایی که با ریسک واقعاً بیسابقه روبهرو هستند، خدمت میکند.
Historians note negotiators worked to preserve a fragile consensus that later events would considerably test.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان برای حفظ اجماعی شکننده تلاش کردند که رویدادهای بعدی بهطور قابلتوجهی آزمودش.
535) pronounce
معنی فارسی: اعلام کردن، تلفظ کردن
Analysts warned against officials pronouncing the crisis over before underlying risks were genuinely addressed.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اعلام پایان بحران توسط مقامات پیش از پرداختن واقعی به ریسکهای زیربنایی، هشدار دادند.
Regulators pronounced institutions sound that internal reviews would later determine had concealed considerable risk.
ترجمه: نهادهای نظارتی نهادهایی را سالم اعلام کردند که بازبینیهای داخلی بعدها تشخیص دادند ریسک قابلتوجهی را پنهان کرده بود.
Historians note the tribunal pronounced judgments that shaped the region's politics for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دادگاه احکامی صادر کرد که سیاست منطقه را برای دههها شکل داد.
536) resemble
معنی فارسی: شبیه بودن
Analysts warned that the current crisis resembled earlier ones in ways officials had persistently downplayed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بحران کنونی به شیوههایی که مقامات پیوسته کماهمیت جلوه داده بودند، شبیه بحرانهای پیشین بود.
Officials insisted the situation resembled nothing seen before, a claim later evidence would substantially undermine.
ترجمه: مقامات اصرار داشتند این شرایط شبیه هیچچیز دیدهشدهای پیشتر نیست، ادعایی که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفش کرد.
Historians note the treaty's structure resembled earlier agreements that had, ultimately, failed to hold.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند ساختار پیمان شبیه توافقاتی پیشین بود که سرانجام نتوانستند دوام بیاورند.
537) symptom
معنی فارسی: علامت، نشانه
Analysts warned that officials treated market volatility as the disease rather than a symptom of deeper structural problems.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با نوسان بازار همچون بیماری بهجای علامتی از مشکلات عمیقتر ساختاری رفتار کردند.
Officials addressed visible symptoms while leaving the crisis's genuinely underlying causes largely unaddressed.
ترجمه: مقامات به علائم قابلمشاهده پرداختند در حالی که علل واقعاً زیربنایی بحران را عمدتاً پرداختهنشده رها کردند.
Historians note the treaty addressed symptoms of conflict rather than the deeper grievances that had caused it.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به علائم درگیری پرداخت نه شکایات عمیقتری که آن را ایجاد کرده بود.
538) tobacco
معنی فارسی: تنباکو
Analysts warned that reforms affecting tobacco farmers received considerably less attention than measures benefiting major industries.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که کشاورزان تنباکو را تحت تأثیر قرار میداد، توجه بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ سود میرساند، دریافت کرد.
Officials underestimated how severely the policy would affect tobacco producers already struggling with falling demand.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر تولیدکنندگان تنباکو که پیشتر با کاهش تقاضا دستوپنجه نرم میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note tobacco exports became, unexpectedly, a point of leverage in negotiations neither side wanted to publicly acknowledge.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند صادرات تنباکو بهطور غیرمنتظرهای به نقطهٔ اهرم در مذاکراتی تبدیل شد که هیچیک از طرفین مایل به تصدیق علنیاش نبود.
539) twin
معنی فارسی: دوقلو
Analysts described the crisis as the twin of an earlier one, driven by strikingly similar underlying causes.
ترجمه: تحلیلگران این بحران را دوقلوی بحرانی پیشین توصیف کردند که با علل زیربنایی بهطرز چشمگیری مشابهی هدایت میشد.
Officials treated the two scandals as unrelated, though internal documents revealed they were, in effect, twins.
ترجمه: مقامات با دو رسوایی همچون بیارتباط رفتار کردند، هرچند اسناد داخلی آشکار کرد آنها عملاً دوقلو بودند.
Historians note the treaty gave rise to twin institutions whose overlapping mandates later proved a source of confusion.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به نهادهای دوقلویی منجر شد که مأموریتهای همپوشانشان بعدها منبع سردرگمی اثبات شد.
540) witch
معنی فارسی: جادوگر
Analysts warned against a witch hunt that scapegoated individuals rather than addressing genuinely systemic failure.
ترجمه: تحلیلگران در برابر شکار جادوگرانی که افراد را بهجای پرداختن به شکست واقعاً سیستمی، قربانی میکرد، هشدار دادند.
Officials faced accusations of conducting a witch hunt against critics whose warnings later proved considerably accurate.
ترجمه: مقامات با اتهاماتی به انجام شکار جادوگران علیه منتقدانی که هشدارهایشان بعدها بسیار دقیق اثبات شد، روبهرو شدند.
Historians note the treaty ended a period contemporaries had, with dark irony, likened to a witch hunt against dissenters.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان دورهای را که همعصران با طعنهای تلخ آن را به شکار جادوگران علیه مخالفان تشبیه کرده بودند، پایان داد.