Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 29 (Advanced)
561) bomb
معنی فارسی: بمب
Analysts warned that the scandal was a bomb waiting to detonate once its full scope became known.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این رسوایی بمبی بود که منتظر منفجر شدن به محض آشکار شدن دامنهٔ کاملش بود.
Officials described the leaked report as a bomb that internal assessments had defused too late to matter.
ترجمه: مقامات گزارش افشاشده را بمبی توصیف کردند که ارزیابیهای داخلی بیشازحد دیر خنثی کرده بودند.
Historians note the treaty addressed reparations following a bombing campaign that had devastated the region for years.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به غرامتهای ناشی از کارزار بمبارانای پرداخت که سالها منطقه را ویران کرده بود.
562) certificate
معنی فارسی: گواهی
Analysts warned that officials had issued a certificate of compliance despite evidence directly contradicting it.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات گواهی انطباقی صادر کرده بودند با وجود شواهدی که مستقیماً با آن در تضاد بود.
Officials granted certificates that internal reviews later found had been issued without genuine verification.
ترجمه: مقامات گواهیهایی اعطا کردند که بازبینیهای داخلی بعدها دریافتند بدون تأیید واقعی صادر شده بودند.
Historians note a preserved certificate from the negotiations offered scholars unexpected insight into procedural formalities.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند گواهی حفظشدهای از مذاکرات بینشی غیرمنتظره دربارهٔ تشریفات رویهای برای محققان ارائه داد.
563) circumstance
معنی فارسی: شرایط
Analysts warned that officials treated a preventable crisis as an unfortunate circumstance beyond their control.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحرانی قابلپیشگیری همچون شرایطی نامساعد فراتر از کنترلشان رفتار کردند.
Officials cited difficult circumstances to explain failures that internal documents showed had been genuinely foreseeable.
ترجمه: مقامات به شرایط دشوار استناد کردند تا شکستهایی را که اسناد داخلی نشان دادند واقعاً قابلپیشبینی بودند، توضیح دهند.
Historians note the treaty was negotiated under circumstances that made compromise considerably more urgent than usual.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تحت شرایطی مذاکره شد که سازش را بهمراتب فوریتر از حد معمول ساخت.
564) coffin
معنی فارسی: تابوت
Analysts warned that reassuring statements would be the final nail in the coffin of public trust.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش آخرین میخ در تابوت اعتماد عمومی خواهد بود.
Officials watched the reform's coffin close once evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات شاهد بسته شدن تابوت این اصلاحات بودند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کرد.
Historians note the treaty was signed as the region emerged from a conflict that had filled countless coffins.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان زمانی امضا شد که منطقه از درگیریای که تابوتهای بیشماری را پر کرده بود، بیرون میآمد.
565) cope
معنی فارسی: مقابله کردن
Analysts warned that officials had failed to cope with risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در مقابله با ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.
Officials struggled to cope with a crisis whose scale internal documents had predicted years earlier.
ترجمه: مقامات برای مقابله با بحرانی که مقیاسش را اسناد داخلی سالها پیش پیشبینی کرده بود، دشواری داشتند.
Historians note negotiators coped with immense pressure throughout talks that had, at several points, seemed genuinely doomed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان با فشار عظیمی در سراسر گفتگوهایی که در چندین نقطه واقعاً محکوم به فنا به نظر میرسید، مقابله کردند.
566) criticism
معنی فارسی: انتقاد
Analysts warned that officials dismissed criticism that later proved entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات انتقادی را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، رد کرده بودند.
Officials faced criticism they privately acknowledged had been fair, though publicly they denied it.
ترجمه: مقامات با انتقادی روبهرو شدند که خصوصی پذیرفتند منصفانه بوده است، هرچند علناً آن را انکار کردند.
Historians note the treaty's harshest provisions drew criticism from contemporaries who considered them genuinely excessive.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سختترین بندهای پیمان انتقاد همعصرانی را جلب کرد که آنها را واقعاً افراطی میدانستند.
567) devastate
معنی فارسی: ویران کردن
Analysts warned that unchecked risks would devastate an economy officials had persistently underestimated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکهای بدون کنترل اقتصادی را که مقامات پیوسته دستکم گرفته بودند، ویران خواهد کرد.
Officials watched the scandal devastate public trust that had taken decades to build.
ترجمه: مقامات شاهد ویران شدن اعتماد عمومیای بودند که دههها طول کشیده بود تا ساخته شود.
Historians note the conflict devastated the region for years before negotiations finally produced the treaty.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند درگیری سالها منطقه را ویران کرد پیش از آنکه مذاکرات سرانجام پیمان را تولید کنند.
568) frown
معنی فارسی: اخم کردن
Analysts frowned at reassuring statements that directly contradicted evidence they had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران در برابر بیانیههای اطمینانبخشی که مستقیماً با شواهدی که بهطور گسترده مستند کرده بودند، در تضاد بود، اخم کردند.
Officials frowned upon criticism they later privately acknowledged had been entirely justified.
ترجمه: مقامات به انتقادی اخم کردند که بعدها خصوصی پذیرفتند کاملاً موجه بوده است.
Historians note negotiators frowned at a last-minute demand that nearly derailed the entire agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان به خواستهای در آخرین لحظه که تقریباً کل توافق را از مسیر خارج کرد، اخم کردند.
569) gaze
معنی فارسی: خیره شدن
Analysts warned that officials gazed at reassuring statistics rather than confronting genuinely troubling underlying data.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به آمار اطمینانبخش خیره شدند بهجای رویارویی با دادههای زیربنایی واقعاً نگرانکننده.
Officials gazed past warnings that internal assessments would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات به هشدارهایی خیره شدند که ارزیابیهای داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد.
Historians note negotiators gazed across a diplomatic divide that had, until then, seemed genuinely unbridgeable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان از میان شکافی دیپلماتیک خیره شدند که تا آن زمان واقعاً غیرقابلپلزدن به نظر میرسید.
570) glance
معنی فارسی: نگاه گذرا
Analysts warned that officials gave only a passing glance to risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها نگاهی گذرا به ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، انداختند.
Officials glanced at the data without genuinely engaging with its troubling implications.
ترجمه: مقامات نگاهی به دادهها انداختند بدون درگیر شدن واقعی با پیامدهای نگرانکنندهاش.
Historians note a single glance exchanged between negotiators signaled a breakthrough that formal statements had not yet announced.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نگاهی واحد میان مذاکرهکنندگان پیشرفتی را نشان داد که بیانیههای رسمی هنوز اعلامش نکرده بودند.
571) grief
معنی فارسی: اندوه
Analysts warned that officials treated public grief over the crisis as a temporary inconvenience rather than a genuine reckoning.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با اندوه عمومی نسبت به بحران همچون ناراحتی موقتی بهجای محاسبهای واقعی رفتار کردند.
Officials expressed grief over losses that internal assessments had extensively documented for years.
ترجمه: مقامات اندوهی نسبت به زیانهایی ابراز کردند که ارزیابیهای داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود.
Historians note the treaty's harsh terms compounded grief that later conflicts would directly exploit.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان اندوهی را تشدید کرد که درگیریهای بعدی مستقیماً از آن بهرهبرداری کردند.
572) groom
معنی فارسی: داماد
Analysts joked that officials treated the reform like a nervous groom, publicly confident but privately doubtful.
ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مقامات با این اصلاحات همچون دامادی مضطرب، علناً مطمئن اما خصوصی مردد، رفتار کردند.
Officials described the new agency as the groom of a genuine institutional transformation still years away.
ترجمه: مقامات آژانس جدید را دامادی از تحولی واقعی نهادی که هنوز سالها فاصله داشت، توصیف کردند.
Historians note a negotiator once compared the fragile agreement to a groom's cold feet before a wedding.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندهای زمانی توافق شکننده را با تردید دامادی پیش از عروسی مقایسه کرد.
573) license
معنی فارسی: مجوز
Analysts warned that officials had granted a license to institutions that internal reviews described as fundamentally inadequate.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مجوزی به نهادهایی اعطا کرده بودند که بازبینیهای داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند.
Officials revoked a license only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.
ترجمه: مقامات مجوزی را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد بیعملی سیاسی مداوم را غیرقابلدفاع کرد، لغو کردند.
Historians note the treaty granted licenses for trade that later proved genuinely difficult to enforce.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان مجوزهایی برای تجارت اعطا کرد که بعدها اجرایشان واقعاً دشوار اثبات شد.
574) microscope
معنی فارسی: میکروسکوپ
Analysts warned that officials had never placed the reform under genuine microscope-level scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هرگز این اصلاحات را زیر ذرهبین بررسی واقعی قرار نداده بودند.
Officials examined the crisis under a microscope only after evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات بحران را زیر ذرهبین تنها پس از آنکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، بررسی کردند.
Historians note scholars later placed the treaty under a microscope, revealing compromises far messier than its polished text suggested.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند محققان بعدها پیمان را زیر ذرهبین قرار دادند و سازشهایی بهمراتب آشفتهتر از آنچه متن پرداختهشدهاش نشان میداد، آشکار کردند.
575) nuclear
معنی فارسی: هستهای
Analysts warned that officials treated the crisis as a nuclear option, ignoring more measured alternatives.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحران همچون گزینهای هستهای رفتار کردند و گزینههای سنجیدهتر را نادیده گرفتند.
Officials underestimated the nuclear-level impact the policy would have on communities already struggling economically.
ترجمه: مقامات تأثیر در سطح هستهایای را که این سیاست بر جوامعی که پیشتر دستوپنجه نرم میکردند، خواهد گذاشت، دستکم گرفتند.
Historians note negotiators addressed nuclear disarmament provisions that later proved genuinely difficult to verify.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان به بندهای خلع سلاح هستهای پرداختند که بعدها راستیآزماییشان واقعاً دشوار اثبات شد.
576) portray
معنی فارسی: به تصویر کشیدن
Analysts warned that officials portrayed a reassuring picture of an economy internal assessments described far more critically.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تصویری اطمینانبخش از اقتصادی به تصویر کشیدند که ارزیابیهای داخلی بسیار انتقادیتر توصیف میکرد.
Officials portrayed the reform as a triumph that later evidence would substantially undermine.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را پیروزیای به تصویر کشیدند که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تضعیفش کرد.
Historians note the treaty was portrayed as a diplomatic triumph, a characterization later scholarship considerably tempered.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان پیروزی دیپلماتیکی به تصویر کشیده شد، توصیفی که پژوهشهای بعدی بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.
577) rotate
معنی فارسی: چرخاندن
Analysts warned that officials rotated blame among departments rather than genuinely addressing systemic failures.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مسئولیت را میان دپارتمانها چرخاندند بهجای پرداختن واقعی به شکستهای سیستمی.
Officials rotated staff through positions in ways that critics argued avoided genuine accountability.
ترجمه: مقامات کارکنان را از میان مناصب به شیوههایی چرخاندند که منتقدان استدلال کردند از پاسخگویی واقعی اجتناب میکرد.
Historians note negotiators rotated through several venues before finally settling on a location for the signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان از میان چندین مکان چرخیدند پیش از آنکه سرانجام مکانی برای امضا مستقر کنند.
578) souvenir
معنی فارسی: سوغات
Analysts warned that the reform amounted to little more than a souvenir of good intentions, without lasting substance.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات چیزی بیش از سوغاتی از نیتهای خوب، بدون جوهر پایدار، نبود.
Officials kept a souvenir report of the crisis while the underlying problems remained genuinely unaddressed.
ترجمه: مقامات گزارشی سوغاتی از بحران را نگه داشتند در حالی که مشکلات زیربنایی واقعاً پرداختهنشده باقی ماند.
Historians note negotiators exchanged small souvenirs as gestures of goodwill during a particularly difficult session.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان سوغاتهای کوچکی را بهعنوان ژستهای حسننیت در جلسهای دشوار رد و بدل کردند.
579) submarine
معنی فارسی: زیردریایی
Analysts warned that risks moved beneath public view like a submarine, undetected until surfacing dramatically.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکها همچون زیردریایی زیر دید عمومی حرکت میکردند، شناسایینشده تا زمان ظهور نمایشی.
Officials described the scandal's exposure as a submarine strike against an institution that felt genuinely unprepared.
ترجمه: مقامات افشای رسوایی را حملهٔ زیردریاییای به نهادی توصیف کردند که واقعاً احساس آمادگی نمیکرد.
Historians note disputes over submarine capabilities became unexpectedly central to the treaty's most contentious negotiations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اختلافات بر سر قابلیتهای زیردریایی بهطور غیرمنتظرهای به محور جنجالیترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.
580) trace
معنی فارسی: ردیابی کردن
Analysts warned that officials could trace the crisis's origins to decisions made years before public acknowledgment.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات میتوانستند خاستگاه بحران را به تصمیماتی که سالها پیش از پذیرش عمومی گرفته شده بود، ردیابی کنند.
Regulators traced transactions specifically designed to conceal losses from shareholders and auditors alike.
ترجمه: نهادهای نظارتی تراکنشهایی را ردیابی کردند که مخصوصاً برای پنهان کردن زیانها از سهامداران و حسابرسان طراحی شده بود.
Historians note scholars traced the treaty's core provisions to a compromise proposed almost as an afterthought.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند محققان بندهای هستهٔ پیمان را به سازشی ردیابی کردند که تقریباً بهعنوان فکری بعدی پیشنهاد شد.