Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 30 (Advanced)
581) coastline
معنی فارسی: خط ساحلی
Analysts warned that reforms affecting coastline communities received considerably less attention than measures benefiting inland industries.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که جوامع ساحلی را تحت تأثیر قرار میداد، توجه بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع داخلی سود میرساند، دریافت کرد.
Officials underestimated how severely the policy would affect coastline economies already struggling with erosion and rising costs.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر اقتصادهای ساحلیای که پیشتر با فرسایش و افزایش هزینهها دستوپنجه نرم میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note disputes over a contested coastline became central to the treaty's most consequential negotiations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اختلافات بر سر خط ساحلی مورد مناقشه به محور پیامدآمیزترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.
582) deter
معنی فارسی: بازداشتن
Analysts warned that reassuring statements did nothing to deter risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش هیچ کاری برای بازداشتن ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نکرد.
Officials hoped stricter penalties would deter practices that had, for years, gone genuinely unchecked.
ترجمه: مقامات امیدوار بودند مجازاتهای سختتر شیوههایی را که سالها واقعاً بدون کنترل ادامه داشت، بازدارد.
Historians note the treaty's provisions failed to deter tensions that would resurface within a single generation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای پیمان نتوانست تنشهایی را که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد، بازدارد.
583) devise
معنی فارسی: طراحی کردن
Analysts warned that officials had devised reassuring statistics rather than confronting genuinely troubling underlying data.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آمار اطمینانبخش را طراحی کرده بودند بهجای رویارویی با دادههای زیربنایی واقعاً نگرانکننده.
Officials devised a plan whose actual scope proved considerably narrower than the crisis genuinely required.
ترجمه: مقامات طرحی را طراحی کردند که دامنهٔ واقعیاش بسیار محدودتر از آنچه بحران واقعاً میطلبید، اثبات شد.
Historians note negotiators devised a compromise that satisfied neither delegation completely but avoided complete collapse.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان سازشی را طراحی کردند که هیچیک از هیئتها را کاملاً راضی نکرد اما از فروپاشی کامل جلوگیری کرد.
584) distance
معنی فارسی: فاصله
Analysts warned that officials kept a genuine distance from evidence that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فاصلهای واقعی از شواهدی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، حفظ کردند.
Officials maintained distance from a scandal that internal documents would later directly link to their decisions.
ترجمه: مقامات از رسواییای که اسناد داخلی بعدها مستقیماً به تصمیماتشان پیوند دادند، فاصله گرفتند.
Historians note the geographical distance between negotiating capitals genuinely complicated the treaty's drafting process.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند فاصلهٔ جغرافیایی میان پایتختهای مذاکرهکننده فرآیند پیشنویس پیمان را واقعاً پیچیده کرد.
585) expertise
معنی فارسی: تخصص
Analysts warned that officials lacked the expertise genuinely required to evaluate risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فاقد تخصصی بودند که واقعاً برای ارزیابی ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، موردنیاز بود.
Officials claimed expertise that internal reviews later found had been considerably overstated.
ترجمه: مقامات ادعای تخصصی کردند که بازبینیهای داخلی بعدها دریافتند بهطور قابلتوجهی اغراقآمیز بوده است.
Historians note a negotiator's rare expertise in maritime law proved genuinely decisive in resolving a contentious clause.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تخصص نادر مذاکرهکنندهای در حقوق دریایی واقعاً در حل بندی جنجالی تعیینکننده اثبات شد.
586) fracture
معنی فارسی: شکاف، شکستگی
Analysts warned that a fracture within the coalition threatened reforms that internal assessments described as genuinely fragile.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شکافی درون ائتلاف، اصلاحاتی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً شکننده توصیف کرده بودند، تهدید کرد.
Officials downplayed a fracture in relations that internal documents would later reveal as considerably more serious than acknowledged.
ترجمه: مقامات شکافی در روابط را کماهمیت جلوه دادند که اسناد داخلی بعدها آشکار کرد بهمراتب جدیتر از پذیرفتهشده بود.
Historians note the treaty failed to heal a fracture between negotiating nations that would resurface within a single generation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نتوانست شکافی میان ملتهای مذاکرهکننده را که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد، ترمیم کند.
587) headache
معنی فارسی: سردرد
Analysts warned that officials treated a serious crisis as a minor headache rather than a genuinely urgent matter.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحرانی جدی همچون سردردی جزئی بهجای موضوعی واقعاً فوری رفتار کردند.
Officials described the reform's implementation as a logistical headache that internal assessments suggested was genuinely more severe.
ترجمه: مقامات اجرای این اصلاحات را سردردی لجستیکی توصیف کردند که ارزیابیهای داخلی نشان دادند واقعاً شدیدتر بود.
Historians note the treaty's ambiguous language created headaches for interpreters that persisted for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان مبهم پیمان سردردهایی برای مفسران ایجاد کرد که برای نسلها ادامه یافت.
588) implement
معنی فارسی: اجرا کردن
Analysts warned that officials had failed to implement reforms that internal assessments described as genuinely necessary.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در اجرای اصلاحاتی که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری توصیف کرده بودند، شکست خورده بودند.
Officials implemented a policy whose actual costs internal assessments described far more critically than announced.
ترجمه: مقامات سیاستی را اجرا کردند که هزینههای واقعیاش را ارزیابیهای داخلی بسیار انتقادیتر از اعلامشده توصیف میکرد.
Historians note negotiators implemented provisions gradually, wary of provoking domestic backlash with sudden change.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بندها را بهتدریج اجرا کردند، محتاط از برانگیختن واکنش داخلی با تغییری ناگهانی.
589) insight
معنی فارسی: بینش
Analysts warned that officials ignored insight from internal auditors that would later prove entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بینش حسابرسان داخلی را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، نادیده گرفتند.
Officials dismissed insight that internal documents had extensively documented but never publicly disclosed.
ترجمه: مقامات بینشی را رد کردند که اسناد داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود اما هرگز علناً افشا نکرده بود.
Historians note a preserved diary offered scholars unexpected insight into the treaty's true negotiations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دفترچهای حفظشده بینشی غیرمنتظره دربارهٔ مذاکرات واقعی پیمان برای محققان ارائه داد.
590) limb
معنی فارسی: شاخه، اندام
Analysts warned that officials had gone out on a limb with reassuring statements that internal assessments directly contradicted.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بیانیههای اطمینانبخشی که ارزیابیهای داخلی مستقیماً با آن در تضاد بود، ریسک بزرگی کرده بودند.
Officials risked going out on a limb by dismissing warnings that later proved entirely justified.
ترجمه: مقامات با رد کردن هشدارهایی که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، ریسک بزرگی کردند.
Historians note negotiators recognized how far out on a limb they had gone in proposing such a radical compromise.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان تشخیص دادند چقدر ریسک بزرگی با پیشنهاد چنین سازش رادیکالی کرده بودند.
591) might
معنی فارسی: قدرت
Analysts warned that officials relied on institutional might rather than genuine, evidence-based reform.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به قدرت نهادی بهجای اصلاحات واقعی و مبتنی بر شواهد متکی بودند.
Officials demonstrated their might by dismissing critics rather than genuinely engaging with valid concerns.
ترجمه: مقامات قدرت خود را با رد کردن منتقدان بهجای درگیر شدن واقعی با نگرانیهای معتبر نشان دادند.
Historians note the treaty redistributed military might in ways that later proved genuinely difficult to enforce.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان قدرت نظامی را به شیوههایی توزیع مجدد کرد که بعدها اجرایشان واقعاً دشوار اثبات شد.
592) optimism
معنی فارسی: خوشبینی
Analysts warned that official optimism concealed a far more troubling underlying reality.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خوشبینی رسمی واقعیتی بهمراتب نگرانکنندهتر را پنهان کرد.
Officials expressed optimism that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات خوشبینیای ابراز کردند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف میکرد.
Historians note the treaty was signed amid optimism that later events would substantially temper.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان در میان خوشبینیای امضا شد که رویدادهای بعدی بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.
593) proficient
معنی فارسی: ماهر
Analysts warned that officials were less proficient at genuine crisis management than at reassuring public statements.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در مدیریت واقعی بحران کمتر ماهر بودند تا در بیانیههای عمومی اطمینانبخش.
Officials claimed to be proficient in handling the reform, though internal reviews suggested otherwise significant gaps.
ترجمه: مقامات ادعا کردند در مدیریت این اصلاحات ماهرند، هرچند بازبینیهای داخلی شکافهای قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Historians note a proficient negotiator's private diplomacy proved genuinely decisive in securing the treaty's final provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دیپلماسی خصوصی مذاکرهکنندهای ماهر واقعاً در تضمین بندهای نهایی پیمان تعیینکننده اثبات شد.
594) raft
معنی فارسی: مجموعه، قایق
Analysts warned that officials had proposed a raft of reforms without genuinely addressing their underlying coherence.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مجموعهای از اصلاحات را بدون پرداختن واقعی به انسجام زیربناییشان پیشنهاد داده بودند.
Officials introduced a raft of measures whose actual scope proved considerably narrower than the crisis genuinely required.
ترجمه: مقامات مجموعهای از اقدامات را معرفی کردند که دامنهٔ واقعیاش بسیار محدودتر از آنچه بحران واقعاً میطلبید، اثبات شد.
Historians note the treaty included a raft of provisions that later generations found difficult to interpret consistently.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان مجموعهای از بندها را شامل شد که نسلهای بعدی تفسیر پیوستهاش را دشوار یافتند.
595) ridge
معنی فارسی: تیغه، ستیغ
Analysts warned that officials stood at a ridge overlooking risks they had persistently underestimated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بر تیغهای مشرف به ریسکهایی که پیوسته دستکم گرفته بودند، ایستادند.
Officials described the reform as reaching a ridge of progress, though critics argued genuine change remained elusive.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را رسیدن به تیغهای از پیشرفت توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند تغییر واقعی همچنان دور از دسترس باقی مانده بود.
Historians note negotiators met along a mountain ridge, a symbolic setting for talks that had long seemed impossible.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان در امتداد تیغهای کوهستانی ملاقات کردند، فضایی نمادین برای گفتگوهایی که مدتها غیرممکن به نظر میرسید.
596) shoulder
معنی فارسی: شانه
Analysts warned that officials shouldered blame onto subordinates rather than genuinely accepting institutional responsibility.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مسئولیت را بر دوش زیردستان انداختند بهجای پذیرش واقعی مسئولیت نهادی.
Officials shouldered criticism they privately acknowledged had been entirely justified.
ترجمه: مقامات انتقادی را بر دوش گرفتند که خصوصی پذیرفتند کاملاً موجه بوده است.
Historians note negotiators shouldered enormous pressure throughout talks that had, at several points, seemed genuinely doomed.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان فشار عظیمی را در سراسر گفتگوهایی که در چندین نقطه واقعاً محکوم به فنا به نظر میرسید، بر دوش کشیدند.
597) shove
معنی فارسی: هل دادن
Analysts warned that officials had shoved aside warnings that later proved entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هشدارهایی را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، به کناری هل داده بودند.
Officials shoved the reform through without genuinely addressing concerns internal documents would later confirm.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را بدون پرداختن واقعی به نگرانیهایی که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد، بهزور پیش بردند.
Historians note a persistent delegate shoved a compromise onto the table that ultimately shaped the treaty's core provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نمایندهای پیگیر سازشی را روی میز هل داد که سرانجام بندهای هستهٔ پیمان را شکل داد.
598) spouse
معنی فارسی: همسر
Analysts noted that officials' financial disclosures included assets held by a spouse that internal reviews found genuinely relevant.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند افشای مالی مقامات داراییهای همسری را شامل شد که بازبینیهای داخلی واقعاً مرتبط یافتند.
Officials failed to disclose a spouse's business interests that later investigations found genuinely improper.
ترجمه: مقامات در افشای منافع تجاری همسری که تحقیقات بعدی واقعاً نامناسب یافت، شکست خوردند.
Historians note a negotiator's spouse played an unacknowledged but genuinely influential role in shaping private diplomatic exchanges.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند همسر یک مذاکرهکننده نقشی ناشناخته اما واقعاً تأثیرگذار در شکل دادن به مبادلات دیپلماتیک خصوصی ایفا کرد.
599) thrust
معنی فارسی: پرتاب کردن
Analysts warned that the scandal thrust the institution into a crisis officials had persistently underestimated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این رسوایی نهاد را به بحرانی که مقامات پیوسته دستکم گرفته بودند، پرتاب کرد.
Officials were thrust into a defensive position once evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات به موقعیتی دفاعی پرتاب شدند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کرد.
Historians note negotiators were thrust into urgent talks after an incident that had, until then, seemed containable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان پس از حادثهای که تا آن زمان مهارپذیر به نظر میرسید، به گفتگوهایی فوری پرتاب شدند.
600) tolerate
معنی فارسی: تحمل کردن
Analysts warned that officials would no longer tolerate risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دیگر ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، تحمل نخواهند کرد.
Officials tolerated practices that internal reviews described as fundamentally inadequate for far too long.
ترجمه: مقامات شیوههایی را که بازبینیهای داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند، بیشازحد تحمل کردند.
Historians note negotiators tolerated considerable friction throughout talks that ultimately produced a lasting agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان اصطکاک قابلتوجهی را در سراسر گفتگوهایی که سرانجام توافقی پایدار تولید کرد، تحمل کردند.