Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 5 (Advanced)
81) acquaint
معنی فارسی: آشنا کردن
Analysts warned that officials had never genuinely acquainted themselves with risks internal auditors documented years earlier.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هرگز واقعاً با ریسکهایی که حسابرسان داخلی سالها پیش مستند کرده بودند، آشنا نشده بودند.
Regulators acquainted new inspectors with practices that senior colleagues had quietly overlooked for years.
ترجمه: نهادهای نظارتی بازرسان جدید را با شیوههایی آشنا کردند که همکاران ارشد سالها آرام نادیده گرفته بودند.
Historians note negotiators became acquainted with rivals' positions only after months of cautious, indirect contact.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان تنها پس از ماهها تماس محتاطانه و غیرمستقیم با مواضع رقبا آشنا شدند.
82) cemetery
معنی فارسی: گورستان
Analysts warned that the reform had become a cemetery for proposals officials never genuinely intended to pursue.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات به گورستانی برای پیشنهادهایی تبدیل شده بود که مقامات هرگز واقعاً قصد پیگیریشان را نداشتند.
Officials visited a cemetery of failed initiatives whenever critics demanded accountability for past promises.
ترجمه: مقامات هرگاه منتقدان خواستار پاسخگویی برای وعدههای گذشته میشدند، از گورستانی از طرحهای ناموفق بازدید میکردند.
Historians note the treaty was signed near a cemetery holding soldiers from a war both nations hoped never to repeat.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نزدیک گورستانی امضا شد که سربازان جنگی را در خود جای میداد که هر دو ملت امیدوار بودند هرگز تکرار نشود.
83) creature
معنی فارسی: موجود
Analysts described the market as a strange creature, reacting unpredictably to reassurances officials had confidently offered.
ترجمه: تحلیلگران بازار را موجودی عجیب توصیف کردند که به اطمینانهایی که مقامات با اطمینان ارائه داده بودند، غیرقابلپیشبینی واکنش نشان میداد.
Officials treated the crisis as though it were some unpredictable creature rather than a consequence of clear policy failures.
ترجمه: مقامات با بحران گویی موجودی غیرقابلپیشبینی بهجای پیامد شکستهای سیاستی روشن، رفتار کردند.
Historians note negotiators viewed bureaucracy as a stubborn creature that resisted even the most carefully designed reforms.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بوروکراسی را موجودی سرسخت میدیدند که در برابر حتی دقیقاً طراحیشدهترین اصلاحات مقاومت میکرد.
84) curse
معنی فارسی: نفرین کردن
Analysts warned that reckless borrowing had cursed the economy with debts future generations would struggle to repay.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند استقراض بیپروا اقتصاد را با بدهیهایی نفرین کرده بود که نسلهای آینده برای بازپرداختش دشواری خواهند داشت.
Officials privately cursed warnings they had publicly dismissed, once the crisis proved considerably worse than denied.
ترجمه: مقامات خصوصی هشدارهایی را که علناً رد کرده بودند نفرین کردند، به محض اینکه بحران بسیار بدتر از انکار اثبات شد.
Historians note the treaty's harsh terms cursed diplomatic relations for generations that followed its signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان روابط دیپلماتیک را برای نسلهایی که پس از امضایش آمدند، نفرین کرد.
85) disguise
معنی فارسی: پوشش، تغییر ظاهر
Analysts warned that reassuring rhetoric served as a disguise for risks officials had extensively documented internally.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینانبخش بهعنوان پوششی برای ریسکهایی که مقامات بهطور گسترده داخلی مستند کرده بودند، عمل کرد.
Officials presented austerity in the disguise of reform, a distinction critics argued the public deserved to understand.
ترجمه: مقامات ریاضت را در پوشش اصلاحات ارائه دادند، تمایزی که منتقدان استدلال کردند عموم سزاوار درکش بود.
Historians note the treaty's celebratory language was, in many respects, a disguise for compromises neither side genuinely wanted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان جشنگونهٔ پیمان از بسیاری جهات پوششی برای سازشهایی بود که هیچیک از طرفین واقعاً نمیخواست.
86) fancy
معنی فارسی: پرزرقوبرق، تجملی
Analysts warned against being impressed by fancy statistics that concealed considerably more troubling underlying trends.
ترجمه: تحلیلگران در برابر تحتتأثیر قرار گرفتن از آمار پرزرقوبرقی که روندهای زیربنایی بهمراتب نگرانکنندهتری را پنهان میکرد، هشدار دادند.
Officials unveiled a fancy new framework whose actual substance proved far thinner than its polished presentation.
ترجمه: مقامات چارچوبی جدید و پرزرقوبرق رونمایی کردند که جوهر واقعیاش بسیار نازکتر از ارائهٔ پرداختهشدهاش اثبات شد.
Historians note the treaty's fancy diplomatic language obscured compromises far messier than its ceremony suggested.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان دیپلماتیک پرزرقوبرق پیمان سازشهایی بسیار آشفتهتر از آنچه مراسمش نشان میداد، پنهان کرد.
87) flashlight
معنی فارسی: چراغقوه
Analysts warned that officials needed a flashlight, not reassuring rhetoric, to genuinely examine the institution's darkest corners.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به چراغقوهای نیاز داشتند نه لفاظی اطمینانبخش، تا واقعاً تاریکترین گوشههای این نهاد را بررسی کنند.
Regulators shone a flashlight on practices that had, for years, remained conveniently hidden from scrutiny.
ترجمه: نهادهای نظارتی چراغقوهای بر شیوههایی تاباندند که سالها بهراحتی از بررسی پنهان مانده بود.
Historians note declassified documents acted like a flashlight, illuminating negotiations the official record had left in shadow.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد رفع طبقهبندیشده همچون چراغقوهای عمل کرد و مذاکراتی را که سابقهٔ رسمی در سایه رها کرده بود، روشن کرد.
88) hood
معنی فارسی: کلاهک
Analysts warned that officials operated under a hood of secrecy few outsiders could genuinely penetrate.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات زیر کلاهکی از رازداری عمل میکردند که کمتر بیرونیای واقعاً میتوانست نفوذ کند.
Officials pulled back the hood of confidentiality only after mounting pressure made continued concealment untenable.
ترجمه: مقامات کلاهک محرمانگی را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد پنهانکاری مداوم را غیرقابلدفاع کرد، کنار زدند.
Historians note negotiators met under a hood of anonymity that protected them from domestic political backlash.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان زیر کلاهکی از ناشناسی ملاقات کردند که از آنها در برابر واکنش سیاسی داخلی محافظت میکرد.
89) inhabitant
معنی فارسی: ساکن
Analysts warned that reforms affecting rural inhabitants received considerably less attention than measures benefiting urban centers.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که ساکنان روستایی را تحت تأثیر قرار میداد، توجه بهمراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به مراکز شهری سود میرساند، دریافت کرد.
Officials underestimated how severely the policy would affect inhabitants of regions already struggling economically.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر ساکنان مناطقی که پیشتر از نظر اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note the treaty determined the fate of inhabitants who had no genuine voice in the negotiations themselves.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان سرنوشت ساکنانی را تعیین کرد که صدای واقعی در خود مذاکرات نداشتند.
90) nourish
معنی فارسی: تغذیه کردن
Analysts warned that reassuring rhetoric alone could not nourish an economy genuinely starved of structural reform.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینانبخش بهتنهایی نمیتواند اقتصادی را که واقعاً از اصلاحات ساختاری گرسنه بود، تغذیه کند.
Officials failed to nourish public trust that years of misleading statements had steadily eroded.
ترجمه: مقامات در تغذیهٔ اعتماد عمومیای که سالها بیانیهٔ گمراهکننده پیوسته از بین برده بود، شکست خوردند.
Historians note the treaty nourished a fragile peace that, while imperfect, endured far longer than skeptics predicted.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان صلحی شکننده را تغذیه کرد که، هرچند ناقص، بسیار طولانیتر از پیشبینی شکاکان دوام آورد.
91) pirate
معنی فارسی: دزد دریایی
Analysts warned that unregulated markets had become a haven for financial pirates exploiting genuinely inadequate oversight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارهای بدون مقررات به پناهگاهی برای دزدان دریایی مالی که از نظارت واقعاً ناکافی بهرهبرداری میکردند، تبدیل شده بود.
Officials described certain executives as corporate pirates who plundered shareholder trust for personal gain.
ترجمه: مقامات برخی مدیران اجرایی را دزدان دریایی شرکتی توصیف کردند که اعتماد سهامداران را برای سود شخصی غارت کردند.
Historians note the treaty addressed disputes over pirate activity that had, for decades, disrupted regional trade.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان به اختلافات بر سر فعالیت دزدان دریایی که دههها تجارت منطقهای را مختل کرده بود، پرداخت.
92) publication
معنی فارسی: نشریه
Analysts published findings in a specialized publication that officials had, for years, managed to largely ignore.
ترجمه: تحلیلگران یافتههایی را در نشریهای تخصصی منتشر کردند که مقامات سالها موفق به عمدتاً نادیده گرفتنش شده بودند.
Officials suppressed a publication whose findings threatened to reveal risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات نشریهای را که یافتههایش تهدید میکرد ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بودند، آشکار کند، سرکوب کردند.
Historians relied on a wartime publication to reconstruct negotiations official records never fully captured.
ترجمه: مورخان به نشریهای از زمان جنگ متکی بودند تا مذاکراتی را که سوابق رسمی هرگز کاملاً دربرنگرفت، بازسازی کنند.
93) riddle
معنی فارسی: معما
Analysts warned that officials treated the crisis as an unsolvable riddle rather than a problem with identifiable, addressable causes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحران همچون معمایی لاینحل بهجای مشکلی با علل قابلشناسایی و قابلپرداختن، رفتار کردند.
Officials offered no genuine answer to the riddle of how losses this large had gone undetected for years.
ترجمه: مقامات پاسخی واقعی به معمای اینکه چگونه زیانهایی در این مقیاس سالها کشفنشده باقی ماندند، ارائه ندادند.
Historians note the treaty's ambiguous language left a riddle later generations would repeatedly attempt to solve.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان مبهم پیمان معمایی باقی گذاشت که نسلهای بعدی مکرراً تلاش کردند حلش کنند.
94) rot
معنی فارسی: پوسیدن
Analysts warned that unaddressed structural weaknesses would rot the institution from within, regardless of reassuring rhetoric.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ضعفهای ساختاری پرداختهنشده این نهاد را از درون، صرفنظر از لفاظی اطمینانبخش، خواهد پوساند.
Officials allowed corruption to rot institutions that had, decades earlier, enjoyed genuine public trust.
ترجمه: مقامات اجازه دادند فساد نهادهایی را که دههها پیش از اعتماد عمومی واقعی برخوردار بودند، بپوساند.
Historians note negotiators worried the fragile agreement would rot before implementation genuinely began.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان نگران بودند توافق شکننده پیش از آغاز واقعی اجرا، بپوسد.
95) shortly
معنی فارسی: بهزودی
Analysts warned that markets would react shortly after any indication that reassuring statements had been misleading.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها ظرف مدت کوتاهی پس از هر نشانهای مبنی بر گمراهکننده بودن بیانیههای اطمینانبخش، واکنش نشان خواهند داد.
Officials promised reforms shortly, a timeline critics argued was designed more to delay than deliver.
ترجمه: مقامات اصلاحاتی را ظرف مدت کوتاهی وعده دادند، زمانبندیای که منتقدان استدلال کردند بیشتر برای تأخیر طراحی شده تا تحویل.
Historians note negotiators reached an agreement shortly before talks seemed destined to collapse entirely.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان اندکی پیش از آنکه گفتگوها بهنظر برسد محکوم به فروپاشی کامل است، به توافق رسیدند.
96) skeleton
معنی فارسی: اسکلت
Analysts warned that beneath reassuring figures lay the skeleton of an institution hollowed out by years of neglect.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زیر ارقام اطمینانبخش، اسکلت نهادی نهفته بود که سالها غفلت آن را تهی کرده بود.
Regulators uncovered a skeleton crew managing risks that genuinely required considerably more oversight capacity.
ترجمه: نهادهای نظارتی خدمهای اسکلتی را کشف کردند که ریسکهایی را که واقعاً به ظرفیت نظارتی بسیار بیشتری نیاز داشت، مدیریت میکرد.
Historians note the treaty's skeleton framework was filled in through years of subsequent, often contentious negotiation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسکلت چارچوب پیمان طی سالها مذاکرهٔ بعدی و اغلب جنجالی پر شد.
97) spoil
معنی فارسی: خراب کردن
Analysts warned that delayed action would spoil an opportunity for genuine, meaningful reform.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تأخیر در اقدام فرصتی برای اصلاحات واقعی و معنادار را خراب خواهد کرد.
Officials spoiled public trust through years of misleading statements that internal documents would later contradict.
ترجمه: مقامات اعتماد عمومی را از طریق سالها بیانیهٔ گمراهکننده که اسناد داخلی بعدها با آن در تضاد بود، خراب کردند.
Historians note a single contentious clause nearly spoiled negotiations that had, until then, proceeded smoothly.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندی جنجالی واحد تقریباً مذاکراتی را که تا آن زمان بهروانی پیش رفته بود، خراب کرد.
98) starve
معنی فارسی: گرسنگی دادن، محروم کردن
Analysts warned that the reform starved essential agencies of resources genuinely required to function effectively.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات آژانسهای اساسی را از منابعی که واقعاً برای عملکرد مؤثر موردنیاز بود، گرسنه نگه داشت.
Officials starved oversight bodies of funding while publicly claiming to support their independence.
ترجمه: مقامات نهادهای نظارتی را از بودجه گرسنه نگه داشتند در حالی که علناً ادعای حمایت از استقلالشان میکردند.
Historians note the blockade starved the defeated nation's economy long after the treaty's formal signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند محاصره اقتصاد ملت شکستخورده را مدتها پس از امضای رسمی پیمان گرسنه نگه داشت.
99) thrill
معنی فارسی: هیجان
Analysts warned against confusing the thrill of rapid market gains with genuine, sustainable economic growth.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اشتباه گرفتن هیجان سودهای سریع بازار با رشد اقتصادی واقعی و پایدار، هشدار دادند.
Officials chased the thrill of a quick political win rather than pursuing considerably harder, lasting reform.
ترجمه: مقامات بهدنبال هیجان یک پیروزی سیاسی سریع بودند بهجای پیگیری اصلاحاتی بهمراتب دشوارتر و پایدار.
Historians note negotiators felt a thrill of relief once an agreement few believed achievable finally emerged.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان هیجان آسودگی را احساس کردند به محض اینکه سرانجام توافقی که کمتر کسی قابلدستیابی میدانست، پدید آمد.
100) wicked
معنی فارسی: شرور
Analysts warned that officials faced a wicked problem whose causes resisted any straightforward, simple solution.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با مشکلی شرور روبهرو بودند که علل آن در برابر هر راهحل ساده و مستقیمی مقاومت میکرد.
Officials confronted a wicked combination of economic and political pressures that resisted any easy solution.
ترجمه: مقامات با ترکیبی شرور از فشارهای اقتصادی و سیاسی روبهرو شدند که در برابر هر راهحل آسانی مقاومت میکرد.
Historians note the treaty attempted to resolve a wicked dispute rooted in grievances predating living memory.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان تلاش کرد اختلافی شرور و ریشهدار در شکایاتی پیش از هر خاطرهٔ زنده را حل کند.