Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 11 (Advanced)
201) assess
معنی فارسی: ارزیابی کردن
Analysts warned that officials had failed to genuinely assess risks that internal reviews had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در ارزیابی واقعی ریسکهایی که بازبینیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.
Officials assessed the reform's success using metrics that critics considered fundamentally superficial.
ترجمه: مقامات موفقیت این اصلاحات را با معیارهایی ارزیابی کردند که منتقدان اساساً سطحی میدانستند.
Researchers developed a framework to assess outcomes that earlier methods had failed to genuinely capture.
ترجمه: پژوهشگران چارچوبی برای ارزیابی نتایجی توسعه دادند که روشهای پیشین در گرفتن واقعیشان شکست خورده بودند.
202) astonish
معنی فارسی: شگفتزده کردن
Analysts were astonished that officials had ignored warnings that later proved entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران شگفتزده شدند که مقامات هشدارهایی را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، نادیده گرفته بودند.
Officials seemed astonished by evidence that internal documents had extensively documented for years.
ترجمه: مقامات از شواهدی که اسناد داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود، شگفتزده به نظر رسیدند.
Historians note the treaty's harsh terms astonished contemporaries who considered them genuinely excessive.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان همعصرانی را که آنها را واقعاً افراطی میدانستند، شگفتزده کرد.
203) commence
معنی فارسی: آغاز کردن
Analysts warned that officials commenced the reform without genuinely addressing risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات این اصلاحات را بدون پرداختن واقعی به ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، آغاز کردند.
Officials commenced an investigation only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.
ترجمه: مقامات تحقیقاتی را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد بیعملی مداوم را سیاسی غیرقابلدفاع کرد، آغاز کردند.
Historians note negotiations commenced years before the treaty that would ultimately conclude them.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرات سالها پیش از پیمانی که سرانجام آنها را به پایان رساند، آغاز شد.
204) essence
معنی فارسی: جوهر، ماهیت
Analysts warned that reassuring statements missed the essence of a crisis internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش جوهر بحرانی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، از دست دادند.
Officials captured little of the essence of public concern that internal surveys had genuinely reflected.
ترجمه: مقامات اندکی از جوهر نگرانی عمومیای را که نظرسنجیهای داخلی واقعاً بازتاب میداد، درک کردند.
Researchers argued that the essence of the problem lay in structural factors earlier studies had failed to genuinely address.
ترجمه: پژوهشگران استدلال کردند جوهر مشکل در عواملی ساختاری نهفته بود که مطالعات پیشین در پرداختن واقعیشان شکست خورده بودند.
205) extract
معنی فارسی: استخراج کردن
Analysts warned that officials had extracted only reassuring figures from a report considerably more troubling overall.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها ارقام اطمینانبخش را از گزارشی که در کل بسیار نگرانکنندهتر بود، استخراج کرده بودند.
Officials extracted concessions from a delegation that internal assessments described as genuinely reluctant.
ترجمه: مقامات امتیازاتی را از هیئتی که ارزیابیهای داخلی واقعاً بیمیل توصیف کرده بودند، استخراج کردند.
Researchers extracted patterns from data that earlier, less rigorous analyses had failed to genuinely detect.
ترجمه: پژوهشگران الگوهایی را از دادههایی استخراج کردند که تحلیلهای پیشین و کمتر دقیق در تشخیص واقعیشان شکست خورده بودند.
206) fabulous
معنی فارسی: فوقالعاده
Analysts warned that officials described fabulous results that internal assessments considered genuinely overstated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نتایجی فوقالعاده را توصیف کردند که ارزیابیهای داخلی واقعاً اغراقآمیز میدانستند.
Officials praised the reform's fabulous success, though internal documents described far more modest actual outcomes.
ترجمه: مقامات موفقیت فوقالعادهٔ این اصلاحات را ستودند، هرچند اسناد داخلی نتایج واقعی بهمراتب متواضعتری توصیف کرد.
Historians note contemporaries considered the treaty a fabulous achievement, a judgment later scholarship considerably tempered.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند همعصران پیمان را دستاوردی فوقالعاده میدانستند، قضاوتی که پژوهشهای بعدی بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.
207) haste
معنی فارسی: شتاب
Analysts warned that officials acted with haste that internal assessments described as genuinely reckless.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با شتابی که ارزیابیهای داخلی واقعاً بیاحتیاطی توصیف کرده بودند، عمل کردند.
Officials pushed the policy through with haste, without addressing concerns internal reviews had genuinely raised.
ترجمه: مقامات این سیاست را با شتاب پیش بردند، بدون پرداختن به نگرانیهایی که بازبینیهای داخلی واقعاً مطرح کرده بودند.
Historians note the treaty was drafted in haste that later generations found genuinely difficult to reconcile with its lasting consequences.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان با شتابی نگارش شد که نسلهای بعدی آشتی دادنش با پیامدهای پایدارش را واقعاً دشوار یافتند.
208) impulse
معنی فارسی: تکانه، انگیزهٔ ناگهانی
Analysts warned that officials acted on impulse rather than the genuine analysis internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از سر تکانش بهجای تحلیل واقعیای که ارزیابیهای داخلی میطلبید، عمل کردند.
Officials resisted the impulse to disclose information that internal documents described as genuinely damaging.
ترجمه: مقامات در برابر تکانهٔ افشای اطلاعاتی که اسناد داخلی واقعاً زیانآور توصیف کرده بودند، مقاومت کردند.
Researchers found that impulsive decision-making correlated with outcomes considerably worse than more deliberate approaches.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند تصمیمگیری تکانشی با نتایجی بهمراتب بدتر از رویکردهای سنجیدهتر همبستگی داشت.
209) inhibit
معنی فارسی: بازداشتن، مهار کردن
Analysts warned that regulatory gaps had inhibited oversight that internal assessments described as genuinely necessary.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شکافهای نظارتی نظارتی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً ضروری توصیف کرده بودند، بازداشته بود.
Officials inhibited the flow of information that critics argued the public genuinely deserved.
ترجمه: مقامات جریان اطلاعاتی را که منتقدان استدلال کردند عموم واقعاً سزاوارش بود، بازداشتند.
Researchers found that certain policies inhibited innovation in ways earlier studies had failed to genuinely anticipate.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند سیاستهای معینی نوآوری را به شیوههایی بازداشتند که مطالعات پیشین در پیشبینی واقعیشان شکست خورده بودند.
210) latter
معنی فارسی: اخیر، دومی
Analysts warned that officials addressed the latter half of the crisis while ignoring its genuine root causes.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به نیمهٔ دوم بحران پرداختند در حالی که علل ریشهای واقعیاش را نادیده گرفتند.
Officials focused on the latter stages of the reform, neglecting early warnings internal assessments had documented.
ترجمه: مقامات بر مراحل پایانی این اصلاحات تمرکز کردند و هشدارهای اولیهای را که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، غفلت کردند.
Historians note the latter years of the conflict proved considerably more destructive than negotiators had genuinely anticipated.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سالهای پایانی درگیری بسیار ویرانگرتر از آنچه مذاکرهکنندگان واقعاً پیشبینی کرده بودند، اثبات شد.
211) molecule
معنی فارسی: مولکول
Analysts noted that officials cited molecular research selectively to support conclusions the full evidence did not genuinely support.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات بهطور انتخابی به پژوهش مولکولی استناد کردند تا از نتیجهگیریهایی که کل شواهد واقعاً حمایتشان نمیکرد، حمایت کنند.
Officials funded molecular studies that internal reviews described as genuinely promising but chronically underfunded.
ترجمه: مقامات مطالعات مولکولیای را تأمین مالی کردند که بازبینیهای داخلی واقعاً امیدوارکننده اما مزمناً کمبودجه توصیف کردند.
Researchers identified a molecule whose properties earlier studies had failed to genuinely characterize.
ترجمه: پژوهشگران مولکولی را شناسایی کردند که ویژگیهایش را مطالعات پیشین در توصیف واقعیشان شکست خورده بودند.
212) ongoing
معنی فارسی: مستمر، در حال انجام
Analysts warned that officials described the crisis as resolved despite ongoing risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بحران را حلشده توصیف کردند با وجود ریسکهای مستمری که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود.
Officials characterized the investigation as ongoing, a label critics argued concealed genuine inaction.
ترجمه: مقامات تحقیقات را مستمر توصیف کردند، برچسبی که منتقدان استدلال کردند بیعملی واقعی را پنهان میکرد.
Researchers found the ongoing effects of the policy considerably more severe than initial assessments had suggested.
ترجمه: پژوهشگران آثار مستمر این سیاست را بهمراتب شدیدتر از آنچه ارزیابیهای اولیه نشان میداد، یافتند.
213) precise
معنی فارسی: دقیق
Analysts warned that officials avoided precise figures that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از ارقام دقیقی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، اجتناب کردند.
Officials offered precise-sounding statistics that internal reviews described as genuinely misleading.
ترجمه: مقامات آماری با ظاهری دقیق ارائه دادند که بازبینیهای داخلی واقعاً گمراهکننده توصیف کرد.
Researchers developed precise measurement techniques that revealed patterns earlier, cruder methods had missed.
ترجمه: پژوهشگران تکنیکهای اندازهگیری دقیقی توسعه دادند که الگوهایی را آشکار کرد که روشهای پیشین و خشنتر از دست داده بودند.
214) proximity
معنی فارسی: نزدیکی
Analysts warned that officials underestimated risks to communities in proximity to a site internal assessments described as hazardous.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسکها را برای جوامعی که در نزدیکی سایتی بودند که ارزیابیهای داخلی خطرناک توصیف کرده بودند، دستکم گرفتند.
Officials permitted development in close proximity to areas internal reviews had flagged as genuinely unstable.
ترجمه: مقامات توسعه را در نزدیکی مناطقی که بازبینیهای داخلی واقعاً ناپایدار علامتگذاری کرده بودند، مجاز کردند.
Historians note the negotiators' physical proximity during talks eased tensions that distance had previously heightened.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نزدیکی فیزیکی مذاکرهکنندگان در حین گفتگوها تنشهایی را که فاصله پیشتر تشدید کرده بود، تسکین داد.
215) publicity
معنی فارسی: شهرت رسانهای، تبلیغات
Analysts warned that officials sought publicity rather than genuine accountability for documented failures.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بهدنبال شهرت رسانهای بهجای پاسخگویی واقعی برای شکستهای مستندشده بودند.
Officials used favorable publicity to obscure findings internal assessments described as genuinely troubling.
ترجمه: مقامات از شهرت رسانهای مطلوب برای پنهان کردن یافتههایی که ارزیابیهای داخلی واقعاً نگرانکننده توصیف کرده بودند، استفاده کردند.
Historians note the treaty received publicity that emphasized triumph while minimizing its more troubling compromises.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان شهرت رسانهایای دریافت کرد که بر پیروزی تأکید داشت در حالی که سازشهای نگرانکنندهترش را به حداقل رساند.
216) remedy
معنی فارسی: درمان، راهحل
Analysts warned that officials offered no genuine remedy for risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هیچ درمان واقعیای برای ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، ارائه ندادند.
Officials proposed a remedy whose actual effectiveness internal reviews described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات درمانی پیشنهاد دادند که اثربخشی واقعیاش را بازبینیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف کرد.
Researchers sought a remedy for a problem that earlier, more superficial approaches had failed to genuinely resolve.
ترجمه: پژوهشگران بهدنبال درمانی برای مشکلی بودند که رویکردهای پیشین و سطحیتر در حل واقعیاش شکست خورده بودند.
217) significance
معنی فارسی: اهمیت
Analysts warned that officials understated the significance of risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اهمیت ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials downplayed the significance of findings that internal documents would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات اهمیت یافتههایی را که اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد، کماهمیت جلوه دادند.
Historians note the significance of the treaty was not fully understood until decades after its signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اهمیت پیمان تا دههها پس از امضایش کاملاً درک نشد.
218) subsequent
معنی فارسی: بعدی
Analysts warned that subsequent crises stemmed directly from failures internal assessments had documented years earlier.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بحرانهای بعدی مستقیماً از شکستهایی که ارزیابیهای داخلی سالها پیش مستند کرده بود، سرچشمه گرفت.
Officials failed to anticipate subsequent consequences that internal reviews had genuinely warned were likely.
ترجمه: مقامات در پیشبینی پیامدهای بعدیای که بازبینیهای داخلی واقعاً محتمل هشدار داده بودند، شکست خوردند.
Historians note subsequent conflicts directly exploited grievances the treaty had left genuinely unresolved.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند درگیریهای بعدی مستقیماً از شکایاتی که پیمان واقعاً حلنشده رها کرده بود، بهرهبرداری کردند.
219) synthetic
معنی فارسی: مصنوعی
Analysts warned that officials relied on synthetic confidence rather than genuine, substantive reform.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به اعتمادی مصنوعی بهجای اصلاحات واقعی و اساسی متکی بودند.
Officials described the crisis response as synthetic, a characterization critics found genuinely apt but damning.
ترجمه: مقامات پاسخ به بحران را مصنوعی توصیف کردند، توصیفی که منتقدان واقعاً دقیق اما محکومکننده یافتند.
Researchers found synthetic materials behaved differently under conditions earlier tests had failed to genuinely replicate.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند مواد مصنوعی تحت شرایطی که آزمایشهای پیشین در بازتولید واقعیشان شکست خورده بودند، رفتاری متفاوت داشتند.
220) terminal
معنی فارسی: نهایی، پایانی
Analysts warned that officials treated a genuinely fixable problem as a terminal decline beyond any real solution.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با مشکلی واقعاً قابلحل همچون افولی نهایی فراتر از هر راهحل واقعی رفتار کردند.
Officials described the institution's reputation as terminal, though internal assessments suggested genuine recovery remained possible.
ترجمه: مقامات شهرت این نهاد را نهایی توصیف کردند، هرچند ارزیابیهای داخلی نشان دادند بهبود واقعی همچنان ممکن بود.
Historians note negotiators worked to prevent what many at the time considered a terminal collapse of diplomatic relations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان تلاش کردند از آنچه بسیاری در آن زمان فروپاشی نهایی روابط دیپلماتیک میدانستند، جلوگیری کنند.