Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 18 (Advanced)
341) adapt
معنی فارسی: سازگار شدن
Analysts warned that officials failed to adapt policies to risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در تطبیق دادن سیاستها با ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.
Officials adapted talking points rather than genuinely addressing the crisis's underlying causes.
ترجمه: مقامات نکات گفتاری را تطبیق دادند بهجای پرداختن واقعی به علل زیربنایی بحران.
Researchers found organisms adapted to environmental changes in ways earlier models had failed to genuinely predict.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند موجودات به شیوههایی که مدلهای پیشین در پیشبینی واقعیشان شکست خورده بودند، با تغییرات محیطی سازگار شدند.
342) biological
معنی فارسی: زیستی
Analysts noted that officials had dismissed biological research that internal assessments described as genuinely significant.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات پژوهش زیستیای را که ارزیابیهای داخلی واقعاً مهم توصیف کرده بودند، رد کرده بودند.
Officials cited biological claims that internal reviews described as considerably oversimplified.
ترجمه: مقامات به ادعاهای زیستی استناد کردند که بازبینیهای داخلی بهطور قابلتوجهی بیشازحد سادهسازیشده توصیف کرد.
Researchers uncovered a biological mechanism that overturned assumptions held for decades.
ترجمه: پژوهشگران سازوکاری زیستی را کشف کردند که فرضیاتی را که دههها حفظ شده بود، واژگون کرد.
343) cellular
معنی فارسی: سلولی
Analysts warned that officials ignored cellular research that internal assessments considered genuinely groundbreaking.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پژوهش سلولیای را که ارزیابیهای داخلی واقعاً پیشگام میدانستند، نادیده گرفتند.
Officials funded cellular studies whose actual progress internal reviews described far more modestly.
ترجمه: مقامات مطالعات سلولیای را تأمین مالی کردند که پیشرفت واقعیاش را بازبینیهای داخلی بسیار متواضعتر توصیف کرد.
Researchers found cellular damage patterns that earlier, cruder methods had failed to genuinely detect.
ترجمه: پژوهشگران الگوهای آسیب سلولیای را یافتند که روشهای پیشین و خشنتر در تشخیص واقعیشان شکست خورده بودند.
344) dynamic
معنی فارسی: پویا
Analysts warned that officials treated a dynamic crisis as static, ignoring risks that evolved faster than policies could adapt.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با بحرانی پویا همچون ایستا رفتار کردند و ریسکهایی را که سریعتر از انطباق سیاستها تحول مییافت، نادیده گرفتند.
Officials praised the agency's dynamic leadership while ignoring failures internal assessments had extensively documented.
ترجمه: مقامات رهبری پویای این آژانس را ستودند در حالی که شکستهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.
Researchers found the system's dynamic behavior considerably more complex than earlier, simpler models suggested.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند رفتار پویای سیستم بهمراتب پیچیدهتر از آنچه مدلهای پیشین و سادهتر نشان میداد، بود.
345) fantasy
معنی فارسی: خیال، رؤیا
Analysts warned that officials had built policy on a fantasy internal assessments had already discredited.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سیاست را بر خیالی بنا کرده بودند که ارزیابیهای داخلی از قبل بیاعتبارش کرده بودند.
Officials described the reform as transformative, though critics found the claim genuinely closer to fantasy.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را دگرگونکننده توصیف کردند، هرچند منتقدان این ادعا را واقعاً نزدیک به خیال یافتند.
Historians note the negotiator's grand vision was, at the time, dismissed by colleagues as pure fantasy.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند چشمانداز بزرگ مذاکرهکننده در آن زمان توسط همکارانش صرفاً خیال رد شده بود.
346) heredity
معنی فارسی: وراثت
Analysts noted that officials cited heredity loosely, in ways geneticists considered genuinely misleading.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات بهطور سست به وراثت استناد کردند، به شیوههایی که ژنتیکدانان واقعاً گمراهکننده میدانستند.
Officials funded heredity research whose actual findings internal reviews described far more modestly than announced.
ترجمه: مقامات پژوهش وراثتی را تأمین مالی کردند که یافتههای واقعیاش را بازبینیهای داخلی بسیار متواضعتر از اعلامشده توصیف کرد.
Researchers found heredity played a more complex role than earlier, simpler models had assumed.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند وراثت نقشی پیچیدهتر از آنچه مدلهای پیشین و سادهتر فرض کرده بودند، ایفا میکرد.
347) internal
معنی فارسی: داخلی
Analysts warned that internal assessments contradicted the reassuring statements officials made publicly.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارزیابیهای داخلی با بیانیههای اطمینانبخشی که مقامات علناً بیان کردند، در تضاد بود.
Officials dismissed internal warnings that would later prove entirely justified.
ترجمه: مقامات هشدارهای داخلیای را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، رد کردند.
Researchers relied on internal review processes that earlier, less rigorous studies had genuinely lacked.
ترجمه: پژوهشگران به فرآیندهای بازبینی داخلیای متکی بودند که مطالعات پیشین و کمتر دقیق واقعاً فاقدشان بودند.
348) minimal
معنی فارسی: حداقلی
Analysts warned that officials made only minimal changes despite risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها تغییراتی حداقلی با وجود ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، انجام دادند.
Officials claimed minimal impact, though internal documents described considerably more significant consequences.
ترجمه: مقامات ادعای تأثیر حداقلی کردند، هرچند اسناد داخلی پیامدهای بهمراتب قابلتوجهتری توصیف کرد.
Researchers found minimal dietary changes produced measurable improvements in several documented cases.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند تغییرات رژیمی حداقلی در چندین مورد مستندشده بهبودهای قابلسنجشی تولید کرد.
349) pioneer
معنی فارسی: پیشگام
Analysts noted that early pioneers of the reform were dismissed by officials who later found their warnings entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند پیشگامان اولیهٔ این اصلاحات توسط مقاماتی که بعدها هشدارهایشان را کاملاً موجه یافتند، رد شدند.
Officials ignored a pioneer whose research internal assessments would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات پیشگامی را که پژوهشش را ارزیابیهای داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد، نادیده گرفتند.
Historians note the pioneer's methods, initially considered genuinely radical, later became standard practice.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند روشهای این پیشگام، که در ابتدا واقعاً افراطی تلقی میشد، بعدها به شیوهٔ استاندارد تبدیل شد.
350) prescribe
معنی فارسی: تجویز کردن
Analysts warned that officials prescribed reforms without genuinely addressing documented risks.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اصلاحاتی را بدون پرداختن واقعی به ریسکهای مستندشده تجویز کردند.
Officials prescribed a policy whose actual effectiveness internal reviews described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات سیاستی را تجویز کردند که اثربخشی واقعیاش را بازبینیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف کرد.
Researchers found that prescribing the same treatment to all patients ignored genuine differences earlier studies had documented.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند تجویز درمانی یکسان برای همهٔ بیماران تفاوتهای واقعیای را که مطالعات پیشین مستند کرده بودند، نادیده میگرفت.
351) respective
معنی فارسی: مربوطه
Analysts warned that officials in their respective agencies failed to coordinate on risks internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در آژانسهای مربوطهٔ خود در هماهنگی بر سر ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، شکست خوردند.
Officials returned to their respective departments without genuinely resolving the disagreements that had surfaced.
ترجمه: مقامات بدون حل واقعی اختلافاتی که سر برآورده بود، به دپارتمانهای مربوطهٔ خود بازگشتند.
Historians note negotiators reported back to their respective governments assurances that later proved genuinely misleading.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان اطمینانهایی را که بعدها واقعاً گمراهکننده اثبات شد، به دولتهای مربوطهٔ خود گزارش دادند.
352) rigid
معنی فارسی: سخت، غیرمنعطف
Analysts warned that officials clung to rigid procedures that internal assessments described as genuinely outdated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به رویههای سختی چسبیدند که ارزیابیهای داخلی واقعاً منسوخ توصیف کرده بودند.
Officials enforced rigid rules inconsistently, applying scrutiny to smaller institutions while larger ones escaped it.
ترجمه: مقامات قوانین سختی را ناهماهنگ اجرا کردند و بررسی را بر نهادهای کوچکتر اعمال کردند در حالی که بزرگترها از آن فرار کردند.
Researchers found rigid protocols produced worse outcomes than more flexible approaches in several documented cases.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند پروتکلهای سخت نتایجی بدتر از رویکردهای انعطافپذیرتر در چندین مورد مستندشده تولید کرد.
353) sequence
معنی فارسی: توالی
Analysts warned that officials had misrepresented the sequence of events that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات توالی رویدادهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، اشتباه بازنمایی کرده بودند.
Officials described a sequence of reforms that internal documents suggested had never genuinely been implemented in that order.
ترجمه: مقامات توالیای از اصلاحات را توصیف کردند که اسناد داخلی نشان دادند هرگز واقعاً به آن ترتیب اجرا نشده بود.
Researchers identified a genetic sequence that overturned assumptions held for decades.
ترجمه: پژوهشگران توالی ژنتیکیای را شناسایی کردند که فرضیاتی را که دههها حفظ شده بود، واژگون کرد.
354) similar
معنی فارسی: مشابه
Analysts warned that officials ignored similar warnings from other agencies that internal assessments had documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هشدارهای مشابهی از آژانسهای دیگر را که ارزیابیهای داخلی مستند کرده بود، نادیده گرفتند.
Officials dismissed a similar crisis elsewhere as unrelated, though internal reviews found genuine parallels.
ترجمه: مقامات بحرانی مشابه در جایی دیگر را نامرتبط رد کردند، هرچند بازبینیهای داخلی شباهتهای واقعی را یافتند.
Historians note the treaty's provisions were similar to earlier failed agreements in ways negotiators failed to genuinely learn from.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بندهای پیمان به شیوههایی مشابه توافقات ناموفق پیشین بود که مذاکرهکنندگان در یادگیری واقعی از آنها شکست خوردند.
355) substitute
معنی فارسی: جایگزین کردن
Analysts warned that officials substituted reassuring rhetoric for the genuine transparency internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات لفاظی اطمینانبخش را جایگزین شفافیت واقعیای که ارزیابیهای داخلی میطلبید، کردند.
Officials substituted a symbolic gesture for the structural reform internal reviews considered genuinely necessary.
ترجمه: مقامات ژستی نمادین را جایگزین اصلاحات ساختاریای که بازبینیهای داخلی واقعاً ضروری میدانستند، کردند.
Researchers substituted a control group to isolate variables earlier studies had failed to genuinely account for.
ترجمه: پژوهشگران گروه کنترلی را جایگزین کردند تا متغیرهایی را که مطالعات پیشین در در نظر گرفتن واقعیشان شکست خورده بودند، جدا کنند.
356) surgeon
معنی فارسی: جراح
Analysts noted that even a skilled surgeon could not undo damage officials had persistently ignored.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند حتی جراحی ماهر نمیتوانست آسیبی را که مقامات پیوسته نادیده گرفته بودند، جبران کند.
Officials consulted a surgeon whose warnings internal documents would later substantially confirm.
ترجمه: مقامات با جراحی مشورت کردند که هشدارهایش را اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد.
Historians note a battlefield surgeon's private letters offered scholars unexpected insight into wartime conditions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند نامههای خصوصی جراحی در میدان جنگ بینشی غیرمنتظره دربارهٔ شرایط زمان جنگ برای محققان ارائه داد.
357) therapy
معنی فارسی: درمان
Analysts warned that officials offered rhetoric as therapy for a crisis internal assessments described as genuinely severe.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات لفاظی را همچون درمانی برای بحرانی که ارزیابیهای داخلی واقعاً شدید توصیف کرده بودند، ارائه دادند.
Officials funded therapy programs that internal reviews described as considerably underfunded relative to demand.
ترجمه: مقامات برنامههای درمانیای را تأمین مالی کردند که بازبینیهای داخلی نسبت به تقاضا بهطور قابلتوجهی کمبودجه توصیف کرد.
Researchers found therapy combined with medication produced outcomes considerably better than either alone.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند ترکیب درمان با دارو نتایجی بهمراتب بهتر از هر یک بهتنهایی تولید کرد.
358) transfer
معنی فارسی: منتقل کردن
Analysts warned that officials transferred blame rather than genuinely addressing documented failures.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مسئولیت را منتقل کردند بهجای پرداختن واقعی به شکستهای مستندشده.
Officials transferred personnel whose testimony internal documents would later directly link to the crisis.
ترجمه: مقامات پرسنلی را که شهادتشان را اسناد داخلی بعدها مستقیماً به بحران پیوند داد، منتقل کردند.
Historians note negotiators transferred authority over disputed territory in ways later generations found genuinely difficult to reverse.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان اختیار سرزمین مورد مناقشه را به شیوههایی منتقل کردند که نسلهای بعدی واقعاً بازگرداندنش را دشوار یافتند.
359) transition
معنی فارسی: گذار
Analysts warned that officials mismanaged a transition that internal assessments had extensively documented risks for.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات گذاری را که ارزیابیهای داخلی ریسکهایش را بهطور گسترده مستند کرده بود، بد مدیریت کردند.
Officials promised a smooth transition, though internal documents described considerably more turmoil.
ترجمه: مقامات گذاری روان را وعده دادند، هرچند اسناد داخلی آشفتگی بهمراتب بیشتری توصیف کرد.
Historians note the transition to peace proved far more difficult than negotiators had genuinely anticipated.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند گذار به صلح بسیار دشوارتر از آنچه مذاکرهکنندگان واقعاً پیشبینی کرده بودند، اثبات شد.
360) transplant
معنی فارسی: پیوند عضو
Analysts noted that officials treated the reform like an organ transplant the institution's body seemed to reject.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات با این اصلاحات همچون پیوند عضوی که بدن نهاد به نظر میرسید ردش میکند، رفتار کردند.
Officials funded transplant research that internal reviews described as genuinely promising but chronically underfunded.
ترجمه: مقامات پژوهش پیوند عضو را تأمین مالی کردند که بازبینیهای داخلی واقعاً امیدوارکننده اما مزمناً کمبودجه توصیف کردند.
Researchers found transplant success rates improved considerably once earlier, cruder methods were genuinely refined.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند نرخهای موفقیت پیوند عضو بهطور قابلتوجهی بهبود یافت به محض اینکه روشهای پیشین و خشنتر واقعاً اصلاح شد.