~12 min read · Updated Sep 19, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 4 (Advanced)

61) comfortable

معنی فارسی: راحت

Analysts warned that officials had grown too comfortable with practices internal reviews described as fundamentally inadequate.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بیش‌ازحد با شیوه‌هایی که بازبینی‌های داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند، راحت شده بودند.

Officials wanted employees to feel comfortable raising concerns, though internal culture rarely reflected that stated goal.

ترجمه: مقامات می‌خواستند کارکنان در مطرح کردن نگرانی‌ها احساس راحتی کنند، هرچند فرهنگ داخلی به‌ندرت این هدف اعلام‌شده را بازتاب می‌داد.

Researchers found that a comfortable classroom environment correlated with measurably better learning outcomes.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند محیط کلاسی راحت با نتایج یادگیری به‌طور قابل‌سنجش بهتر همبستگی داشت.


62) education

معنی فارسی: آموزش

Analysts warned that cuts to education budgets would affect students already struggling with limited resources.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کاهش بودجهٔ آموزش دانش‌آموزانی را که پیش‌تر با منابع محدود دست‌وپنجه نرم می‌کردند، تحت تأثیر قرار خواهد داد.

Officials underestimated how severely reduced education funding would affect communities with the fewest alternatives.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند کاهش بودجهٔ آموزش چقدر شدید بر جوامعی با کمترین جایگزین‌ها اثر خواهد گذاشت.

Researchers found that early childhood education produced benefits that persisted well into adulthood.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند آموزش اوایل کودکی مزایایی تولید کرد که تا بزرگسالی ادامه یافت.


63) encouragement

معنی فارسی: تشویق

Analysts warned that reassuring statements offered encouragement without addressing the crisis's underlying causes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش تشویقی ارائه دادند بدون پرداختن به علل زیربنایی بحران.

Officials provided encouragement to struggling schools while withholding the resources genuinely needed for improvement.

ترجمه: مقامات به مدارس در حال دشواری تشویقی ارائه دادند در حالی که منابعی را که واقعاً برای بهبود لازم بود، دریغ کردند.

Researchers found that consistent encouragement from mentors significantly improved student persistence in difficult subjects.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند تشویق پیوسته از سوی مربیان پشتکار دانش‌آموزان را در دروس دشوار به‌طور قابل‌توجهی بهبود بخشید.


64) endorse

معنی فارسی: تأیید کردن

Analysts warned that officials endorsed a policy whose actual costs internal assessments described far more critically.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سیاستی را تأیید کرده بودند که هزینه‌های واقعی‌اش را ارزیابی‌های داخلی بسیار انتقادی‌تر توصیف می‌کرد.

Officials publicly endorsed the program while privately expressing doubts internal documents would later confirm.

ترجمه: مقامات علناً این برنامه را تأیید کردند در حالی که خصوصی تردیدهایی داشتند که اسناد داخلی بعدها تأیید کرد.

Researchers noted that experts endorsed reforms that later evidence would substantially validate.

ترجمه: پژوهشگران اشاره کردند کارشناسان اصلاحاتی را تأیید کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی معتبرش کرد.


65) equal

معنی فارسی: برابر

Analysts warned that officials had failed to provide equal access to resources across different communities.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در فراهم کردن دسترسی برابر به منابع در سراسر جوامع مختلف شکست خورده بودند.

Officials claimed equal opportunity existed, though internal data described considerably more disparity than acknowledged.

ترجمه: مقامات ادعا کردند فرصت برابر وجود دارد، هرچند داده‌های داخلی نابرابری به‌مراتب بیشتری از پذیرفته‌شده توصیف کرد.

Researchers found that students from different backgrounds rarely received equal attention from overstretched teachers.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند دانش‌آموزانی از پیشینه‌های مختلف به‌ندرت توجه برابری از معلمان بیش‌ازحد پرمشغله دریافت می‌کردند.


66) face

معنی فارسی: با آن روبه‌رو شدن

Analysts warned that officials refused to face evidence that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از رویارویی با شواهدی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، امتناع کردند.

Officials faced criticism they privately acknowledged had been entirely justified.

ترجمه: مقامات با انتقادی روبه‌رو شدند که خصوصی پذیرفتند کاملاً موجه بوده است.

Researchers found that students who faced early academic setbacks often struggled to recover without genuine intervention.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند دانش‌آموزانی که با شکست‌های تحصیلی اولیه روبه‌رو شدند اغلب بدون مداخلهٔ واقعی برای بهبود دشواری داشتند.


67) field

معنی فارسی: حوزه

Analysts warned that officials lacked expertise in a field they were nonetheless responsible for regulating.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فاقد تخصصی در حوزه‌ای بودند که با این حال مسئول تنظیم آن بودند.

Officials recruited experts from the field whose recommendations internal documents would later largely ignore.

ترجمه: مقامات کارشناسانی را از این حوزه استخدام کردند که توصیه‌هایشان اسناد داخلی بعدها عمدتاً نادیده گرفت.

Researchers in the field found that policy decisions rarely reflected the evidence their own studies had produced.

ترجمه: پژوهشگران این حوزه دریافتند تصمیمات سیاستی به‌ندرت شواهدی را که مطالعات خودشان تولید کرده بود، بازتاب می‌داد.


68) foster

معنی فارسی: پرورش دادن

Analysts warned that reassuring rhetoric did little to foster genuine trust between officials and the public.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش کمکی به پرورش اعتماد واقعی میان مقامات و عموم نکرد.

Officials claimed programs would foster equity, though internal assessments described far more modest actual outcomes.

ترجمه: مقامات ادعا کردند برنامه‌ها برابری را پرورش خواهند داد، هرچند ارزیابی‌های داخلی نتایج واقعی به‌مراتب متواضع‌تری توصیف کرد.

Researchers found that mentorship programs genuinely fostered confidence among students who had previously struggled.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند برنامه‌های مربی‌گری واقعاً اعتمادبه‌نفس را در میان دانش‌آموزانی که پیش‌تر دشواری داشتند، پرورش داد.


69) guidance

معنی فارسی: راهنمایی

Analysts warned that officials offered guidance that internal assessments described as genuinely inadequate for the crisis at hand.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات راهنمایی‌ای ارائه دادند که ارزیابی‌های داخلی برای بحران پیشِ‌رو واقعاً ناکافی توصیف کرد.

Officials issued guidance that contradicted evidence their own agencies had extensively documented.

ترجمه: مقامات راهنمایی‌ای صادر کردند که با شواهدی که آژانس‌های خودشان به‌طور گسترده مستند کرده بودند، در تضاد بود.

Researchers found that students who received consistent guidance were considerably more likely to complete their education.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند دانش‌آموزانی که راهنمایی پیوسته دریافت کردند به‌مراتب بیشتر احتمال داشت آموزششان را تکمیل کنند.


70) hold

معنی فارسی: داشتن (منصب، رکورد)

Analysts warned that officials who held positions of authority rarely faced consequences for documented failures.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقاماتی که مناصب قدرت را در دست داشتند به‌ندرت با پیامدهایی برای شکست‌های مستندشده روبه‌رو می‌شدند.

Officials holding senior roles were expected to be accountable for decisions internal reviews later questioned.

ترجمه: مقامات در مناصب ارشد انتظار می‌رفت در برابر تصمیماتی که بازبینی‌های داخلی بعدها زیر سؤال بردند، پاسخگو باشند.

Researchers found that teachers holding advanced degrees did not always produce measurably better outcomes than experienced peers.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند معلمانی که مدارک پیشرفته داشتند همیشه نتایج به‌طور قابل‌سنجش بهتری نسبت به همتایان باتجربه تولید نمی‌کردند.


71) inclusion

معنی فارسی: فراگیری

Analysts warned that officials promoted inclusion in rhetoric while resource allocation told a genuinely different story.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فراگیری را در لفاظی ترویج کردند در حالی که تخصیص منابع داستانی واقعاً متفاوت را روایت می‌کرد.

Officials described inclusion policies as effective, though internal assessments suggested implementation had fallen genuinely short.

ترجمه: مقامات سیاست‌های فراگیری را کارآمد توصیف کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی نشان دادند اجرا واقعاً کوتاهی کرده بود.

Researchers found that genuine inclusion required more than policy statements; it demanded resources schools rarely received.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند فراگیری واقعی به بیش از بیانیه‌های سیاستی نیاز داشت؛ به منابعی نیاز داشت که مدارس به‌ندرت دریافت می‌کردند.


72) inspire

معنی فارسی: الهام بخشیدن

Analysts warned that reassuring speeches failed to inspire the confidence officials had hoped they would.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سخنرانی‌های اطمینان‌بخش نتوانستند اعتمادی را که مقامات امیدوار بودند، الهام بخشند.

Officials hoped the reform would inspire trust that years of prior failures had genuinely eroded.

ترجمه: مقامات امیدوار بودند این اصلاحات اعتمادی را الهام بخشد که سال‌ها شکست پیشین واقعاً از بین برده بود.

Researchers found that teachers who inspired curiosity produced measurably more engaged students over time.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند معلمانی که کنجکاوی را الهام می‌بخشیدند، دانش‌آموزانی درگیرتر و به‌طور قابل‌سنجش بیشتر در طول زمان تولید کردند.


73) mere

معنی فارسی: صرف، اندک

Analysts warned that a mere fraction of the promised funding had actually reached struggling schools.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تنها بخش اندکی از بودجهٔ وعده‌داده‌شده واقعاً به مدارس در حال دشواری رسیده بود.

Officials dismissed the gap as a mere technicality, though critics argued its effects were genuinely significant.

ترجمه: مقامات این شکاف را صرفاً یک جزئیات فنی اندک رد کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند آثارش واقعاً قابل‌توجه بود.

Researchers found that a mere few minutes of daily reading produced measurable long-term literacy benefits.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند تنها چند دقیقهٔ اندک مطالعهٔ روزانه مزایای بلندمدت سواد قابل‌سنجشی تولید کرد.


74) position

معنی فارسی: موقعیت، منصب

Analysts warned that officials in influential positions had ignored warnings internal assessments extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در مناصب تأثیرگذار هشدارهایی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.

Officials appointed individuals to positions whose actual qualifications internal reviews described as considerably weaker than announced.

ترجمه: مقامات افرادی را به مناصبی منصوب کردند که صلاحیت‌های واقعی‌شان را بازبینی‌های داخلی بسیار ضعیف‌تر از اعلام‌شده توصیف کرد.

Researchers found that students in disadvantaged positions rarely received the additional support genuinely needed to catch up.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند دانش‌آموزان در موقعیت‌های محروم به‌ندرت حمایت اضافی‌ای که واقعاً برای رسیدن به دیگران لازم بود، دریافت می‌کردند.


75) power

معنی فارسی: قدرت

Analysts warned that officials wielded power without the accountability genuine oversight required.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات قدرت را بدون پاسخگویی‌ای که نظارت واقعی می‌طلبید، اعمال کردند.

Officials underestimated the power that early educational experiences held over long-term life outcomes.

ترجمه: مقامات قدرتی را که تجربیات آموزشی اولیه بر نتایج بلندمدت زندگی داشت، دست‌کم گرفتند.

Researchers found that teachers held considerable power to shape student confidence, for better or worse.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند معلمان قدرت قابل‌توجهی برای شکل دادن به اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان داشتند، چه برای بهتر چه بدتر.


76) responsibility

معنی فارسی: مسئولیت

Analysts warned that officials avoided responsibility for failures that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از مسئولیت شکست‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، اجتناب کردند.

Officials accepted responsibility only after mounting pressure made continued denial politically untenable.

ترجمه: مقامات مسئولیت را تنها پس از آنکه فشار روبه‌رشد انکار مداوم را سیاسی غیرقابل‌دفاع کرد، پذیرفتند.

Researchers found that schools bearing genuine responsibility for outcomes produced measurably better results than those that did not.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند مدارسی که مسئولیت واقعی نتایج را بر عهده می‌گرفتند نتایجی به‌طور قابل‌سنجش بهتر از آن‌هایی که نمی‌گرفتند، تولید کردند.


77) soar

معنی فارسی: اوج گرفتن

Analysts warned that dropout rates would soar unless officials addressed problems they had persistently underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نرخ‌های ترک تحصیل اوج خواهد گرفت مگر آنکه مقامات به مشکلاتی که پیوسته دست‌کم گرفته بودند، بپردازند.

Officials watched enrollment soar in programs that internal assessments described as genuinely under-resourced.

ترجمه: مقامات شاهد اوج گرفتن ثبت‌نام در برنامه‌هایی بودند که ارزیابی‌های داخلی واقعاً کم‌منبع توصیف کرده بودند.

Researchers found that student confidence soared once genuine, consistent mentorship was introduced.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند اعتمادبه‌نفس دانش‌آموزان به محض معرفی مربی‌گری واقعی و پیوسته، اوج گرفت.


78) tool

معنی فارسی: ابزار

Analysts warned that officials lacked the tools genuinely required to address the education crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فاقد ابزارهایی بودند که واقعاً برای پرداختن به بحران آموزشی موردنیاز بود.

Officials provided schools with tools that internal reviews described as fundamentally inadequate for the task.

ترجمه: مقامات به مدارس ابزارهایی ارائه دادند که بازبینی‌های داخلی اساساً ناکافی برای این وظیفه توصیف کرد.

Researchers developed a diagnostic tool that identified struggling students far earlier than existing methods.

ترجمه: پژوهشگران ابزاری تشخیصی توسعه دادند که دانش‌آموزان در حال دشواری را بسیار زودتر از روش‌های موجود شناسایی می‌کرد.


79) vocal

معنی فارسی: صریح، رک

Analysts warned that officials dismissed vocal critics whose concerns later proved entirely justified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات منتقدان صریح‌الهجه‌ای را که نگرانی‌هایشان بعدها کاملاً موجه اثبات شد، رد کردند.

Officials grew uncomfortable with vocal parents demanding accountability for documented failures.

ترجمه: مقامات از والدین صریح‌الهجه‌ای که خواستار پاسخگویی برای شکست‌های مستندشده بودند، ناراحت شدند.

Researchers noted that vocal advocacy from teachers often preceded genuine policy change.

ترجمه: پژوهشگران اشاره کردند حمایت صریح‌الهجه از سوی معلمان اغلب پیش از تغییر سیاستی واقعی پدید می‌آمد.


80) workplace

معنی فارسی: محل کار

Analysts warned that workplace culture within the agency discouraged employees from reporting documented problems.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فرهنگ محل کار درون این آژانس کارکنان را از گزارش مشکلات مستندشده دلسرد می‌کرد.

Officials described the workplace as supportive, though internal surveys revealed considerably more dissatisfaction than acknowledged.

ترجمه: مقامات محل کار را حمایتی توصیف کردند، هرچند نظرسنجی‌های داخلی نارضایتی به‌مراتب بیشتری از پذیرفته‌شده آشکار کرد.

Researchers found that a positive workplace environment for teachers directly correlated with better student outcomes.

ترجمه: پژوهشگران دریافتند محیط محل کار مثبت برای معلمان مستقیماً با نتایج بهتر دانش‌آموزان همبستگی داشت.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles