~12 min read · Updated Sep 19, 2026

Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 3 (Advanced)

41) align

معنی فارسی: همسو کردن

Analysts warned that officials aligned themselves with interests that internal assessments described as genuinely conflicting with public welfare.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات خود را با منافعی همسو کرده بودند که ارزیابی‌های داخلی واقعاً در تضاد با رفاه عمومی توصیف کرده بودند.

Officials aligned policy statements with reassuring rhetoric rather than the more troubling internal data.

ترجمه: مقامات بیانیه‌های سیاستی را با لفاظی اطمینان‌بخش به‌جای داده‌های داخلی به‌مراتب نگران‌کننده‌تر همسو کردند.

Historians note negotiators aligned with unlikely allies once shared interests became genuinely apparent.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با متحدان غیرمحتملی همسو شدند به محض اینکه منافع مشترک واقعاً آشکار شد.


42) authority

معنی فارسی: اختیار، مرجع قدرت

Analysts warned that regulatory authority had been quietly weakened by officials who publicly claimed otherwise.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اختیار نظارتی توسط مقاماتی که علناً خلاف آن را ادعا می‌کردند، به‌آرامی تضعیف شده بود.

Officials exceeded their authority in ways internal reviews described as fundamentally inappropriate.

ترجمه: مقامات از اختیار خود به شیوه‌هایی فراتر رفتند که بازبینی‌های داخلی اساساً نامناسب توصیف کرده بودند.

Historians note the treaty granted authority to institutions that later proved genuinely difficult to hold accountable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان اختیاری به نهادهایی اعطا کرد که بعدها پاسخگو نگه داشتنشان واقعاً دشوار اثبات شد.


43) barn

معنی فارسی: انبار (مزرعه)

Analysts joked that officials stored inconvenient data like grain in a barn, out of sight until needed.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مقامات داده‌های ناخوشایند را همچون غله‌ای در انبار ذخیره کردند، پنهان از دید تا زمان نیاز.

Officials once converted an old barn into a makeshift facility during an emergency internal records rarely mention.

ترجمه: مقامات زمانی انباری قدیمی را به تأسیساتی موقت در حین شرایط اضطراری تبدیل کردند که سوابق داخلی به‌ندرت ذکر می‌کنند.

Historians note negotiators occasionally met in a converted barn near the border, away from prying eyes.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان گاهی در انباری تبدیل‌شده نزدیک مرز، دور از چشمان کنجکاو، ملاقات کردند.


44) betray

معنی فارسی: خیانت کردن

Analysts warned that officials had betrayed public trust through years of misleading statements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از طریق سال‌ها بیانیهٔ گمراه‌کننده به اعتماد عمومی خیانت کرده بودند.

Officials felt betrayed by leaks that revealed internal assessments they had kept confidential.

ترجمه: مقامات از افشاگری‌هایی که ارزیابی‌های داخلی محرمانه‌شان را آشکار کرد، احساس خیانت‌شدگی کردند.

Historians note a trusted aide betrayed sensitive negotiating positions to a rival delegation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دستیاری مورد اعتماد مواضع حساس مذاکراتی را به هیئتی رقیب خیانت کرد.


45) Bible

معنی فارسی: کتاب مقدس

Analysts noted that officials treated the reform manual like a Bible, rarely questioning its outdated assumptions.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مقامات با کتاب راهنمای اصلاحات همچون کتاب مقدسی رفتار کردند و به‌ندرت فرضیات منسوخش را زیر سؤال بردند.

Researchers cited historical Bible translations to trace how language evolved across centuries.

ترجمه: پژوهشگران به ترجمه‌های تاریخی کتاب مقدس استناد کردند تا تحول زبان در طول قرن‌ها را ردیابی کنند.

Historians note early copies of the Bible offered scholars unexpected insight into medieval scribal practices.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نسخه‌های اولیهٔ کتاب مقدس بینشی غیرمنتظره دربارهٔ شیوه‌های کتابت قرون وسطی برای محققان ارائه داد.


46) Catholic

معنی فارسی: کاتولیک

Analysts noted the negotiations included representatives from Catholic institutions whose influence official accounts rarely acknowledged.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند مذاکرات شامل نمایندگانی از نهادهای کاتولیک بود که نفوذشان روایت‌های رسمی به‌ندرت تصدیق می‌کردند.

Officials consulted Catholic leaders whose concerns internal documents described as genuinely significant to the region's stability.

ترجمه: مقامات با رهبران کاتولیک مشورت کردند که نگرانی‌هایشان اسناد داخلی واقعاً مهم برای ثبات منطقه توصیف کرده بود.

Historians note Catholic communities played an unexpectedly central role in shaping the treaty's cultural provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جوامع کاتولیک نقشی به‌طور غیرمنتظره‌ای محوری در شکل دادن به بندهای فرهنگی پیمان ایفا کردند.


47) cooperate

معنی فارسی: همکاری کردن

Analysts warned that officials refused to cooperate with investigators despite evidence directly contradicting their statements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با وجود شواهدی که مستقیماً با بیانیه‌هایشان در تضاد بود، از همکاری با بازرسان امتناع کردند.

Officials cooperated only after mounting pressure made continued resistance politically untenable.

ترجمه: مقامات تنها پس از آنکه فشار روبه‌رشد مقاومت مداوم را سیاسی غیرقابل‌دفاع کرد، همکاری کردند.

Historians note former rivals eventually cooperated once both sides recognized the cost of continued conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند رقبای پیشین سرانجام همکاری کردند به محض اینکه هر دو طرف هزینهٔ ادامهٔ درگیری را تشخیص دادند.


48) detain

معنی فارسی: بازداشت کردن

Analysts warned that officials had detained critics rather than genuinely addressing the concerns they raised.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات منتقدان را بازداشت کرده بودند به‌جای پرداختن واقعی به نگرانی‌هایی که مطرح کردند.

Officials detained individuals whose only offense internal reviews found had been publicly questioning official statements.

ترجمه: مقامات افرادی را بازداشت کردند که تنها تخلفشان را بازبینی‌های داخلی زیر سؤال بردن علنی بیانیه‌های رسمی یافتند.

Historians note authorities detained a key witness whose testimony later proved genuinely embarrassing to the government.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مقامات شاهدی کلیدی را بازداشت کردند که شهادتش بعدها واقعاً برای دولت شرم‌آور اثبات شد.


49) exit

معنی فارسی: خروجی

Analysts warned that officials sought a graceful exit from a crisis they had persistently underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به‌دنبال خروجی باوقار از بحرانی بودند که پیوسته دست‌کم گرفته بودند.

Officials blocked emergency exits during the inspection, a violation internal reports had documented for years.

ترجمه: مقامات خروجی‌های اضطراری را در حین بازرسی مسدود کردند، تخلفی که گزارش‌های داخلی سال‌ها مستند کرده بود.

Historians note negotiators found an exit from a diplomatic impasse that had seemed genuinely permanent.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان خروجی‌ای از بن‌بستی دیپلماتیک یافتند که واقعاً دائمی به نظر می‌رسید.


50) exceptional

معنی فارسی: استثنایی

Analysts warned that officials treated ordinary failures as exceptional circumstances beyond their genuine control.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با شکست‌های عادی همچون شرایطی استثنایی فراتر از کنترل واقعی‌شان رفتار کردند.

Officials described the crisis as exceptional, though internal documents suggested it had been entirely foreseeable.

ترجمه: مقامات بحران را استثنایی توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی نشان دادند کاملاً قابل‌پیش‌بینی بود.

Historians note the treaty required exceptional compromises that neither delegation had initially considered acceptable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سازش‌هایی استثنایی را الزام کرد که هیچ‌یک از هیئت‌ها در ابتدا قابل‌قبول نمی‌دانست.


51) flee

معنی فارسی: گریختن

Analysts warned that officials fled accountability by resigning just before evidence became public.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با استعفا درست پیش از عمومی شدن شواهد، از پاسخگویی گریختند.

Officials watched residents flee areas contaminated by pollution internal assessments had extensively documented.

ترجمه: مقامات شاهد گریختن ساکنان از مناطق آلوده‌ای بودند که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Historians note refugees fled the region in numbers that negotiators had genuinely failed to anticipate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پناهندگان به تعدادی گریختند که مذاکره‌کنندگان واقعاً در پیش‌بینی‌اش شکست خورده بودند.


52) network

معنی فارسی: شبکه

Analysts warned that a hidden network of officials had coordinated to suppress evidence for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شبکه‌ای پنهان از مقامات سال‌ها برای سرکوب شواهد هماهنگ شده بودند.

Officials relied on an informal network that critics argued escaped the accountability formal channels would have required.

ترجمه: مقامات به شبکه‌ای غیررسمی متکی بودند که منتقدان استدلال کردند از پاسخگویی‌ای که کانال‌های رسمی می‌طلبید، فرار می‌کرد.

Historians note a clandestine network carried secret messages between delegations before formal negotiations even began.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شبکه‌ای مخفی پیام‌های سری را میان هیئت‌ها پیش از آغاز حتی مذاکرات رسمی حمل می‌کرد.


53) outrage

معنی فارسی: خشمگین کردن

Analysts warned that reassuring statements would outrage a public that could plainly see the evidence.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش عمومی را که به‌وضوح می‌توانست شواهد را ببیند، خشمگین خواهد کرد.

Officials were outraged by leaks that revealed internal assessments they had kept confidential for years.

ترجمه: مقامات از افشاگری‌هایی که ارزیابی‌های داخلی‌شان را که سال‌ها محرمانه نگه‌داشته بودند، آشکار کرد، خشمگین شدند.

Historians note the treaty's harsh terms outraged contemporaries who considered them genuinely excessive.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان هم‌عصرانی را که آن‌ها را واقعاً افراطی می‌دانستند، خشمگین کرد.


54) parish

معنی فارسی: کلیسا و محلهٔ آن

Analysts noted that a local parish became an unexpected center of organized resistance to the policy.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند یک کلیسای محلی به مرکزی غیرمنتظره از مقاومت سازمان‌یافته در برابر این سیاست تبدیل شد.

Officials underestimated how deeply parish communities were affected by decisions made far from their concerns.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند جوامع کلیسایی چقدر عمیقاً تحت تأثیر تصمیماتی قرار گرفتند که دور از نگرانی‌هایشان گرفته شد.

Historians note parish records offered scholars unexpected insight into how ordinary communities experienced the conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سوابق کلیسایی بینشی غیرمنتظره دربارهٔ تجربهٔ جوامع عادی از درگیری برای محققان ارائه داد.


55) passage

معنی فارسی: راهرو، عبور

Analysts warned that officials had secured passage of the reform without genuinely addressing documented risks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تصویب این اصلاحات را بدون پرداختن واقعی به ریسک‌های مستندشده تضمین کرده بودند.

Officials negotiated safe passage for civilians through a region internal reports described as genuinely dangerous.

ترجمه: مقامات عبور امن غیرنظامیان را از منطقه‌ای که گزارش‌های داخلی واقعاً خطرناک توصیف کرده بودند، مذاکره کردند.

Historians note a secret passage between two buildings allowed negotiators to meet without public knowledge.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند راهرویی مخفی میان دو ساختمان به مذاکره‌کنندگان اجازه داد بدون آگاهی عمومی ملاقات کنند.


56) pastor

معنی فارسی: کشیش

Analysts noted that a local pastor's public criticism forced officials to address concerns they had long ignored.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند انتقاد عمومی یک کشیش محلی مقامات را مجبور به پرداختن به نگرانی‌هایی کرد که مدت‌ها نادیده گرفته بودند.

Officials consulted a pastor whose community had been directly affected by the policy's genuinely severe consequences.

ترجمه: مقامات با کشیشی مشورت کردند که جامعه‌اش مستقیماً تحت تأثیر پیامدهای واقعاً شدید این سیاست قرار گرفته بود.

Historians note a pastor's private letters offered scholars unexpected insight into local reactions to the treaty.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نامه‌های خصوصی یک کشیش بینشی غیرمنتظره دربارهٔ واکنش‌های محلی به پیمان برای محققان ارائه داد.


57) patrol

معنی فارسی: گشت

Analysts warned that reduced patrols had allowed practices internal assessments described as genuinely dangerous to continue unchecked.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند گشت‌های کاهش‌یافته اجازه داده بودند شیوه‌هایی که ارزیابی‌های داخلی واقعاً خطرناک توصیف کرده بودند، بدون کنترل ادامه یابد.

Officials increased patrols only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.

ترجمه: مقامات گشت‌ها را تنها پس از آنکه فشار روبه‌رشد بی‌عملی مداوم را سیاسی غیرقابل‌دفاع کرد، افزایش دادند.

Historians note a routine patrol uncovered evidence that would later prove genuinely significant to the investigation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند گشتی معمولی شواهدی را کشف کرد که بعدها واقعاً برای تحقیقات مهم اثبات شد.


58) raid

معنی فارسی: هجوم بردن

Analysts warned that officials authorized a raid based on evidence internal reviews later found genuinely insufficient.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هجومی را بر اساس شواهدی که بازبینی‌های داخلی بعدها واقعاً ناکافی یافتند، مجاز کرده بودند.

Officials raided facilities only after years of internal warnings had gone genuinely unheeded.

ترجمه: مقامات تنها پس از سال‌ها هشدار داخلی که واقعاً نادیده گرفته شده بود، به تأسیسات هجوم بردند.

Historians note a surprise raid uncovered documents that directly contradicted the government's public statements.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هجومی غافلگیرکننده اسنادی را کشف کرد که مستقیماً با بیانیه‌های عمومی دولت در تضاد بود.


59) rail

معنی فارسی: ریل، راه‌آهن

Analysts warned that reforms affecting rail infrastructure received considerably less funding than officials had publicly promised.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که زیرساخت ریلی را تحت تأثیر قرار می‌داد، بودجهٔ به‌مراتب کمتری نسبت به آنچه مقامات علناً وعده داده بودند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely delays would affect communities dependent on rail for daily transport.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند تأخیرها چقدر شدید بر جوامعی که به راه‌آهن برای حمل‌ونقل روزانه متکی بودند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note disputes over rail access became unexpectedly central to the treaty's economic provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر دسترسی ریلی به‌طور غیرمنتظره‌ای به محور بندهای اقتصادی پیمان تبدیل شد.


60) tunnel

معنی فارسی: تونل

Analysts warned that officials had tunneled around regulations rather than genuinely complying with their intent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دور مقررات تونل زده بودند به‌جای پیروی واقعی از قصدشان.

Officials discovered a tunnel used to smuggle goods that internal reports had failed to detect for years.

ترجمه: مقامات تونلی را کشف کردند که برای قاچاق کالاها استفاده می‌شد و گزارش‌های داخلی سال‌ها موفق به شناسایی‌اش نشده بودند.

Historians note negotiators used a secret tunnel to move between venues without alerting the press.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از تونلی مخفی برای جابه‌جایی میان مکان‌ها بدون آگاه کردن مطبوعات استفاده کردند.

Written & researched by Dr. Shahin Siami

Related Articles