Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 7 (Advanced)
121) assimilate
معنی فارسی: همگون شدن
Analysts warned that officials expected refugees to assimilate quickly without providing genuine support internal assessments described as necessary.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات انتظار داشتند پناهندگان سریع همگون شوند بدون فراهم کردن حمایت واقعیای که ارزیابیهای داخلی ضروری توصیف کرده بودند.
Officials assumed communities would assimilate seamlessly, though internal reports suggested considerably more friction than acknowledged.
ترجمه: مقامات فرض کردند جوامع بدون اصطکاک همگون خواهند شد، هرچند گزارشهای داخلی اصطکاک بهمراتب بیشتری از پذیرفتهشده نشان میداد.
Historians note immigrant communities assimilated at rates that varied considerably depending on the genuine opportunities available to them.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند جوامع مهاجر با نرخهایی همگون شدند که بهطور قابلتوجهی بسته به فرصتهای واقعی در دسترسشان متفاوت بود.
122) attempt
معنی فارسی: تلاش
Analysts warned that officials' attempt to address the crisis fell genuinely short of what internal assessments required.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تلاش مقامات برای پرداختن به بحران واقعاً کمتر از آنچه ارزیابیهای داخلی میطلبید، بود.
Officials made a public attempt at reform that internal documents described as considerably more symbolic than substantive.
ترجمه: مقامات تلاشی عمومی برای اصلاحات انجام دادند که اسناد داخلی بسیار نمادینتر از اساسی توصیف کرد.
Historians note the rescue attempt succeeded only after earlier efforts had failed for reasons never fully explained.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تلاش نجات تنها پس از آنکه تلاشهای پیشین به دلایلی که هرگز کاملاً توضیح داده نشد، شکست خورده بود، موفق شد.
123) case
معنی فارسی: مورد
Analysts warned that officials treated a systemic problem as an isolated case rather than a genuine pattern.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با مشکلی سیستمی همچون موردی منزوی بهجای الگویی واقعی رفتار کردند.
Officials cited a single case to justify a policy that internal assessments described as far too broad.
ترجمه: مقامات به یک مورد واحد استناد کردند تا سیاستی را که ارزیابیهای داخلی بیشازحد گسترده توصیف کرد، توجیه کنند.
Historians note the case became a genuine turning point in how the public understood the crisis.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند این مورد به نقطهٔ عطف واقعیای در نحوهٔ درک عمومی از بحران تبدیل شد.
124) cease
معنی فارسی: متوقف شدن
Analysts warned that officials should have ceased the practice once internal assessments flagged it as genuinely dangerous.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات میبایست به محض علامتگذاری این شیوه توسط ارزیابیهای داخلی همچون واقعاً خطرناک، آن را متوقف میکردند.
Officials ordered operations to cease only after evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: مقامات دستور دادند عملیات تنها پس از آنکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، متوقف شود.
Historians note hostilities ceased only after negotiators secured a compromise neither side had initially considered acceptable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند خصومتها تنها پس از آنکه مذاکرهکنندگان سازشی را که هیچیک از طرفین در ابتدا قابلقبول نمیدانست، تضمین کردند، متوقف شد.
125) danger
معنی فارسی: خطر
Analysts warned that officials had understated the danger that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات خطری را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials downplayed the danger to communities living near a site internal reviews described as genuinely hazardous.
ترجمه: مقامات خطر برای جوامعی که نزدیک سایتی زندگی میکردند که بازبینیهای داخلی واقعاً خطرناک توصیف کرده بودند، کماهمیت جلوه دادند.
Historians note the expedition proceeded despite dangers that later accounts would describe in far more troubling detail.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اکتشاف با وجود خطراتی که روایتهای بعدی بهطور بسیار نگرانکنندهتر توصیف میکردند، ادامه یافت.
126) devastating
معنی فارسی: مخرب، ویرانگر
Analysts warned that the devastating effects of the disaster had been persistently underestimated by officials.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند آثار مخرب فاجعه پیوسته توسط مقامات دستکم گرفته شده بود.
Officials described the impact as manageable, though internal assessments called it genuinely devastating for affected communities.
ترجمه: مقامات تأثیر را مدیریتپذیر توصیف کردند، هرچند ارزیابیهای داخلی آن را واقعاً مخرب برای جوامع آسیبدیده خواندند.
Historians note the earthquake's devastating toll reshaped public policy for generations afterward.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تلفات مخرب زمینلرزه سیاست عمومی را برای نسلها پس از آن بازشکل داد.
127) diversity
معنی فارسی: تنوع
Analysts warned that officials praised diversity in rhetoric while internal hiring data told a genuinely different story.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از تنوع در لفاظی تعریف کردند در حالی که دادههای استخدام داخلی داستانی واقعاً متفاوت را روایت میکرد.
Officials claimed diversity initiatives were succeeding, though internal reviews described far more modest actual progress.
ترجمه: مقامات ادعا کردند طرحهای تنوع موفق است، هرچند بازبینیهای داخلی پیشرفت واقعی بهمراتب متواضعتری توصیف کرد.
Historians note biological diversity in the region had declined at rates scientists found genuinely alarming.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تنوع زیستی در منطقه با نرخهایی که دانشمندان واقعاً نگرانکننده یافتند، کاهش یافته بود.
128) earthquake
معنی فارسی: زمینلرزه
Analysts warned that building codes had failed to account for an earthquake risk internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ضوابط ساختمانی نتوانسته بودند ریسک زمینلرزهای را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، در نظر بگیرند.
Officials underestimated how severely the earthquake would affect infrastructure already weakened by years of neglect.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند زمینلرزه چقدر شدید بر زیرساختی که سالها غفلت پیشتر تضعیفش کرده بود، اثر خواهد گذاشت.
Historians note the earthquake's death toll exceeded initial estimates by a margin later investigations found genuinely troubling.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تلفات زمینلرزه از تخمینهای اولیه به میزانی که تحقیقات بعدی واقعاً نگرانکننده یافتند، فراتر رفت.
129) endangered
معنی فارسی: در معرض خطر (انقراض)
Analysts warned that officials had allowed endangered habitats to be developed despite documented ecological risks.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اجازه داده بودند زیستگاههای در معرض خطر با وجود ریسکهای اکولوژیکی مستندشده توسعه یابند.
Officials classified the species as endangered only after populations had declined far more than earlier reports acknowledged.
ترجمه: مقامات این گونه را تنها پس از کاهش جمعیت به میزانی بسیار بیشتر از آنچه گزارشهای پیشین پذیرفته بودند، در معرض خطر طبقهبندی کردند.
Historians note conservation efforts for the endangered species began decades after scientists first raised genuine concern.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تلاشهای حفاظت برای گونهٔ در معرض خطر دههها پس از نخستین نگرانی واقعی دانشمندان آغاز شد.
130) extinction
معنی فارسی: انقراض
Analysts warned that officials had ignored warnings about extinction risks that internal assessments extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هشدارهایی دربارهٔ ریسکهای انقراض را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.
Officials described extinction as a distant possibility, though researchers considered it genuinely imminent for several species.
ترجمه: مقامات انقراض را احتمالی دور توصیف کردند، هرچند پژوهشگران آن را واقعاً برای چندین گونه قریبالوقوع میدانستند.
Historians note the species' extinction was, in hindsight, entirely preventable had earlier warnings been genuinely heeded.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند انقراض این گونه، با نگاه گذشته، کاملاً قابلپیشگیری بود اگر هشدارهای پیشین واقعاً شنیده میشد.
131) forever
معنی فارسی: برای همیشه
Analysts warned that some ecological damage would remain forever beyond the reach of any realistic restoration effort.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند برخی آسیبهای اکولوژیکی برای همیشه فراتر از دسترس هر تلاش بازسازی واقعبینانهای باقی خواهد ماند.
Officials promised the reform would forever change practices that internal assessments described as deeply entrenched.
ترجمه: مقامات وعده دادند این اصلاحات برای همیشه شیوههایی را که ارزیابیهای داخلی عمیقاً ریشهدار توصیف کرده بودند، تغییر خواهد داد.
Historians note the treaty forever altered borders that had, for centuries, remained genuinely unquestioned.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان برای همیشه مرزهایی را که برای قرنها واقعاً زیر سؤال نرفته بود، تغییر داد.
132) generally
معنی فارسی: عموماً
Analysts warned that officials generally dismissed warnings that internal assessments would later substantially confirm.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات عموماً هشدارهایی را که ارزیابیهای داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی تأیید کرد، رد میکردند.
Officials generally described the crisis in reassuring terms that internal documents directly contradicted.
ترجمه: مقامات عموماً بحران را با اصطلاحات اطمینانبخشی توصیف کردند که اسناد داخلی مستقیماً با آن در تضاد بود.
Historians note the treaty was generally regarded as fair at the time, an assessment later scholarship considerably revised.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان در آن زمان عموماً منصفانه تلقی میشد، ارزیابیای که پژوهشهای بعدی بهطور قابلتوجهی بازنگری کردند.
133) genocide
معنی فارسی: نسلکشی
Analysts warned that officials had failed to recognize warning signs of genocide that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در تشخیص نشانههای هشداردهندهٔ نسلکشیای که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، شکست خورده بودند.
Officials denied allegations of genocide despite evidence that later investigations found genuinely overwhelming.
ترجمه: مقامات اتهامات نسلکشی را با وجود شواهدی که تحقیقات بعدی واقعاً قاطع یافتند، انکار کردند.
Historians note the genocide's true scale was not fully understood until decades after the conflict ended.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مقیاس واقعی نسلکشی تا دههها پس از پایان درگیری کاملاً درک نشد.
134) hit
معنی فارسی: ضربه زدن
Analysts warned that the disaster hit communities already struggling with limited resources considerably harder than officials anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فاجعه جوامعی را که پیشتر با منابع محدود دستوپنجه نرم میکردند، بسیار سختتر از آنچه مقامات پیشبینی کرده بودند، ضربه زد.
Officials underestimated how severely the policy would hit families already living in genuinely precarious circumstances.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر خانوادههایی که پیشتر در شرایطی واقعاً نامتزلزل زندگی میکردند، ضربه خواهد زد.
Historians note the region was hit by successive crises that negotiators had failed to fully anticipate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند منطقه توسط بحرانهای متوالیای ضربه خورد که مذاکرهکنندگان در پیشبینی کاملشان شکست خورده بودند.
135) lose
معنی فارسی: از دست دادن
Analysts warned that communities stood to lose resources they could genuinely not afford to sacrifice.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند جوامع در خطر از دست دادن منابعی بودند که واقعاً نمیتوانستند فدایشان کنند.
Officials watched public trust lose ground once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات شاهد از دست رفتن زمینهٔ اعتماد عمومی بودند به محض غیرقابلانکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی.
Historians note the defeated nation lost territories that had, for generations, defined its national identity.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند ملت شکستخورده سرزمینهایی را از دست داد که برای نسلها هویت ملیاش را تعریف کرده بود.
136) native
معنی فارسی: بومی
Analysts warned that officials had displaced native communities without genuinely consulting them beforehand.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات جوامع بومی را بدون مشورت واقعی با آنها پیش از این کار، آواره کرده بودند.
Officials underestimated how severely the policy would affect native populations already struggling with limited resources.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر جمعیتهای بومیای که پیشتر با منابع محدود دستوپنجه نرم میکردند، اثر خواهد گذاشت.
Historians note native accounts of the conflict offered scholars unexpected insight rarely found in official records.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند روایتهای بومی از درگیری بینشی غیرمنتظره را که بهندرت در سوابق رسمی یافت میشود، برای محققان ارائه داد.
137) percent
معنی فارسی: درصد
Analysts warned that officials had reported a percent decrease that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات کاهشی درصدی را گزارش داده بودند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف کرد.
Officials claimed a considerable percent of the population supported the reform, though internal surveys suggested otherwise.
ترجمه: مقامات ادعا کردند درصد قابلتوجهی از جمعیت از این اصلاحات حمایت میکند، هرچند نظرسنجیهای داخلی خلاف آن را نشان میداد.
Historians note only a small percent of promised reconstruction funds actually reached the affected communities.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تنها درصد اندکی از بودجهٔ بازسازی وعدهدادهشده واقعاً به جوامع آسیبدیده رسید.
138) reason
معنی فارسی: دلیل
Analysts warned that officials offered no genuine reason for delays that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هیچ دلیل واقعیای برای تأخیرهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، ارائه ندادند.
Officials cited reasons for the policy that internal documents would later substantially contradict.
ترجمه: مقامات دلایلی برای این سیاست ذکر کردند که اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی با آن در تضاد بود.
Historians note negotiators never fully understood the reason behind a demand that nearly derailed the entire agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان هرگز کاملاً دلیل پشت خواستهای را که تقریباً کل توافق را از مسیر خارج کرد، درک نکردند.
139) reference
معنی فارسی: اشاره
Analysts warned that officials made no reference to risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هیچ اشارهای به ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نکردند.
Officials avoided reference to a report whose findings internal reviews considered genuinely damaging.
ترجمه: مقامات از اشاره به گزارشی که یافتههایش را بازبینیهای داخلی واقعاً زیانآور میدانستند، اجتناب کردند.
Historians note a passing reference in a private letter offered scholars unexpected insight into the negotiations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اشارهای گذرا در نامهای خصوصی بینشی غیرمنتظره دربارهٔ مذاکرات برای محققان ارائه داد.
140) urban
معنی فارسی: شهری
Analysts warned that urban communities bore a disproportionate share of the crisis's genuine consequences.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند جوامع شهری سهم نامتناسبی از پیامدهای واقعی بحران را تحمل کردند.
Officials underestimated how severely the policy would affect urban infrastructure already strained by rapid growth.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر زیرساخت شهریای که پیشتر از رشد سریع تحت فشار بود، اثر خواهد گذاشت.
Historians note urban centers experienced the conflict's effects in ways rural communities were largely spared.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مراکز شهری آثار درگیری را به شیوههایی تجربه کردند که جوامع روستایی عمدتاً از آنها معاف بودند.