Coding 4000 Essential English Words – Book 4, Unit 8 (Advanced)
141) burn
معنی فارسی: سوزاندن
Analysts warned that officials had overstated how efficiently the body could burn stored fat under the proposed diet guidelines.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اغراق کرده بودند دربارهٔ اینکه بدن چقدر مؤثر میتواند چربی ذخیرهشده را طبق دستورالعملهای رژیمی پیشنهادی بسوزاند.
Officials cited studies claiming exercise alone would burn enough calories, though internal reviews described far more modest actual effects.
ترجمه: مقامات به مطالعاتی استناد کردند که ادعا میکرد ورزش بهتنهایی کالری کافی خواهد سوزاند، هرچند بازبینیهای داخلی آثار واقعی بهمراتب متواضعتری توصیف کرد.
Researchers found that metabolic rate determined how quickly the body could burn glucose during sustained physical activity.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند نرخ متابولیک تعیین میکرد بدن چقدر سریع میتواند گلوکز را در طول فعالیت بدنی پیوسته بسوزاند.
142) check
معنی فارسی: بررسی کردن
Analysts warned that officials had failed to check nutritional claims that internal reviews described as fundamentally exaggerated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در بررسی ادعاهای تغذیهایای که بازبینیهای داخلی اساساً اغراقآمیز توصیف کرده بودند، شکست خورده بودند.
Officials promised to check labeling practices only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.
ترجمه: مقامات وعده دادند شیوههای برچسبگذاری را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد بیعملی مداوم را سیاسی غیرقابلدفاع کرد، بررسی کنند.
Researchers regularly checked blood glucose levels to track how different diets affected metabolic function over time.
ترجمه: پژوهشگران بهطور منظم سطوح گلوکز خون را بررسی کردند تا ردیابی کنند رژیمهای مختلف چگونه بر عملکرد متابولیک در طول زمان اثر میگذارد.
143) coconut
معنی فارسی: نارگیل
Analysts noted that coconut oil had been marketed with health claims that nutrition researchers found genuinely overstated.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند روغن نارگیل با ادعاهای سلامتیای بازاریابی شده بود که پژوهشگران تغذیه واقعاً اغراقآمیز یافتند.
Officials cited coconut-based products as evidence of dietary innovation, though internal reviews questioned their actual nutritional benefit.
ترجمه: مقامات به محصولات نارگیلمحور بهعنوان شواهد نوآوری رژیمی استناد کردند، هرچند بازبینیهای داخلی سود تغذیهای واقعیشان را زیر سؤال بردند.
Researchers found that coconut fat behaved differently in the body than earlier studies had assumed.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند چربی نارگیل در بدن متفاوت از آنچه مطالعات پیشین فرض کرده بودند، رفتار میکرد.
144) epilepsy
معنی فارسی: صرع
Analysts noted that early treatments for epilepsy relied on dietary approaches researchers only later understood scientifically.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند درمانهای اولیهٔ صرع بر رویکردهای رژیمی متکی بود که پژوهشگران تنها بعدها علمی درک کردند.
Officials funded research into epilepsy treatments that internal reviews described as genuinely promising but chronically underfunded.
ترجمه: مقامات پژوهش دربارهٔ درمانهای صرع را تأمین مالی کردند که بازبینیهای داخلی واقعاً امیدوارکننده اما مزمناً کمبودجه توصیف کردند.
Researchers found that certain metabolic diets reduced seizure frequency in patients with epilepsy, a finding later studies confirmed.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند رژیمهای متابولیک معینی فراوانی تشنج را در بیماران مبتلا به صرع کاهش داد، یافتهای که مطالعات بعدی تأیید کرد.
145) fat
معنی فارسی: چربی
Analysts warned that officials had oversimplified the role of dietary fat in ways nutrition science had long since corrected.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نقش چربی رژیمی را به شیوههایی سادهسازی کرده بودند که علم تغذیه مدتها آن را اصلاح کرده بود.
Officials promoted low-fat guidelines that internal reviews later found had been based on genuinely incomplete evidence.
ترجمه: مقامات دستورالعملهای کمچرب را ترویج دادند که بازبینیهای داخلی بعدها دریافتند بر شواهد واقعاً ناقصی استوار بود.
Researchers found that not all dietary fat affected metabolic health in the same way earlier guidelines had assumed.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند نه همهٔ چربیهای رژیمی به شیوهای که دستورالعملهای پیشین فرض کرده بودند، بر سلامت متابولیک اثر میگذاشت.
146) gain
معنی فارسی: افزایش یافتن، به دست آوردن
Analysts warned that officials underestimated how quickly populations would gain weight under changing dietary patterns.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دستکم گرفتند جمعیتها چقدر سریع تحت الگوهای رژیمی در حال تغییر وزن اضافه خواهند کرد.
Officials watched public trust gain strength only after genuine transparency replaced years of misleading health claims.
ترجمه: مقامات شاهد کسب قدرت اعتماد عمومی تنها پس از آنکه شفافیت واقعی جای سالها ادعای گمراهکنندهٔ سلامت را گرفت، بودند.
Researchers found that patients following the new metabolic protocol gained measurable improvements in blood glucose control.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند بیمارانی که پروتکل متابولیک جدید را دنبال کردند بهبودهای قابلسنجشی در کنترل گلوکز خون به دست آوردند.
147) glucose
معنی فارسی: گلوکز
Analysts warned that officials had ignored glucose research that internal reviews described as genuinely significant for public health.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پژوهش گلوکز را که بازبینیهای داخلی واقعاً مهم برای سلامت عمومی توصیف کرده بودند، نادیده گرفتند.
Officials cited glucose monitoring data that internal assessments described in far more troubling terms than announced.
ترجمه: مقامات به دادههای پایش گلوکز استناد کردند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار نگرانکنندهتری از اعلامشده توصیف کرد.
Researchers found that glucose regulation improved considerably when patients followed a diet lower in refined starch.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند تنظیم گلوکز بهطور قابلتوجهی زمانی بهبود یافت که بیماران رژیمی با نشاستهٔ تصفیهشدهٔ کمتری را دنبال کردند.
148) high
معنی فارسی: بالا
Analysts warned that officials had understated how high certain health risks genuinely were among affected populations.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات چقدر بالا بودن واقعی برخی ریسکهای سلامتی در میان جمعیتهای آسیبدیده را کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials described the diet's benefits in high terms that internal reviews considered genuinely overstated.
ترجمه: مقامات منافع این رژیم را با اصطلاحاتی بالا توصیف کردند که بازبینیهای داخلی واقعاً اغراقآمیز میدانستند.
Researchers found that a high starch intake correlated with metabolic outcomes considerably worse than earlier studies suggested.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند مصرف بالای نشاسته با نتایج متابولیکی بهمراتب بدتر از آنچه مطالعات پیشین نشان میداد، همبستگی داشت.
149) keep
معنی فارسی: نگه داشتن
Analysts warned that officials struggled to keep pace with nutritional research that internal reviews described as rapidly evolving.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات برای همگام ماندن با پژوهش تغذیهایای که بازبینیهای داخلی بهسرعت در حال تحول توصیف کرده بودند، دشواری داشتند.
Officials promised to keep guidelines updated, though internal documents revealed considerably outdated recommendations still in use.
ترجمه: مقامات وعده دادند دستورالعملها را بهروز نگه دارند، هرچند اسناد داخلی توصیههای بهطور قابلتوجهی منسوخ که همچنان استفاده میشد را آشکار کرد.
Researchers found that patients who kept a consistent diet showed more stable metabolic markers over time.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند بیمارانی که رژیمی پیوسته را حفظ کردند نشانگرهای متابولیک پایدارتری در طول زمان نشان دادند.
150) known
معنی فارسی: شناختهشده
Analysts warned that officials had ignored known risks that internal assessments had extensively documented for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسکهای شناختهشدهای را که ارزیابیهای داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.
Officials dismissed known side effects of the treatment that internal reviews described as genuinely significant.
ترجمه: مقامات عوارض جانبی شناختهشدهٔ درمانی را که بازبینیهای داخلی واقعاً مهم توصیف کرده بودند، رد کردند.
Researchers relied on known metabolic pathways to develop treatments later proven genuinely effective for epilepsy.
ترجمه: پژوهشگران به مسیرهای متابولیک شناختهشده متکی بودند تا درمانهایی را توسعه دهند که بعدها برای صرع واقعاً مؤثر اثبات شد.
151) liver
معنی فارسی: کبد
Analysts warned that officials had overlooked liver-related risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسکهای مرتبط با کبد را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفته بودند.
Officials cited liver function studies that internal reviews described in far more troubling terms than announced.
ترجمه: مقامات به مطالعات عملکرد کبد استناد کردند که بازبینیهای داخلی با اصطلاحات بسیار نگرانکنندهتر از اعلامشده توصیف کرد.
Researchers found that liver metabolism played a genuinely central role in how the body processed dietary fat.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند متابولیسم کبدی نقشی واقعاً محوری در نحوهٔ پردازش چربی رژیمی توسط بدن ایفا میکرد.
152) low
معنی فارسی: پایین
Analysts warned that officials promoted a diet with dangerously low nutrient content that internal reviews had flagged.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات رژیمی را با محتوای مغذی بهطور خطرناکی پایین ترویج دادند که بازبینیهای داخلی علامتگذاری کرده بودند.
Officials described public risk as low, though internal assessments suggested a considerably higher actual threat.
ترجمه: مقامات ریسک عمومی را پایین توصیف کردند، هرچند ارزیابیهای داخلی تهدید واقعی بهمراتب بالاتری را نشان داد.
Researchers found that low glucose levels during treatment produced side effects earlier studies had failed to document.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند سطوح پایین گلوکز در طول درمان عوارض جانبیای تولید کرد که مطالعات پیشین در مستند کردنش شکست خورده بودند.
153) management
معنی فارسی: مدیریت
Analysts warned that officials had prioritized symptom management over genuine treatment of underlying metabolic conditions.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مدیریت علائم را بر درمان واقعی شرایط متابولیک زیربنایی اولویت داده بودند.
Officials described diabetes management programs as effective, though internal reviews suggested otherwise significant gaps.
ترجمه: مقامات برنامههای مدیریت دیابت را کارآمد توصیف کردند، هرچند بازبینیهای داخلی شکافهای قابلتوجه دیگری را نشان داد.
Researchers found that consistent dietary management improved outcomes far more than medication alone in several documented cases.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند مدیریت رژیمی پیوسته نتایج را در چندین مورد مستندشده بهمراتب بیشتر از دارو بهتنهایی بهبود بخشید.
154) metabolic
معنی فارسی: متابولیک
Analysts warned that officials had ignored metabolic research that internal assessments described as genuinely groundbreaking.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پژوهش متابولیکی را که ارزیابیهای داخلی واقعاً پیشگام توصیف کرده بودند، نادیده گرفته بودند.
Officials underestimated the metabolic effects that dietary changes would have on already vulnerable populations.
ترجمه: مقامات آثار متابولیکیای را که تغییرات رژیمی بر جمعیتهای از پیش آسیبپذیر خواهد داشت، دستکم گرفتند.
Researchers found that metabolic responses to the same diet varied considerably between individual patients.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند پاسخهای متابولیکی به همان رژیم بهطور قابلتوجهی میان بیماران مختلف متفاوت بود.
155) oil
معنی فارسی: روغن
Analysts warned that officials had approved cooking oil products despite internal reviews questioning their genuine health benefits.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات محصولات روغن پختوپز را با وجود زیر سؤال بردن بازبینیهای داخلی از منافع سلامتی واقعیشان، تأیید کرده بودند.
Officials promoted certain oils as heart-healthy, though internal assessments described the evidence as far more mixed.
ترجمه: مقامات برخی روغنها را سالم برای قلب ترویج دادند، هرچند ارزیابیهای داخلی شواهد را بهمراتب متناقضتر توصیف کرد.
Researchers found that the type of oil used in cooking significantly affected measured metabolic markers.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند نوع روغن استفادهشده در پختوپز نشانگرهای متابولیک اندازهگیریشده را بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر قرار داد.
156) olive
معنی فارسی: زیتون
Analysts noted that olive oil had been studied extensively for its genuinely documented metabolic benefits.
ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند روغن زیتون بهطور گسترده برای منافع متابولیکی واقعاً مستندش مطالعه شده بود.
Officials cited olive-based diets as a model, though internal reviews suggested implementation had fallen genuinely short.
ترجمه: مقامات به رژیمهای زیتونمحور بهعنوان الگو استناد کردند، هرچند بازبینیهای داخلی نشان دادند اجرا واقعاً کوتاهی کرده بود.
Researchers found that regular olive oil consumption correlated with improved metabolic markers across multiple studies.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند مصرف منظم روغن زیتون با نشانگرهای متابولیک بهبودیافته در چندین مطالعه همبستگی داشت.
157) performance
معنی فارسی: عملکرد
Analysts warned that officials had overstated the diet's effect on athletic performance based on genuinely limited evidence.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تأثیر رژیم بر عملکرد ورزشی را بر اساس شواهدی واقعاً محدود اغراق کرده بودند.
Officials praised metabolic performance data that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات دادههای عملکرد متابولیکی را ستودند که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف کرد.
Researchers measured performance improvements that persisted even after the initial intervention period ended.
ترجمه: پژوهشگران بهبودهای عملکردیای را اندازهگیری کردند که حتی پس از پایان دورهٔ مداخلهٔ اولیه ادامه یافت.
158) powerful
معنی فارسی: قدرتمند
Analysts warned that officials underestimated how powerful dietary interventions could be for managing certain conditions.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات چقدر قدرتمند میتواند مداخلات رژیمی برای مدیریت برخی شرایط باشد را دستکم گرفتند.
Officials described the treatment as powerful, though internal reviews suggested its actual effect was considerably more modest.
ترجمه: مقامات درمان را قدرتمند توصیف کردند، هرچند بازبینیهای داخلی نشان دادند اثر واقعیاش بهمراتب متواضعتر بود.
Researchers found the ketogenic diet had a powerful, measurable effect on seizure frequency in epilepsy patients.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند رژیم کتوژنیک اثری قدرتمند و قابلسنجش بر فراوانی تشنج در بیماران صرعی داشت.
159) starch
معنی فارسی: نشاسته
Analysts warned that officials had understated the metabolic risks associated with high starch consumption.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ریسکهای متابولیک مرتبط با مصرف بالای نشاسته را کماهمیت جلوه داده بودند.
Officials promoted starch-heavy guidelines that internal reviews later found had been based on genuinely outdated science.
ترجمه: مقامات دستورالعملهای سرشار از نشاسته را ترویج دادند که بازبینیهای داخلی بعدها دریافتند بر علمی واقعاً منسوخ استوار بود.
Researchers found that reducing starch intake improved glucose regulation in patients with metabolic disorders.
ترجمه: پژوهشگران دریافتند کاهش مصرف نشاسته تنظیم گلوکز را در بیماران با اختلالات متابولیک بهبود بخشید.
160) summary
معنی فارسی: خلاصه
Analysts warned that the official summary omitted risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خلاصهٔ رسمی ریسکهایی را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، حذف کرده بود.
Officials issued a summary that internal documents would later reveal was considerably more optimistic than the underlying data.
ترجمه: مقامات خلاصهای صادر کردند که اسناد داخلی بعدها آشکار کرد بهمراتب خوشبینانهتر از دادههای زیربنایی بود.
Researchers provided a summary of findings that confirmed years of smaller, less conclusive studies.
ترجمه: پژوهشگران خلاصهای از یافتهها ارائه دادند که سالها مطالعات کوچکتر و کمتر قطعی را تأیید کرد.