یولیوس دوم: جنگجو، بانی و حامی هنر (1503-1513)

یولیوس دوم (جولیانو دلا رووره) یکی از قدرتمندترین و تأثیرگذارترین پاپ‌های دوران رنسانس بود. او با روحیۀ جنگجویانه ایالات پاپی را بازپس گرفت، ونیز و فرانسه را به چالش کشید و ایتالیا را از نفوذ خارجی نجات داد. همزمان بزرگ‌ترین حامی هنر شد؛ میکلانژ را وادار به نقاشی سقف سیستین کرد، رافائل را به کار گرفت و طرح بازسازی کلیسای جدید سان پیترو را آغاز کرد. دوران او نقطه اوج انتقال مرکز رنسانس از فلورانس به رم بود.

یولیوس دومسقف سیستینمیکلانژ

~6 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۱۸ فروردین ۱۴۰۵

مقدمه: تصویر رافائل از یک جنگجوی بزرگ

اگر تصویر ژرف و دقیق رافائل از یولیوس را پیش روی خود قرار دهیم، جولیانو دلا رووره را یکی از قدرتمندترین افرادی می‌بینیم که بر مسند پاپی تکیه زده‌اند. سرستبر خم‌شده از فرسودگی و خضوع، ابروی پهن بالاجسته، بینی بزرگ نشانه جنگ‌دوستی، چشمان فرو رفته نافذ، لب‌های فشرده از تصمیم، دست‌هایی سنگین از انگشترهای قدرت، و چهره‌ای مهموم که نشان سرخوردگی از ناکامی‌های قدرت است. این همان مردی است که ایتالیا را ده سال در جنگ و آشوب نگه داشت، آن را از ارتش‌های خارجی آزاد کرد، کلیسای سان پیترو را ویران ساخت، برامانته و صدها هنرمند دیگر را به رم آورد، میکلانژ و رافائل را کشف کرد و هدایت نمود و از طریق آن‌ها کلیسای جدید سان پیترو، سقف زیبای نمازخانۀ سیستین و نقوش اطاق‌های واتیکان را به جهان هدیه کرد.

خوی جنگجویانه و آغاز پاپی

خوی تند یولیوس شاید از هنگام ولادت با او همراه بود. او در ۱۴۴۳ نزدیک ساوونا متولد شد. به عنوان برادرزادۀ سیکستوس چهارم در بیست و هفت سالگی به مقام کاردینالی رسید و سی و سه سال در این منصب ماند تا به پاپی رسید – مقامی که آن را حق مسلم خود می‌دانست. او بیش از سایر هم‌عصرانش به تجرد اجباری وفادار نماند. رئیس تشریفات واتیکان بعدها گفت که یولیوس اجازه نمی‌دهد پایش را ببوسند، زیرا به دلیل «مرض فرانسوی» از شکل افتاده است. سه دختر نامشروع داشت، اما چنان در جنگ با آلکساندر ششم درگیر بود که فرصتی برای ابراز محبت پدرانه نداشت.

او نقطه مقابل آلکساندر بود. آلکساندر شاد، دموی و خوش‌طینت بود؛ یولیوس سختگیر، تندخو، بی‌حوصله و سریع‌الغضب. از جنگی به جنگ دیگر می‌رفت و هرگز جز در جنگ خوشحال نبود. آلکساندر از طریق دیگران می‌جنگید، یولیوس شخصاً. این پاپ شصت ساله به سربازی تبدیل شده بود، از لباس نظامی بیشتر لذت می‌برد تا جامۀ روحانی، محاصره شهرها را دوست داشت و می‌خواست همیشه ناظر نشانه‌گیری توپ‌ها باشد.

بازپس‌گیری ایالات پاپی و سیاست خارجی

هنگامی که به قدرت رسید، ایالات پاپی را آشفته یافت. ونیز فائنتسا، راونا و ریمینی را گرفته بود، جووانی سفورتسا به پزارو بازگشته بود، خاندان بالیونی دوباره به پروجا تسلط یافته بودند و خاندان بنتیوولیو بر بولونیا چیره شده بودند. یولیوس مانند آلکساندر معتقد بود که استقلال روحانی کلیسا مستلزم تملک دائمی ایالات پاپی است. او فرانسه، آلمان و اسپانیا را علیه دشمنان ایتالیایی خود فراخواند.

در اوت ۱۵۰۶ یولیوس در رأس قوای کوچک خود رم را ترک کرد. جان پائولو بالیونی در پروجا تسلیم شد. یولیوس با اطمینان از اقتدار مذهبی خود تنها با گارد کوچک وارد شهر شد. سپس به بولونیا رفت و جووانی بنتیوولیو فرار کرد. یولیوس سوار بر تخت‌روان به شهر وارد شد و به عنوان نجات‌دهنده مردم از ظلم مورد استقبال قرار گرفت.

ونیز هنوز فائنتسا، راونا و ریمینی را در دست داشت. یولیوس با به خطر انداختن ایتالیا برای بازپس‌گیری رومانیا، فرانسه، آلمان و اسپانیا را برای منکوب کردن ونیز دعوت کرد. در اتحادیۀ کامبره (۱۵۰۸) قدرت پاسخ دادند. یولیوس توقیع تکفیر شدیدی علیه ونیز صادر کرد. ونیز شهرها را بازگرداند و شرایط ننگینی پذیرفت. فرستادگان ونیز با زانو زدن در برابر پاپ عفو گرفتند.

یولیوس اکنون سیاست خود را تغییر داد و تصمیم گرفت فرانسویان را از ایتالیا بیرون کند. او فرارا را هدف قرار داد، مودنا را تسخیر کرد و میراندولا را شخصاً محاصره کرد. گرچه شصت و هشت ساله بود، در برف عمیق راه می‌رفت، عملیات را هدایت می‌کرد و موضع توپ‌ها را تعیین می‌نمود. میراندولا تسلیم شد. یولیوس دستور داد تمام سربازان فرانسوی کشته شوند.

شورای پیزا و اتحادیۀ مقدس

کاردینالهای ناراضی شورای عام را در پیزا خواستار شدند. یولیوس در پاسخ شورای لاتران را در رم تشکیل داد. او اتحادیۀ مقدس را با ونیز و اسپانیا و سپس انگلستان تشکیل داد. فرانسویان در راونا پیروز شدند اما یولیوس صلح نکرد. با ورود سوئیسی‌ها و آلمان، فرانسویان عقب‌نشینی کردند. یولیوس دوباره بولونیا و رومانیا را به دست آورد و پارما و پیاچنتسا را نیز تصرف کرد.

مرگ یولیوس و ارزیابی

در اواخر ژانویۀ ۱۵۱۳ یولیوس به بستر افتاد و در ۲۰ فوریه درگذشت. مردم رم در مرگ او سوگواری کردند. او ایالات پاپی را بازپس گرفت، نظم را برقرار کرد و با فروش مناصب و آمرزشنامه‌ها بودجه جنگ و هنر را تأمین کرد. معاصرانش او را بیشتر به چشم جنگجو و سیاستمدار می‌دیدند، اما او همچنین بانی کلیسای جدید سان پیترو و بزرگ‌ترین حامی هنر در میان پاپ‌ها بود.

معماری رم و حمایت از هنر

یولیوس مرکز رنسانس را از فلورانس به رم منتقل کرد. او برامانته را برای طراحی کلیسای جدید سان پیترو به کار گرفت. برامانته طرح ویای جولیا، عمارت بلودره و رواق سانتاماریا دله پاچه را اجرا کرد. یولیوس صدها هنرمند را به رم آورد و بودجه جنگ و هنر را همزمان پرداخت. او ۷۰۰۰۰۰ فلورین در خزانه برای لئو به جا گذاشت.

رافائل جوان و اطاق‌های واتیکان

رافائل در ۱۵۰۸ به رم آمد. یولیوس او را برای نقاشی تالار امضا مأمور کرد. رافائل چهار اطاق را با موضوعاتی مانند مناظره (الاهیات)، مدرسۀ آتن (فلسفه)، پارناسوس (شعر) و قانون نقاشی کرد. این آثار اوج ترکیب، رنگ و عمق فکری رنسانس هستند. رافائل همچنین تصاویر حضرت مریم و تک‌چهره‌های درخشانی مانند یولیوس دوم خلق کرد.

میکلانژ و سقف سیستین

یولیوس میکلانژ را برای نقاشی سقف نمازخانۀ سیستین وادار کرد. میکلانژ ابتدا مقاومت کرد اما چهار سال (۱۵۰۸-۱۵۱۲) بر سقف کار کرد. او بیش از ۳۰۰ تصویر رسم کرد: داستان‌های پیدایش، پیامبران، سیبولاها و اجداد مسیح. خدا در حال آفرینش آدم، طوفان نوح و دیگر صحنه‌ها شاهکارهایی جاودان هستند. میکلانژ با تنهایی و رنج بر چوب‌بست کار کرد و سقف را به یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای هنر بشری تبدیل کرد.

مقبره یولیوس و میراث

یولیوس مقبره عظیمی برای خود می‌خواست که میکلانژ طرح آن را ریخت، اما جنگ‌ها کار را به تأخیر انداخت. تنها مجسمۀ موسی از آن مقبره باقی ماند. یولیوس با بازپس‌گیری ایالات پاپی، حمایت از هنر و آغاز بازسازی سان پیترو، نام خود را جاودان ساخت. او ایتالیا را از نفوذ خارجی نجات داد و رنسانس را به اوج رساند.

نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی