احیای لاتینی و ادبیات در اروپا ۱۱۰۰–۱۳۰۰

قرون دوازدهم و سیزدهم اروپا با افزایش ثروت، دانشگاه‌ها و طبقه متوسط، شاهد احیای ادبیات لاتینی و ظهور ادبیات بومی بود. مطالعه آثار کلاسیک مانند اووید و ویرژیل، وقایع‌نگاری‌های تاریخی، درام مذهبی، حماسه‌ها و رمانس‌ها رونق گرفت. تروبادورها، مینه‌سنگرها و شاعرانی چون دانته این دوره را به عصر خیال‌پرستی و ادبی تبدیل کردند.

ادبیات قرونوسطی احیای لاتینیرمانس و حماسه

~4 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۱۳ فروردین ۱۴۰۵

احیای لاتینی در قرون وسطی

هر عصری عصر خیال‌پرستی است، زیرا در زندگی بشر تنها نان کافی نیست و خیال مایه اصلی حیات است. قرون دوازدهم و سیزدهم در اروپا رمانتیک‌تر از بسیاری اعصار بودند. اروپاییان مسیحی موجودات مرموز اساطیری باستان را به ارث برده بودند و حماسه مسیحی را با زیبایی و وحشت خیال خود پذیرفتند. جنگ‌های صلیبی و افسانه‌های مشرق‌زمین هزاران داستان عشقی و تخیلی به وجود آورد.

افزایش ثروت و فراغت، رشد باسوادان، پیشرفت شهرها و طبقه متوسط، پیدایش دانشگاه‌ها و تجلیل از زن در دین و شوالیه‌گری همه باعث رونق ادب شدند. آثار کلاسیک مانند سیسرون، ویرژیل، هوراس، اووید و سنکا در صومعه‌ها و مدارس خوانده می‌شد. قرن دوازدهم تقریبا عصر اووید بود.

زبان لاتینی قرون وسطایی و وقایع‌نگاری

از مطالعه آثار کلاسیک، زبان لاتینی قرون وسطایی پدید آمد که تنوع و جذابیت آن یکی از شگفتی‌های ادبی است. قدیس برنار، پیترو دامیانی، آبلار و برتولت اهل رگنسبورگ لاتینی را زنده نگاه داشتند.

رهبانان وقایع‌نگار به لاتینی می‌نوشتند و تاریخ صومعه‌ها، معجزات و رویدادهای ملی را ثبت می‌کردند. کتاب اعمال فرانک‌ها (حدود ۱۱۰۰) جنگ صلیبی اول را توصیف کرد. جفری آو مانمث تاریخ شاهان بریتانیا را نوشت که منبع افسانه‌های کینگ آرتور، مرلین و جام مقدس شد.

ساکسو گراماتیکوس اعمال دانمارکی‌ها را نوشت که داستان هملت در آن آمده است. تاریخ‌نویسان بزرگی مانند ویلیام آو ممزبری، اوردریکوس ویتالیس، ویلیام صوری و مثیو پاریس آثار مهمی پدید آوردند.

احیای درام

درام کلاسیک پیش از قرون وسطی مرده بود. منبع عمده درام، آیین دعا و نیایش مذهبی بود. مراسم قداس خود نوعی نمایش بود. در جشن کریسمس و عید قیام مسیح، نمایش‌های ساده اجرا می‌شد.

نمایش تصویر آدم (قرن دوازدهم) به فرانسه نوشته شد. نمایش‌های مذهبی پیچیده‌تر شدند و بیرون از کلیسا روی سکو اجرا می‌گردیدند. معجزات درباره اعمال قدیسان بود. فارس‌ها نیز مستقلانه رشد کردند. آدام دو لا آل دو نمایش کوچک نوشت.

حماسه‌ها و ساگاها

ادبیات بومی با ترانه‌های عامیانه آغاز شد و به حماسه‌هایی مانند بیوولف، شانسون دو رولان، نیبلونگن‌لید و سید رسید. شانسون دو رولان (حدود ۱۱۳۰) داستان رولان در رونسوو را روایت می‌کند.

در اسپانیا سید حماسه ملی شد. در ایسلند ساگاها غنی بودند. ولسونگاساگا و نیال سوخته از مشهورترین آنها هستند. نیبلونگن‌لید نیز از این دسته است.

تروبادورها

در اواخر قرن یازدهم در جنوب فرانسه مکتب غزلسرایی تروبادورها پدید آمد که اشرافی، شرک‌آمیز و ضد مذهبی بود. گیوم نهم دوک آکیتن یکی از پیشگامان بود. الئونور د/آکیتن این سبک را به پاریس و لندن برد.

تروبادورها برای بانوان غزل می‌سرودند. برنار دو وانتادور، برتران دو بورن و دیگران از مشهورترین آنها بودند. سبک آنها به ایتالیا رسید و زمینه را برای دانته فراهم کرد.

مینه‌سنگرها

سبک تروبادورها به آلمان رسید و مینه‌سنگرها (خنیاگران عشق) پدید آمدند. والتر فون در فوگلوایده و ولفرام فون اشنباخ از بزرگان آنها بودند. ولفرام پارتسیفال را سرود.

اولریش فون لیشتنشتاین در تذکره خود به افراط در خدمت به بانو پرداخت. نهضت با فراونلب به پایان رسید.

رمانس‌ها

رمانس جانشین شانسون دو ژست شد. کرتین دو تروا رمانس‌های آرتور را نوشت. ولفرام پارتسیفال را به اوج رساند. گوتفرید فون شتراسبورگ تریستان را سرود. اوکاسن و نیکولت داستانی دلپذیر است.

واکنش هجوآمیز

فابلیوها زنان و کشیشان را هجو می‌کردند. رمان دو رنار مشهورترین آنهاست. رنار روباه با نیرنگ بر شیر پادشاه فائق می‌آید.

رامشگران (جونگلورها) قصه‌ها را نقل می‌کردند و نمایش‌های مضحک اجرا می‌کردند. این سبک به ادبیات مردمی کمک کرد.

دانته

دانته (۱۲۶۵–۱۳۲۱) بزرگ‌ترین شاعر این عصر است. ویتا نووا عشق به بئاتریچه را روایت می‌کند. کمدی الاهی او دوزخ، برزخ و بهشت را توصیف می‌کند و خلاصه‌ای از دانش و ایمان قرون وسطی است.

دانته زبان ایتالیایی را به زبان ادبی تبدیل کرد و میراث ادبی قرون وسطی را به اوج رساند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط

محیط جادویی و پیشرفت علوم در اروپا مسیحی ۱۰۹۵–۱۳۰۰

در دوره ۱۰۹۵ تا ۱۳۰۰ اروپا مسیحی در محیطی پر از خرافات، جادوگری، شیاطین و علم احکام نجوم قرار داشت. با وجود این فضای جادویی، انتقال دانش از جهان اسلام و ترجمه آثار یونانی و عربی موجب بیداری علمی شد. پیشرفت‌هایی در ریاضیات با فیبوناتچی، مکانیک، نجوم، پزشکی و جراحی به وجود آمد و دانشمندانی مانند آلبرتوس ماگنوس و راجر بیکن نقش کلیدی ایفا کردند.

ادامه

ماجرای عقل (۱۱۲۰–۱۳۰۸)

آن فیضان شگفت‌انگیز فلسفه‌ای که با انسلم، روسلن و آبلار آغاز شد و با آلبرتوس ماگنوس و قدیس توماس آکویناس به اوج کمال رسید، با ترکیب علل متعددی توضیح‌پذیر است. شرق یونانی هرگز میراث باستانی خود را از دست نداده بود؛ آثار فلاسفه باستان در قسطنطنیه، انطاکیه و اسکندریه مطالعه می‌شد. استادان یونانی و دست‌نوشته‌ها به تدریج وارد غرب شدند. امواج ترجمه‌های متوالی از عربی و یونانی در قرن‌های دوازدهم و سیزدهم، در را به روی افکار الهام‌بخش و مبارز فلاسفه یونانی و مسلمان گشود. احیای اقتصادی از طریق آماده‌سازی زمین‌های اروپا برای زراعت، گسترش بازرگانی و صنعت، و انباشت ثروت، پایه «رنسانس قرن دوازدهم» را نهاد. مدارس و دانشگاه‌ها پدید آمدند و روش مدرسی شکل گرفت. در شارتر، فلسفه با ادبیات درآمیخته بود و افلاطون مورد توجه ویژه قرار داشت. این جنبش سپس در پاریس متمرکز شد، جایی که آثار ارسطو به ترجمه‌های لاتینی رسید. کلیسا ابتدا مقاومت کرد اما سرانجام تفکر ارسطویی را جذب نمود. آزاداندیشان و ابن‌رشدی‌ها به چالش کشیدند و نبرد فکری بزرگی پدید آوردند. توماس آکویناس جامع‌ترین ترکیب عقل و ایمان را در «مجموعه الاهیات» پدید آورد. جانشینان او، از جمله دانز اسکاتوس، آغاز افول نهضت مدرسی را نشان دادند.

ادامه

رستاخیز هنرها

اروپای غربی در قرون دوازدهم و سیزدهم به اوجی از هنر رسید که همسنگ آتن دوران پریکلس و روم دوران آگوستوس بود. دفع تهاجمات نورس و مسلمان، رام شدن مجارها و آتش جنگ‌های صلیبی نیروی خلاقه را برانگیخت و هزاران ایده و شکل هنری را از امپراتوری بیزانس و جهان اسلامی به اروپا آورد. بازگشایی مدیترانه، گسترش تجارت اقیانوس اطلس، امنیت بازرگانی رودخانه‌ای و دریایی و توسعه صنعت و امور مالی ثروتی بی‌سابقه از زمان قسطنطین ایجاد کرد. طبقات جدید مرفه پدید آمدند که توانایی حمایت از هنر را داشتند و جوامع ثروتمند تصمیم گرفتند کلیساهای جامع بسیار باشکوه‌تری بسازند. کلیسا که زمانی از هنر بیم داشت، اکنون آن را وسیله‌ای مناسب برای تلقین ایمان به توده‌های بی‌سواد و برانگیختن اخلاص می‌دید. رهبانان فنون کهن را حفظ کردند و هنرمندان غیرروحانی سبک گوتیک را پدید آوردند. مجسمه‌سازی، نقاشی، موزائیک، شیشه‌های رنگی، فلزکاری، عاج‌تراشی و هنرهای نساجی همگی شکوفا شدند و تأثیرات کلاسیک، بیزانسی و اسلامی را با活力 تازه غربی درهم آمیختند.

ادامه

رستاخیز هنرها (۱۰۹۵–۱۳۰۰)

اروپای غربی در طی قرون دوازدهم و سیزدهم به اوجی از هنر رسید که همسنگ با آتن دوران پریکلس و روم دوران آگوستوس بود. دفع تهاجمات نورس و مسلمان، رام شدن مجارها و آتش زدن جنگ‌های صلیبی نیروی خلاقه را برانگیخت و هزاران ایده و شکل هنری را از امپراتوری بیزانس و جهان اسلامی به اروپا آورد. بازگشایی مجدد مدیترانه، گسترش تجارت اقیانوس اطلس، امنیت بازرگانی رودخانه‌ای و دریایی و توسعه صنعت و امور مالی ثروتی بی‌سابقه از زمان قسطنطین ایجاد کرد. طبقات جدید مرفهی پدید آمدند که توانایی حمایت از هنر را داشتند و جوامع ثروتمند تصمیم گرفتند کلیساهای جامع بسیار باشکوه‌تری بسازند. کلیسا که زمانی از هنر بیم داشت، اکنون آن را وسیله‌ای مناسب برای تلقین ایمان به توده‌های بی‌سواد و برانگیختن اخلاص می‌دید. رهبانان فنون کهن را حفظ کردند و هنرمندان غیرروحانی سبک گوتیک را پدید آوردند. مجسمه‌سازی، نقاشی، موزائیک، شیشه‌های رنگی، فلزکاری، عاج‌تراشی و هنرهای نساجی همگی شکوفا شدند و تأثیرات کلاسیک، بیزانسی و اسلامی را با活力 تازه غربی درهم آمیختند.

ادامه

اخلاق و رسوم عالم مسیحی (۷۰۰–۱۳۰۰)

اخلاق مسیحی در قرون وسطی تلاش کرد تا غرایز وحشیانه انسان را با اصول الهی تعدیل کند. گناه اولیه آدم و حوا توجیهی برای آلام بشری شد و هفت گناه کبیره و هفت فضیلت تعریف گردید. ازدواج، خانواده و روابط جنسی تحت نظارت شدید کلیسا قرار گرفت اما زناکاری و فحشا همچنان رایج بود. لباس، خوراک، ورزش و تفریحات اجتماعی نشان‌دهنده تفاوت طبقاتی بود، اما زندگی روزمره با شادمانی، جشن‌ها و آداب محلی همراه بود. کلیسا با وجود نقایص، در کاهش خشونت، گسترش امور خیریه و ایجاد وحدت اخلاقی نقش مهمی ایفا کرد، هرچند اجرای اصول اخلاقی اغلب با واقعیت اجتماعی فاصله داشت.

ادامه

رهبانان و فرایارها (۱۰۹۵–۱۳۰۰)

رهبانان و فرایارها نقش حیاتی در بقای کلیسا و اصلاح آن ایفا کردند. صومعه‌های بندیکتینی پس از قرن دهم از نظر تعداد کاهش یافتند اما از طریق فعالیت‌های کشاورزی و فرهنگی نفوذ خود را حفظ کردند. فرقه‌های جدید مانند سیسترسیان که توسط روبر دولمولم تأسیس شد و توسط استفان هاردینگ و قدیس برنار احیا گردید، بر فقر مطلق، کار دستی و سادگی تأکید داشتند. برنار این جنبش را به نیرویی معنوی قدرتمند تبدیل کرد. فرانسیس آسیزی فرقه فرانسیسیان را بنیان نهاد و با پذیرش فقر مطلق به موعظه مستقیم مردم پرداخت، در حالی که دومینیک فرقه دومینیکیان را به عنوان وعاظ و معلمان تأسیس کرد. دیرهای راهبه‌ها نیز این تحولات را دنبال کردند و زندگی وقف‌شده و خدمت به زنان عرضه داشتند. عرفان در کنار این فرقه‌ها شکوفا شد و دستگاه پاپی تحت چهره‌هایی مانند بونیفاسیوس هشتم با چالش‌های سکولار روبه‌رو گردید. این جنبش‌ها کلیسا را از طریق اصلاح، آموزش و تعامل مستقیم با جامعه تجدید کردند.

ادامه