~3 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
انحطاط ایتالیا
جنگهای تهاجمی هنوز تمام نشده بودند اما چهره و خوی ایتالیا را دگرگون کرده بودند. ایالات شمالی چنان ویران شده بودند که فرستادگان انگلیسی به هنری هشتم پیشنهاد دادند آنها را به عنوان تنبیه به شارل پنجم واگذار کند. ونیز تحت فشار اتحادیه کامبره و باز شدن راههای جدید تجاری آسیب دیده بود. رم، پراتو و پاویا غارت شدند؛ فلورانس گرسنه و فقیر شد؛ پیزا در مبارزه برای آزادی نابود گردید؛ سینا از شورشهای مکرر فرسوده شد. فرارا خود را در نزاع طولانی با پاپ فقیر کرد و با کمک به حمله ننگین بر رم بدنام شد. پادشاهی ناپل و لومباردی توسط ارتشهای خارجی غارت و زیر سلطه سلسلههای بیگانه رنج بردند. سیسیل پناهگاه راهزنان شد. تنها تسلی ایتالیا این بود که تسخیر توسط شارل پنجم شاید آن را از دستبرد ترکان نجات داده باشد.
حکومت ایتالیا با معاهده بولونیا (۱۵۳۰) عمدتاً به اسپانیا افتاد: ونیز استقلال خود را حفظ کرد و تسلط ضعیف پاپ بر ایالات کلیسایی تأیید شد. ناپل، سیسیل، ساردنی و میلان متعلق به اسپانیا شدند و تحت حکومت نایبالسلطنههای اسپانیایی قرار گرفتند. ساووا، مانتوا، فرارا و اوربینو اجازه یافتند امیران محلی خود را نگه دارند. جنووا و سینا شکل جمهوری خود را حفظ کردند اما تحتالحمایه اسپانیا شدند. فلورانس سلسله دیگری از مدیچیها را پذیرفت.
سلطه اسپانیا جنگهای داخلی را متوقف کرد و نظم سیاسی آورد، اما مالیاتهای سنگین، قوانین سخت و انحصارات دولتی صنعت و تجارت را به رکود کشاند. دریازنان بربر سواحل را تهدید میکردند و بردگی احیا شد.
کشف راه جدید هند و آمریکا تجارت مدیترانه را نابود کرد. ونیز و جنووا و فلورانس رو به انحطاط رفتند. اصلاحات دینی نیز عایدات زائران را کاهش داد.
اصلاحات کاتولیکی
کلیسا از تساهل رنسانس به محافظهکاری سخت روی آورد. تفتیش افکار شدیدتر شد، فهرست کتابهای ممنوعه در ۱۵۵۹ منتشر گردید و نظارت بر مطبوعات افزایش یافت. فرقه یسوعیان توسط ایگناتیوس لویولا تأسیس شد. پاپها نظام اسپانیایی اتحاد کلیسا و دولت را اتخاذ کردند.
علم و فلسفه
پیشرفت محدود بود. وارولی، ائوستاکی و فالوپیوس در کالبدشناسی نامدار شدند. تارتاگلیا معادلات درجه سوم را حل کرد و کاردان آن را منتشر نمود. کاردان کتاب زندگی خود را با صداقت نوشت. پزشکی تنها علمی بود که پیشرفت نسبتاً مهمی داشت.
ادبیات
عصر دانشپژوهی لاتین پایان یافت و زبان ایتالیایی غالب شد. نوول همچنان محبوب بود. ماتئو باندلو بهترین نویسنده نوول بود و داستان رومئو و ژولیت را روایت کرد. آکادمیها بیشتر به انتقاد زبانی پرداختند و نبوغ را محدود کردند.
فلورانس تحت کوزیمو اول (۱۵۳۷–۱۵۷۴)
کوزیمو با حکومت استبدادی اما کارآمد نظم آورد، مالیات گرفت، سینا را تسخیر کرد و عنوان دوک بزرگ گرفت. تجارت و صنعت را احیا کرد، باتلاقها را خشکاند و از هنر حمایت نمود. وازاری و چلینی را حمایت کرد و آکادمی طراحی تأسیس نمود.
هنرمندان بزرگ پایانی
تیسین، تینتورتو و ورونزه در ونیز درخشیدند. میکلانژ تا ۸۹ سالگی کار کرد و گنبد سان پیترو را طراحی نمود. آخرین پیکرههای او شامل پیتا ناتمام است. چلینی پرسئوس را ساخت و زندگینامه پرماجرایش را نوشت.
دورنما
رنسانس با وجود انحطاط سیاسی و اقتصادی، میراث هنری و فکری عظیمی بر جای گذاشت که اروپا را تحت تأثیر قرار داد و روح آزادی و زیباییشناسی را زنده نگه داشت.
نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی