~3 دقیقه مطالعه • بروزرسانی ۱ فروردین ۱۴۰۵
مقدمه
نظام اسپارتا، که بر پایه قوانین لیکورگوس شکل گرفت، جامعهای ساخت که به انضباط، مقاومت و برتری نظامی شهرت داشت. اما همین نظام، آزادی فردی، هنر و اندیشه را محدود کرد و تمدنی پدید آورد که از نظر قدرت نظامی درخشان، اما از نظر فرهنگی محدود بود.
۱. مردانی که نظام اسپارتا پرورش داد
نظام اسپارتی مردانی سختکوش، مطیع و آمادهٔ مرگ برای وطن پرورش میداد. سوباریوس دربارهٔ آنان میگوید: «میتوان بر مرگ اسپارتیها در میدان جنگ حساب کرد، زیرا مرگ تنها رهایی آنان از زندگی سخت بود.»
سلامت جسمانی فضیلت بود و بیماری تقریباً جرم محسوب میشد.
ترس از ضعف
افورها از هر نشانهٔ نرمی، رفاه یا دموکراسی بیم داشتند. شجاعت ارزش برتر بود و اسپارتیها باور داشتند هیچ دشمنی توان مقاومت در برابر استقامت آنان را ندارد.
۲. اطاعت از قانون: هستهٔ فضیلت اسپارتی
اسپارتیها فضیلت را در اطاعت از قانون میدانستند. در ترموپیل، یکی از اسپارتیها به خشایارشا گفت: «مردم لاکدمون آزادند، اما نه در همه چیز؛ زیرا آنان از قانون خود بیش از مردم تو از تو میترسند.»
این احترام به قانون، اسپارتا را به یکی از پایدارترین دولتهای یونان تبدیل کرد.
۳. نفوذ سیاسی اسپارتا در یونان
تحت قوانین لیکورگوس، اسپارتا قدرتی رو به رشد یافت. تقریباً تمام پلوپونز — جز آرگوس و آخایا — رهبری اسپارتا را پذیرفتند و این اتحادها نزدیک به دو قرن صلح را حفظ کردند.
تحسین اندیشمندان یونانی
اندیشمندانی چون ژنونوفون، افلاطون و پلوتارک شیفتهٔ نظم اسپارتا بودند. ژنونوفون شگفتزده بود که شهری با این سادگی ظاهری چنین قدرت ملی عظیمی دارد. افلاطون بخشهایی از جمهور خود را بر اساس الگوی اسپارتا طراحی کرد.
۴. بهای فرهنگی انضباط اسپارتی
با وجود قدرت نظامی، نظام اسپارتا بسیاری از جلوههای فرهنگی را سرکوب کرد. پس از ۵۵۰ ق.م، اسپارتا هیچ معمار، شاعر یا مجسمهساز بزرگی پدید نیاورد. تنها موسیقی جمعی و رقص گروهی باقی ماند؛ هنرهایی که با روح جمعگرای اسپارتا سازگار بودند.
سرکوب هنر و تجارت
اسپارتیها از تجارت، سفر و ارتباط با جهان خارج دوری میکردند. فلسفه، ادبیات و علوم در اسپارتا رشد نکرد. نتیجه، جامعهای بود که در جنگ قدرتمند، اما در اندیشه و هنر فقیر بود.
۵. انزوا و بیاعتمادی به بیگانگان
اسپارتا ورود بیگانگان را محدود میکرد و اسپارتیها را از سفر منع میکرد. حکومت میترسید که تماس با تجمل، هنر یا دموکراسی نظم اجتماعی را برهم زند.
مسافران یونانی از سادگی شدید زندگی اسپارتی، محدودیت آزادی و انضباط سخت آنان شگفتزده میشدند.
۶. مقایسه با آتن
با وجود نزدیکی جغرافیایی، آتن و اسپارتا دو جهان متفاوت بودند. آتن آزادی، هنر، فلسفه و خلاقیت را میستود؛ اسپارتا انضباط، سادگی و جنگ را.
آتن تراژدی، معماری، دموکراسی و فلسفه آفرید؛ اسپارتا سرباز.
۷. سقوط اسپارتا
پس از شکست در لئوکتره (۳۷۱ ق.م)، نظام اسپارتا بهسرعت فروپاشید. همان سختگیری که زمانی قدرت اسپارتا بود، مانع سازگاری آن با شرایط جدید شد.
نتیجهگیری
نظام اسپارتا جامعهای ساخت که از نظر انضباط و قدرت نظامی بینظیر بود و اندیشمندان بسیاری آن را ستودند. اما این قدرت به بهای سرکوب هنر، اندیشه و توسعه اقتصادی به دست آمد.
اسپارتا یادآور این حقیقت است که تمدنی که تنها بر اطاعت و قدرت نظامی بنا شود، ممکن است به عظمت برسد، اما نمیتواند پایداری فرهنگی و خلاقیت بلندمدت را حفظ کند.
نوشته و پژوهش شده توسط دکتر شاهین صیامی