~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 12 (Advanced)

221) abuse

معنی فارسی: سوءاستفاده کردن

Investigators discovered executives had abused their positions to conceal risks from regulators for years.

ترجمه: بازپرسان دریافتند مدیران اجرایی از موقعیت‌هایشان سوءاستفاده کرده بودند تا سال‌ها ریسک‌ها را از نهادهای نظارتی پنهان کنند.

Analysts warned that unchecked authority is easily abused, especially within institutions lacking genuine oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اختیار بی‌کنترل به‌راحتی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد، به‌ویژه درون نهادهایی که فاقد نظارت واقعی‌اند.

Historians note the treaty failed to address abuses that had, for decades, gone largely unpunished.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نتوانست به سوءاستفاده‌هایی که برای دهه‌ها عمدتاً بدون مجازات ادامه یافته بود، بپردازد.


222) afford

معنی فارسی: توان مالی داشتن

Officials warned the economy could not afford further delay in addressing structurally unsustainable deficits.

ترجمه: مقامات هشدار دادند اقتصاد نمی‌تواند تأخیر بیشتری در پرداختن به کسری‌های ساختاری ناپایدار را تحمل کند.

Analysts questioned whether the government could genuinely afford the reform's considerable long-term costs.

ترجمه: تحلیلگران زیر سؤال بردند آیا دولت واقعاً می‌تواند هزینه‌های بلندمدت قابل‌توجه این اصلاحات را تحمل کند.

Historians note neither nation could afford prolonged conflict, a calculation that ultimately drove them toward negotiation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هیچ‌یک از ملت‌ها نمی‌توانستند درگیری طولانی را تحمل کنند، محاسبه‌ای که سرانجام آن‌ها را به سمت مذاکره سوق داد.


223) bake

معنی فارسی: پختن

Analysts warned that prolonged drought could effectively bake agricultural regions already struggling with reduced yields.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خشکسالی طولانی می‌تواند عملاً مناطق کشاورزی‌ای را که پیش‌تر با کاهش محصول دست‌وپنجه نرم می‌کردند، بپزد.

Officials described the reform as still baking, unready for implementation despite mounting political pressure.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را همچنان در حال پختن توصیف کردند، آماده‌نشده برای اجرا با وجود فشار سیاسی روبه‌رشد.

Historians note the treaty was baked under considerable diplomatic pressure, rushed in ways later criticized.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تحت فشار دیپلماتیک قابل‌توجهی پخته شد، شتاب‌زده به شیوه‌هایی که بعدها مورد انتقاد قرار گرفت.


224) bean

معنی فارسی: لوبیا

Analysts warned that without every bean of evidence accounted for, conclusions about the fraud remained premature.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بدون به‌حساب آوردن هر ذره شواهد، نتیجه‌گیری دربارهٔ کلاهبرداری زودرس باقی می‌ماند.

Officials described the reform's benefits as counting every bean, a level of scrutiny critics considered excessive.

ترجمه: مقامات منافع این اصلاحات را با شمارش هر ذره توصیف کردند، سطحی از بررسی که منتقدان بیش از حد می‌دانستند.

Historians note trade in beans and other staples became, unexpectedly, central to early negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تجارت لوبیا و سایر کالاهای اساسی به‌طور غیرمنتظره‌ای محور مذاکرات اولیه شد.


225) candle

معنی فارسی: شمع

Analysts described the reform as a candle burning at both ends, unsustainable without genuine structural support.

ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را شمعی توصیف کردند که از هر دو سر می‌سوزد، ناپایدار بدون حمایت ساختاری واقعی.

Officials worked by candlelight during the crisis, a symbolic reminder of how quickly infrastructure had failed.

ترجمه: مقامات در طول بحران با نور شمع کار کردند، یادآوری نمادین از اینکه زیرساخت چقدر سریع شکست خورده بود.

Historians note the treaty's fragile compromise resembled a candle flame, vulnerable to even modest additional pressure.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سازش شکنندهٔ پیمان شبیه شعلهٔ شمعی بود که در برابر حتی فشار اضافی متوسط آسیب‌پذیر بود.


226) convert

معنی فارسی: تبدیل کردن

Analysts warned that converting short-term gains into long-term stability required far more than superficial reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تبدیل دستاوردهای کوتاه‌مدت به ثبات بلندمدت بسیار بیشتر از اصلاحات سطحی نیاز داشت.

Officials sought to convert public skepticism into support through rhetoric that later evidence undermined.

ترجمه: مقامات تلاش کردند شکاکیت عمومی را با لفاظی‌ای که شواهد بعدی تضعیفش کرد، به حمایت تبدیل کنند.

Historians note the treaty converted longstanding enemies into uneasy allies within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان دشمنان دیرینه را ظرف یک نسل واحد به متحدانی نامطمئن تبدیل کرد.


227) debt

معنی فارسی: بدهی

Analysts warned that mounting debt would become an unsustainable burden within a single generation.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بدهی روبه‌رشد ظرف یک نسل واحد به باری ناپایدار تبدیل خواهد شد.

Officials underestimated how quickly debt obligations would constrain the government's future policy options.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند تعهدات بدهی چقدر سریع گزینه‌های سیاستی آیندهٔ دولت را محدود خواهد کرد.

Historians note the treaty's reparations debt fueled resentment that later conflicts would exploit.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بدهی غرامت پیمان کینه‌ای را دامن زد که درگیری‌های بعدی از آن بهره‌برداری کردند.


228) decrease

معنی فارسی: کاهش دادن

Officials celebrated a temporary decrease in unemployment that later data revealed was considerably less durable.

ترجمه: مقامات کاهش موقتی در بیکاری را جشن گرفتند که داده‌های بعدی نشان داد بسیار کمتر پایدار بود.

Analysts warned that decreasing oversight to cut costs ultimately proved far more expensive than anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کاهش نظارت برای کاهش هزینه سرانجام بسیار پرهزینه‌تر از پیش‌بینی اثبات شد.

Historians note the treaty decreased tensions temporarily without genuinely resolving the underlying territorial dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تنش‌ها را موقتاً کاهش داد بدون آنکه واقعاً اختلاف سرزمینی زیربنایی را حل کند.


229) fault

معنی فارسی: تقصیر

Regulators assigned fault to executives who had knowingly concealed risks from shareholders and oversight bodies.

ترجمه: نهادهای نظارتی تقصیر را به مدیرانی نسبت دادند که آگاهانه ریسک‌ها را از سهامداران و نهادهای نظارتی پنهان کرده بودند.

Analysts warned against attributing systemic failure entirely to the fault of any single institution.

ترجمه: تحلیلگران در برابر نسبت دادن کامل شکست سیستمی به تقصیر هر نهاد واحدی، هشدار دادند.

Historians note both nations blamed each other for fault in a conflict whose actual origins proved far more complicated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هر دو ملت یکدیگر را برای تقصیر در درگیری‌ای که خاستگاه واقعی‌اش به‌مراتب پیچیده‌تر اثبات شد، مقصر دانستند.


230) fund

معنی فارسی: صندوق

Officials established a fund whose actual allocation later proved considerably more contentious than its creation.

ترجمه: مقامات صندوقی تأسیس کردند که تخصیص واقعی‌اش بعدها بسیار جنجالی‌تر از ایجادش اثبات شد.

Analysts warned that the reconstruction fund lacked adequate oversight mechanisms to prevent genuine misuse.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند صندوق بازسازی فاقد سازوکارهای نظارتی کافی برای جلوگیری از سوءاستفادهٔ واقعی بود.

Historians note the treaty's compensation fund distributed resources unevenly, fueling resentment among overlooked communities.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند صندوق جبران خسارت پیمان منابع را ناهمگون توزیع کرد و کینه‌ای را در میان جوامع نادیده‌گرفته‌شده دامن زد.


231) generous

معنی فارسی: سخاوتمندانه

Officials offered generous concessions that critics argued exceeded what the situation genuinely required.

ترجمه: مقامات امتیازات سخاوتمندانه‌ای ارائه دادند که منتقدان استدلال کردند فراتر از آنچه شرایط واقعاً می‌طلبید بود.

Analysts warned that generous short-term subsidies often mask structural problems that eventually resurface.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یارانه‌های سخاوتمندانهٔ کوتاه‌مدت اغلب مشکلات ساختاری‌ای را که سرانجام دوباره سر برمی‌آورند، پنهان می‌کند.

Historians note the treaty's generous terms toward the smaller nation reflected genuine strategic calculation rather than pure goodwill.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخاوتمندانهٔ پیمان نسبت به ملت کوچک‌تر بازتاب‌دهندهٔ محاسبهٔ استراتژیک واقعی بود نه صرفاً نیت خیر.


232) ingredient

معنی فارسی: جزء، عنصر

Analysts identified transparency as the missing ingredient that had prevented earlier reforms from genuinely succeeding.

ترجمه: تحلیلگران شفافیت را جزء مفقودی شناسایی کردند که مانع موفقیت واقعی اصلاحات پیشین شده بود.

Officials described political will as the essential ingredient no previous administration had been willing to supply.

ترجمه: مقامات ارادهٔ سیاسی را جزء ضروری‌ای توصیف کردند که هیچ دولت پیشینی مایل به تأمینش نبود.

Historians note patience proved the decisive ingredient in negotiations that repeatedly seemed on the verge of collapse.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند صبر جزء تعیین‌کننده در مذاکراتی بود که بارها به‌نظر می‌رسید در آستانهٔ فروپاشی است.


233) insist

معنی فارسی: اصرار کردن

Officials insisted the reform would succeed, despite internal assessments suggesting considerably greater skepticism.

ترجمه: مقامات اصرار داشتند این اصلاحات موفق خواهد شد، با وجود ارزیابی‌های داخلی که شکاکیت به‌مراتب بیشتری نشان می‌داد.

Analysts insisted that markets required genuine transparency rather than reassuring but ultimately hollow rhetoric.

ترجمه: تحلیلگران اصرار داشتند بازارها به شفافیت واقعی نیاز دارند نه لفاظی اطمینان‌بخش اما سرانجام توخالی.

Historians note negotiators insisted on provisions that later proved harder to enforce than to draft.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان بر بندهایی اصرار کردند که بعدها اجرایشان دشوارتر از نگارششان اثبات شد.


234) mess

معنی فارسی: آشفتگی

Analysts described the regulatory framework as a mess that had allowed risks to accumulate largely unchecked.

ترجمه: تحلیلگران چارچوب نظارتی را آشفتگی‌ای توصیف کردند که اجازه داده بود ریسک‌ها عمدتاً بدون کنترل انباشته شوند.

Officials inherited a financial mess considerably worse than public statements had previously acknowledged.

ترجمه: مقامات آشفتگی مالی‌ای به ارث بردند که بسیار بدتر از آنچه بیانیه‌های عمومی پیش‌تر اذعان کرده بودند، بود.

Historians note the treaty attempted to clean up a diplomatic mess that decades of hostility had created.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تلاش کرد آشفتگی دیپلماتیک‌ای را که دهه‌ها خصومت ایجاد کرده بود، پاک‌سازی کند.


235) metal

معنی فارسی: فلز

Analysts warned that the institution's foundations, once thought like metal, proved considerably more brittle than assumed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پایه‌های این نهاد، که زمانی همچون فلز تلقی می‌شد، به‌مراتب شکننده‌تر از فرض اثبات شد.

Officials described the reform as forged from metal tested repeatedly by crisis, though critics disputed this framing.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را همچون فلزی توصیف کردند که بارها با بحران آزموده شده بود، هرچند منتقدان این قاب‌بندی را رد کردند.

Historians note negotiators occasionally used metal as metaphor, describing agreements meant to hold firm under pressure.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان گاهی فلز را استعاره‌ای به کار می‌بردند و توافق‌هایی را توصیف می‌کردند که قرار بود تحت فشار محکم بمانند.


236) monitor

معنی فارسی: نظارت کردن

Regulators failed to monitor risks that internal auditors had flagged years earlier.

ترجمه: نهادهای نظارتی در نظارت بر ریسک‌هایی که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش علامت‌گذاری کرده بودند، شکست خوردند.

Analysts urged institutions to monitor structural indicators rather than reacting solely to short-term headlines.

ترجمه: تحلیلگران از نهادها خواستند شاخص‌های ساختاری را زیر نظر بگیرند نه صرفاً واکنش به تیترهای کوتاه‌مدت.

Historians note the treaty established mechanisms to monitor compliance that were, in practice, rarely genuinely enforced.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سازوکارهایی برای نظارت بر رعایت ایجاد کرد که در عمل به‌ندرت واقعاً اجرا می‌شد.


237) oppose

معنی فارسی: مخالفت کردن

Officials opposed reforms that critics argued were genuinely necessary to address the crisis's root causes.

ترجمه: مقامات در برابر اصلاحاتی که منتقدان معتقد بودند واقعاً برای پرداختن به علل ریشه‌ای بحران ضروری بود، مخالفت کردند.

Analysts warned that markets oppose assumptions that fail to account for genuinely unprecedented conditions.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها با فرضیاتی که شرایط واقعاً بی‌سابقه را در نظر نمی‌گیرد، مخالفت می‌کنند.

Historians note factions within both governments opposed the treaty, complicating its already difficult ratification.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جناح‌هایی درون هر دو دولت با پیمان مخالفت کردند و تصویب از پیش دشوارش را پیچیده‌تر کردند.


238) passive

معنی فارسی: منفعل

Regulators were accused of remaining passive while risks accumulated largely unchecked for years.

ترجمه: نهادهای نظارتی متهم شدند منفعل باقی مانده‌اند در حالی که ریسک‌ها عمدتاً بدون کنترل سال‌ها انباشته می‌شد.

Analysts warned that passive oversight rarely catches genuine risk before it becomes a full-blown crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نظارت منفعل به‌ندرت ریسک واقعی را پیش از تبدیل شدن به بحرانی تمام‌عیار می‌گیرد.

Historians note negotiators adopted a passive posture at critical moments, allowing opportunities for compromise to pass.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان در لحظات حساس موضعی منفعل اتخاذ کردند و اجازه دادند فرصت‌های سازش از دست برود.


239) quantity

معنی فارسی: مقدار

Analysts warned that the quantity of debt accumulated made even modest interest rate changes genuinely dangerous.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقدار بدهی انباشته‌شده حتی تغییرات متوسط نرخ بهره را واقعاً خطرناک ساخت.

Officials focused on the quantity of reforms announced rather than the quality of their actual implementation.

ترجمه: مقامات بر مقدار اصلاحات اعلام‌شده به‌جای کیفیت اجرای واقعی‌شان تمرکز کردند.

Historians note the treaty specified precise quantities of reparations that later proved impossible to fully collect.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان مقادیر دقیقی از غرامت را مشخص کرد که بعدها جمع‌آوری کاملش غیرممکن اثبات شد.


240) sue

معنی فارسی: شکایت کردن

Investors threatened to sue executives whose decisions had directly contributed to the company's near collapse.

ترجمه: سرمایه‌گذاران تهدید کردند مدیرانی را که تصمیماتشان مستقیماً به فروپاشی نزدیک شرکت کمک کرده بود، شکایت کنند.

Analysts warned that companies suing critics often generate more scrutiny than the criticism itself.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌هایی که علیه منتقدان شکایت می‌کنند اغلب بررسی بیشتری نسبت به خود انتقاد برمی‌انگیزند.

Historians note affected communities sued for restitution the treaty had never adequately addressed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جوامع آسیب‌دیده برای جبران خسارتی که پیمان هرگز به‌درستی به آن نپرداخت، شکایت کردند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط