~12 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 15 (Advanced)

281) absorb

معنی فارسی: جذب کردن

Analysts warned that markets could not absorb another shock without triggering a far broader systemic crisis.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها نمی‌توانند شوک دیگری را بدون برانگیختن بحرانی سیستمی بسیار گسترده‌تر جذب کنند.

Officials underestimated how much of the burden smaller communities would ultimately absorb.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند جوامع کوچک‌تر سرانجام چقدر از این بار را جذب خواهند کرد.

Historians note the region absorbed successive waves of instability that would have overwhelmed a less resilient system.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند منطقه موج‌های پیاپی بی‌ثباتی را جذب کرد که می‌توانست سیستمی کمتر تاب‌آور را غرق کند.


282) boss

معنی فارسی: رئیس

Investigators discovered the boss had systematically concealed risks from regulators and shareholders alike.

ترجمه: بازپرسان دریافتند رئیس به‌طور سیستماتیک ریسک‌ها را از نهادهای نظارتی و سهامداران پنهان کرده بود.

Analysts warned that a single powerful boss making unilateral decisions rarely produces sound long-term strategy.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند رئیسی قدرتمند و منفرد که تصمیمات یک‌جانبه می‌گیرد به‌ندرت استراتژی بلندمدت درستی تولید می‌کند.

Historians note the crime boss's downfall reshaped power structures that had endured for decades.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سقوط رئیس تبهکار ساختارهای قدرتی را که دهه‌ها دوام آورده بود، بازآرایی کرد.


283) charitable

معنی فارسی: خیریه، خیرخواهانه

Officials described the reform charitably, though internal assessments used considerably harsher language.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را با خیرخواهی توصیف کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی از زبانی بسیار تندتر استفاده می‌کردند.

Analysts warned against interpreting corporate charitable donations as evidence of genuine structural reform.

ترجمه: تحلیلگران در برابر تفسیر کمک‌های خیریهٔ شرکتی به‌عنوان شواهدی از اصلاحات ساختاری واقعی، هشدار دادند.

Historians note the treaty's charitable provisions provided far less relief than the affected communities genuinely needed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای خیریهٔ پیمان کمک بسیار کمتری نسبت به آنچه جوامع آسیب‌دیده واقعاً نیاز داشتند، ارائه داد.


284) committee

معنی فارسی: کمیته

The committee debated the reform for months without reaching consensus on its most contentious provisions.

ترجمه: کمیته ماه‌ها بر سر این اصلاحات بحث کرد بدون رسیدن به اجماع بر سر جنجالی‌ترین بندهایش.

Analysts warned that the committee's deliberations often prioritized political optics over substantive policy outcomes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مشورت‌های کمیته اغلب ظاهر سیاسی را بر نتایج سیاستی اساسی اولویت می‌داد.

Historians note the committee's decision proved far more consequential than contemporaries initially recognized.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تصمیم کمیته بسیار پرپیامدتر از آنچه هم‌عصران در ابتدا تشخیص دادند، اثبات شد.


285) contract

معنی فارسی: قرارداد

Regulators questioned whether contracts had been awarded fairly or manipulated to benefit connected interests.

ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا قراردادها منصفانه واگذار شده یا برای سود بردن منافع مرتبط دستکاری شده است.

Analysts warned that vague contract language left considerable room for interpretation neither party had intended.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زبان مبهم قرارداد فضای قابل‌توجهی برای تفسیری که هیچ طرفی قصدش را نداشت، باقی گذاشت.

Historians note the treaty functioned essentially as a contract that neither side fully expected the other to honor.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان اساساً همچون قراردادی عمل می‌کرد که هیچ طرفی کاملاً انتظار نداشت طرف دیگر آن را محترم بشمارد.


286) crew

معنی فارسی: خدمه، گروه کاری

Analysts warned that the reform required a crew of dedicated implementers, not merely enthusiastic announcements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات نیازمند خدمه‌ای از مجریان متعهد بود، نه صرفاً اعلامیه‌های مشتاقانه.

Officials assembled a crew of experts whose warnings were later largely ignored by senior leadership.

ترجمه: مقامات خدمه‌ای از کارشناسان تشکیل دادند که هشدارهایشان بعدها عمدتاً توسط رهبری ارشد نادیده گرفته شد.

Historians note the negotiating crew included quieter figures whose contributions were later overshadowed by prominent leaders.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند خدمهٔ مذاکره‌کننده شامل چهره‌های آرام‌تری بود که سهمشان بعدها تحت‌الشعاع رهبران برجسته قرار گرفت.


287) devote

معنی فارسی: وقف کردن

Officials devoted considerable resources to visible priorities while underlying structural risks went largely unaddressed.

ترجمه: مقامات منابع قابل‌توجهی را به اولویت‌های قابل‌مشاهده اختصاص دادند در حالی که ریسک‌های ساختاری زیربنایی عمدتاً پرداخته‌نشده باقی ماند.

Analysts warned that markets rarely devote adequate attention to risks until a crisis makes doing so unavoidable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت توجه کافی به ریسک‌ها اختصاص می‌دهند تا زمانی که بحران این کار را اجتناب‌ناپذیر کند.

Historians note the negotiator devoted years to an agreement few believed achievable at the outset.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده سال‌ها را وقف توافقی کرد که کمتر کسی در ابتدا قابل‌دستیابی می‌دانست.


288) dig

معنی فارسی: کاوش کردن

Investigators dug deeper into records that officials had hoped would remain unexamined.

ترجمه: بازپرسان عمیق‌تر در سوابقی کاوش کردند که مقامات امیدوار بودند بررسی‌نشده باقی بماند.

Analysts warned that digging into complex financial instruments often reveals risks reassuring headlines obscure.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کاوش در ابزارهای مالی پیچیده اغلب ریسک‌هایی را که تیترهای اطمینان‌بخش پنهان می‌کنند، آشکار می‌کند.

Historians note scholars who dug through declassified archives uncovered a considerably more complicated negotiating history.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند محققانی که در آرشیوهای رفع طبقه‌بندی‌شده کاوش کردند تاریخ مذاکراتی به‌مراتب پیچیده‌تری را کشف کردند.


289) dine

معنی فارسی: شام خوردن

Diplomats dined together privately, reaching understandings that formal sessions had repeatedly failed to produce.

ترجمه: دیپلمات‌ها خصوصی با هم شام خوردند و به تفاهم‌هایی رسیدند که جلسات رسمی بارها نتوانسته بودند تولید کنند.

Analysts warned against reading too much into officials dining publicly with figures under investigation.

ترجمه: تحلیلگران در برابر برداشت بیش‌ازحد از شام عمومی مقامات با چهره‌هایی تحت تحقیق، هشدار دادند.

Historians note negotiators occasionally dined informally in ways that shaped the treaty more than official proceedings.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان گاهی غیررسمی شام می‌خوردند به شیوه‌هایی که پیمان را بیشتر از رویه‌های رسمی شکل داد.


290) donate

معنی فارسی: اهدا کردن

Analysts warned that companies donating publicly while lobbying privately against reform undermine genuine accountability.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شرکت‌هایی که علناً کمک اهدا می‌کنند در حالی که خصوصی علیه اصلاحات لابی می‌کنند، پاسخگویی واقعی را تضعیف می‌کنند.

Officials encouraged citizens to donate to a reconstruction fund whose actual allocation later proved deeply contentious.

ترجمه: مقامات شهروندان را تشویق کردند به صندوق بازسازی‌ای کمک اهدا کنند که تخصیص واقعی‌اش بعدها به‌شدت جنجالی اثبات شد.

Historians note wealthy patrons donated resources that quietly shaped negotiations far more than official channels acknowledged.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند حامیان ثروتمند منابعی اهدا کردند که آرام مذاکرات را بسیار بیشتر از آنچه کانال‌های رسمی می‌پذیرفتند، شکل داد.


291) double

معنی فارسی: دوبرابر

Analysts warned that the reform's actual costs could double once implementation challenges became fully apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هزینه‌های واقعی این اصلاحات می‌تواند به محض آشکار شدن کامل چالش‌های اجرا، دو برابر شود.

Officials faced a double bind: acting risked backlash, while inaction risked a considerably worse crisis.

ترجمه: مقامات با دوراهی‌ای روبه‌رو شدند: اقدام خطر واکنش منفی داشت، در حالی که بی‌عملی خطر بحرانی به‌مراتب بدتر داشت.

Historians note the treaty's provisions doubled as both a peace agreement and a framework for future disputes.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای پیمان هم‌زمان هم توافق صلح و هم چارچوبی برای اختلافات آینده بود.


292) flavor

معنی فارسی: طعم

Analysts described the reform's political flavor as considerably more significant than its actual substantive content.

ترجمه: تحلیلگران طعم سیاسی این اصلاحات را به‌مراتب قابل‌توجه‌تر از محتوای اساسی واقعی‌اش توصیف کردند.

Officials adjusted the policy's flavor to appeal to constituencies whose priorities proved fundamentally incompatible.

ترجمه: مقامات طعم این سیاست را برای جلب رضایت حوزه‌هایی که اولویت‌هایشان اساساً ناسازگار اثبات شد، تنظیم کردند.

Historians note the treaty's language retained a flavor of compromise that satisfied neither side entirely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان پیمان طعمی از سازش حفظ کرد که هیچ‌یک از طرفین را کاملاً راضی نکرد.


293) foundation

معنی فارسی: پایه، بنیاد

Analysts warned that the reform lacked a foundation solid enough to withstand a crisis of this scale.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات فاقد پایه‌ای به‌اندازهٔ کافی محکم برای تحمل بحرانی در این مقیاس بود.

Officials built policy on a foundation of assumptions that later evidence considerably undermined.

ترجمه: مقامات سیاست را بر پایه‌ای از فرضیاتی بنا کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفشان کرد.

Historians note the treaty's foundation proved less stable than negotiators had confidently assumed at signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پایهٔ پیمان کمتر پایدار از آنچه مذاکره‌کنندگان با اطمینان در زمان امضا فرض کرده بودند، اثبات شد.


294) generation

معنی فارسی: نسل

Analysts warned that reforms delayed now would burden an entire future generation with unsustainable debt.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که اکنون به تعویق افتد، کل یک نسل آینده را با بدهی ناپایدار بار خواهد کرد.

Officials underestimated how differently the next generation would view commitments made under previous administrations.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند نسل بعدی چقدر متفاوت به تعهدات انجام‌شده تحت دولت‌های پیشین خواهد نگریست.

Historians note the treaty shaped regional politics for a generation far beyond its original, narrower provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سیاست منطقه‌ای را برای یک نسل بسیار فراتر از بندهای اصلی و محدودترش شکل داد.


295) handle

معنی فارسی: کنترل، دسته

Analysts warned that officials had lost their handle on a crisis evolving faster than existing protocols anticipated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات کنترل خود بر بحرانی را که سریع‌تر از پیش‌بینی پروتکل‌های موجود تحول می‌یافت، از دست داده بودند.

Officials struggled to get a handle on risks accumulating across institutions with genuinely limited coordination.

ترجمه: مقامات برای در دست گرفتن کنترل ریسک‌های در حال انباشته شدن در نهادهایی با هماهنگی واقعاً محدود، دشواری داشتند.

Historians note the negotiator's steady handle on a fragile process kept talks from repeatedly collapsing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کنترل پایدار مذاکره‌کننده بر فرآیندی شکننده از فروپاشی مکرر گفتگوها جلوگیری کرد.


296) layer

معنی فارسی: لایه

Analysts warned that layers of bureaucracy often obscure genuine accountability within complex institutions.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لایه‌های بوروکراسی اغلب پاسخگویی واقعی درون نهادهای پیچیده را پنهان می‌کند.

Regulators uncovered layers of shell companies designed specifically to conceal the scheme's true scale.

ترجمه: نهادهای نظارتی لایه‌هایی از شرکت‌های صوری را کشف کردند که مخصوصاً برای پنهان کردن مقیاس واقعی طرح طراحی شده بود.

Historians note the treaty's ambiguous language added layers of interpretation that later generations continued to dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان مبهم پیمان لایه‌هایی از تفسیر افزود که نسل‌های بعدی همچنان بر سرش مناقشه کردند.


297) mud

معنی فارسی: لجن، گل‌ولای

Analysts warned that reputational mud, once thrown, rarely washes off institutions already struggling with credibility.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لجن اعتباری، به محض پرتاب شدن، به‌ندرت از نهادهایی که پیش‌تر با اعتبار دست‌وپنجه نرم می‌کردند، پاک می‌شود.

Officials found themselves stuck in political mud, unable to advance reforms without provoking fierce backlash.

ترجمه: مقامات خود را در لجن سیاسی گیر یافتند، ناتوان از پیشبرد اصلاحات بدون برانگیختن واکنش شدید.

Historians note negotiations proceeded through considerable mud, both literal and diplomatic, before reaching eventual agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات از میان لجن قابل‌توجهی، هم به‌معنای واقعی و هم دیپلماتیک، پیش رفت پیش از رسیدن به توافق نهایی.


298) smooth

معنی فارسی: صاف، روان

Analysts warned that markets rarely stay smooth for long once genuine underlying risks become apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت برای مدت طولانی صاف باقی می‌مانند به محض اینکه ریسک‌های واقعی زیربنایی آشکار شود.

Officials promised a smooth transition that later proved considerably more turbulent than anticipated.

ترجمه: مقامات گذاری صاف را وعده دادند که بعدها بسیار متلاطم‌تر از پیش‌بینی اثبات شد.

Historians note the treaty's smooth public reception masked far rougher private negotiations behind closed doors.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پذیرش عمومی صاف پیمان مذاکرات خصوصی به‌مراتب ناهموارتری را پشت درهای بسته پنهان کرد.


299) soil

معنی فارسی: خاک

Analysts warned that the reform was planted in soil too politically unstable to support genuine, lasting growth.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات در خاکی بیش‌ازحد بی‌ثبات سیاسی کاشته شده بود تا رشد واقعی و پایداری را حمایت کند.

Officials described institutional trust as fertile soil that decades of scandal had considerably depleted.

ترجمه: مقامات اعتماد نهادی را همچون خاکی حاصلخیز توصیف کردند که دهه‌ها رسوایی به‌طور قابل‌توجهی تهی‌اش کرده بود.

Historians note the treaty took root in soil that decades of hostility had made seem entirely barren.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان در خاکی ریشه دواند که دهه‌ها خصومت آن را کاملاً بایر جلوه داده بود.


300) unique

معنی فارسی: منحصربه‌فرد

Analysts described the crisis as unique, defying comparison with previous downturns officials had used as reference points.

ترجمه: تحلیلگران این بحران را منحصربه‌فرد توصیف کردند، سرباززننده از مقایسه با رکودهای پیشینی که مقامات به‌عنوان نقطهٔ مرجع استفاده می‌کردند.

Officials argued the situation was too unique for conventional policy tools to adequately address.

ترجمه: مقامات استدلال کردند شرایط بیش‌ازحد منحصربه‌فرد بود تا ابزارهای معمول سیاستی بتوانند به‌درستی به آن بپردازند.

Historians note the negotiator's unique blend of patience and firmness proved decisive in securing an unlikely agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ترکیب منحصربه‌فرد صبر و قاطعیت مذاکره‌کننده در تضمین توافقی غیرمحتمل تعیین‌کننده اثبات شد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط