~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 19 (Advanced)

361) ball

معنی فارسی: توپ

Analysts described the reform as being back in the government's court, a metaphorical ball no one wanted to catch.

ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را دوباره در زمین دولت توصیف کردند، توپی استعاره‌ای که هیچ‌کس مایل به گرفتنش نبود.

Officials kept the ball rolling on negotiations despite repeated setbacks that would have derailed less committed participants.

ترجمه: مقامات توپ مذاکرات را با وجود ناکامی‌های مکرری که مذاکرات را با شرکت‌کنندگان کمتر متعهد از مسیر خارج می‌کرد، در جریان نگه داشتند.

Historians note the treaty put the ball firmly in each nation's court, an ambiguity that fueled decades of dispute.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان توپ را قاطعانه در زمین هر ملت گذاشت، ابهامی که دهه‌ها اختلاف را دامن زد.


362) bottom

معنی فارسی: کف، پایین‌ترین نقطه

Analysts warned that markets had not yet reached bottom, despite officials' repeated reassurances otherwise.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها هنوز به کف نرسیده بودند، با وجود اطمینان‌بخشی‌های مکرر مقامات به خلاف آن.

Officials searched for the bottom of a crisis whose true scope kept expanding beyond initial estimates.

ترجمه: مقامات به‌دنبال کف بحرانی بودند که دامنهٔ واقعی‌اش همچنان فراتر از برآوردهای اولیه گسترش می‌یافت.

Historians note negotiators worked from the bottom up, building trust through small agreements before tackling larger disputes.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از پایین به بالا کار کردند و از طریق توافق‌های کوچک اعتماد ساختند پیش از پرداختن به اختلافات بزرگ‌تر.


363) company

معنی فارسی: شرکت

Regulators questioned whether the company had knowingly concealed risks from shareholders and oversight bodies alike.

ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا شرکت آگاهانه ریسک‌ها را از سهامداران و نهادهای نظارتی پنهان کرده است.

Analysts warned that a single company's collapse could ripple through an interconnected financial system.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند فروپاشی یک شرکت واحد می‌تواند در سراسر سیستم مالی به‌هم‌پیوسته موجی ایجاد کند.

Historians note the company's private records revealed negotiating dynamics far different from public statements.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سوابق خصوصی شرکت پویایی مذاکراتی بسیار متفاوت از بیانیه‌های عمومی را آشکار کرد.


364) drink

معنی فارسی: نوشیدن

Analysts warned that markets were, in effect, drinking heavily from reassuring rhetoric that masked considerable underlying risk.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها عملاً به‌شدت از لفاظی اطمینان‌بخشی که ریسک زیربنایی قابل‌توجهی را پنهان می‌کرد، می‌نوشیدند.

Officials toasted the agreement's signing, though private accounts describe considerably more tension than the celebration suggested.

ترجمه: مقامات امضای توافق را جشن گرفتند، هرچند روایت‌های خصوصی تنش به‌مراتب بیشتری را از آنچه جشن نشان می‌داد، توصیف می‌کند.

Historians note negotiators drank together informally, building rapport that formal sessions had repeatedly failed to establish.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان غیررسمی با هم نوشیدند و ارتباطی ساختند که جلسات رسمی بارها نتوانسته بودند ایجاد کنند.


365) few

معنی فارسی: تعداد کمی

Analysts warned that few institutions were genuinely prepared for a crisis of this unprecedented scale.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تعداد کمی از نهادها واقعاً برای بحرانی در این مقیاس بی‌سابقه آماده بودند.

Officials acknowledged that few of the reform's promised benefits had actually materialized.

ترجمه: مقامات پذیرفتند تعداد کمی از منافع وعده‌داده‌شدهٔ این اصلاحات واقعاً تحقق یافته است.

Historians note few contemporaries recognized the treaty's true significance until decades after its signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تعداد کمی از هم‌عصران اهمیت واقعی پیمان را تا دهه‌ها پس از امضایش تشخیص دادند.


366) line

معنی فارسی: خط

Analysts warned that officials had crossed a line few believed they would ever genuinely cross.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از خطی عبور کرده بودند که کمتر کسی فکر می‌کرد واقعاً از آن عبور کنند.

Officials drew a line between acceptable risk and behavior that regulators should have flagged much earlier.

ترجمه: مقامات خطی میان ریسک قابل‌قبول و رفتاری که نهادهای نظارتی می‌بایست خیلی زودتر علامت‌گذاری می‌کردند، ترسیم کردند.

Historians note the treaty drew a border line that later proved far more contested than negotiators anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان خط مرزی‌ای ترسیم کرد که بعدها بسیار بیشتر از پیش‌بینی مذاکره‌کنندگان مورد مناقشه قرار گرفت.


367) pet

معنی فارسی: محبوب، حیوان خانگی

Analysts joked that the reform had become officials' pet project, defended regardless of mounting evidence against it.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند این اصلاحات به پروژهٔ محبوب مقامات تبدیل شده بود که صرف‌نظر از شواهد روبه‌رشد علیه آن، دفاع می‌شد.

Officials treated the agency as a pet initiative, shielding it from scrutiny that other programs regularly faced.

ترجمه: مقامات با این آژانس همچون طرحی محبوب رفتار کردند و از آن در برابر بررسی‌ای که برنامه‌های دیگر به‌طور منظم با آن روبه‌رو بودند، محافظت کردند.

Historians note the treaty was, for one negotiator, a personal pet cause pursued despite considerable domestic opposition.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان برای یک مذاکره‌کننده، آرمانی محبوب و شخصی بود که با وجود مخالفت داخلی قابل‌توجه دنبال شد.


368) product

معنی فارسی: محصول

Regulators questioned whether the financial product had been marketed honestly to investors who genuinely misunderstood its risk.

ترجمه: نهادهای نظارتی زیر سؤال بردند آیا محصول مالی صادقانه به سرمایه‌گذارانی که واقعاً ریسکش را اشتباه فهمیده بودند، بازاریابی شده است.

Analysts warned that complex financial products often obscure risks that simpler instruments would have made obvious.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند محصولات مالی پیچیده اغلب ریسک‌هایی را که ابزارهای ساده‌تر آشکار می‌کرد، پنهان می‌کنند.

Historians note the treaty was the product of years of painstaking negotiation rarely visible in its polished text.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان محصول سال‌ها مذاکرهٔ دقیقی بود که به‌ندرت در متن پرداخته‌شده‌اش قابل‌مشاهده بود.


369) responsible

معنی فارسی: مسئول

Officials debated who was responsible for decisions whose consequences extended far beyond their original scope.

ترجمه: مقامات بر سر اینکه چه کسی مسئول تصمیماتی است که پیامدهایش بسیار فراتر از دامنهٔ اصلی‌شان گسترش یافت، بحث کردند.

Analysts warned that no single actor was entirely responsible for a collapse reflecting systemic institutional failure.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند هیچ بازیگر واحدی به‌طور کامل مسئول فروپاشی‌ای که شکست نهادی سیستمی را منعکس می‌کرد، نبود.

Historians note both nations were responsible, in different ways, for a conflict neither fully anticipated.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند هر دو ملت، به شیوه‌های متفاوت، مسئول درگیری‌ای بودند که هیچ‌کدام کاملاً پیش‌بینی نکرده بودند.


370) sell

معنی فارسی: فروختن

Officials sold the reform publicly as transformative, despite internal assessments describing considerably modest expectations.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را علناً همچون تحول‌آفرین فروختند، با وجود ارزیابی‌های داخلی که انتظارات به‌طور قابل‌توجهی متواضعی را توصیف می‌کرد.

Analysts warned that markets would sell off sharply once genuine underlying risks became fully apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌شدت به فروش خواهند رفت به محض کاملاً آشکار شدن ریسک‌های واقعی زیربنایی.

Historians note negotiators sold the treaty domestically as a triumph its more complicated legacy would later temper.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان پیمان را داخلی همچون پیروزی فروختند که میراث پیچیده‌ترش بعدها تعدیلش خواهد کرد.


371) snake

معنی فارسی: مار

Analysts described the crisis as a snake in the grass, invisible until it struck with unexpected force.

ترجمه: تحلیلگران این بحران را ماری در علف‌زار توصیف کردند، نامرئی تا زمانی که با نیرویی غیرمنتظره حمله کرد.

Officials underestimated risks coiled like a snake within institutions too complex for straightforward oversight.

ترجمه: مقامات ریسک‌هایی را دست‌کم گرفتند که همچون ماری درون نهادهایی بیش‌ازحد پیچیده برای نظارت مستقیم پیچیده شده بود.

Historians note the treaty's ambiguous clause proved a snake, resurfacing to bite negotiators decades later.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بند مبهم پیمان همچون ماری اثبات شد که دهه‌ها بعد دوباره سر برآورد و مذاکره‌کنندگان را گزید.


372) stand

معنی فارسی: ایستادن

Officials stood firm on provisions that critics argued required considerably more flexibility to genuinely succeed.

ترجمه: مقامات بر بندهایی محکم ایستادند که منتقدان استدلال کردند برای موفقیت واقعی به انعطاف بسیار بیشتری نیاز داشت.

Analysts warned that markets would not stand for reassuring rhetoric once underlying risks became undeniable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها لفاظی اطمینان‌بخش را تحمل نخواهند کرد به محض انکارناپذیر شدن ریسک‌های زیربنایی.

Historians note the negotiator stood alone against colleagues who favored a far more confrontational approach.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده به‌تنهایی در برابر همکارانی ایستاد که رویکردی به‌مراتب مقابله‌جویانه‌تر را ترجیح می‌دادند.


373) strange

معنی فارسی: عجیب

Analysts found it strange that officials had ignored warnings so consistently documented in internal reports.

ترجمه: تحلیلگران عجیب یافتند مقامات هشدارهایی را که چنان پیوسته در گزارش‌های داخلی مستند شده بود، نادیده گرفتند.

Officials dismissed a strange discrepancy that later investigation revealed as evidence of considerably larger fraud.

ترجمه: مقامات اختلاف عجیبی را رد کردند که تحقیق بعدی آن را شواهدی از کلاهبرداری‌ای بسیار بزرگ‌تر آشکار کرد.

Historians note the treaty's strangely worded provisions left considerable room for divergent interpretation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای عجیب‌واژه‌پردازی‌شدهٔ پیمان فضای قابل‌توجهی برای تفسیر متفاوت باقی گذاشت.


374) tea

معنی فارسی: چای

Analysts joked that officials seemed more interested in diplomatic tea than in addressing the crisis's genuine substance.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مقامات به‌نظر بیشتر به چای دیپلماتیک علاقه‌مند بودند تا پرداختن به جوهر واقعی بحران.

Diplomats discussed sensitive matters over tea, a setting less formal than official negotiating chambers.

ترجمه: دیپلمات‌ها مسائل حساس را بر سر چای بحث کردند، فضایی کمتر رسمی از اتاق‌های مذاکراتی رسمی.

Historians note tea ceremonies occasionally provided rare opportunities for informal contact between otherwise hostile delegations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مراسم چای گاهی فرصت‌های نادری برای تماس غیررسمی میان هیئت‌های در غیر این صورت خصمانه فراهم می‌کرد.


375) test

معنی فارسی: آزمایش کردن

Analysts warned that the reform had never genuinely been tested under conditions this severe.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات هرگز واقعاً تحت شرایطی چنین شدید آزمایش نشده بود.

Officials tested policies on a limited scale before committing to their full, more consequential implementation.

ترجمه: مقامات سیاست‌ها را در مقیاسی محدود آزمایش کردند پیش از تعهد به اجرای کامل و پرپیامدترش.

Historians note the treaty's provisions faced their real test only once challenged by subsequent, unforeseen crises.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای پیمان تنها زمانی که با بحران‌های بعدی و پیش‌بینی‌نشده به چالش کشیده شد، آزمون واقعی‌شان را پس دادند.


376) tongue

معنی فارسی: زبان

Analysts warned officials to hold their tongue rather than speculate publicly about a still-unfolding crisis.

ترجمه: تحلیلگران به مقامات هشدار دادند زبانشان را نگه دارند به‌جای گمانه‌زنی علنی دربارهٔ بحرانی که همچنان در حال شکل‌گیری بود.

Officials chose their words carefully, aware that a slip of the tongue could reignite tensions.

ترجمه: مقامات کلماتشان را با دقت انتخاب کردند، آگاه از اینکه لغزش زبانی می‌تواند تنش‌ها را دوباره برانگیزد.

Historians note the negotiator's sharp tongue occasionally complicated talks that patience alone might have eased.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان تیز مذاکره‌کننده گاهی گفتگوهایی را که صرفاً صبر می‌توانست تسکین دهد، پیچیده‌تر کرد.


377) they

معنی فارسی: آن‌ها

Analysts warned that markets would react however they perceived the underlying risk, regardless of reassuring statements.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها هر طور که ریسک زیربنایی را درک کنند، صرف‌نظر از بیانیه‌های اطمینان‌بخش، واکنش نشان خواهند داد.

Officials insisted the reform would succeed because they believed political will alone could overcome structural obstacles.

ترجمه: مقامات اصرار داشتند این اصلاحات موفق خواهد شد زیرا معتقد بودند صرفاً ارادهٔ سیاسی می‌تواند بر موانع ساختاری غلبه کند.

Historians note the negotiators reached an agreement because they were willing to compromise on positions once considered non-negotiable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان به توافقی رسیدند زیرا مایل بودند بر سر مواضعی که زمانی غیرقابل‌مذاکره تلقی می‌شد، سازش کنند.


378) type

معنی فارسی: نوع

Analysts warned that this type of crisis required responses considerably different from conventional policy tools.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این نوع بحران به پاسخ‌هایی به‌مراتب متفاوت از ابزارهای معمول سیاستی نیاز داشت.

Officials underestimated the type of resistance a reform this ambitious would inevitably provoke.

ترجمه: مقامات نوع مقاومتی را که اصلاحاتی به این جاه‌طلبی اجتناب‌ناپذیر برمی‌انگیزد، دست‌کم گرفتند.

Historians note the treaty established a type of diplomatic precedent later negotiators repeatedly referenced.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نوعی پیش‌نمونهٔ دیپلماتیک ایجاد کرد که مذاکره‌کنندگان بعدی مکرراً به آن استناد کردند.


379) very

معنی فارسی: بسیار

Analysts warned that the reform's very structure invited the kind of abuse regulators later uncovered.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خود ساختار این اصلاحات نوعی سوءاستفاده را دعوت می‌کرد که نهادهای نظارتی بعدها کشف کردند.

Officials were very reluctant to acknowledge risks that internal documents had extensively documented.

ترجمه: مقامات بسیار بی‌میل بودند به پذیرش ریسک‌هایی که اسناد داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Historians note the treaty's very ambiguity, criticized at the time, may explain its surprising durability.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند ابهام واقعی پیمان، که در آن زمان مورد انتقاد بود، ممکن است دوام شگفت‌آورش را توضیح دهد.


380) wait

معنی فارسی: منتظر ماندن

Officials waited too long to address risks that internal auditors had flagged years earlier.

ترجمه: مقامات بیش از حد صبر کردند تا به ریسک‌هایی که حسابرسان داخلی سال‌ها پیش علامت‌گذاری کرده بودند، بپردازند.

Analysts warned that markets rarely wait patiently once genuine underlying risks become apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به‌ندرت صبورانه منتظر می‌مانند به محض اینکه ریسک‌های واقعی زیربنایی آشکار شود.

Historians note negotiators waited years for domestic political conditions to become genuinely favorable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان سال‌ها منتظر ماندند تا شرایط سیاسی داخلی واقعاً مطلوب شود.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط