Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 28 (Advanced)
541) accompany
معنی فارسی: همراهی کردن
Analysts warned that reassuring statements rarely accompany the transparency genuinely required to restore public trust.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش بهندرت با شفافیت واقعاً موردنیاز برای بازگرداندن اعتماد عمومی همراه است.
Officials were accompanied by advisors whose warnings later proved considerably more accurate than dismissed.
ترجمه: مقامات با مشاورانی همراه بودند که هشدارهایشان بعدها بسیار دقیقتر از آنچه رد شده بود، اثبات شد.
Historians note the treaty was accompanied by secret protocols that remained undisclosed for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان با پروتکلهای مخفیای همراه بود که دههها افشا نشد.
542) bare
معنی فارسی: برهنه، خالی
Analysts warned that the reassuring figures concealed bare facts that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام اطمینانبخش حقایق برهنهای را که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، پنهان میکرد.
Officials stripped the reform down to its bare essentials once political resistance made ambitious proposals impossible.
ترجمه: مقامات این اصلاحات را به اجزای بنیادین و برهنهاش تقلیل دادند به محض اینکه مقاومت سیاسی پیشنهادهای جاهطلبانه را غیرممکن کرد.
Historians note negotiators worked with the bare minimum of trust needed to reach any agreement at all.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان با حداقل خالص اعتمادی که برای رسیدن به هر توافقی موردنیاز بود، کار کردند.
543) branch
معنی فارسی: شاخه
Analysts warned that risks in one branch of the financial system could spread to others assumed largely insulated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکها در یک شاخهٔ سیستم مالی میتواند به دیگر شاخههایی که فرض میشد عمدتاً مصوناند، سرایت کند.
Officials underestimated how severely the policy would affect branches of government reliant on stable funding.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر شاخههای دولتی وابسته به بودجهٔ ثابت اثر خواهد گذاشت.
Historians note the treaty established diplomatic branches that shaped regional relations for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان شاخههای دیپلماتیکای ایجاد کرد که روابط منطقهای را برای نسلها شکل داد.
544) breath
معنی فارسی: نفس
Analysts warned that markets held their breath awaiting a decision officials had repeatedly postponed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها نفس خود را در انتظار تصمیمی که مقامات بارها به تعویق انداخته بودند، حبس کردند.
Officials took a breath before finally acknowledging risks that internal documents had extensively documented.
ترجمه: مقامات نفسی کشیدند پیش از آنکه سرانجام ریسکهایی را که اسناد داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، بپذیرند.
Historians note negotiators paused to catch their breath after weeks of talks that repeatedly seemed on the verge of collapse.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان پس از هفتهها گفتگویی که بارها بهنظر میرسید در آستانهٔ فروپاشی است، برای گرفتن نفسی مکث کردند.
545) bridge
معنی فارسی: پل
Analysts warned that the reform failed to bridge the gap between reassuring rhetoric and genuine structural change.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات نتوانست شکاف میان لفاظی اطمینانبخش و تغییر ساختاری واقعی را پل بزند.
Officials struggled to bridge divisions between factions whose demands proved fundamentally incompatible.
ترجمه: مقامات برای پل زدن اختلافات میان جناحهایی که خواستههایشان اساساً ناسازگار اثبات شد، دشواری داشتند.
Historians credit the negotiator's rare ability to bridge positions predecessors had found genuinely irreconcilable.
ترجمه: مورخان توانایی نادر مذاکرهکننده در پل زدن مواضعی را که اسلاف واقعاً آشتیناپذیر مییافتند، میستایند.
546) cast
معنی فارسی: افکندن
Analysts warned that new evidence cast doubt on assurances officials had repeatedly offered.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شواهد جدید شکی بر اطمینانهایی که مقامات بارها ارائه داده بودند، افکند.
Officials cast blame onto external factors rather than acknowledging genuine domestic policy failures.
ترجمه: مقامات مسئولیت را به عوامل خارجی افکندند بهجای پذیرش شکستهای واقعی سیاست داخلی.
Historians note the treaty cast a long shadow over regional politics for the better part of a century.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان سایهای طولانی بر سیاست منطقهای برای بخش عمدهٔ یک قرن افکند.
547) dare
معنی فارسی: جرأت کردن
Analysts warned that few officials dared to challenge assumptions that later proved badly mistaken.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند تعداد کمی از مقامات جرأت کردند فرضیاتی را که بعدها بهشدت اشتباه اثبات شد، به چالش بکشند.
Regulators dared not confront institutions too influential to genuinely hold accountable.
ترجمه: نهادهای نظارتی جرأت نکردند با نهادهایی که بیشازحد بانفوذ برای پاسخگویی واقعی هستند، رودررو شوند.
Historians note the negotiator dared to propose concessions colleagues considered politically unthinkable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده جرأت کرد امتیازاتی را پیشنهاد دهد که همکاران سیاسی غیرقابلتصور میدانستند.
548) electronic
معنی فارسی: الکترونیکی
Analysts warned that electronic trading systems could amplify volatility once genuine underlying risks became apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سیستمهای معاملاتی الکترونیکی میتواند نوسان را به محض آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی تشدید کند.
Officials underestimated how quickly electronic communication could spread panic once the scandal's scope became known.
ترجمه: مقامات نتوانستند پیشبینی کنند ارتباطات الکترونیکی چقدر سریع میتواند به محض آشکار شدن دامنهٔ رسوایی، وحشت را گسترش دهد.
Historians note the treaty predated electronic record-keeping, complicating later scholars' efforts to verify its full history.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان پیش از ثبت الکترونیکی سوابق بود، امری که تلاش محققان بعدی برای تأیید تاریخ کاملش را پیچیده کرد.
549) inn
معنی فارسی: مسافرخانه
Analysts joked that negotiations, held in a modest countryside inn, felt far removed from formal diplomatic chambers.
ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مذاکراتی که در مسافرخانهای متواضع در حومهٔ شهر برگزار میشد بسیار دور از اتاقهای دیپلماتیک رسمی احساس میشد.
Officials met discreetly at an inn far from the press, avoiding scrutiny that public venues would have invited.
ترجمه: مقامات محتاطانه در مسافرخانهای دور از رسانهها ملاقات کردند و از بررسیای که مکانهای عمومی میطلبید، اجتناب کردند.
Historians note the treaty's final terms were settled late one night in a quiet roadside inn.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط نهایی پیمان دیرهنگام یک شب در مسافرخانهای آرام در کنار جاده تعیین شد.
550) net
معنی فارسی: شبکه، تور
Analysts warned that the reform cast too narrow a net, leaving significant risks entirely unaddressed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات شبکهای بیشازحد محدود انداخت و ریسکهای قابلتوجهی را کاملاً پرداختهنشده رها کرد.
Officials relied on a safety net that internal reviews had described as fundamentally inadequate for years.
ترجمه: مقامات به شبکهٔ ایمنیای متکی بودند که بازبینیهای داخلی سالها آن را اساساً ناکافی توصیف کرده بودند.
Historians note the treaty cast a wide net of provisions that later generations would repeatedly reinterpret.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان شبکهای گسترده از بندها انداخت که نسلهای بعدی مکرراً بازتفسیرش خواهند کرد.
551) philosophy
معنی فارسی: فلسفه
Analysts warned that officials had adopted a philosophy of denial rather than genuine engagement with risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات فلسفهای از انکار را بهجای درگیری واقعی با ریسک، اتخاذ کرده بودند.
Officials defended a philosophy of minimal intervention that critics argued the crisis genuinely required abandoning.
ترجمه: مقامات از فلسفهٔ مداخلهٔ حداقلی دفاع کردند که منتقدان استدلال کردند بحران واقعاً به کنار گذاشتنش نیاز داشت.
Historians note the treaty reflected a philosophy of pragmatic compromise rather than uncompromising ideological purity.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان فلسفهای از سازش عملیگرایانه را بهجای خلوص ایدئولوژیک سازشناپذیر منعکس کرد.
552) pot
معنی فارسی: دیگ، ظرف
Analysts warned that officials had let the crisis simmer like a pot on low heat, ignoring warning signs for years.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اجازه دادند بحران همچون دیگی روی شعلهٔ کم بجوشد و سالها نشانههای هشدار را نادیده گرفتند.
Officials described the economy as a pot near boiling over, requiring careful, immediate attention.
ترجمه: مقامات اقتصاد را همچون دیگی نزدیک به سرریز شدن توصیف کردند که نیازمند توجه دقیق و فوری است.
Historians note negotiators shared a communal pot of stew during breaks that unexpectedly eased tense discussions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان دیگی مشترک از خورش را در استراحتها به اشتراک گذاشتند که بهطور غیرمنتظرهای گفتگوهای تنشآلود را تسکین داد.
553) seed
معنی فارسی: دانه، بذر
Analysts warned that the reform planted seeds of instability that would sprout considerably later than anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات دانههای بیثباتیای کاشت که بسیار دیرتر از پیشبینی جوانه خواهد زد.
Officials sowed seeds of doubt about warnings that later evidence would substantially confirm.
ترجمه: مقامات دانههای شکی دربارهٔ هشدارهایی کاشتند که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تأیید خواهد کرد.
Historians note the treaty planted seeds of cooperation that would only fully mature decades after its signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان دانههای همکاریای کاشت که تنها دههها پس از امضایش کاملاً بالغ خواهد شد.
554) sharp
معنی فارسی: تیز
Analysts warned of a sharp downturn that officials had persistently downplayed as merely temporary.
ترجمه: تحلیلگران از رکودی تیز که مقامات پیوسته آن را صرفاً موقت جلوه داده بودند، هشدار دادند.
Officials faced sharp criticism once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات با انتقاد تیزی روبهرو شدند به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابلانکار نبود.
Historians note the negotiator's sharp intellect distinguished him from more conventional predecessors.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند هوش تیز مذاکرهکننده او را از اسلاف متعارفتر متمایز کرد.
555) sort
معنی فارسی: نوع
Analysts warned that this sort of crisis required responses considerably different from conventional policy tools.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این نوع بحران به پاسخهایی بهمراتب متفاوت از ابزارهای معمول سیاستی نیاز داشت.
Officials underestimated the sort of resistance a reform this ambitious would inevitably provoke.
ترجمه: مقامات نوع مقاومتی را که اصلاحاتی به این جاهطلبی اجتنابناپذیر برمیانگیزد، دستکم گرفتند.
Historians note the treaty established a sort of diplomatic precedent later negotiators repeatedly referenced.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نوعی پیشنمونهٔ دیپلماتیک ایجاد کرد که مذاکرهکنندگان بعدی مکرراً به آن استناد کردند.
556) subtract
معنی فارسی: کسر کردن
Analysts warned that officials had failed to subtract genuine risk when calculating reassuring headline figures.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در کسر ریسک واقعی هنگام محاسبهٔ ارقام سرتیتر اطمینانبخش، شکست خوردند.
Regulators subtracted contingent liabilities only after mounting pressure made continued omission genuinely untenable.
ترجمه: نهادهای نظارتی بدهیهای احتمالی را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد حذف مداوم را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، کسر کردند.
Historians note negotiators subtracted contentious provisions one by one until an agreement finally proved achievable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بندهای جنجالی را یکییکی کسر کردند تا سرانجام توافقی واقعاً قابلدستیابی اثبات شد.
557) tight
معنی فارسی: تنگ، سفت
Analysts warned that markets were operating under tight conditions few models had adequately anticipated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها تحت شرایطی تنگ فعالیت میکردند که کمتر مدلی بهدرستی پیشبینی کرده بود.
Officials imposed tight restrictions only after the crisis made continued leniency genuinely untenable.
ترجمه: مقامات محدودیتهای سختی را تنها پس از آنکه بحران ادامهٔ اغماض را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، تحمیل کردند.
Historians note the treaty's tight deadlines forced compromises neither side had initially considered acceptable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند ضربالاجلهای تنگ پیمان سازشهایی را اجبار کرد که هیچیک از طرفین در ابتدا قابلقبول نمیدانست.
558) virtual
معنی فارسی: مجازی، تقریباً واقعی
Analysts warned that the reform amounted to a virtual admission that earlier policies had genuinely failed.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات معادل اعترافی مجازی بود که سیاستهای پیشین واقعاً شکست خوردهاند.
Officials became virtual hostages to interests that had long benefited from the status quo.
ترجمه: مقامات عملاً گروگان منافعی شدند که مدتها از وضع موجود بهره برده بودند.
Historians note the negotiator became the virtual architect of an agreement often credited to more prominent figures.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده به معمار مجازی توافقی تبدیل شد که اغلب به چهرههای برجستهتر نسبت داده میشود.
559) weigh
معنی فارسی: سنجیدن
Analysts warned officials to weigh risks more carefully before dismissing warnings internal auditors had raised.
ترجمه: تحلیلگران به مقامات هشدار دادند ریسکها را با دقت بیشتری بسنجند پیش از رد کردن هشدارهایی که حسابرسان داخلی مطرح کرده بودند.
Officials weighed political costs against genuine structural benefits before ultimately choosing inaction.
ترجمه: مقامات هزینههای سیاسی را در برابر منافع ساختاری واقعی سنجیدند پیش از سرانجام انتخاب بیعملی.
Historians note negotiators weighed concessions for months before finally settling on the treaty's actual framework.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان ماهها امتیازات را سنجیدند پیش از آنکه سرانجام بر چارچوب واقعی پیمان مستقر شوند.
560) whisper
معنی فارسی: زمزمه کردن
Analysts whispered concerns that officials had publicly dismissed as unfounded.
ترجمه: تحلیلگران نگرانیهایی را زمزمه کردند که مقامات علناً بیاساس رد کرده بودند.
Officials whispered reassurances privately while publicly projecting confidence internal assessments did not support.
ترجمه: مقامات خصوصی اطمینانهایی را زمزمه کردند در حالی که علناً اعتمادی را که ارزیابیهای داخلی حمایت نمیکرد، القا میکردند.
Historians note rumors about secret negotiations were whispered for months before officials finally confirmed their existence.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شایعاتی دربارهٔ مذاکرات مخفی ماهها زمزمه میشد پیش از آنکه مقامات سرانجام وجودشان را تأیید کنند.