Coding 4000 Essential English Words – Book 2, Unit 30 (Advanced)
581) appliance
معنی فارسی: لوازم خانگی
Analysts warned that the reform functioned like an outdated appliance, patched repeatedly rather than genuinely replaced.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات همچون لوازم خانگی منسوخی عمل میکرد که مکرراً وصله میشد نه واقعاً جایگزین.
Officials treated the institution as a broken appliance requiring only minor repair rather than fundamental redesign.
ترجمه: مقامات با این نهاد همچون لوازم خانگی خرابشدهای رفتار کردند که تنها به تعمیر جزئی نیاز دارد نه بازطراحی بنیادین.
Historians note the treaty's mechanisms functioned as diplomatic appliances that later negotiators repeatedly relied upon.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند سازوکارهای پیمان همچون لوازم دیپلماتیکی عمل کرد که مذاکرهکنندگان بعدی مکرراً به آن متکی بودند.
582) basin
معنی فارسی: حوضچه، حوضه
Analysts warned that the crisis originated in a regulatory basin few officials had adequately monitored.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این بحران در حوضچهای نظارتی سرچشمه گرفت که کمتر مقامی بهدرستی زیر نظر گرفته بود.
Officials described the economy as a basin collecting risks from institutions with genuinely limited oversight.
ترجمه: مقامات اقتصاد را حوضچهای توصیف کردند که ریسکها را از نهادهایی با نظارت واقعاً محدود جمع میکند.
Historians note disputes over the river basin unexpectedly became central to the treaty's territorial provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اختلافات بر سر حوضهٔ رودخانه بهطور غیرمنتظرهای به بندهای سرزمینی پیمان محوری تبدیل شد.
583) broom
معنی فارسی: جارو
Analysts warned that officials needed more than a broom to sweep away problems this deeply structural.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به بیش از یک جارو برای رفتن مشکلاتی چنین عمیقاً ساختاری نیاز داشتند.
Officials attempted to sweep the scandal under the rug rather than confronting it with a genuine broom of reform.
ترجمه: مقامات تلاش کردند رسوایی را زیر فرش جارو کنند بهجای رویارویی با آن با جارویی واقعی از اصلاحات.
Historians note the new administration came in promising a broom to clean out practices that had persisted for decades.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دولت جدید با وعدهٔ جارویی برای پاکسازی شیوههایی که دههها ادامه داشت، آمد.
584) caterpillar
معنی فارسی: کرم ابریشم، کرم برگخوار
Analysts described the fledgling reform as still a caterpillar, far from the transformative change officials promised.
ترجمه: تحلیلگران اصلاحات نوپا را همچون کرم ابریشمی هنوز دور از تغییر تحولآفرینی که مقامات وعده داده بودند، توصیف کردند.
Officials underestimated how slowly a caterpillar of an institution could transform into something genuinely functional.
ترجمه: مقامات دستکم گرفتند نهادی همچون کرم ابریشم چقدر آهسته میتواند به چیزی واقعاً کارآمد تبدیل شود.
Historians note the treaty began as a modest caterpillar of an agreement before evolving into something considerably more significant.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان بهعنوان توافقی متواضع همچون کرم ابریشم آغاز شد پیش از آنکه به چیزی بسیار قابلتوجهتر تکامل یابد.
585) cupboard
معنی فارسی: گنجه، کمد
Analysts warned that officials kept troubling findings locked away in a metaphorical cupboard rather than publicly disclosing them.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات یافتههای نگرانکننده را در گنجهای استعارهای قفل نگه داشتند بهجای افشای علنیشان.
Officials shelved politically inconvenient reports in the cupboard rather than acting on their warnings.
ترجمه: مقامات گزارشهای سیاسی ناخوشایند را در گنجه گذاشتند بهجای اقدام بر اساس هشدارهایشان.
Historians note key negotiating documents remained in a forgotten cupboard for decades before scholars rediscovered them.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اسناد کلیدی مذاکراتی دههها در گنجهای فراموششده باقی ماندند پیش از آنکه محققان دوباره کشفشان کنند.
586) delicate
معنی فارسی: ظریف
Analysts warned that officials handled a delicate situation with a bluntness that made the crisis considerably worse.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با موقعیتی ظریف با صراحتی برخورد کردند که بحران را بهطور قابلتوجهی بدتر کرد.
Officials navigated delicate negotiations between factions whose demands proved fundamentally incompatible.
ترجمه: مقامات مذاکرات ظریفی را میان جناحهایی که خواستههایشان اساساً ناسازگار اثبات شد، هدایت کردند.
Historians note the treaty rested on a delicate balance of interests that later events would considerably test.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان بر توازنی ظریف از منافع استوار بود که رویدادهای بعدی بهطور قابلتوجهی آزمودش.
587) emerge
معنی فارسی: ظاهر شدن، پدیدار شدن
Analysts warned that risks concealed for years would eventually emerge with considerably greater force.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکهایی که سالها پنهان شده بودند سرانجام با نیرویی بهمراتب بیشتر ظاهر خواهند شد.
Officials watched as evidence emerged that directly contradicted the reassuring statements they had repeatedly offered.
ترجمه: مقامات شاهد ظهور شواهدی بودند که مستقیماً با بیانیههای اطمینانبخشی که بارها ارائه داده بودند، در تضاد بود.
Historians note a fragile consensus emerged only after years of painstaking, often contentious negotiation.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند اجماعی شکننده تنها پس از سالها مذاکرهٔ دقیق و اغلب جنجالی ظاهر شد.
588) handicap
معنی فارسی: معلولیت، مانع
Analysts warned that outdated regulations had become a genuine handicap in addressing risks of this scale.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقررات منسوخ به معلولیتی واقعی در پرداختن به ریسکهایی در این مقیاس تبدیل شده بود.
Officials treated transparency as a handicap rather than a genuine asset in restoring public trust.
ترجمه: مقامات با شفافیت همچون معلولیتی رفتار کردند نه داراییای واقعی در بازگرداندن اعتماد عمومی.
Historians note negotiators overcame considerable diplomatic handicaps to reach an agreement few believed achievable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بر معلولیتهای دیپلماتیک قابلتوجهی غلبه کردند تا به توافقی که کمتر کسی قابلدستیابی میدانست، برسند.
589) hole
معنی فارسی: سوراخ
Analysts warned that reassuring figures concealed a hole in the institution's finances that later proved considerably larger.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ارقام اطمینانبخش سوراخی در امور مالی این نهاد را پنهان میکرد که بعدها بسیار بزرگتر اثبات شد.
Regulators discovered a hole in oversight that had, for years, gone largely unaddressed.
ترجمه: نهادهای نظارتی سوراخی در نظارت کشف کردند که سالها عمدتاً پرداختهنشده باقی مانده بود.
Historians note the treaty left a hole in its provisions that later generations would repeatedly attempt to fill.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان سوراخی در بندهایش باقی گذاشت که نسلهای بعدی مکرراً تلاش کردند پرش کنند.
590) hook
معنی فارسی: قلاب
Analysts warned that reassuring rhetoric served as a hook, distracting from genuinely troubling underlying risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینانبخش همچون قلابی عمل کرد که توجه را از ریسک زیربنایی واقعاً نگرانکننده منحرف میکرد.
Officials used misleading statistics as a hook to secure support for a policy whose benefits proved considerably more modest.
ترجمه: مقامات از آمار گمراهکننده بهعنوان قلابی برای جلب حمایت از سیاستی که منافعش بسیار متواضعتر اثبات شد، استفاده کردند.
Historians note the treaty's ambiguous clause proved a hook that later negotiators would exploit for their own advantage.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند بند مبهم پیمان قلابی اثبات شد که مذاکرهکنندگان بعدی برای منفعت خودشان از آن بهرهبرداری کردند.
591) hop
معنی فارسی: جهیدن
Analysts warned that markets would hop from one reassuring narrative to the next without addressing genuine underlying risk.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها از یک روایت اطمینانبخش به روایت بعدی خواهند جهید بدون پرداختن به ریسک واقعی زیربنایی.
Officials hopped between explanations that internal documents would later substantially contradict.
ترجمه: مقامات میان توضیحاتی جهیدند که اسناد داخلی بعدها بهطور قابلتوجهی با آن در تضاد بود.
Historians note negotiators hopped between competing proposals before finally settling on the treaty's actual framework.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان میان پیشنهادهای رقیب جهیدند پیش از آنکه سرانجام بر چارچوب واقعی پیمان مستقر شوند.
592) laundry
معنی فارسی: لباسشویی
Analysts warned that officials had aired the institution's dirty laundry only after mounting pressure made continued concealment impossible.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات لباسهای کثیف نهاد را تنها پس از آنکه فشار روبهرشد پنهانکاری مداوم را غیرممکن کرد، آویختند.
Regulators uncovered financial laundry schemes designed specifically to obscure the true scale of losses.
ترجمه: نهادهای نظارتی طرحهای شستوشوی مالیای را کشف کردند که مخصوصاً برای پنهان کردن مقیاس واقعی زیانها طراحی شده بود.
Historians note negotiators aired considerable diplomatic laundry in private before presenting a unified public front.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان لباسهای دیپلماتیک کثیف قابلتوجهی را خصوصی آویختند پیش از ارائهٔ جبههٔ عمومی متحد.
593) pursue
معنی فارسی: دنبال کردن
Analysts warned that officials had failed to pursue warnings that internal auditors had raised years earlier.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در پیگیری هشدارهایی که حسابرسان داخلی سالها پیش مطرح کرده بودند، شکست خوردند.
Officials pursued a policy whose actual costs proved considerably higher than initially projected.
ترجمه: مقامات سیاستی را دنبال کردند که هزینههای واقعیاش بسیار بالاتر از پیشبینی اولیه اثبات شد.
Historians note the negotiator pursued an agreement despite considerable domestic opposition that few colleagues were willing to risk.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده با وجود مخالفت داخلی قابلتوجهی که کمتر همکاری مایل به ریسکش بود، توافقی را دنبال کرد.
594) reluctant
معنی فارسی: بیمیل
Analysts warned that officials remained reluctant to acknowledge risks that internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات همچنان بیمیل به پذیرش ریسکهایی بودند که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود.
Regulators were reluctant to confront institutions too influential to genuinely hold accountable.
ترجمه: نهادهای نظارتی بیمیل به رودررویی با نهادهایی بودند که بیشازحد بانفوذ برای پاسخگویی واقعی هستند.
Historians note negotiators reluctant to compromise ultimately conceded positions once considered entirely non-negotiable.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بیمیل به سازش سرانجام بر مواضعی که زمانی کاملاً غیرقابلمذاکره تلقی میشد، تسلیم شدند.
595) sleeve
معنی فارسی: آستین
Analysts warned that officials kept a card up their sleeve, withholding information that would have changed the public's assessment.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات برگی در آستین نگه داشتند و اطلاعاتی را که ارزیابی عمومی را تغییر میداد، پنهان کردند.
Officials revealed a policy they had, until then, kept carefully up their sleeve.
ترجمه: مقامات سیاستی را آشکار کردند که تا آن زمان با دقت در آستین نگه داشته بودند.
Historians note the negotiator kept a final concession up his sleeve until the talks' most critical moment.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکننده امتیاز نهایی را تا حساسترین لحظهٔ گفتگوها در آستین نگه داشت.
596) spine
معنی فارسی: ستون فقرات
Analysts warned that the reform lacked the spine genuinely required to confront entrenched institutional interests.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات فاقد ستون فقراتی بود که واقعاً برای رویارویی با منافع نهادی ریشهدار موردنیاز بود.
Officials showed little spine in challenging practices that internal reviews had described as fundamentally inadequate.
ترجمه: مقامات ستون فقرات کمی در به چالش کشیدن شیوههایی که بازبینیهای داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند، نشان دادند.
Historians credit the negotiator's spine, standing firm against pressure that would have broken less resolute colleagues.
ترجمه: مورخان ستون فقرات مذاکرهکننده را میستایند که در برابر فشاری ایستاد که همکاران کمتر مصمم را میشکست.
597) stain
معنی فارسی: لکه
Analysts warned that the scandal left a stain on the institution's reputation that years of reform could not fully remove.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این رسوایی لکهای بر شهرت نهاد گذاشت که سالها اصلاحات نتوانست کاملاً پاکش کند.
Officials struggled to remove the stain that repeated misleading statements had left on public trust.
ترجمه: مقامات برای پاک کردن لکهای که بیانیههای گمراهکنندهٔ مکرر بر اعتماد عمومی گذاشته بود، دشواری داشتند.
Historians note the treaty's harsh terms left a lasting stain on diplomatic relations for generations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند شرایط سخت پیمان لکهای پایدار بر روابط دیپلماتیک برای نسلها گذاشت.
598) strip
معنی فارسی: نوار
Analysts warned that officials had reduced the reform to a thin strip of its originally promised scope.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات این اصلاحات را به نواری نازک از دامنهٔ اصلی وعدهدادهشدهاش تقلیل دادند.
Regulators uncovered a narrow strip of transactions designed specifically to conceal the scheme's true scale.
ترجمه: نهادهای نظارتی نواری باریک از تراکنشها را کشف کردند که مخصوصاً برای پنهان کردن مقیاس واقعی طرح طراحی شده بود.
Historians note the treaty granted a contested strip of territory that later proved a genuine source of prolonged dispute.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان نواری مورد مناقشه از سرزمین اعطا کرد که بعدها منبع واقعی اختلاف طولانی اثبات شد.
599) swear
معنی فارسی: سوگند خوردن
Officials swore the reform would succeed, a confidence internal assessments did not genuinely support.
ترجمه: مقامات سوگند خوردند این اصلاحات موفق خواهد شد، اطمینانی که ارزیابیهای داخلی واقعاً حمایتش نمیکرد.
Analysts warned against taking sworn assurances at face value when underlying indicators suggested otherwise.
ترجمه: تحلیلگران در برابر پذیرفتن اطمینانهای سوگندخورده در ظاهرشان وقتی شاخصهای زیربنایی خلاف آن را نشان میدهند، هشدار دادند.
Historians note negotiators swore to provisions that later proved harder to honor than to sign.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان به بندهایی سوگند خوردند که بعدها حفظشان دشوارتر از امضایشان اثبات شد.
600) swing
معنی فارسی: نوسان کردن
Analysts warned that markets could swing sharply once genuine underlying risks became fully apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها میتوانند بهشدت نوسان کنند به محض کاملاً آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی.
Officials watched public opinion swing dramatically once the scandal's full scope became known.
ترجمه: مقامات شاهد نوسان چشمگیر افکار عمومی به محض آشکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی بودند.
Historians note negotiating positions swung considerably once both sides recognized the cost of continued deadlock.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مواضع مذاکراتی بهطور قابلتوجهی نوسان کرد به محض اینکه هر دو طرف هزینهٔ بنبست مداوم را تشخیص دادند.