Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 12 (Advanced)
221) anticipate
معنی فارسی: پیشبینی کردن
Analysts warned that officials had failed to anticipate risks that internal auditors had raised years earlier.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در پیشبینی ریسکهایی که حسابرسان داخلی سالها پیش مطرح کرده بودند، شکست خورده بودند.
Officials anticipated a smooth transition, a confidence internal assessments did not genuinely support.
ترجمه: مقامات انتقالی روان را پیشبینی کردند، اطمینانی که ارزیابیهای داخلی واقعاً حمایتش نمیکرد.
Historians note negotiators anticipated resistance that proved considerably fiercer than initially expected.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان مقاومتی را پیشبینی کردند که بسیار شدیدتر از انتظار اولیه اثبات شد.
222) barrel
معنی فارسی: بشکه
Analysts warned that officials sat atop a regulatory barrel of unresolved risk that could ignite at any moment.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بر بشکهای نظارتی از ریسک حلنشده نشسته بودند که هر لحظه ممکن بود شعلهور شود.
Officials scraped the bottom of the fiscal barrel to fund programs whose actual costs had proven higher than promised.
ترجمه: مقامات ته بشکهٔ مالی را خراشیدند تا برنامههایی را که هزینههای واقعیشان بالاتر از وعده اثبات شده بود، تأمین مالی کنند.
Historians note negotiators haggled over oil barrel quotas that later proved central to the treaty's economic provisions.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بر سر سهمیههای بشکهٔ نفت چانه زدند که بعدها به بندهای اقتصادی محوری پیمان تبدیل شد.
223) beam
معنی فارسی: تیر (سازه)
Analysts warned that the reform rested on a single structural beam far too weak to support its ambitious claims.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات بر تیر واحدی از سازه استوار بود که بسیار ضعیفتر از پشتیبانی ادعاهای جاهطلبانهاش بود.
Officials described the institution's foundation as a solid beam, though internal reviews suggested otherwise significant weaknesses.
ترجمه: مقامات بنیاد این نهاد را تیری محکم توصیف کردند، هرچند بازبینیهای داخلی ضعفهای قابلتوجه دیگری را نشان میداد.
Historians note a key negotiator served as the central beam holding together a fragile, multi-party agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندهای کلیدی همچون تیر مرکزیای عمل کرد که توافقی شکننده و چندجانبه را کنار هم نگه داشت.
224) casual
معنی فارسی: سهلانگارانه، غیررسمی
Analysts warned against a casual dismissal of warnings that later proved entirely justified.
ترجمه: تحلیلگران در برابر رد کردن سهلانگارانهٔ هشدارهایی که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، هشدار دادند.
Officials treated oversight as a casual formality rather than a genuinely essential function.
ترجمه: مقامات با نظارت همچون تشریفاتی سهلانگارانه بهجای کارکردی واقعاً ضروری رفتار کردند.
Historians note negotiators adopted a deliberately casual tone in private talks to ease tensions that formal sessions had heightened.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان عمداً لحنی سهلانگارانه در گفتگوهای خصوصی اتخاذ کردند تا تنشهایی را که جلسات رسمی تشدید کرده بود، تسکین دهند.
225) caution
معنی فارسی: احتیاط
Analysts urged caution against reassuring statements that internal assessments described in far more troubling terms.
ترجمه: تحلیلگران احتیاط را در برابر بیانیههای اطمینانبخشی که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار نگرانکنندهتری توصیف میکرد، توصیه کردند.
Officials abandoned caution once political pressure made rapid, poorly considered action seem the only viable option.
ترجمه: مقامات احتیاط را کنار گذاشتند به محض اینکه فشار سیاسی اقدام سریع و ناکافیسنجیده را تنها گزینهٔ قابلاجرا جلوه داد.
Historians note negotiators proceeded with considerable caution, wary of provoking a collapse that had derailed earlier talks.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان با احتیاط قابلتوجهی پیش رفتند، محتاط از برانگیختن فروپاشیای که گفتگوهای پیشین را از مسیر خارج کرده بود.
226) contrary
معنی فارسی: برخلاف، متضاد
Analysts warned that evidence ran contrary to reassuring statements officials had repeatedly issued.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شواهد برخلاف بیانیههای اطمینانبخشی بود که مقامات بارها صادر کرده بودند.
Officials insisted the economy remained stable, contrary to internal assessments that described considerably graver risks.
ترجمه: مقامات اصرار داشتند اقتصاد پایدار باقی مانده، برخلاف ارزیابیهای داخلی که ریسکهای بسیار جدیتری را توصیف میکرد.
Historians note the treaty's actual effects ran contrary to what negotiators had confidently predicted at its signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند آثار واقعی پیمان برخلاف آنچه مذاکرهکنندگان در زمان امضایش با اطمینان پیشبینی کرده بودند، بود.
227) deliberate
معنی فارسی: عمدی
Analysts warned that officials had made a deliberate choice to downplay risks internal assessments had extensively documented.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات انتخابی عمدی برای کماهمیت جلوه دادن ریسکهایی که ارزیابیهای داخلی بهطور گسترده مستند کرده بود، انجام دادند.
Regulators concluded that executives had deliberately concealed losses from shareholders and auditors alike.
ترجمه: نهادهای نظارتی نتیجه گرفتند مدیران اجرایی عمداً زیانها را از سهامداران و حسابرسان پنهان کرده بودند.
Historians note negotiators made a deliberate decision to leave certain provisions vague, deferring harder questions to later.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان تصمیمی عمدی گرفتند برخی بندها را مبهم رها کنند و سؤالات دشوارتر را به بعد موکول کنند.
228) dissolve
معنی فارسی: حل شدن، منحل شدن
Analysts warned that reassuring confidence would dissolve quickly once genuine underlying risks became fully apparent.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اعتماد اطمینانبخش به محض کاملاً آشکار شدن ریسکهای واقعی زیربنایی سریع حل خواهد شد.
Officials watched public trust dissolve once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات شاهد حل شدن اعتماد عمومی بودند به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابلانکار نبود.
Historians note the fragile coalition dissolved within a single generation of the treaty's signing.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند ائتلاف شکننده ظرف یک نسل واحد پس از امضای پیمان حل شد.
229) explode
معنی فارسی: منفجر شدن
Analysts warned that accumulated risks would eventually explode into a crisis officials had persistently underestimated.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسکهای انباشتهشده سرانجام به بحرانی خواهد ترکید که مقامات پیوسته دستکم گرفته بودند.
Officials watched public anger explode once the scandal's full scope became impossible to continue denying.
ترجمه: مقامات شاهد ترکیدن خشم عمومی بودند به محض اینکه دامنهٔ کامل رسوایی دیگر قابلانکار نبود.
Historians note tensions finally exploded into open conflict despite the treaty's confident, celebratory language.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تنشها سرانجام با وجود زبان مطمئن و جشنگونهٔ پیمان به درگیری آشکار ترکید.
230) fasten
معنی فارسی: بستن، محکم کردن
Analysts warned that officials had fastened their reputation to a reform whose foundations proved considerably shakier than promised.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات شهرت خود را به اصلاحاتی بسته بودند که بنیادهایش بسیار لرزانتر از وعده اثبات شد.
Officials fastened blame on external factors rather than acknowledging genuine domestic policy failures.
ترجمه: مقامات تقصیر را به عوامل خارجی بستند بهجای پذیرش شکستهای واقعی سیاست داخلی.
Historians note negotiators fastened the treaty's provisions with language deliberately vague enough to satisfy both delegations.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بندهای پیمان را با زبانی عمداً مبهم بستند تا هر دو هیئت را راضی کند.
231) germ
معنی فارسی: میکروب
Analysts warned that a germ of doubt about reassuring figures should have prompted deeper scrutiny.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند میکروبی از شک دربارهٔ ارقام اطمینانبخش میبایست بررسی عمیقتری را برمیانگیخت.
Officials dismissed the germ of a scandal that later evidence would substantially confirm.
ترجمه: مقامات میکروب یک رسوایی را که شواهد بعدی بهطور قابلتوجهی تأیید کرد، رد کردند.
Historians note a small germ of an idea, first raised informally, eventually grew into the treaty's central framework.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند میکروب کوچکی از یک ایده، که ابتدا غیررسمی مطرح شد، سرانجام به چارچوب محوری پیمان تبدیل شد.
232) kit
معنی فارسی: کیت، مجموعه ابزار
Analysts warned that officials lacked even a basic kit of tools genuinely necessary for effective oversight.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات حتی کیتی ابتدایی از ابزارهای واقعاً ضروری برای نظارت مؤثر نداشتند.
Officials assembled a reform kit whose actual components proved considerably weaker than advertised.
ترجمه: مقامات کیتی از اصلاحات را جمعآوری کردند که اجزای واقعیاش بسیار ضعیفتر از تبلیغات اثبات شد.
Historians note negotiators arrived with a kit of proposals that bore little resemblance to the final agreement.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان با کیتی از پیشنهادها آمدند که شباهت اندکی به توافق نهایی داشت.
233) puff
معنی فارسی: پک، دود کوچک
Analysts warned that reassuring statements were little more than a puff of rhetoric with no genuine substance behind them.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیههای اطمینانبخش چیزی بیش از پکی از لفاظی بدون جوهر واقعی پشتش نبود.
Officials issued a puff piece celebrating results that internal assessments described in far more modest terms.
ترجمه: مقامات مقالهای تبلیغاتی منتشر کردند که نتایجی را جشن میگرفت که ارزیابیهای داخلی با اصطلاحات بسیار متواضعتری توصیف میکرد.
Historians note the treaty's ceremonial language amounted, in places, to little more than diplomatic puff.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند زبان تشریفاتی پیمان در جاهایی چیزی بیش از پکی دیپلماتیک نبود.
234) rag
معنی فارسی: دستمال کهنه
Analysts described certain reassuring statistics as a rag used to wipe away genuinely troubling evidence.
ترجمه: تحلیلگران برخی آمار اطمینانبخش را دستمالی توصیف کردند که برای پاک کردن شواهد واقعاً نگرانکننده استفاده میشد.
Officials dismissed critical reporting as sensationalist rag journalism rather than engaging with its substance.
ترجمه: مقامات گزارشگری انتقادی را روزنامهنگاری هیجانی و ارزان رد کردند بهجای درگیر شدن با محتوایش.
Historians note a torn rag found among the archives offered an unexpected clue about the treaty's disputed origins.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند دستمال پارهای که در آرشیوها یافت شد، سرنخی غیرمنتظره دربارهٔ خاستگاه مورد مناقشهٔ پیمان ارائه داد.
235) scatter
معنی فارسی: پراکنده کردن
Analysts warned that officials had scattered responsibility across agencies specifically to avoid genuine accountability.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات مسئولیت را در میان آژانسها مخصوصاً برای اجتناب از پاسخگویی واقعی پراکنده کرده بودند.
Officials scattered blame among subordinates rather than acknowledging decisions made at the highest levels.
ترجمه: مقامات تقصیر را میان زیردستان پراکنده کردند بهجای پذیرش تصمیماتی که در بالاترین سطوح گرفته شده بود.
Historians note negotiators scattered concessions throughout the text, making the treaty's true balance difficult to assess.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان امتیازات را در سراسر متن پراکنده کردند و ارزیابی توازن واقعی پیمان را دشوار کردند.
236) scent
معنی فارسی: بو
Analysts warned that officials caught the scent of scandal too late to prevent considerable damage.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بوی رسوایی را بسیار دیر برای جلوگیری از آسیب قابلتوجه حس کردند.
Regulators picked up the scent of fraud that internal documents had extensively documented for years.
ترجمه: نهادهای نظارتی بوی کلاهبرداریای را حس کردند که اسناد داخلی سالها بهطور گسترده مستند کرده بود.
Historians note negotiators detected the scent of compromise long before either delegation publicly acknowledged it.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان بوی سازش را مدتها پیش از آنکه هر دو هیئت علناً آن را تصدیق کنند، تشخیص دادند.
237) steel
معنی فارسی: فولاد
Analysts warned that reform required a will of steel that officials, under pressure, repeatedly failed to display.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات به ارادهٔ فولادینی نیاز داشت که مقامات تحت فشار پیوسته نتوانستند نشان دهند.
Officials showed little steel in confronting practices that internal reviews had described as fundamentally inadequate.
ترجمه: مقامات فولاد اندکی در رویارویی با شیوههایی که بازبینیهای داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند، نشان دادند.
Historians credit the negotiator's nerves of steel for holding the fragile agreement together under considerable pressure.
ترجمه: مورخان اعصاب فولادین مذاکرهکننده را مسئول حفظ توافق شکننده تحت فشار قابلتوجه میدانند.
238) swift
معنی فارسی: سریع
Analysts warned that a swift response was needed once evidence made continued denial genuinely untenable.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند پاسخی سریع به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابلدفاع کرد، موردنیاز بود.
Officials promised swift action that critics argued was designed more to reassure than to genuinely resolve the crisis.
ترجمه: مقامات اقدامی سریع وعده دادند که منتقدان استدلال کردند بیشتر برای اطمینانبخشی طراحی شده تا حل واقعی بحران.
Historians note the treaty's swift ratification surprised negotiators who had expected months of further debate.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند تصویب سریع پیمان مذاکرهکنندگانی را که انتظار ماهها بحث بیشتر داشتند، شگفتزده کرد.
239) toss
معنی فارسی: پرتاب کردن، کنار انداختن
Analysts warned that officials had tossed aside warnings that internal auditors had raised years earlier.
ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات هشدارهایی را که حسابرسان داخلی سالها پیش مطرح کرده بودند، کنار انداخته بودند.
Officials tossed responsibility back and forth rather than genuinely addressing the crisis's underlying causes.
ترجمه: مقامات مسئولیت را به یکدیگر پاس دادند بهجای پرداختن واقعی به علل زیربنایی بحران.
Historians note negotiators tossed several draft proposals before settling on the treaty's final, considerably narrower language.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند مذاکرهکنندگان چندین پیشنویس پیشنهاد را کنار انداختند پیش از استقرار بر زبان نهایی و بسیار محدودتر پیمان.
240) triumph
معنی فارسی: پیروزی
Analysts warned against declaring triumph before the reform's genuine, lasting effects were fully known.
ترجمه: تحلیلگران در برابر اعلام پیروزی پیش از شناخته شدن کامل آثار واقعی و پایدار اصلاحات، هشدار دادند.
Officials claimed triumph for a recovery that internal assessments attributed largely to factors beyond their control.
ترجمه: مقامات ادعای پیروزی برای بهبودی کردند که ارزیابیهای داخلی عمدتاً به عواملی فراتر از کنترلشان نسبت میداد.
Historians note the treaty was celebrated as a diplomatic triumph whose more complicated legacy later scholarship considerably tempered.
ترجمه: مورخان اشاره میکنند پیمان بهعنوان پیروزی دیپلماتیکی جشن گرفته شد که میراث پیچیدهترش بعدها پژوهشهای بعدی بهطور قابلتوجهی تعدیلش کرد.