~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 19 (Advanced)

361) bench

معنی فارسی: نیمکت

Analysts warned that officials on the regulatory bench had grown too comfortable with the institutions they were meant to oversee.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات روی نیمکت نظارتی بیش‌ازحد با نهادهایی که قرار بود بر آن‌ها نظارت کنند، راحت شده بودند.

Officials sat on the sidelines like a bench player, unwilling to take the risks genuine reform required.

ترجمه: مقامات همچون بازیکنی روی نیمکت در حاشیه نشستند، بی‌میل به پذیرش ریسک‌هایی که اصلاحات واقعی می‌طلبید.

Historians note the negotiator once sat quietly on a park bench sketching out the compromise that later defined the treaty.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده زمانی آرام روی نیمکتی در پارک نشست و سازشی را طراحی کرد که بعدها پیمان را تعریف کرد.


362) daisy

معنی فارسی: گل مینا

Analysts warned against a daisy-chain of reassurances, each depending on the next remaining unquestioned.

ترجمه: تحلیلگران در برابر زنجیره‌ای از اطمینان‌ها که هر یک به بعدی بدون زیر سؤال رفتن وابسته بود، هشدار دادند.

Officials described the reform as fresh as a daisy, a characterization internal assessments would later substantially question.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را تازه همچون گل مینا توصیف کردند، توصیفی که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی زیر سؤال بردند.

Historians note negotiators exchanged a small daisy as a private joke that eased tensions during a particularly difficult session.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان گل مینای کوچکی را به‌عنوان شوخی خصوصی رد و بدل کردند که تنش‌ها را در جلسه‌ای دشوار تسکین داد.


363) dispute

معنی فارسی: اختلاف

Analysts warned that officials treated a genuinely serious dispute as a minor disagreement easily resolved with reassurance.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با اختلافی واقعاً جدی همچون اختلاف‌نظری جزئی که به‌راحتی با اطمینان حل می‌شود، رفتار کردند.

Officials downplayed a dispute that internal documents would later reveal as considerably more consequential than acknowledged.

ترجمه: مقامات اختلافی را کم‌اهمیت جلوه دادند که اسناد داخلی بعدها آشکار کرد بسیار بااهمیت‌تر از پذیرفته‌شده بود.

Historians note the treaty settled some disputes while leaving others to fester for generations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان برخی اختلافات را حل کرد در حالی که دیگران را برای نسل‌ها رها کرد تا چرک کنند.


364) empty

معنی فارسی: خالی

Analysts warned that reassuring statements were empty of the genuine substance the crisis actually required.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش از جوهر واقعی‌ای که بحران واقعاً می‌طلبید، خالی بود.

Officials made empty promises that internal assessments described in far more modest terms than announced.

ترجمه: مقامات وعده‌های خالی‌ای دادند که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار متواضع‌تری از اعلام‌شده توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty's grand language concealed provisions that proved, in practice, largely empty.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان بزرگ پیمان بندهایی را پنهان کرد که در عمل عمدتاً خالی از محتوا اثبات شد.


365) horror

معنی فارسی: وحشت

Analysts described public reaction to the scandal as horror once its full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: تحلیلگران واکنش عمومی به رسوایی را به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کاملش، وحشت توصیف کردند.

Officials watched with horror as evidence directly contradicted the reassuring statements they had repeatedly offered.

ترجمه: مقامات با وحشت شاهد شواهدی بودند که مستقیماً با بیانیه‌های اطمینان‌بخشی که بارها ارائه داده بودند، در تضاد بود.

Historians note the treaty's harshest terms were met with horror by contemporaries who considered them genuinely excessive.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سخت‌ترین شرایط پیمان با وحشت هم‌عصرانی روبه‌رو شد که آن‌ها را واقعاً افراطی می‌دانستند.


366) incident

معنی فارسی: حادثه

Analysts warned that officials had dismissed a serious incident as a minor, isolated occurrence.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات حادثه‌ای جدی را رخدادی جزئی و منزوی رد کرده بودند.

Officials described the scandal as an isolated incident, though internal documents suggested a considerably broader pattern.

ترجمه: مقامات رسوایی را حادثه‌ای منزوی توصیف کردند، هرچند اسناد داخلی الگویی به‌مراتب گسترده‌تر را نشان می‌داد.

Historians note a minor border incident escalated into negotiations that ultimately produced the treaty's core provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند حادثه‌ای مرزی جزئی به مذاکراتی تشدید شد که سرانجام بندهای هستهٔ پیمان را تولید کرد.


367) mist

معنی فارسی: مه

Analysts warned that reassuring rhetoric wrapped the crisis in a mist that obscured its genuine underlying severity.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش بحران را در مه‌ای پیچید که شدت واقعی زیربنایی‌اش را پنهان می‌کرد.

Officials spoke through a mist of vague language that critics argued deliberately avoided concrete commitments.

ترجمه: مقامات از طریق مهی از زبان مبهم صحبت کردند که منتقدان استدلال کردند عمداً از تعهدات مشخص اجتناب می‌کرد.

Historians note negotiators worked through a mist of mutual distrust that took months to genuinely dissipate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از میان مه بی‌اعتمادی متقابل کار کردند که ماه‌ها طول کشید تا واقعاً از میان برود.


368) object

معنی فارسی: اعتراض کردن

Analysts warned that officials had failed to object to practices internal reviews had described as fundamentally inadequate.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در اعتراض به شیوه‌هایی که بازبینی‌های داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند، شکست خوردند.

Officials objected to criticism they later privately acknowledged had been entirely justified.

ترجمه: مقامات به انتقادی اعتراض کردند که بعدها خصوصی پذیرفتند کاملاً موجه بوده است.

Historians note a single delegate's persistent objection nearly derailed negotiations that had, until then, proceeded smoothly.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اعتراض پیوستهٔ یک نماینده تقریباً مذاکراتی را که تا آن زمان روان پیش رفته بود، از مسیر خارج کرد.


369) orphan

معنی فارسی: یتیم

Analysts described the reform as an orphan policy, abandoned by officials once political costs became apparent.

ترجمه: تحلیلگران این اصلاحات را سیاستی یتیم توصیف کردند که مقامات به محض آشکار شدن هزینه‌های سیاسی، رهایش کردند.

Officials left the program an orphan, without the funding genuinely required for its continued operation.

ترجمه: مقامات برنامه را یتیم رها کردند، بدون بودجه‌ای که واقعاً برای ادامهٔ عملیاتش موردنیاز بود.

Historians note the treaty's more ambitious provisions became orphans, never pursued once the initial enthusiasm faded.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند جاه‌طلبانه‌ترین بندهای پیمان یتیم شدند و هرگز دنبال نشدند به محض کاهش شور اولیه.


370) plot

معنی فارسی: نقشه کشیدن

Analysts warned that officials had plotted reassuring statistics rather than confronting genuinely troubling underlying data.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات آمار اطمینان‌بخش را طراحی کرده بودند به‌جای رویارویی با داده‌های زیربنایی واقعاً نگران‌کننده.

Regulators discovered executives had plotted transactions specifically designed to conceal losses from shareholders and auditors alike.

ترجمه: نهادهای نظارتی دریافتند مدیران اجرایی تراکنش‌هایی را مخصوصاً برای پنهان کردن زیان‌ها از سهامداران و حسابرسان طراحی کرده بودند.

Historians note negotiators plotted a gradual path toward compromise, wary of provoking domestic backlash with sudden concessions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان مسیری تدریجی به سمت سازش طراحی کردند، محتاط از برانگیختن واکنش داخلی با امتیازات ناگهانی.


371) pregnant

معنی فارسی: باردار، سرشار (استعاره)

Analysts warned that the moment was pregnant with risks that officials had persistently downplayed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لحظه سرشار از ریسک‌هایی بود که مقامات پیوسته کم‌اهمیت جلوه داده بودند.

Officials described the negotiations as pregnant with possibility, though critics argued genuine progress remained elusive.

ترجمه: مقامات مذاکرات را سرشار از امکان توصیف کردند، هرچند منتقدان استدلال کردند پیشرفت واقعی همچنان دور از دسترس باقی مانده بود.

Historians note the treaty's signing was a moment pregnant with both hope and the seeds of future conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان لحظه‌ای سرشار از هم امید و هم بذرهای درگیری آینده بود.


372) rage

معنی فارسی: خشم

Analysts warned that reassuring statements would only fuel rage among investors who felt genuinely deceived.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش تنها خشمی را در میان سرمایه‌گذارانی که واقعاً احساس فریب می‌کردند، دامن خواهد زد.

Officials faced public rage once the scandal's full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات با خشم عمومی به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی روبه‌رو شدند.

Historians note the treaty's harsh terms provoked rage that later conflicts would directly exploit.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان خشمی برانگیخت که درگیری‌های بعدی مستقیماً از آن بهره‌برداری کردند.


373) revenge

معنی فارسی: انتقام

Analysts warned that officials pursued policy as revenge against critics rather than genuine reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سیاست را همچون انتقام از منتقدان به‌جای اصلاحات واقعی دنبال کردند.

Officials sought revenge against whistleblowers rather than addressing the concerns those whistleblowers had raised.

ترجمه: مقامات به‌دنبال انتقام از افشاگران بودند به‌جای پرداختن به نگرانی‌هایی که آن افشاگران مطرح کرده بودند.

Historians note the treaty's punitive terms were, for some negotiators, a form of revenge that fueled decades of resentment.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط تنبیهی پیمان برای برخی مذاکره‌کنندگان نوعی انتقام بود که دهه‌ها کینه را دامن زد.


374) shame

معنی فارسی: شرم

Analysts warned that officials should have felt shame over dismissing warnings that later proved entirely justified.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات می‌بایست از رد کردن هشدارهایی که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، شرم می‌کردند.

Officials expressed public shame once evidence made continued denial of the scandal genuinely untenable.

ترجمه: مقامات شرم عمومی ابراز کردند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار رسوایی را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد.

Historians note the treaty imposed a shame on the defeated nation that fueled decades of resentment.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان شرمی بر ملت شکست‌خورده تحمیل کرد که دهه‌ها کینه را دامن زد.


375) sigh

معنی فارسی: آه کشیدن

Analysts sighed at reassuring statements that directly contradicted evidence they had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران از بیانیه‌های اطمینان‌بخشی که مستقیماً با شواهدی که به‌طور گسترده مستند کرده بودند، در تضاد بود، آه کشیدند.

Officials sighed with relief once the crisis's worst-case scenario failed to fully materialize.

ترجمه: مقامات آهی از آسودگی کشیدند به محض اینکه بدترین سناریوی بحران کاملاً تحقق نیافت.

Historians note negotiators sighed collectively when an agreement few believed achievable finally emerged.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان جمعی آه کشیدند وقتی توافقی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، سرانجام پدید آمد.


376) sneak

معنی فارسی: مخفیانه وارد شدن

Analysts warned that officials had allowed risky provisions to sneak into legislation without genuine public scrutiny.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات اجازه داده بودند بندهای پرریسک بدون بررسی عمومی واقعی، مخفیانه وارد قانون شوند.

Officials sneaked damaging details into public view gradually, rather than disclosing them all at once.

ترجمه: مقامات اجازه دادند جزئیات آسیب‌زا به‌تدریج مخفیانه وارد دید عموم شود به‌جای افشای همهٔ آن‌ها یکجا.

Historians note negotiators sneaked concessions past domestic critics who would have opposed them if fully understood.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان امتیازاتی را مخفیانه از منتقدان داخلی که در صورت درک کامل مخالفت می‌کردند، عبور دادند.


377) spare

معنی فارسی: صرفه‌جویی کردن، معاف کردن

Analysts warned that officials could not spare the resources genuinely required for effective oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات نمی‌توانستند منابعی را که واقعاً برای نظارت مؤثر موردنیاز بود، صرفه‌جویی کنند.

Officials spared certain executives from scrutiny that smaller, less influential figures regularly faced.

ترجمه: مقامات برخی مدیران اجرایی را از بررسی‌ای که چهره‌های کوچک‌تر و کم‌نفوذتر به‌طور منظم با آن روبه‌رو بودند، معاف کردند.

Historians note the treaty spared the defeated nation's leadership from consequences later tribunals would judge far more severely.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان رهبری ملت شکست‌خورده را از پیامدهایی که دادگاه‌های بعدی بسیار شدیدتر قضاوت خواهند کرد، معاف کرد.


378) stem

معنی فارسی: مهار کردن، ساقه

Analysts warned that reassuring statements did little to stem the flood of criticism that followed the scandal.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش کمکی به مهار سیل انتقادی که پس از رسوایی آمد، نکرد.

Officials struggled to stem public anger once the scandal's full scope became impossible to continue denying.

ترجمه: مقامات برای مهار خشم عمومی به محض غیرقابل‌انکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی، دشواری داشتند.

Historians note the treaty failed to stem tensions that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نتوانست تنش‌هایی را که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد، مهار کند.


379) supper

معنی فارسی: شام

Analysts joked that officials treated crisis meetings like a leisurely supper rather than an urgent response.

ترجمه: تحلیلگران شوخی کردند مقامات با جلسات بحران همچون شام آرامی به‌جای پاسخی فوری رفتار کردند.

Officials discussed the reform informally over supper, a setting that eased tensions formal sessions had heightened.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را غیررسمی در حین شام بحث کردند، فضایی که تنش‌هایی را که جلسات رسمی تشدید کرده بود، تسکین داد.

Historians note key concessions were settled over a quiet supper rather than in the formal negotiating chamber.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امتیازات کلیدی در حین شامی آرام به‌جای اتاق رسمی مذاکره، تعیین شد.


380) tender

معنی فارسی: حساس، ظریف

Analysts warned that officials handled a tender political situation with a bluntness that made the crisis considerably worse.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات با موقعیت سیاسی حساسی با صراحتی برخورد کردند که بحران را به‌طور قابل‌توجهی بدتر کرد.

Officials navigated tender negotiations between factions whose demands proved fundamentally incompatible.

ترجمه: مقامات مذاکرات حساسی را میان جناح‌هایی که خواسته‌هایشان اساساً ناسازگار اثبات شد، هدایت کردند.

Historians note the treaty addressed a tender subject that negotiators approached with considerable, deliberate care.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به موضوعی حساس پرداخت که مذاکره‌کنندگان با دقت و احتیاط قابل‌توجهی به آن نزدیک شدند.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط