~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 22 (Advanced)

421) accommodate

معنی فارسی: جای دادن

Analysts warned that reforms failed to accommodate risks that internal assessments had extensively documented for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات در جای دادن ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود، شکست خورد.

Officials struggled to accommodate demands from factions whose interests proved fundamentally incompatible.

ترجمه: مقامات برای جای دادن خواسته‌های جناح‌هایی که منافعشان اساساً ناسازگار اثبات شد، دشواری داشتند.

Historians note the treaty accommodated competing claims in ways that later generations found genuinely difficult to sustain.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان ادعاهای رقیب را به شیوه‌هایی جای داد که نسل‌های بعدی حفظش را واقعاً دشوار یافتند.


422) circus

معنی فارسی: سیرک

Analysts described the hearing as a political circus rather than a genuine effort to establish accountability.

ترجمه: تحلیلگران این جلسهٔ استماع را سیرکی سیاسی به‌جای تلاشی واقعی برای ایجاد پاسخگویی توصیف کردند.

Officials turned the investigation into a circus of blame-shifting rather than substantive inquiry.

ترجمه: مقامات تحقیقات را به سیرکی از تقصیرافکنی به‌جای بررسی اساسی تبدیل کردند.

Historians note the negotiations occasionally resembled a diplomatic circus, with theatrical gestures overshadowing genuine substance.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات گاهی شبیه سیرکی دیپلماتیک بود، با ژست‌های نمایشی که بر جوهر واقعی سایه می‌انداخت.


423) coincide

معنی فارسی: همزمان شدن

Analysts warned that the reform's announcement happened to coincide with evidence that directly contradicted its claims.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اعلام این اصلاحات تصادفاً با شواهدی که مستقیماً با ادعاهایش در تضاد بود، همزمان شد.

Officials noted that public criticism coincided with internal reports the government had kept confidential for years.

ترجمه: مقامات اشاره کردند انتقاد عمومی با گزارش‌های داخلی‌ای همزمان شد که دولت سال‌ها محرمانه نگه داشته بود.

Historians note the treaty's signing coincided with events that would soon test its fragile provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان با رویدادهایی همزمان شد که به‌زودی بندهای شکننده‌اش را می‌آزمود.


424) commission

معنی فارسی: سفارش دادن

Analysts warned that officials had commissioned a report designed to reach reassuring, predetermined conclusions.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات گزارشی را سفارش داده بودند که برای رسیدن به نتیجه‌گیری‌های اطمینان‌بخش و از پیش تعیین‌شده طراحی شده بود.

Officials commissioned an independent review only after mounting pressure made continued inaction politically untenable.

ترجمه: مقامات بازبینی مستقلی را تنها پس از آنکه فشار روبه‌رشد بی‌عملی سیاسی مداوم را غیرقابل‌دفاع کرد، سفارش دادند.

Historians note negotiators commissioned experts whose findings later proved genuinely influential in shaping the treaty's provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان کارشناسانی را سفارش دادند که یافته‌هایشان بعدها واقعاً در شکل‌دهی بندهای پیمان تأثیرگذار اثبات شد.


425) dose

معنی فارسی: دوز، مقدار

Analysts warned that officials had administered only a modest dose of reform to a crisis requiring far more substantial treatment.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها دوز متواضعی از اصلاحات را به بحرانی که به درمانی به‌مراتب اساسی‌تر نیاز داشت، تجویز کرده بودند.

Officials offered the public a dose of reassurance that internal assessments described in far more troubling terms.

ترجمه: مقامات به عموم دوزی از اطمینان‌بخشی ارائه دادند که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار نگران‌کننده‌تری توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty applied a dose of compromise insufficient to resolve tensions that would resurface within a generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان دوزی از سازش را اعمال کرد که برای حل تنش‌هایی که ظرف یک نسل دوباره سر برخواهد آورد، ناکافی بود.


426) dye

معنی فارسی: رنگ‌آمیزی کردن

Analysts warned that reassuring rhetoric merely dyed over problems that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش صرفاً مشکلاتی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، رنگ‌آمیزی کرد.

Officials attempted to dye the crisis in a favorable light rather than genuinely confronting its underlying causes.

ترجمه: مقامات تلاش کردند بحران را به رنگی مطلوب رنگ‌آمیزی کنند به‌جای رویارویی واقعی با علل زیربنایی‌اش.

Historians note the treaty's celebratory language dyed a far messier reality that later scholarship uncovered.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان جشن‌گونهٔ پیمان واقعیتی به‌مراتب آشفته‌تر را رنگ‌آمیزی کرد که پژوهش‌های بعدی آشکار کردند.


427) extent

معنی فارسی: دامنه، حد

Analysts warned that officials had misrepresented the extent of risks internal assessments had documented for years.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دامنهٔ ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی سال‌ها مستند کرده بود، اشتباه بازنمایی کرده بودند.

Officials underestimated the extent to which the policy would affect communities already struggling economically.

ترجمه: مقامات دامنه‌ای را که این سیاست بر جوامعی که پیش‌تر دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت، دست‌کم گرفتند.

Historians note the treaty addressed only part of the extent of grievances that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تنها بخشی از دامنهٔ شکایاتی را که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد، پرداخت.


428) gender

معنی فارسی: جنسیت

Analysts warned that reforms affecting gender equality received considerably less attention than measures benefiting other priorities.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که به برابری جنسیتی می‌پرداخت، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که اولویت‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می‌داد، دریافت کرد.

Officials underestimated the gender dimensions of a policy that affected men and women in genuinely different ways.

ترجمه: مقامات ابعاد جنسیتی سیاستی را که مردان و زنان را به شیوه‌هایی واقعاً متفاوت تحت تأثیر قرار می‌داد، دست‌کم گرفتند.

Historians note gender roles negotiators inherited shaped the treaty's provisions in ways rarely acknowledged in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند نقش‌های جنسیتی‌ای که مذاکره‌کنندگان به ارث بردند، بندهای پیمان را به شیوه‌هایی شکل داد که به‌ندرت در روایت‌های رسمی تصدیق می‌شود.


429) headline

معنی فارسی: سرتیتر

Analysts warned that reassuring headlines concealed a far more troubling underlying reality.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سرتیترهای اطمینان‌بخش واقعیتی زیربنایی به‌مراتب نگران‌کننده‌تر را پنهان می‌کرد.

Officials focused on managing headlines rather than genuinely addressing the crisis's underlying causes.

ترجمه: مقامات بر مدیریت سرتیترها به‌جای پرداختن واقعی به علل زیربنایی بحران تمرکز کردند.

Historians note the treaty's signing generated headlines celebrating peace that later events would substantially complicate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان سرتیترهایی تولید کرد که صلحی را جشن می‌گرفت که رویدادهای بعدی به‌طور قابل‌توجهی پیچیده‌اش کرد.


430) informal

معنی فارسی: غیررسمی

Analysts warned that informal arrangements often escape the scrutiny genuine oversight requires.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ترتیبات غیررسمی اغلب از بررسی‌ای که نظارت واقعی می‌طلبد، می‌گریزند.

Officials conducted informal discussions that critics argued avoided the accountability formal proceedings would have required.

ترجمه: مقامات گفتگوهای غیررسمی‌ای انجام دادند که منتقدان استدلال کردند از پاسخگویی‌ای که رویه‌های رسمی می‌طلبید، اجتناب می‌کرد.

Historians note key concessions were settled through informal channels rather than the formal negotiating chamber.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امتیازات کلیدی از طریق کانال‌های غیررسمی به‌جای اتاق رسمی مذاکره، تعیین شد.


431) inquire

معنی فارسی: جویا شدن

Analysts inquired why officials had dismissed warnings that later proved entirely justified.

ترجمه: تحلیلگران جویا شدند چرا مقامات هشدارهایی را که بعدها کاملاً موجه اثبات شد، رد کرده بودند.

Regulators inquired into practices that internal reviews had described as fundamentally inadequate for years.

ترجمه: نهادهای نظارتی دربارهٔ شیوه‌هایی جویا شدند که بازبینی‌های داخلی سال‌ها اساساً ناکافی توصیف کرده بودند.

Historians note a persistent journalist's decision to inquire further uncovered details official accounts had long concealed.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تصمیم خبرنگاری پیگیر برای جویا شدن بیشتر، جزئیاتی را آشکار کرد که روایت‌های رسمی مدت‌ها پنهان کرده بودند.


432) messenger

معنی فارسی: پیام‌آور

Analysts warned against shooting the messenger rather than addressing the substance of warnings that later proved justified.

ترجمه: تحلیلگران در برابر سرزنش پیام‌آور به‌جای پرداختن به جوهر هشدارهایی که بعدها موجه اثبات شد، هشدار دادند.

Officials treated whistleblowers as messengers to be silenced rather than sources of genuinely valuable insight.

ترجمه: مقامات با افشاگران همچون پیام‌آورانی که باید ساکت شوند به‌جای منابع واقعاً ارزشمند بینش، رفتار کردند.

Historians note a trusted messenger carried secret proposals between delegations before formal negotiations even began.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیام‌آوری مورد اعتماد پیشنهادهای مخفی را میان هیئت‌ها پیش از آغاز حتی مذاکرات رسمی حمل کرد.


433) peer

معنی فارسی: نگاه دقیق کردن

Analysts warned that officials had failed to peer beyond reassuring headline figures into genuinely troubling underlying data.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در نگاه دقیق فراتر از ارقام سرتیتر اطمینان‌بخش به داده‌های زیربنایی واقعاً نگران‌کننده، شکست خورده بودند.

Regulators peered into practices that internal documents had extensively documented but never publicly disclosed.

ترجمه: نهادهای نظارتی به شیوه‌هایی نگاه دقیق کردند که اسناد داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود اما هرگز علناً افشا نکرده بود.

Historians note negotiators peered cautiously across a diplomatic divide that had, until then, seemed genuinely unbridgeable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان محتاطانه از شکافی دیپلماتیک نگاه کردند که تا آن زمان واقعاً غیرقابل‌پل‌زدن به نظر می‌رسید.


434) portrait

معنی فارسی: تصویر، پرتره

Analysts warned that officials painted a reassuring portrait of an economy internal assessments described far more critically.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تصویری اطمینان‌بخش از اقتصادی نقاشی کردند که ارزیابی‌های داخلی بسیار انتقادی‌تر توصیف می‌کرد.

Officials offered a portrait of reform that later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات تصویری از اصلاحات ارائه دادند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note the treaty's celebratory portrait of lasting peace concealed compromises considerably messier than its polished presentation suggested.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تصویر جشن‌گونهٔ پیمان از صلحی پایدار سازش‌هایی به‌مراتب آشفته‌تر از آنچه ارائهٔ پرداخته‌شده‌اش نشان می‌داد، پنهان کرد.


435) pose

معنی فارسی: ژست گرفتن، جا زدن

Analysts warned that reassuring statements posed as genuine reform without addressing the crisis's underlying causes.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش خود را همچون اصلاحات واقعی جا زدند بدون پرداختن به علل زیربنایی بحران.

Officials posed as reformers while privately preserving practices critics found genuinely objectionable.

ترجمه: مقامات خود را همچون اصلاح‌گرانی جا زدند در حالی که خصوصی شیوه‌هایی را که منتقدان واقعاً اعتراض‌آمیز می‌یافتند، حفظ کردند.

Historians note negotiators posed for photographs celebrating an agreement whose complicated legacy later scholarship considerably tempered.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان برای عکس‌هایی ژست گرفتند که توافقی را جشن می‌گرفت که میراث پیچیده‌ترش بعدها پژوهش‌های بعدی به‌طور قابل‌توجهی تعدیلش کرد.


436) ranch

معنی فارسی: مزرعهٔ دامداری

Analysts warned that reforms affecting ranch owners received considerably less attention than measures benefiting major industries.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که صاحبان مزرعه را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به صنایع بزرگ سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect ranch operations already struggling with rising costs.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر عملیات مزرعه‌ای که پیش‌تر با افزایش هزینه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note a remote ranch served as an unlikely venue for negotiations that later produced the treaty's core provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مزرعه‌ای دورافتاده مکانی غیرمنتظره برای مذاکراتی شد که بعدها بندهای هستهٔ پیمان را تولید کرد.


437) steer

معنی فارسی: هدایت کردن

Analysts warned that officials steered public attention away from risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات توجه عمومی را از ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، منحرف کردند.

Officials steered the investigation toward conclusions that internal assessments would later substantially contradict.

ترجمه: مقامات تحقیقات را به سمت نتیجه‌گیری‌هایی هدایت کردند که ارزیابی‌های داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی با آن در تضاد بود.

Historians credit the negotiator's skill in steering competing demands toward the agreement's eventual, unlikely success.

ترجمه: مورخان مهارت مذاکره‌کننده در هدایت خواسته‌های رقیب را مسئول موفقیت نهایی و غیرمحتمل توافق می‌دانند.


438) stripe

معنی فارسی: نوار، طیف

Analysts warned that officials of every political stripe had, at various points, downplayed the same documented risks.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات از هر طیف سیاسی، در نقاط مختلف، همان ریسک‌های مستندشده را کم‌اهمیت جلوه داده بودند.

Officials across the political stripe agreed on reassuring rhetoric while disagreeing on almost everything else.

ترجمه: مقامات از سراسر طیف سیاسی بر لفاظی اطمینان‌بخش توافق داشتند در حالی که تقریباً بر همه‌چیز دیگر اختلاف داشتند.

Historians note negotiators of differing ideological stripes found unexpected common ground in the treaty's core provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با طیف‌های ایدئولوژیک متفاوت، زمینهٔ مشترک غیرمنتظره‌ای در بندهای هستهٔ پیمان یافتند.


439) tame

معنی فارسی: رام، ملایم

Analysts warned that officials had offered a tame response to a crisis internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات پاسخی رام به بحرانی داده بودند که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Officials proposed tame reforms whose actual scope proved considerably narrower than the crisis genuinely required.

ترجمه: مقامات اصلاحاتی رام پیشنهاد دادند که دامنهٔ واقعی‌اش بسیار محدودتر از آنچه بحران واقعاً می‌طلبید، اثبات شد.

Historians note the treaty's tame provisions failed to address grievances that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای رام پیمان نتوانست به شکایاتی بپردازد که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برآورد.


440) tempt

معنی فارسی: وسوسه کردن

Analysts warned that officials had been tempted by reassuring statistics rather than confronting genuinely troubling underlying data.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات وسوسه شده بودند به‌جای رویارویی با داده‌های زیربنایی واقعاً نگران‌کننده، به آمار اطمینان‌بخش دل ببندند.

Officials were tempted to claim credit for a recovery internal assessments attributed largely to factors beyond their control.

ترجمه: مقامات وسوسه شدند ادعای اعتبار برای بهبودی‌ای کنند که ارزیابی‌های داخلی عمدتاً به عواملی فراتر از کنترلشان نسبت می‌داد.

Historians note negotiators were tempted by concessions that had, until then, seemed entirely beyond reach.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان به امتیازاتی وسوسه شدند که تا آن زمان کاملاً خارج از دسترس به نظر می‌رسید.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط