~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 25 (Advanced)

481) circulate

معنی فارسی: چرخش کردن

Analysts warned that rumors had begun to circulate long before officials acknowledged the crisis publicly.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند شایعات مدت‌ها پیش از پذیرش عمومی بحران توسط مقامات، شروع به چرخش کرده بودند.

Officials allowed a report to circulate internally for months before any public disclosure.

ترجمه: مقامات اجازه دادند گزارشی ماه‌ها داخلی چرخش کند پیش از هرگونه افشای عمومی.

Historians note secret proposals circulated among diplomats long before formal negotiations began.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیشنهادهای مخفی مدت‌ها پیش از آغاز مذاکرات رسمی میان دیپلمات‌ها چرخش می‌کرد.


482) consequent

معنی فارسی: پیامدی

Analysts warned that the consequent damage from delayed action proved considerably worse than early intervention would have caused.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند آسیب پیامدی ناشی از تأخیر در اقدام بسیار بدتر از مداخلهٔ زودهنگام اثبات شد.

Officials downplayed the consequent costs of a policy whose actual impact internal assessments described far more critically.

ترجمه: مقامات هزینه‌های پیامدی سیاستی را که تأثیر واقعی‌اش را ارزیابی‌های داخلی بسیار انتقادی‌تر توصیف می‌کرد، کم‌اهمیت جلوه دادند.

Historians note the consequent instability following the treaty's harsh terms fueled decades of resentment.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بی‌ثباتی پیامدی پس از شرایط سخت پیمان، دهه‌ها کینه را دامن زد.


483) derive

معنی فارسی: مشتق شدن، برگرفتن

Analysts warned that reassuring conclusions were derived from data that internal assessments described as genuinely incomplete.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نتیجه‌گیری‌های اطمینان‌بخش از داده‌هایی مشتق شده بود که ارزیابی‌های داخلی واقعاً ناقص توصیف می‌کرد.

Officials derived confidence from statistics that later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات اعتماد را از آماری مشتق کردند که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note the treaty's core principles were derived from earlier agreements that had, in practice, proven fragile.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اصول هستهٔ پیمان از توافقات پیشینی مشتق شد که در عمل شکننده اثبات شده بود.


484) drown

معنی فارسی: غرق شدن

Analysts warned that genuine reform risked being drowned out by reassuring rhetoric officials repeatedly offered.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحات واقعی در خطر غرق شدن در لفاظی اطمینان‌بخشی بود که مقامات بارها ارائه می‌دادند.

Officials watched public criticism drown out reassurances that internal documents would later contradict.

ترجمه: مقامات شاهد غرق شدن انتقاد عمومی در اطمینان‌هایی بودند که اسناد داخلی بعدها با آن‌ها در تضاد بود.

Historians note negotiators worried that a fragile agreement would drown in domestic political opposition.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان نگران بودند توافقی شکننده در مخالفت سیاسی داخلی غرق شود.


485) dynasty

معنی فارسی: سلسله

Analysts warned that a corporate dynasty had accumulated influence few institutions were willing to genuinely challenge.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند سلسله‌ای شرکتی نفوذی انباشته بود که کمتر نهادی مایل به چالش واقعی آن بود.

Officials described the reform as ending a dynasty of unchecked practices that had persisted for generations.

ترجمه: مقامات این اصلاحات را پایان‌دهنده به سلسله‌ای از شیوه‌های بدون کنترل که برای نسل‌ها ادامه داشت، توصیف کردند.

Historians note a ruling dynasty's fall created the political vacuum that ultimately produced the treaty's negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند سقوط سلسله‌ای حاکم خلأ سیاسی‌ای ایجاد کرد که سرانجام مذاکرات پیمان را تولید کرد.


486) fraction

معنی فارسی: بخش، کسر

Analysts warned that officials had addressed only a fraction of the risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها به بخشی از ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، پرداختند.

Officials allocated a fraction of the funding that internal reviews described as genuinely necessary.

ترجمه: مقامات بخشی از بودجه‌ای را اختصاص دادند که بازبینی‌های داخلی واقعاً ضروری توصیف کرده بودند.

Historians note the treaty resolved only a fraction of the disputes that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان تنها بخشی از اختلافاتی را حل کرد که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برخواهد آورد.


487) frost

معنی فارسی: یخبندان

Analysts warned that a frost of distrust had settled over negotiations that once seemed genuinely promising.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یخبندانی از بی‌اعتمادی بر مذاکراتی که زمانی واقعاً امیدوارکننده به نظر می‌رسید، نشست.

Officials described relations as thawing after years of diplomatic frost that had defined the previous decade.

ترجمه: مقامات روابط را رو به گرم شدن پس از سال‌ها یخبندان دیپلماتیک که دهه‌های پیشین را تعریف کرده بود، توصیف کردند.

Historians note a frost of hostility persisted between negotiating nations long after the treaty's formal signing.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند یخبندانی از خصومت مدت‌ها پس از امضای رسمی پیمان میان ملت‌های مذاکره‌کننده ادامه یافت.


488) illusion

معنی فارسی: توهم

Analysts warned that reassuring statements created an illusion of stability that internal assessments directly contradicted.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش توهمی از ثبات ایجاد کرد که ارزیابی‌های داخلی مستقیماً با آن در تضاد بود.

Officials maintained an illusion of control over a crisis that internal documents showed had spiraled beyond their management.

ترجمه: مقامات توهمی از کنترل بر بحرانی حفظ کردند که اسناد داخلی نشان داد فراتر از مدیریتشان چرخیده بود.

Historians note the treaty's celebratory language fostered an illusion of lasting peace that later events would substantially complicate.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند زبان جشن‌گونهٔ پیمان توهمی از صلحی پایدار پرورش داد که رویدادهای بعدی به‌طور قابل‌توجهی پیچیده‌اش کرد.


489) invade

معنی فارسی: تهاجم کردن

Analysts warned that unchecked risk had begun to invade institutions officials had assumed were genuinely insulated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ریسک بدون کنترل شروع به تهاجم به نهادهایی کرده بود که مقامات فرض کرده بودند واقعاً مصون‌اند.

Officials described the scandal as an invasion of privacy rather than a legitimate matter of public concern.

ترجمه: مقامات رسوایی را تهاجمی به حریم خصوصی توصیف کردند نه موضوعی مشروع از نگرانی عمومی.

Historians note the treaty addressed territorial disputes stemming from a conflict that had invaded the region for years.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به اختلافات سرزمینی ناشی از درگیری‌ای پرداخت که سال‌ها به منطقه تهاجم کرده بود.


490) lieutenant

معنی فارسی: ستوان

Analysts warned that a trusted lieutenant had concealed risks that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند ستوانی مورد اعتماد ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، پنهان کرده بود.

Officials relied on a lieutenant whose judgment later proved considerably less sound than initially trusted.

ترجمه: مقامات به ستوانی متکی بودند که قضاوتش بعدها بسیار کمتر از آنچه در ابتدا مورد اعتماد بود، سالم اثبات شد.

Historians note a junior lieutenant's private diary offered scholars unexpected insight into the negotiations' true dynamics.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دفترچهٔ خصوصی ستوانی جوان بینشی غیرمنتظره دربارهٔ پویایی واقعی مذاکرات برای محققان ارائه داد.


491) marine

معنی فارسی: دریایی

Analysts warned that reforms affecting marine industries received considerably less attention than measures benefiting other sectors.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که صنایع دریایی را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که بخش‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می‌داد، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect marine ecosystems already struggling with pollution.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر اکوسیستم‌های دریایی که پیش‌تر با آلودگی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note disputes over marine territory unexpectedly became central to the treaty's most contentious negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات بر سر سرزمین دریایی به‌طور غیرمنتظره‌ای به محور جنجالی‌ترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.


492) merit

معنی فارسی: شایستگی

Analysts warned that officials had promoted individuals based on loyalty rather than genuine merit.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات افراد را بر اساس وفاداری به‌جای شایستگی واقعی ترفیع داده بودند.

Officials claimed the reform's merit, though internal assessments described its actual benefits far more modestly.

ترجمه: مقامات ادعای شایستگی این اصلاحات را کردند، هرچند ارزیابی‌های داخلی منافع واقعی‌اش را با اصطلاحات بسیار متواضع‌تری توصیف می‌کرد.

Historians note the treaty's merits were debated for generations by scholars who reached genuinely divergent conclusions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شایستگی‌های پیمان برای نسل‌ها توسط محققانی که به نتیجه‌گیری‌های واقعاً متفاوتی رسیدند، بحث شد.


493) navy

معنی فارسی: نیروی دریایی

Analysts warned that reforms affecting the navy received considerably more political attention than measures benefiting civilian institutions.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که نیروی دریایی را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه سیاسی به‌مراتب بیشتری نسبت به اقداماتی که به نهادهای غیرنظامی سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated the resources genuinely required to modernize a navy that had, for decades, been underfunded.

ترجمه: مقامات منابع واقعاً موردنیاز برای مدرن‌سازی نیروی دریایی‌ای که دهه‌ها کم‌بودجه بود، دست‌کم گرفتند.

Historians note naval disputes became unexpectedly central to negotiations that ultimately produced the treaty's core provisions.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند اختلافات دریایی به‌طور غیرمنتظره‌ای به محور مذاکراتی تبدیل شد که سرانجام بندهای هستهٔ پیمان را تولید کرد.


494) polar

معنی فارسی: قطبی

Analysts warned that officials held polar opposite views on risks internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات دیدگاه‌های کاملاً متضادی دربارهٔ ریسک‌هایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، داشتند.

Officials took polar opposite positions in public and private, a contradiction internal documents would later reveal.

ترجمه: مقامات مواضع کاملاً متضادی علناً و خصوصی اتخاذ کردند، تناقضی که اسناد داخلی بعدها آشکار کرد.

Historians note negotiators arrived with polar opposite proposals that seemed genuinely irreconcilable at the outset.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان با پیشنهادهایی کاملاً متضاد آمدند که در ابتدا واقعاً آشتی‌ناپذیر به نظر می‌رسید.


495) ray

معنی فارسی: پرتو

Analysts warned that officials offered only a ray of reassurance rather than genuine, substantive reform.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات تنها پرتویی از اطمینان‌بخشی ارائه دادند به‌جای اصلاحات واقعی و اساسی.

Officials described a ray of hope in the economy that internal assessments attributed largely to factors beyond their control.

ترجمه: مقامات پرتویی از امید در اقتصاد توصیف کردند که ارزیابی‌های داخلی عمدتاً به عواملی فراتر از کنترلشان نسبت می‌داد.

Historians note a single ray of compromise finally broke through negotiations that had, until then, seemed genuinely stalled.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پرتوی واحد از سازش سرانجام از میان مذاکراتی که تا آن زمان واقعاً متوقف به نظر می‌رسید، رخنه کرد.


496) resign

معنی فارسی: استعفا دادن

Analysts warned that officials would eventually have to resign once evidence made continued denial genuinely untenable.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سرانجام باید استعفا دهند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد.

Officials resigned rather than confront questions internal documents had made entirely predictable.

ترجمه: مقامات به‌جای رویارویی با سؤالاتی که اسناد داخلی کاملاً قابل‌پیش‌بینی کرده بود، استعفا دادند.

Historians note a key negotiator resigned shortly after the treaty's signing, a decision rarely explained in official accounts.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کننده‌ای کلیدی اندکی پس از امضای پیمان استعفا داد، تصمیمی که به‌ندرت در روایت‌های رسمی توضیح داده می‌شود.


497) suicide

معنی فارسی: خودکشی

Analysts noted that public health researchers study suicide rates as one indicator of a community's overall wellbeing.

ترجمه: تحلیلگران اشاره کردند پژوهشگران بهداشت عمومی نرخ‌های خودکشی را به‌عنوان یکی از شاخص‌های سلامت کلی یک جامعه بررسی می‌کنند.

Officials cited historical suicide statistics when researching demographic trends from earlier decades.

ترجمه: مقامات به آمار تاریخی خودکشی هنگام بررسی روندهای جمعیت‌شناختی از دهه‌های پیشین استناد کردند.

Historians note the study of suicide rates in wartime populations has informed broader research on the social effects of conflict.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مطالعهٔ نرخ‌های خودکشی در جمعیت‌های زمان جنگ به پژوهش گسترده‌تر دربارهٔ آثار اجتماعی درگیری کمک کرده است.


498) tremble

معنی فارسی: لرزیدن

Analysts warned that markets would tremble sharply once genuine underlying risks became fully apparent.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بازارها به محض کاملاً آشکار شدن ریسک‌های واقعی زیربنایی به‌شدت خواهند لرزید.

Officials appeared to tremble under questioning once evidence made continued denial genuinely untenable.

ترجمه: مقامات به نظر می‌رسید تحت بازجویی می‌لرزیدند به محض اینکه شواهد ادامهٔ انکار را واقعاً غیرقابل‌دفاع کرد.

Historians note negotiators trembled at the prospect of a diplomatic collapse that had, at several points, seemed imminent.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از احتمال فروپاشی دیپلماتیکی که در چندین نقطه قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید، لرزیدند.


499) underlying

معنی فارسی: زیربنایی

Analysts warned that reassuring statements addressed symptoms while ignoring underlying causes internal assessments had extensively documented.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش به علائم پرداختند در حالی که علل زیربنایی‌ای را که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، نادیده گرفتند.

Officials failed to address underlying structural weaknesses that internal reviews had described as fundamentally inadequate.

ترجمه: مقامات در پرداختن به ضعف‌های ساختاری زیربنایی‌ای که بازبینی‌های داخلی اساساً ناکافی توصیف کرده بودند، شکست خوردند.

Historians note the treaty failed to resolve underlying grievances that would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان نتوانست به شکایات زیربنایی‌ای بپردازد که ظرف یک نسل واحد دوباره سر برآورد.


500) via

معنی فارسی: از طریق

Analysts warned that officials communicated risk assessments via channels that genuinely lacked adequate oversight.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ارزیابی‌های ریسک را از طریق کانال‌هایی منتقل کردند که واقعاً فاقد نظارت کافی بودند.

Officials reached the public via carefully managed statements rather than genuinely transparent disclosure.

ترجمه: مقامات از طریق بیانیه‌هایی با دقت مدیریت‌شده به‌جای افشای واقعاً شفاف، به عموم رسیدند.

Historians note negotiators communicated via secret channels long before formal talks were publicly announced.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان مدت‌ها پیش از اعلام عمومی گفتگوهای رسمی، از طریق کانال‌های مخفی ارتباط برقرار کردند.

[/EN] [FA] TITLE: واژگان ضروری زبان انگلیسی (جلد سوم) – فصل ۲۵: جملات پیشرفته از Circulate تا Via SUMMARY: این مقاله بیست واژهٔ ضروری انگلیسی از فصل ۲۵ جلد سوم را ارائه می‌دهد که هر یک با سه جملهٔ نمونهٔ پیشرفته و ترجمهٔ فارسی آن‌ها برای زبان‌آموزان دوزبانه همراه شده است. KEYWORDS: واژگان ضروری انگلیسی, جملات نمونهٔ پیشرفته, لیست کلمات جلد سوم فصل ۲۵ BODY:

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 25 (Advanced)

[همان محتوای بالا]

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط