~13 دقیقه مطالعه · آخرین به‌روزرسانی ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

Coding 4000 Essential English Words – Book 3, Unit 6 (Advanced)

101) alert

معنی فارسی: آگاه کردن، هشدار دادن

Analysts warned that internal auditors had alerted officials to risks years before the crisis fully materialized.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند حسابرسان داخلی سال‌ها پیش از تحقق کامل بحران، مقامات را نسبت به ریسک‌ها آگاه کرده بودند.

Regulators failed to alert the public despite evidence that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: نهادهای نظارتی در آگاه کردن عموم با وجود شواهدی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، شکست خوردند.

Historians note a junior diplomat alerted his superiors to a compromise the delegation had privately already accepted.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند دیپلماتی جوان مافوق خود را نسبت به سازشی که هیئت پیش‌تر خصوصی پذیرفته بود، آگاه کرد.


102) broadcast

معنی فارسی: پخش (تلویزیونی/رادیویی)

Analysts warned that a single reassuring broadcast could not offset years of accumulated institutional distrust.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند یک پخش تلویزیونی اطمینان‌بخش نمی‌توانست سال‌ها بی‌اعتمادی نهادی انباشته‌شده را جبران کند.

Officials used a televised broadcast to announce reforms whose actual substance proved considerably thinner than advertised.

ترجمه: مقامات از یک پخش تلویزیونی برای اعلام اصلاحاتی استفاده کردند که جوهر واقعی‌اش بسیار نازک‌تر از تبلیغات اثبات شد.

Historians note the treaty's signing was among the first diplomatic events captured live for public broadcast.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند امضای پیمان از نخستین رویدادهای دیپلماتیکی بود که زنده برای پخش عمومی ضبط شد.


103) bulletin

معنی فارسی: خبرنامه

Analysts warned that a reassuring bulletin obscured risks that internal assessments described in far more troubling terms.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند خبرنامه‌ای اطمینان‌بخش ریسک‌هایی را که ارزیابی‌های داخلی با اصطلاحات بسیار نگران‌کننده‌تری توصیف می‌کرد، پنهان کرد.

Officials issued a bulletin denying allegations that internal documents would later substantially confirm.

ترجمه: مقامات خبرنامه‌ای صادر کردند که اتهاماتی را رد می‌کرد که اسناد داخلی بعدها به‌طور قابل‌توجهی تأیید کرد.

Historians note negotiators awaited each bulletin from the capital with an anxiety formal records rarely captured.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان منتظر هر خبرنامه‌ای از پایتخت بودند، با اضطرابی که سوابق رسمی به‌ندرت ثبت کردند.


104) bump

معنی فارسی: برجستگی، تکان

Analysts warned that officials dismissed early market signals as a minor bump rather than a genuine warning.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات سیگنال‌های اولیهٔ بازار را برجستگی جزئی‌ای رد کردند نه هشداری واقعی.

Officials described the crisis as a temporary bump, a characterization later evidence would substantially undermine.

ترجمه: مقامات این بحران را برجستگی موقتی توصیف کردند، توصیفی که شواهد بعدی به‌طور قابل‌توجهی تضعیفش کرد.

Historians note negotiations hit a bump that nearly ended talks before an unexpected breakthrough revived them.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکرات به برجستگی‌ای برخورد کرد که تقریباً گفتگوها را پیش از پیشرفتی غیرمنتظره که آن‌ها را احیا کرد، پایان داد.


105) chop

معنی فارسی: قطع کردن، خرد کردن

Analysts warned that officials had chopped oversight budgets precisely when scrutiny was most genuinely needed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات بودجه‌های نظارتی را دقیقاً زمانی که بررسی بیشترین نیاز واقعی را داشت، قطع کرده بودند.

Officials chopped funding for programs whose actual costs had proven considerably higher than promised.

ترجمه: مقامات بودجهٔ برنامه‌هایی را که هزینه‌های واقعی‌شان بسیار بالاتر از وعده اثبات شده بود، قطع کردند.

Historians note the treaty chopped territories in ways that later generations found genuinely difficult to accept.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان سرزمین‌ها را به شیوه‌هایی قطع کرد که نسل‌های بعدی واقعاً دشوار یافتند بپذیرند.


106) closet

معنی فارسی: کمد، اتاقک

Analysts warned that officials kept troubling findings in a metaphorical closet rather than publicly disclosing them.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات یافته‌های نگران‌کننده را در کمدی استعاره‌ای نگه داشتند به‌جای افشای علنی‌شان.

Regulators discovered a closet of unaddressed complaints that internal reviews had quietly accumulated for years.

ترجمه: نهادهای نظارتی کمدی از شکایات پرداخته‌نشده کشف کردند که بازبینی‌های داخلی آرام سال‌ها انباشته کرده بودند.

Historians note a diplomat's private closet of documents offered insight into negotiations official records never fully captured.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کمد خصوصی اسناد یک دیپلمات بینشی دربارهٔ مذاکراتی ارائه داد که سوابق رسمی هرگز کاملاً دربرنگرفت.


107) console

معنی فارسی: دلداری دادن

Analysts warned that reassuring rhetoric could not console investors confronted with genuinely troubling underlying data.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند لفاظی اطمینان‌بخش نمی‌تواند سرمایه‌گذارانی را که با داده‌های زیربنایی واقعاً نگران‌کننده روبه‌رو هستند، دلداری دهد.

Officials attempted to console a public whose trust years of misleading statements had steadily eroded.

ترجمه: مقامات تلاش کردند عمومی را که سال‌ها بیانیهٔ گمراه‌کننده پیوسته اعتمادش را از بین برده بود، دلداری دهند.

Historians note negotiators consoled colleagues discouraged by setbacks that nearly derailed the entire process.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان همکاران دلسردشده از ناکامی‌هایی را که تقریباً کل فرآیند را از مسیر خارج کرد، دلداری دادند.


108) district

معنی فارسی: بخش، ناحیه

Analysts warned that reforms affecting rural districts received considerably less attention than measures benefiting the capital.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اصلاحاتی که بخش‌های روستایی را تحت تأثیر قرار می‌داد، توجه به‌مراتب کمتری نسبت به اقداماتی که به پایتخت سود می‌رساند، دریافت کرد.

Officials underestimated how severely the policy would affect districts already struggling economically.

ترجمه: مقامات دست‌کم گرفتند این سیاست چقدر شدید بر بخش‌هایی که پیش‌تر از نظر اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اثر خواهد گذاشت.

Historians note disputed districts became, unexpectedly, central to the treaty's most contentious negotiations.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بخش‌های مورد مناقشه به‌طور غیرمنتظره‌ای به محور جنجالی‌ترین مذاکرات پیمان تبدیل شد.


109) drawer

معنی فارسی: کشو

Analysts warned that inconvenient reports had been quietly filed away in a bureaucratic drawer rather than acted upon.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند گزارش‌های ناخوشایند آرام در کشویی بوروکراتیک بایگانی شده بودند به‌جای اقدام بر اساسشان.

Officials kept warnings locked in a drawer rather than sharing them with agencies that genuinely needed the information.

ترجمه: مقامات هشدارها را در کشویی قفل نگه داشتند به‌جای اشتراک‌گذاری با آژانس‌هایی که واقعاً به این اطلاعات نیاز داشتند.

Historians note a forgotten drawer of correspondence revealed negotiating dynamics official records never fully documented.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کشویی فراموش‌شده از مکاتبات پویایی مذاکراتی را که سوابق رسمی هرگز کاملاً مستند نکرد، آشکار کرد.


110) endure

معنی فارسی: تحمل کردن، دوام آوردن

Analysts warned that institutions would need to endure considerable scrutiny once the scandal's full scope became known.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند نهادها باید بررسی قابل‌توجهی را به محض آشکار شدن دامنهٔ کامل رسوایی تحمل کنند.

Officials endured harsh criticism for decisions that internal documents would later prove genuinely indefensible.

ترجمه: مقامات انتقاد شدیدی را برای تصمیماتی که اسناد داخلی بعدها واقعاً غیرقابل‌دفاع اثبات کرد، تحمل کردند.

Historians note the treaty endured far longer than skeptics had originally predicted, despite its considerable flaws.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان بسیار طولانی‌تر از آنچه شکاکان در ابتدا پیش‌بینی کرده بودند، دوام آورد، با وجود کاستی‌های قابل‌توجهش.


111) execute

معنی فارسی: اجرا کردن

Analysts warned that officials had failed to execute reforms with the rigor genuinely required for lasting success.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در اجرای اصلاحات با دقتی که واقعاً برای موفقیت پایدار موردنیاز بود، شکست خوردند.

Regulators discovered executives had executed transactions specifically designed to conceal losses from shareholders and auditors alike.

ترجمه: نهادهای نظارتی دریافتند مدیران اجرایی تراکنش‌هایی را اجرا کرده بودند که مخصوصاً برای پنهان کردن زیان‌ها از سهامداران و حسابرسان طراحی شده بود.

Historians note the treaty's provisions were never fully executed, a gap between promise and practice later scholars emphasized.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای پیمان هرگز کاملاً اجرا نشد، شکافی میان وعده و عمل که محققان بعدی بر آن تأکید کردند.


112) grasp

معنی فارسی: درک کردن، چنگ زدن

Analysts warned that officials had failed to grasp the crisis's true scope until it was considerably too late.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات در درک دامنهٔ واقعی بحران تا زمانی که واقعاً بسیار دیر شده بود، شکست خوردند.

Officials grasped at reassuring statistics rather than confronting evidence that directly contradicted them.

ترجمه: مقامات به آمار اطمینان‌بخش چنگ زدند به‌جای رویارویی با شواهدی که مستقیماً با آن‌ها در تضاد بود.

Historians note negotiators struggled to grasp the full implications of provisions they had hastily agreed to.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان برای درک کامل پیامدهای بندهایی که شتاب‌زده پذیرفته بودند، دشواری داشتند.


113) rear

معنی فارسی: عقب، پشتی

Analysts warned that officials addressed the crisis's rear, symbolic details while leaving its actual causes unaddressed.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات به جزئیات نمادین و عقبی بحران پرداختند در حالی که علل واقعی‌اش را پرداخته‌نشده رها کردند.

Officials quietly negotiated key concessions at the rear of the conference hall, away from formal proceedings.

ترجمه: مقامات امتیازات کلیدی را آرام در عقب سالن کنفرانس، دور از رویه‌های رسمی، مذاکره کردند.

Historians note the treaty's rear provisions, tucked into appendices, proved more consequential than its prominent main clauses.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند بندهای عقبی پیمان، جای‌داده‌شده در ضمائم، پرپیامدتر از بندهای اصلی برجسته‌اش اثبات شد.


114) senator

معنی فارسی: سناتور

Analysts warned that a single senator's objection could delay reforms whose costs only compounded with time.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند اعتراض یک سناتور واحد می‌تواند اصلاحاتی را که هزینه‌هایشان تنها با زمان تشدید می‌شد، به تعویق بیندازد.

Officials lobbied senators whose support proved far harder to secure than initially anticipated.

ترجمه: مقامات سناتورهایی را لابی کردند که حمایتشان بسیار دشوارتر از پیش‌بینی اولیه اثبات شد.

Historians note a junior senator's persistent advocacy proved decisive in securing ratification few believed achievable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند حمایت پیوستهٔ یک سناتور جوان در تضمین تصویبی که کمتر کسی قابل‌دستیابی می‌دانست، تعیین‌کننده اثبات شد.


115) skull

معنی فارسی: جمجمه

Analysts warned that beneath reassuring figures lay the skull of an institution stripped of genuine substance.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زیر ارقام اطمینان‌بخش، جمجمهٔ نهادی نهفته بود که از جوهر واقعی عاری شده بود.

Officials examined organizational charts as though peering beneath a skull, searching for decisions no one would openly claim.

ترجمه: مقامات نمودارهای سازمانی را گویی زیر جمجمه‌ای می‌کاویدند و به‌دنبال تصمیماتی که هیچ‌کس آشکارا ادعایش را نمی‌کرد، می‌گشتند.

Historians note archaeologists later found evidence, down to the skull fragments, confirming disputes the treaty had left unresolved.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند باستان‌شناسان بعدها شواهدی، تا قطعات جمجمه، یافتند که اختلافاتی را که پیمان حل‌نشده رها کرده بود، تأیید می‌کرد.


116) stir

معنی فارسی: برانگیختن، هم زدن

Analysts warned that reassuring statements would stir skepticism rather than genuine confidence among informed observers.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند بیانیه‌های اطمینان‌بخش شکاکیت را به‌جای اعتماد واقعی میان ناظران آگاه برمی‌انگیزد.

Officials stirred controversy by dismissing warnings that internal assessments had extensively documented.

ترجمه: مقامات با رد کردن هشدارهایی که ارزیابی‌های داخلی به‌طور گسترده مستند کرده بود، جنجال برانگیختند.

Historians note the treaty's harsh terms stirred resentment that later conflicts would directly exploit.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند شرایط سخت پیمان کینه‌ای را برانگیخت که درگیری‌های بعدی مستقیماً از آن بهره‌برداری کردند.


117) tap

معنی فارسی: برداشت کردن، ضربه زدن

Analysts warned that officials had tapped reserves meant for genuinely unforeseen emergencies to cover routine shortfalls.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند مقامات ذخایری را که برای موارد اضطراری واقعاً پیش‌بینی‌نشده در نظر گرفته شده بود، برای پوشش کمبودهای روتین برداشت کرده بودند.

Regulators discovered executives had tapped funds earmarked for purposes shareholders had never authorized.

ترجمه: نهادهای نظارتی دریافتند مدیران اجرایی وجوهی را که برای اهدافی که سهامداران هرگز مجاز نکرده بودند، برداشت کرده بودند.

Historians note negotiators tapped precedents from earlier treaties, adapting lessons only partially applicable.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند مذاکره‌کنندگان از پیش‌نمونه‌هایی از پیمان‌های پیشین بهره بردند و درس‌هایی را که تنها تا حدی قابل‌اجرا بود، تطبیق دادند.


118) tremendous

معنی فارسی: عظیم

Analysts warned that the reform required tremendous resources that officials had significantly underestimated.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند این اصلاحات به منابع عظیمی نیاز داشت که مقامات به‌طور قابل‌توجهی دست‌کم گرفته بودند.

Officials faced tremendous pressure from factions whose demands proved fundamentally incompatible.

ترجمه: مقامات با فشار عظیمی از جناح‌هایی که خواسته‌هایشان اساساً ناسازگار اثبات شد، روبه‌رو شدند.

Historians note the treaty required tremendous compromise from both delegations before finally reaching agreement.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند پیمان به سازش عظیمی از هر دو هیئت پیش از رسیدن نهایی به توافق نیاز داشت.


119) underneath

معنی فارسی: زیر

Analysts warned that underneath reassuring headline figures lay a genuinely troubling set of vulnerabilities.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند زیر ارقام سرتیتر اطمینان‌بخش، مجموعه‌ای واقعاً نگران‌کننده از آسیب‌پذیری‌ها نهفته بود.

Officials discovered problems underneath the surface that internal reviews had extensively documented for years.

ترجمه: مقامات مشکلاتی را زیر سطح کشف کردند که بازبینی‌های داخلی سال‌ها به‌طور گسترده مستند کرده بود.

Historians note tensions underneath the treaty's celebratory language would resurface within a single generation.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند تنش‌های زیر زبان جشن‌گونهٔ پیمان ظرف یک نسل واحد دوباره سر برآورد.


120) worm

معنی فارسی: کرم

Analysts warned that a single worm of doubt about reassuring figures should have prompted deeper scrutiny.

ترجمه: تحلیلگران هشدار دادند کرمی از شک دربارهٔ ارقام اطمینان‌بخش می‌بایست بررسی عمیق‌تری را برمی‌انگیخت.

Officials described corruption as a worm that had quietly eaten away at institutional integrity for years.

ترجمه: مقامات فساد را کرمی توصیف کردند که آرام سال‌ها یکپارچگی نهادی را از درون خورده بود.

Historians note a worm of resentment burrowed into the treaty's foundations from its earliest days.

ترجمه: مورخان اشاره می‌کنند کرمی از کینه از نخستین روزها در بنیان‌های پیمان نفوذ کرد.

نوشته و پژوهش‌شده توسط دکتر شاهین صیامی

مقالات مرتبط